دوشنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۱ - ۱۰:۳۷
ادبیات بومی لرستان دچار انفعال شده است

عزت‌الله چنگایی، پیشکسوت رسانه، شاعر و ترانه‌سرا لرستانی معتقد است: شعر و ادب لرستان در دوران دفاع مقدس غوغا به پا کرد و ادبیات و شعر لرستان و سرودهای لری نقش عظیمی در روحیه دادن به رزمندگان داشت.

خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) در لرستان، کارشناسان شعر و ادبیات بومی لرستان معتقدند، شعر و موسیقی آنچنان با زندگی مردم لرستان، ممزوج شده که بخش جدایی‌ناپذیر و جان‌مایه فرهنگ این خطه از ایران است. «چهل‌‌سرو» «مور لاو‌ه لاوه» و عاشقانه‌ها از‌جمله آثار اصیل شعر بومی لرستان است. این اشعار که با عبور از درازنای تاریخ، به بخشی از تاریخ شفاهی مردم این منطقه تبدیل شده‌‌اند، پشتوانه قابل‌توجهی برای شاعران معاصر این استان محسوب می‌شوند. هشت سال دفاع مقدس مقطع ویژه‌ برای تاثیر‌‌پذیری شاعران از شعر بومی لرستان به حساب می‌آید.         

در گفت‌و‌گوی ایبنا با عزت‌الله چنگایی، چهره سال 1396 هنر انقلاب  و پایه‌گذار شعر انقلابی لرستان، تحولات ادبیات بومی در جریان انقلاب اسلامی، بررسی شده، وی معتقد است؛ شعر و ادب لرستان در دوران دفاع مقدس، غوغا به پا کرد. 

انجمن ادبی شعر در لرستان چطور تاسیس شد؟
در بحبوحه جنگ تحمیلی و به پیشنهاد آقای علی همتی، مدیرکل وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی لرستان و معاونشان آقای بهاروند مسئولیت تأسیس نخستین انجمن شعر و ادب خرم‌آباد را به عهده‌ گرفتم. ضمن شناسایی و دعوت از شعرای خرم‌آباد و با توجه به این‌که امکان برگزاری جلسات با توجه به فضای جنگ، در شهر امکان‌پذیر نبود، به یاد دارم نخستین جلسه انجمن در منزل پدر آقای بهاروند در روستای دارایی برگزار شد؛ بنابراین انجمن ادبی در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شکل گرفت.

نشست‌های بعدی انجمن در کتابخانه قدیمی شهر که در محل پارک شهر فعلی قرار داشت ـ متاسفانه کتابخانه در حال حاضر تخریب شده ـ ادامه پیدا کرد. استادان صاحب‌نامی از‌جمله اسفندیار غضنفری‌ امرایی، وحدت، محمدجواد منصوری، و جوانان را گرد هم آوردیم و جلسات منظم شعرخوانی را تشکیل دادیم.

نکته مثتبی که در این زمینه وجود داشت این بود که من مدیریت رادیو را هم برعهده داشتم؛ همین امر می‌توانست فرصت خوبی برای فعالیت  اعضای انجمن باشد. در این میان نیز انجمن‌های فنی در شهرستان‌ها تشکیل شد و شورای انجمن استان شکل گرفت؛ بنابراین انجمنی فعال در استان تأسیس شد و شروع به فعالیت کرد.
 
تحولات ادبیات بومی در جریان انقلاب اسلامی چگونه است؟

جامعه فرهنگی و ادبی آن زمان ناگزیر بود، با توجه به شرایط جدید به قالب‌های نو ادبی متاثر از جریان انقلابی اسلامی  توجه کند. یکی از رسالت‌ها و کارهای انجمن ادبی این بود که بتواند اعضا را به قالب‌های نو، سوق دهد و به نظر من تا آن مقطع نیز اقدامات قابل توجهی را رقم زدند. آثار دوستانی چون حجت‌اله مهدوی، عزیز بیرانوند، حشمت‌اله خالقی و اشعار دکتر جوادی و دکتر سپهوند و محسن بهاروند، سفیر ایران در انگلستان.

اما در حوزه شعرِ بومی کم کار شده، در صورتی که شعر بومی، پایه خوبی برای تقویت فرهنگ بومی است. 

دلایل فعالیت اندک در حوزه شعر و ادبیات بومی چیست؟
دلایل متعددی را می‌توان اشاره کرد، این‌که انجمن تخصصی در این زمینه وجود نداشت، رسانه‌‌ها در این زمینه به خوبی عمل نکردند و مدیران فرهنگی در تقویت این حوزه به خوبی قدم برنداشته‌اند و در کنار همه این‌ مسائل باید قبول کنیم، لرستان در کشور، منطقه‌ای است با فرهنگ، گویش، و زمینه‌های ادبی خاص. به‌نظر می‌رسد آن‌طور که باید و شاید در بحث مدیریت فرهنگی ـ البته نه مدیران فرهنگی امروز بلکه در طول سالیان گذشته تا به امروز ـ آن‌گونه که باید برای لرستان کاری از پیش نبرده‌اند؛ به همین خاطر از استان‌های دیگر خیلی عقب هستیم.

مطلع هستید در استان‌های دیگری همچون یزد، خراسان و بلوچستان، شاهد پیشرفت‌های خوبی هستیم اما در لرستان متأسفانه اگر هم کاری صورت گرفته به‌دلیل نبود حمایت‌ و برنامه‌ریزی‌های صحیح، به سرانجام نرسیده است.
 
اینجا این انتقاد وارد است که وضعیت تشکل‌های ادبی، وضعیت خوبی نیست، متأسفانه در جلسه‌ای که حدود 10 سال پیش با برخی مسئولان استانی داشتیم، پرسیدم اسفندیار غضنفری امرایی در کجا دفن شده است؟  متأسفانه پاسخی نداشتند.

با توجه به این‌که در جوانی با مرحوم اسفندیار غضنفری امرایی حشر و نشر داشتم، معتقدم اگر بالاتر از شهریار نبود، ظرفیت این را داشت که در حد و قواره شهریار باشد. اگر مسئولینی داشتیم که قدر این‌گونه ادیبان را می‌دانستند، وضعیت خیلی بهتر بود!  روز تولد شهریار به روز ادب فارسی نام‌گذاری می‌شود، نمی‌دانیم محل دفن یکی از بهترین شاعران استان که غزل و قصیده سروده و در بحث ادبیات دینی و بعد از انقلاب در حوزه دفاع مقدس قلم زده و پدر شهید هم بوده، کجاست؟ وقتی اهالی فرهنگمان ندانند، «تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل».  این وضعیت، موجب می‌شود بهای سنگینی در حوزه فرهنگ بپردازیم.
 
با‌توجه به سابقه فعالیت در صدا‌وسیما، این سازمان چه نقش و طرفیتی در افزایش توجه به فرهنگ بومی دارد؟

نخستین فلسفه ایجاد مراکز صداوسیما در مناطق، توجه به فرهنگ و توانایی‌های بخش بومی آن منطقه است؛ اگر بنا باشد با وجود صدا‌و‌سیما و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و دیگر دستگاه‌های فرهنگی تقویت نشود، می‌توانیم شبکه سراسری داشته باشیم و در هر استان نیز چندین نیروی انسانی در صدا‌و‌سیما نداشته باشیم، یک شبکه سراسری با رله و تقویت قرار می‌دهند و برنامه‌های شبکه را برای کشور تقویت می‌کنند.

در دنیا، کنار شبکه‌های اصلی و ملی شبکه‌های محلی برای تقویت این بخش ایجاد می‌شود؛ اما متاسفانه با توجه به سابقه حضورم در صدا‌و‌سیما و حجم برنامه‌سازی‌ها و مشکلاتی که در صدا‌و‌سیما وجود دارد و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی که باید و حافظ و تقویت‌کننده فرهنگ بومی باشند؛ از این وظیفه غافل بوده‌اند ضمن ارادتی که به همکاران در صدا‌و‌سیما دارم از گویش لری صدا‌و‌سیما راضی نیستم، ضمن ارادتی که به دوستان در فرهنگ و ارشاد اسلامی دارم؛ اما برای بها دادن به فرهنگ بومی زیاد راضی نیستم و باید تحرک جدیدی در این زمینه صورت گیرد.


متأسفانه سازمان‌هایی که باید به فرهنگ بپردازند دچار غفلت شده‌اند و ریل‌گذاری فرهنگی باید انجام شود، این‌که  فقط انتقاد کنیم، درست نیست در سال 1381 از صدا‌و سیما بازنشست شدم؛ اما همچنان خودم را موظف می‌دانم هر جا به‌ویژه حوزه فرهنگ بومی در خدمت عزیزان باشم که این روند ان‌شاالله به خوبی شکل بگیرد و تقویت شود.
 
با توجه به مسئولیت گروه موسیقی صدا و سیمای که بر عهده داشتید بفرمایید ادبیات ما چه تاثیری بر هدایت موسیقی داشت و اینکه چند ترانه سروده‌اید؟

حدوداً 40 شعر ترانه و سرود داشته‌ام.

بعد از انقلاب، به‌ویژه در مقاطعی که طی کردیم چه در جنگ و بعد از آن ادبیات در حوزه همراهی با موسیقی خیلی خوب توانست کار کند. با دو موضوع روبه‌رو هستیم، یک بخش موسیقی و یک بخش نقش ادبیات در موسیقی، در موسیقی غرب، اهمیت موسیقی بیشتر از شعر است؛ در هنر شرق و به‌ویژه ایران بیشتر موسیقی با کلام مورد پسند است؛ ادبیات در اینجا برای رشد موسیقی حرف اول را می‌زند. در استان لرستان هم با ورود ترانه‌سرایان خوبی همچون رمضان پرورده، غلامرضا سبزعلی، حشمت‌اله خالقی و سایر شاعران خوبی که ترانه می‌گویند توانست ارتقا پیدا کند، در سطح ملی هم این اتفاق افتاد و بزرگترین آثار موسیقایی کشور با کمک ادبیات و اشعاری از مولوی و سعدی و حافظ و ... شکل می‌گیرد.

یکی از جاودانه‌ترین کارهای چهل سال اخیر، «کجایید ای شهیدان خدایی» است یک قطعه موسیقی از ساخته‌های هوشنگ کامکار با غزلی از مولانا و خوانندگی بیژن کامکار. این اثر ماندگار، بر آثار بسیاری از خوانندگان شناخته شده تاثیر گذاشت؛ علاوه‌براین در حوزه موسیقی پاپ، به اشعار شاعران متقدم، توجه ویژه می‌شود که در نتیجه آثار قابل تاملی تولید شده است. ضمن این‌که شاعران و ترانه‌سرایان خوبی در کشور فعالیت می‌کنند.

یکی از اشعار شناخته شده دوران دفاع مقدس که از رادیو سراسری پخش می‌شد، «لشکر صبح» از‌ آثار شما بود. درباره جایگاه شعر و ادبیات انقلابی استان لرستان در جامعه ایرانی طی هشت سال دفاع مقدس چه دیدگاهی دارید؟
شعر و ادب لرستان در دوران دفاع مقدس، غوغا به پا کرد، شعر «دایه دایه» برجسته‌ترین کاری بود که در آن زمان پخش می‌شد؛ ادبیات و شعر لرستان و سرودهای لری نقش بسیار قابل توجهی در روحیه دادن به رزمندگان داشت.

ابتدا بنا بود ترانه «لشکر صبح» با صدای آقای محمد میرزاوندی اجرا شود؛ اما متاسفانه در آخرین مراحل ضبط ایشان دچار عارضه قلبی شدند و کار متوقف شد.  با تشکیل گروه موسیقی صدا و سیما در لرستان، این اثر با تنظیم آقای علیپور ساخته شد و در طول یک‌سال و در یک ساعت مشخص، بیشتر از 200 بار در شبکه رادیو کشور پخش می‌شد؛ پای ثابت برنامه‌های 6 تا 6 و 30 دقیقه رادیو، که موضوع رادیو هیجان، زندگی و تحرک هست، این ترانه و سرود، پخش می‌شد که نشان می‌دهد اهل ادب، توانسته‌اند تاثیرگذاری داشته باشند.
 
چیزی از آن شعر در خاطر دارید؟
وِری دسی وه دس یار بزه
باده گل‌رنگ می گل نار بزه
وری بو همسفر لشکر صو
شُووخونی وِه شو تار بَزه
بُونگ سَرمسی و لیوه بیینه
دِ سَر کیچه و بازار بَزه
ار میها بُونگ اَناالحق بَزنی
مِثل منصور دِه سر دار بَزه
 
آیا احساس نمی‌کنید ادبیات انقلابی در یکی دو دهه اخیر در لرستان منفعل شده است؟
بله، نه فقط ادبیات انقلاب در مجموع ادبیات بومی و ادبیات استان در یکی دو دهه به‌ویژه در دهه اخیر دچار انفعال شده است. همان‌طور که گفتم دلیل آن دوستانی که کار ادبی می‌کنند و از یک طرف هم ارگان‌هایی که باید نقش ایفا کنند و این نقش متاسفانه به درستی ایفا نمی‌شود.

متاسفانه در‌حالی‌که برای همه چیز هزینه اما برای  فرهنگ، جیب‌ها خالی ‌می‌شود، اغلب ارگان‌ها و سازمان‌ها درصدهای خاصی را برای فرهنگ در اختیار دارند؛ اما این درصدها کجا هزینه می‌شود؟ اگر این هزینه‌ها در فرهنگ مصرف شود، تحول‌های خوبی را می‌توانیم در سطح جامعه داشته باشیم.

با توجه به درونمایه عظیم فرهنگی لرستان، شاعران را تشویق کنیم شعر، غزل‌ و دوبیتی‌های لری را در سروده‌های خود داشته باشند؛ چرا‌که لرستان زایشگاه دوبیتی است؛  شاعران فرهنگ خود را نه‌تنها در ایران بلکه در دنیا نشان دهند.
چه اتفاقی افتاده که دچار انفعال شده‌ایم؟
 
 پیشنهاد شما چیست؟
باید بازبینی فرهنگی داشته باشیم، انجمن ادبی در زمینه فرهنگ بومی ایجاد کنیم، صدا و سیما باید گروه‌های مشورتی تشکیل دهد تا مشخص شود انجمن‌ها در بیان بومیِ فرهنگ کجا هستند؟ ادبیات گفتاری در رسانه‌های ما نیاز به اصلاح دارد؛ چراکه ته مانده فرهنگی‌ایی که داریم بر باد می‌رود، باید راهکارهایی در این زمینه از سوی گروه‌های اندیشه‌ورز در نظر گرفته شود. واحد ویرایش زبان فارسی داریم، اما واحد ویرایش زبان لری نداریم. شورای فرهنگ عمومی به کمک داشته‌های خودش برای اداره بهتر جامعه حضور موثرتری داشته باشد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

برگزیده

پربازدیدترین

تازه‌ها