دويست و سي و دومين نشست ادبي سراي اهل قلم با نقد وبررسي رمان «تونل» اثر «ارنستو ساباتو» با حضور منتقدان و نويسندگان ادبيات داستاني برگزار شد./
در ابتداي جلسه، «عباسلو» با معرفي «ساباتو» به عنوان يكي از نويسندگان مطرح ادبيات آمريكاي لاتين، سالشماري از زندگي اين نويسنده آرژانتيني را براي حاضران خواند و سپس خلاصهاي از داستان اين رمان را براي حاضران قرائت كرد.
وي با اشاره به اينكه كتاب حاضر در كشورمان دو بار و توسط دو مترجم به فارسي بازگردان شده، گفت: اين رمان ۳۹ بخش دارد كه بسياري از آنها آنقدر به هم نزديكند كه ميتوان در هم ادغامشان كرد. به نظر میآيد اين بخشها نشانهاي از پراكندگي ذهن نويسنده باشد.
وي با بيان اينكه اين رمان را ميتوان از نظر روانشناختي نيز بررسي كرد، افزود: با بررسي تطبيقي ميتوان به اين نتيجه نيز رسيد كه ساباتو براي نگارش رمان از دو نمايشنامه «اتللو» و «اديپوس» و نيز رمان «بيگانه» اثر «آلبر كامو» بهره برده و حتي در برخي كشورها نام اين رمان به «بيگانه» نيز ترجمه شده است.
در ادامه دكتر «رونقي» ساباتو را از بنيانگذاران رمان روانشناختي در ادبيات آمريكاي لاتين خواند و گفت: از نظر ژانر، اين اثر دربخش رمانهاي روانشناسي قرار ميگيرد كه البته در انتها به آثار پليسي نيز پهلو ميزند.
وي ساختار روايي اين رمان را مانند اسم آن، مشابه یک "تونل" خواند و افزود: شكل روايت داستان دايرهوار است: با مرگ شروع ميشود و بامرگ نيز پايان میيابد. ساختاری كه بازگشت به گذشته به استحكام آن بسيار كمك كرده و مخاطب را همراه خود میكشاند.
وي ادامه داد: در این اثر، مونولوگهاي راوي شكل خطابه پيدا ميكند كه اين نوع روايت بسيار كهنه است. شروع اثر ،غافلگيرانه است و مخاطب را از همان آغاز قصه درگير ماجرا ميكند و اين غافلگيري تا انتها همراه مخاطب باقي ميماند.
رونقي كم حجم بودن اثر را از امتيازات آن برشمرد و تصريح كرد: شخصيت زن در اين قصه دستنيافتني و مرموز تصوير شده و به جز شخصيت اصلي، ساير شخصيتها نيز حضوري كمرنگ و اندك در روايت داستان دارند.
رونقي با اشاره به اينكه تعليق، قصه را به آثار جنايي نزديك كرده، گفت: روایت از لحاظ ذهني و عيني در هم آميخته ميشود و ذهنيت راوی در مونولوگهايش با قتل زن مورد علاقه او که نشانهای عينی است، در هم ميآميزد. هر چقدر در قصه پيش ميرويم هزار توي ذهن شخصيت اصلي را بيشتر ميبينيم و درگير آن ميشويم.
وي در ادامه سخنان خود بیان داشت: داستان را از نگاه «سمبوليك» نيز ميتوان بررسي كرد. برای مثال عنوان كتاب با شكل روايت و محتواي داستان كه شكلي دايرهوار و شيبه تونل دارد، در هم میآميزد و شخصيتهايي سمبوليك چون مرد نابينا در قصه به چشم میآیند. مثلا وجود مرد نابينا اشارهاي است به ذات كور انسان.
اين منتقد ادبي نگاه فلسفي اثر را برگرفته از فلسفه «اگزيستانسياليسم» دانست و گفت: خودمحوري، خودبينی، انزوا و دوري از مردم در اين شخصيت ديده میشود و در قصه نيز شاهد دوري هنرمند از جامعه هستيم.
وي اين اثر را رماني ضد هنر و هنرمند ارزيابي و تاکید كرد: ديدگاه نويسنده ناشي از تفكر جبرگرايي است كه در جاي جاي رمان ديده میشود؛ چون هيچ چيز در اين اثر اتفاقي نيست و سرنوشتي محتوم در انتظار ساير شخصيتهاست.
در ادامه جلسه عباسلو ، «تونل» را از منظر فلسفه «اگزيستانسياليسم» قابل بررسي دانست و دلیل این باور خوداینگونه بیان کرد: نااميدي و تنهايي انسان در زندگي مدرن از عناصر اصلي فلسفه «اگزيستانسياليسم» است كه در قصه نيز ديده ميشود.
در ادامه جلسه «فتحالله بینياز» نويسنده و منتقد ادبي با اشاره به مكتب ادبي «انحطاط» در قرن نوزدهم ميلادي و معرفي برخي از نويسندگان اين تفكر ادبي گفت: در اين مكتب اساسا شخصيتها خودمحورند و دائما طبقات دیگر مردم را تحقير ميكنند. شخصيت اصلي اين داستان نيز در اين دسته قرار ميگيرد.
بينياز، با تاکید بر اين كه فلسفه «ساباتو» فلسفهای «اگزيستانسياليستي» است، ادامه داد: شما در اين فلسفه به گذشته فرد كاري نداريد و اين داستان نيز تنها روايتگر قسمتي از زندگي شخصيت اصلي است.
وي ادامه داد: اين شخصيت از مردم و نوع بشر متنفر است ولي در قسمتي از داستان به شكل افراطي به سويي كشيده ميشود كه از آن دوري میكرد و از آن متنفر بود. اين نشانهاي از ادبيات پوچگرا و انحطاط است كه در اين اثر نويسنده آرژانتيني به خوبي ديده ميشود.
بينياز گفت: از لا به لاي جملات پراكنده و اسكيزوفرنيك شخصيت اصلي متوجه تناقضات روحي او و نگاه حقارتآميزش نسبت به انسان میشويم.
بینياز در سخنان خود با استفاده از متن كتاب قسمتهايي را به عنوان نمونه براي حاضران در جلسه خواند.
در ادامه عباسلو نيز با اشاره به بخشهايي از رمان، درباره شخصيت متناقض و رفتارهاي دوگانه شخصيت اصلي سخن گفت.
وي در پايان سخنان خود گفت: فكر ميكنم كه نميتوان شرايط آرژانتين آن زمان و تاثيري را كه در نگاه نويسنده داشته، فراموش كرد. چون ساباتو خود يك مبارز آرژانتيني به شمار میآيد و به نوعي در سخنان شخصيت اصلي، اين خود اوست كه به دنياي اطراف اعتراض میكند.
نظر شما