پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۰:۱۵
چهل نامه؛ تقديم به همه

نادرابراهيمي «چهل نامه کوناه به همسرم» را ظاهرا خطاب به همسرش نوشته؛ اما موضوعات مورد‌بحث این ‌نامه‌ها به گونه‌ايست که می‌تواند خطاب به همه باشد. گزارش دوم از سلسله گزارش‌های ایبنا درباره این کتاب را می‌خوانید._

خبرگزاري کتاب ايران (ايبنا): موضوعات مطرح شده در اين کتاب در زندگی همه انسان‌ها وجود دارد. اين نامه‌ها برای همه مردم است همانگونه که نویسنده خود در مقدمه اشاره کرده است و همين دليلي براي انتشار آنها بود.

«‌.... تا آنجا که فکر کردم اين مجموعه، ‌شايد، ‌فقط نامه‌هاي من به همسرم نباشد، ‌بل سخنان بسياري از همسران به همسرانشان باشد و به همين دليل به فکر بازنويسي و چاپ و انتشار آنها افتادم ...»
 
اين نامه‌ها سه دسته‌اند: 

• نامه‌هاي مناسبتي:
سالگرد ازدواج: نامه بيستم

فردا يکبار ديگر سالروز ازدواج ماست. و من که اينجا نشسته‌ام و صبورانه خط مي نويسم، هنوز هيچ پيشکشي‌ کوچکي براي تو تدارک نديده‌ام . اما اين تنها مساله‌ايست که هرگز، ‌به راستي هرگز مرا نگران نکرده است.
(نامه بيستم )

نوروز: نامه بيست و هشتم

... مرا نگاه کن بانوي من، که تنومندانه درآستانه از پا درآمدنم و باز در پيشگاه سال تازه از تو مي‌خواهم که به من قدرت آن را بدهي که با رذالت ها کنار نيايم و ذره ذره، ‌رذالت‌هاي روح کوچک خويشتن را همچون چرکاب يک تکه کهنه زمين‌شوي، ‌با قلياب کف نفس و تزکيه بشويم و دور بريزم.
(نامه بيست و هشتم )

تولد همسر: نامه‌هاي دوم، هشتم، ‌يازدهم و بيست و پنجم

عطر آگين باد و بماناد فضاي امروز خانه‌امان
و فضاي خانه‌امان، هميشه در چنين روزي که روز عزيز پر برکت تو براي خانواده کوچک ماست... .
(نامه دوم)

به ياري اراده و ايماني همچون کوه، خوبترين روزهاي زندگي – فراسوي جملگي صخره‌هاي صعب تحمل‌سوز
بر فراز قله‌هاي رفيع شادماني –
درانتظارت باد ! به خاطر چندمين سالگرد تولدت از سوي اين کوهنورد قديمي
(نامه يازدهم )

نامه‌هاي موضوعي(موضوعات روزمره)
نامه‌هایی که اتفاقات و موضوعات پیش‌آمده در زندگی و تاثیر آن‌ها، ابراهیمی را به نوشتن‌شان وا داشته.

رنجش همسر: نامه‌هاي چهارم و دهم

مطمئن باش که هرگز پيش نخواهد آمد که دانسته تو را بيازارم يا به خشم آورم. هرگز پيش نخواهد آمد.
آنچه درچند روز گذشته تو را رنجيده خاطر و آزرده کرده، ‌مرا، ‌بسيار بيش از تو به افسردگي کشانده است....
( نامه چهارم)

پيشنهاد پياده‌روي : نامه‌هاي هفتم، ‌نهم، ‌سي و سوم

... بيا کمي پياده راه برويم ! ديگر من و تو، ‌حتي اگر دست در دست هم، ‌و سخت عاشقانه، ‌تمام شهر را هم بپيماييم کسي از ما قباله نخواهد خواست و کسي پا به حريم حرمت مهرمندي‌هايمان نخواهد گذاشت....
(نامه سي و سوم)

اختلاف نظر: نامه سي و چهارم

در اين راه طولاني – که ما بي‌خبريم و چون باد مي گذرد- بگذار خرده اختلاف‌هايمان باهم، ‌باقي بماند. خواهش مي‌کنم! مخواه که يکي شويم؛ مطلقا يکي
(نامه سي و چهارم)

درد و دل يکي از دوستان با همسر: نامه هيجدهم

بانوي ارجمند من،
ديروز شنيدم که در تاييد سخن دوستي که از بد روزگار مي‌ناليد، ‌ناخواسته و به همدردي مي‌گفتي : «بله .. درست است. زندگي واقعا خسته‌کننده،‌ کسالت‌آور و يکنواخت شده است ... »
(نامه هيجدهم)

• يادداشت‌هاي حديث نفس
يادداشت‌هايي که به مناسبت خاصي نوشته نشده‌اند‌ و فقط بیان احساسات دروني نويسنده بوده است و شايد حتي نياز به مخاطب نداشته باشد.

قناعت همسر
بانو، بانوي بخشنده بي‌نياز من!
اين قناعت تو، ‌دل مرا عجب مي‌شکند...
اين چيزي نخواستنت، و با هر چه که هست ساختنت
اين چشم و دست و زبان توقع نداشتنت و به آن سوي پرچين‌ها نگاه نکردنت..
کاش کاري مي‌فرمودي دشوار و ناممکن، که من به‌خاطر تو سهل و ممکنش مي‌کردم....
(نامه سوم)

سختي زندگي
همراه همدل من!
در زندگي، لحظه‌هاي سختي وجود دارد؛ لحظه‌هاي بسيار سخت و طاقت‌سوزي که عبور از درون اين لحظه‌ها، ‌بدون ضربه زدن به حرمت و قداست زندگي مشترک، ‌به نظر، ‌امري ناممکن مي رسد.
(نامه ششم)

عشق در نامه‌ها
نادر ابراهيمي «يک عاشقانه آرام» را با اين جملات آغاز مي‌کند:

عشق به ديگري ضرورت نيست؛ حادثه است.
عشق به وطن ضرورت است؛ نه حادثه.
عشق به خدا ترکيبي است از ضرورت و حادثه.

نادر ابراهيمي عاشق بود. عشق به خدا، عشق به وطن، عشق به همسر، عشق به خانواده، عشق به مردم، ‌عشق به کودکان، عشق به کار در تمام آثارش ديده مي‌شود.

گویی ابراهیمی مي‌کوشيده که اين نامه‌ها عاشقانه باشد؛ همانطور که در نامه بيست و چهارم اشاره کرده است: «.. بگذريم! اين نامه چنان که بايد عاشقانه نيست». در نامه‌ها ابراز عشق و علاقه به همسر کاملا مشهود است:

بي‌پروا به تو مي‌گويم که دوست‌داشتني خالصانه، ‌هميشگي، ‌و رو‌ به تزايد، ‌دوست‌داشتني است بسيار دشوار – تا مرزهاي ناممکن. اما من نسبت به تو از پس اين مهم و دشوار برآمده‌ام.
( نامه هشتم )

و همانطور که در نامه اول آورده است: « اينک اين نامه‌ها شايد باعث شود که در هواي تو مدتي قدم بزنم، در حضور تو زانو بزنم، ‌سر در برابرت فرود آورم».

ولي همه اين نامه‌ها عاشقانه نيست. در این نامه‌ها، گله‌مندی‌ها و شکایت و بیان تلخی‌های زندگی نیز به وضوح دیده می‌شود.

چرا قضاوت‌های دیگران در باب رفتار، کردار و گفتار ما، تو را تا این حد مضطرب و افسرده می‌کند...
(نامه دواردهم)

در این نامه، توصیه‌های ابراهیمی را درباره نگرانی بیهوده همسرش می‌بینیم. 

و یا در نامه بیست و چهارم که فقط به موضوع گریستن پرداخته است و بس:

این زمان، گرفتاری‌هایمان خیلی زیاد است و روزبه‌روز هم – ظاهرا- بیش‌تر مي‌شود. با این همه اگر مخالفتی تداشته باشی خوب است که جای کوچکی هم برای گریستن باز کنیم....... .

ولی با اینحال خودش در مقدمه درباره اين نامه‌ها چنين آورده است: «پس يکي از خوب‌ترين راه‌هاي رسيدن به اين مقصود را در اين ديدم که متن تمرين‌هاي خطاطي‌ام را تا آنجا که مقدور باشد اختصاص بدهم به نامه‌هاي کوتاهي براي همسرم و دراين نامه‌ها بپردازم، ‌تا حد ممکن، ‌به تک تک مسائلي که محتمل بود ما را، ‌قلب‌هايمان را آزرده کند و دست رد بر سينه زور‌آوري‌هاي ناحقي بزنم که نمي‌بايست بر زندگي خوب ما،‌ تسلطي مستبدانه بيابد و دائما بيازاردمان».

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

اخبار مرتبط

تازه‌ها

پربازدیدها