چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۲:۰۲
داستان يک زندگي واقعی در نامه‌های ابراهيمی

«چهل نامه کوتاه به همسرم» در ميان کتاب‌هاي نادر ابراهيمي کاملا متفاوت است. نه صرفا در حوزه داستان‌هايش مي‌گنجد و نه در حوزه آثار تئوريکش. ايبنا طی چهار مطلب اين اثر را از جنبه‌های مختلف بررسي مي‌کند.

خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، «چهل‌نامه کوتاه به همسرم» داستان نيست. قصه زندگی است. قصه دردها و رنج‌ها، قصه شادي‌ها و جشن‌ها، قصه گلايه‌ها و دوستی‌ها، قصه عشق؛ و اين‌بار نويسنده همان شخصيت اصلي ماجراست با زندگي واقعي‌اش. وقتي «چهل نامه كوتاه» را مي‌خواني، مي‌داني که تخيل نيست. هرچند ابراهيمي در داستان‌هايش آنچنان به خلق شخصيت دست مي‌زند که گويي همه شخصيت‌ها ما‌به‌ازایی خارجي دارند. ابراهيمي جهانش را چنان توصيف مي‌کند که باور نمي‌كني روزي آن‌ها با همان توصيفات وجود نداشته‌اند. آن وقت است که وقتي به بندر ترکمن مي‌روي و نام «سولماز» را بالاي يکي از فروشگاه‌ها مي‌بيني، حتما شک خواهي کرد که شاید روزي سولماز اوچي با همان صورت زيبا با اسبش در اينجا مي‌تاخته؟

جهان و شخصيت‌هاي «چهل نامه كوتاه» واقعي‌اند؛ از جنس روابط و دغدغه‌هاي امروز يك نويسنده و همسرش، نادر ابراهيمي بدون غلو داستانِ يك زندگيِ باور‌پذير را ساخته است.

«چهل نامه کوتاه به همسرم» بر خلاف رويه ابراهيمي، حتي در حوزه مسائل تئوریک هم نمي‌گنجد. ابراهيمي اين نامه‌ها را ننوشته تا مخاطب از او شيوه نامه‌نگاري را بياموزد، يا به كسي درس زندگي بدهد، او با اين نامه‌ها، زندگي كرده است و هركس مي‌تواند به قدر دانش و توانش با او همراه شود، در خلق دوباره و چند‌باره حماسه زندگي.

اين كتاب مشتمل بر ۴۰ نامه کوتاه و بسيار کوتاه نادر ابراهيمي، خطاب به همسرش است. اما آن‌ها را باید به نوعي يادداشت‌هاي شخصي دانست تا داستان‌هاي مکاتبه‌اي. از اين رو که داستان مکاتبه‌اي طوري طراحي مي‌شود که همه نامه‌ها در کنار هم يک داستان را شکل دهند و اين نوع اغلب به وسيله يادداشت‌هاي روزانه يا نامه‌هاي روزانه شکل مي‌گيرد. نمونه بسیار معروف این گونه داستان‌ها، «بابا لنگ دراز» است.

اما اين اثر شبيه يادداشت‌هاي ديگر نويسندگان نيز نيست. مثلا نوشته‌های «اوشو»:

«در کوچه و بازار همچون بودا گام بردار. در دنيا زندگي کن. دنيايي که بسيار غني است. گاه در چشمان دشمنت نگاه کن و پرداخت ديگري از وجود خود را ببين. در چشمان معشوق، دوست يا کسي ديگر نگاه کن، ‌کسي که نسبت به او بي‌تفاوتي، بازپرداخت ديگري از وجود خود را خواهي ديد. تمامي اين پرداخت‌ها را عزيز بدار – آن‌ها همه تراش‌هايي از تو اند.
......
حيرت خواهي کرد که اگر خود را دوست بداري، ‌ديگران نيز دوستت خواهند داشت. هيچکس، کسي را که خود را دوست نمي دارد، ‌دوست ندارد. اگر نمي‌تواني به خود عشق بورزي، ‌ چه کس ديگري به اين کار اهميت خواهد داد؟ »
(برگرفته از «پيوند» نوشته اوشو ترجمه عبدالعلي براتي )

مخاطب اين يادداشت‌ها، عموم مردم است و به هدف تغيير نگرش مردم به زندگي نگاشته شده؛ اما هيچ شباهتي به نامه‌هاي ابراهيمي ندارد.

اين اثر بزرگ، فقط مجموعه‌اي از نامه‌هايی است که به مناسبت‌هاي مختلف و در زمان‌هاي متفاوت به نگارش درآمده. او، خود نيز در مقدمه به اين مساله اشاره کرده است که:

«..... که متن تمرين‌هاي خطاطي‌ام را تا آنجا که مقدور باشد اختصاص بدهم به نامه‌هاي کوتاهي براي همسرم. ...
رفته رفته عادتم شد که تمرين نستعليق را از روي سرمشق استادم بنويسم و شکسته را، ‌به ميل خودم، ‌خطاب به همسرم...... .
و اين شد که تدريجا تعداد اين نامه‌ها که نگاهي هم داشتند به جريان‌هاي عادي زندگي، ‌رو به فزوني نهاد،.... »

اين نامه‌ها به مسائل جزئي زندگي اشاره کرده است. آنقدر ريز و معمولي که هر خواننده‌اي ناخودآگاه احساس مي‌کند در بطن زندگي او جاي دارد. در جايي‌که مي‌نويسد:

«.... ضمنا همه چيزهايي را هم که فهرست کرده بودي، ‌تمام و کمال خريدم: برنج، ‌آرد نخودچي، ‌آرد سه صفر، ماکاروني، ‌فلفل سياه، ‌زردچوبه، ‌آبغوره ....... »
(نامه هفتم)

پیوستگی نامه‌ها
اين يادداشت‌ها يا نامه‌ها، ‌پيوسته و پشت سرهم نوشته نشده است. چرا که مثلا در نامه‌هاي مختلفي به سالگرد تولد همسر اشاره شده است. (نامه‌هاي دوم، ‌هشتم، ‌يازدهم، و بيست و پنجم)
البته در مقدمه کتاب، ابراهيمي، خود به اين مساله اشاره کرده است که اين نامه‌ها بين سال‌هاي ۶۳ تا ۶۵ نوشته شده و در سال ۶۶ ويراستاري و تدوين آنها انجام شده است.

در ادامه، به جنبه‌هاي ديگر اين نوشته ‌از جمله کودکي،‌ عشق، ‌توصيف و ... در نامه‌ها اشاره مي‌شود.

(بخش‌های دوم، سوم و چهارم این سلسله مطالب، طی سه روز آینده، چهاردهم، پانزدهم و شانزدهم خرداد در ایبنا منتشر می‌شود. ابراهیمی متولد ۱۴ فروردین ۱۳۱۵ است. وی در ۱۶ خرداد ۱۳۸۷ درگذشت).

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها