شنبه ۲۰ تیر ۱۳۸۸ - ۱۱:۱۰
كتاب‌هاي «رضايي» خواننده را به درون تاريخ كهن ايران مي‌كشاند

نماينده زرتشتيان در مجلس شوراي اسلامي در بزرگداشت دكتر «عبدالعظيم رضايي» گفت: كتاب‌هاي شادروان رضايي تاريخ نيست بلكه آميزه‌اي از فرهنگ، ادب و اخلاق ايران در گذشته‌هاي دور است. كتاب‌هاي او خواننده را به درون تاريخ كهن ايران مي‌كشاند.

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، دكتر اسفنديار اختياري، نماينده‌ زرتشتيان در مجلس شوراي اسلامي، در مراسم بزرگداشت «دكتر عبدالعظيم رضايي»‌ گفت: بسياري از ما مي‌پنداريم نوشتن تاريخ، كاري آسان است، مي‌توان كتابي برداشت و تاريخ را به نگارش درآورد اما واقعيت چنين نيست. واقعيت اين است كه به تصوير درآوردن تاريخ، هنري است كه از دست كمتر كسي برمي‌آيد.

وي به ‌دست آوردن لقب «پدر تاريخ ايران ‌باستان» از سوي دكتر رضايي را به دليل لياقت و تلاش بي‌همتاي او در شناساندن فرهنگ پربار ايران به جهانيان دانست و نوشته‌هاي وي را داراي درون‌مايه عميق فرهنگ و تمدن ايران باستان خواند.

اختياري با اشاره به شايسته بودن عنوان پدر تاريخ ايران باستان، وي را بزرگ‌مردي خواند که جايگزيني نخواهد داشت و نام او را مايه سرافرازي و سربلندي تمام ايرانيان دانست.

در بخش ديگري از اين همايش، موبد مهراب وحيدي، كه به نمايندگي از موبد اردشير خورشيديان، رئيس انجمن موبدان تهران در اين مراسم حضور داشت به بازخواني بيانيه‌ انجمن موبدان، در بزرگداشت «پدر تاريخ ايران‌باستان» پرداخت. 

در اين بيانيه آمده است: تاريخ پر نشيب و فراز اين كشور اهوايي، نوادر مردان و زناني دارد كه با از خودگذشتگي بسيار، از همه توش و توان خود براي شناخت راستي‌ها و گسترش نيكي‌ها ، از هيچ كوششي دريغ نكردند و نام ايران را پرآوازه و فرهنگ ايراني را با جان و دل پاسداري كرده و به ديگران شناسانيدند. يكي از ارجمندترين اين فرهيختگان تاريخ روانشاد استاد عبدالعظيم رضايي پدر تاريخ ايران است. 

وي به راستي دريافته بود كه ما ايرانيان بسيار كمتر از آنچه كه لازم است از پيشينه تاريخي و دانش و فرهنگ كشور خود باخبريم و به جهت موقعيت سوق‌الجيشي و انديشه انسان‌نگر حاكم بر مردمان اين مرزبوم، در اثر هجوم بيگانگان از يوناني، تازي، ترك و تاتار گرفته تا بدانديشان، دشمنان، نادانان و فرصت‌طلبان، از بسياري از حقايق تاريخ و فرهنگ اين كشور اهورايي به دورافتاده، وبراستي «هويت گم‌گشته» شده‌ايم.

در زماني كه غربي‌ها كوشش مي‌كنند سرچشمه همه تمدن و فرهنگ جهان را از مغرب زمين به ويژه يونان معرفي و با تبليغات بي‌امان براي خود تاريخ‌سازي كنند و شناسنامه ملي ما ايرانيان را چنان از حقيقت تهي كرده و تحت تأثير باورها و فرهنگ‌هاي خود قرار داده‌اند كه، تشخيص هويت راستين ايراني، نه تنها بر جوانان كه بر بسياري از اهل قلم، نيز معلوم نيست.

بايد توجه داشت كه مورخ، همانند پژوهشگر فيزيك يا شيمي كه با علوم تجربي سروكار دارند، نمي‌تواند به همه حقايق تاريخي كه براستي اتفاق افتاده است، پي ببرد. بنابراين خواننده هر كتاب تاريخي و همانند آن، بايد با آگاهي كامل از اين‌كه بسياري از گزارش‌هايي كه اين‌گونه كتاب‌ها نوشته‌اند، برپايه علوم نقلي و برداشت‌هاي شخصي و علوم معقول تكيه دارد، را حقيقت كامل در نظر نگيرد بلكه بايد با ترديد به مطالب بنگرند و بياموزد كه براي يافتن و درك راستي‌ها بايد به چندين منبع به ويژه كتاب‌هايي كه در زمان‌هاي نزديك‌تر به زمان حادثه، توسط تاريخ‌نويسان نوشته شده و با مدارك و اسناد دقيق‌تر همراه است، مراجعه كند.

شوربختانه در مورد پژوهشگران تاريخ ايران زمين، مسأله بسيار پيچيده‌تر و مشكل‌تر مي‌شود چرا كه متأسفانه در اثر تهاجم بي‌امان نادانان و كينه‌جويان تاريخ، بيشتر كتاب‌ها و رساله‌هاي نويسندگان گذشته اين سرزمين، نابود شده و به ويژه تاريخ‌پژوهاني كه در مورد ايران پيش از اسلام به پژوهش مي‌پردازند، بايستي به نوشته‌هاي بيگانگان به ويژه يونانيان و اعراب مراجعه كنند.

منابع دست اول از ايران باستان باقي مانده ولي تعداد آن بسيار اندك است و جز پنج بخش اوستا كه تنها بخش ديني و مذهبي زرتشتيان بوده، تعدادي نامه‌ به زبان پهلوي، از پيش از اسلام باقي مانده است ولي تاريخ‌نويس مي‌تواند به نوشتارهاي ايرانيان پس از اسلام، آثار تاريخي، كتيبه‌ها و مداركي كه از زير خاك بيرون آورده شده، استناد كند.

براساس اين باور علمي و كارشناسي كه مورد پذيرش تمام تاريخ‌نويسان راستين، به ويژه روانشاد رضايي بوده است. اين پژوهشگر خردمند و فرهيخته در تمام درازناي عمر پربار خويش، كوشش داشته كه با مطالعه بسياري از كتاب‌هاي پژوهشگرانه در مورد تاريخ ايران زمين، از كهن‌ترين زمان ممكن تاكنون اعم از خارجي يا ايراني و مقايسه و تجزيه و تحليل خردمندانه آن‌ها، به «منطق تاريخ» رسيده و به راستي‌هاي بيشتري پي ببرد و در هفتاد جلد كتاب به رشته تحرير درآورد.

با مطالعه كتاب‌هاي اين استاد تاريخ، براستي به اين باور رسيده‌ام كه اين ابر مرد تاريخ ايران زمين يكي از بزرگ‌ترين پژوهشگران تاريخ اين سرزمين بوده و بر همه ايرانيان و ايران‌دوستان از جمله زرتشتيان نيز شايسته است كه ياد اين دانشمند تاريخ و فرهنگ را گرامي داريم و از زندگي او درس گيريم و با خواندن كتاب‌هاي برجاي مانده از ايشان كه حاصل كوشش شبانه‌روزي اين فرهيخته انديشمند است به يافته‌ها و انديشه‌هاي ايشان نزديك شده و با كاوش بيشتر به راستي‌هاي افزون‌تري در مورد هويت و فرهنگ ايران و ايراني پي ببريم. 

سپس فرهاد كشاورزي، از هموندان انجمن زرتشتيان تهران، گوشه‌اي از زندگي پرنشيب و فراز «پدر تاريخ ايران‌باستان» را براي حاضران بازخواني كرد.

فاروق صفي‌زاده، پژوهشگر و ايران‌شناس نوشتارهاي دكتر رضايي را از بزرگ‌ترين و بهترين منابع ايران‌پژوهان دانست و گفت: همه‌ مردم در چارچوب ايران‌بزرگ و چه در چارچوب ايران كنوني، به دكتر رضايي افتخار مي‌كنند.

وي رضايي را كسي دانست كه تلاش مي‌كرد، تاريخ راستين ايران‌باستان را به همه بشناساند و در هنگامه‌اي قلم به دست گرفت كه گروهي مزدور قلم‌فروش تلاش مي‌كردند با ساختن فيلم 300، ايرانيان را خوار و زبون به ديگران بشناسانند.

بهره‌مندي ايرانيان از تاريخ و فرهنگ و فلسفه، در روزگاران گذشته، از ديگر مواردي بود كه صفي‌زاده به آن اشاره كرد. به‌ گفته‌ وي، در كتاب‌هاي دانشگاهي و دانشنامه‌هاي جهاني، يونان را مهد فلسفه مي‌خوانند و دانشمندان پارسي همچون پورسينا را با بي‌شرمي، عرب مي‌خوانند.

در پايان اين نشست كه در چهلمين روز درگذشت همسر دكتر عبدالعظيم رضايي و مراسم سالگرد عبدالعظيم رضايي برپا بود، مستندي از زندگي اين دو شادروان، براي حاضران به نمايش درآمد. مراسم بزرگداشت پدر تاريخ ايران باستان عصر روز 18 تيرماه در باشگاه شركت نفت تهران برگزار شد.

شادروان دكتر عبداعظيم رضايي در دوم فروردين‌ماه 1311 خورشيدي در روستاي «يبارك» شهريار چشم‌ به ‌جهان گشود. شناخته‌شده‌ترين كتاب «رضايي» را مي‌توان مجموعه‌ي چهار جلدي «تاريخ ده هزار ساله ايران» دانست. در اين كتاب، كه بارها تجديدچاپ شده، او تاريخ سياسي و فرهنگي ايران را از سپيده‌دم تاريخ تا روزگار معاصر پي مي‌گيرد و زمينه‌اي فراهم مي‌آورد تا خواننده، نمايي يكپارچه از هنگامه‌هاي گوناگون تاريخ ايران به‌دست بياورد و با رخداد‌هايي كه بر اين سرزمين گذشته آشنا شود. 

نثر روان و ساده‌ او نيز دشواري خواندن رويدادهاي تاريخي را آسان مي‌‌كند و شوق خواننده براي پيگيري رويدادها را برمي‌انگيزد. ديگر كتاب‌هاي تاريخي كه از «عبدالعظيم رضايي» به جاي‌ مانده ‌است، مي‌توان به «گنجينه‌ي تاريخ ايران»، «پيشينه‌ي ايرانيان»، «سرشت و سيرت ايرانيان‌باستان»، «تاريخ فرهنگ‌و‌تمدن ايران»، «انگيزه‌ي شكست‌ها و پيروزي‌هاي ايرانيان‌باستان در جنگ‌ها»، «تاريخ تخت‌جمشيد» اشاره كرد كه مجموع آنها به 70 جلد مي‌رسد.

عبدالعظيم رضايي براي سال‌هاي پي‌درپي، سمت استادي رشته‌ي تاريخ در دانشگاه شهيد بهشتي را بردوش داشته‌است و در سال 1385 از سوي دانشگاه دولتي تاجيكستان، دكتراي افتخاري در رشته‌ تاريخ را دريافت كرده‌است. اين استاد و تاريخ‌نويس پركار، كه به «پدر تاريخ ايران باستان» نامدار ‌بود، پس از ابتلا به بيماري عفونت خوني، در روز 11 تير ماه 1387 در سن 76 سالگي ديده از جهان فروبست.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

اخبار مرتبط

تازه‌ها

پربازدیدها