یکشنبه ۶ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۴:۵۱
حكايت چشم و گوش و يك دل

يك فكر تازه، يك نگاه متفاوت و يك جرقه. بايد از جايي آغاز كرد. مي‌‌شود شش سال داروساز باشي و بعد درمان خودت رادر چيزي غير از دارو بيابي. حكايت نادر طبسيان از همين جا آغاز مي‌شود. حكايت چشم و گوش و يك دل._

خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) ـ كتاب را همه ما هميشه در چهارچوب و فرم ثابتي در نظر مي آوريم. قاب و شكل و جلد و در پس آن محتويي كه خبر از سر دل نويسنده مي‌دهد. در كشاكش گرماي تابستان به ميهماني موسسه‌اي رفتيم كه كتاب را به شكلي غير از حافظه تاريخي ما دريافته بود. موسسه‌اي كه كتاب را به گوش و سر و جان ما دعوت مي‌كند و نه تنها به عضوي كه بخواندش.
گفت‌وگو با نادر طبسيان، مدير نشر ماه‌ريز را از خود او آغاز كرديم: 

سرآغاز دلدادگي
ـ يادم مي آيد از 12 سالگي شروع كردم به كتابخواني؛ اما گرايش من به خواندن داستان زياد نبود. بيشتر به خواندن متن هاي فكري و فلسفي رغبت داشتم كه به صورت انگليسي موجود بود و گرايشم كم كم به اين سمت و سو چرخيد. به علاوه، كارهاي هنري مانند نقاشي و هنرهاي تجسمي را نيز انجام مي دادم. در چندين نمايشگاه فردي و گروهي و حتي بي‌ينال شركت كردم. 

از كار گل تا كار دل
نادر طبسيان از چرخش روزگار و تقدير نيز چنين ياد مي‌كند:
ـ در دانشگاه، در رشته داروسازي قبول شدم. پس از اتمام تحصيل دو سال هم در شغل داروسازي بودم؛ اما متوجه شدم كه انگار اين كار، كار من نيست؛ پس رفتم به سوي علاقه‌ام. سال 77 نشر ماه‌ريز را تاسيس كردم، با زمينه كاري نشر كتاب و محصولات فرهنگي، هنري و ادبي كه اين قسمت دوم، يكي ـ دو سال بعد از آغاز به كار نشر ماه‌ريز، يعني پس از تاسيس «موسسه فرهنگي ـ هنري ماه‌ريز ـ به صورت جدي‌تري دنبال شد.

نشر ماه‌ريز را نادر طبسيان به بر اساس علاقه و خواست دروني خود اداره كرده و به گونه‌اي «كار دل» اوست. خود او در اين باره مي‌گويد:
من تقريبا تمام تصميم‌هاي كاري‌ام را بايد خودم بگيرم. در اين موسسه، تيم انتخاب كتاب ندارم؛ ولي در كارهاي جديدي كه در حال انجام آن هستيم، مثل انتشار مجلات شنيداري و ديداري، از تجربه‌هاي متخصصان اين رشته بهره‌هاي زيادي مي‌بريم.

نشر ماه‌ريز مبناي خود را بر معرفي نويسندگان نوپا گذاشته، از اين رو عمده كارهاي منتشر شده آن مشمول نام‌ها و عناوين نيست. طبسيان در اين باره مي‌گويد:

ـ با وجود ريسك بالا، علاقه زيادي به معرفي نويسنده‌هاي تازه كار و نوپا دارم. اگرچه تعدادي از نويسندگان و مترجمان نام‌آور فعلي توسط ما به جامعه نشر وارد شده‌اند؛ ولي به شخصه، تعصبي به نام‌ها نداشته‌ و ندارم. تعلق خاطري به محتوا و فرم خاصي هم در خودم نمي‌بينم. به نظر من، آثار هنري بايد واجد ويژگي‌هايي باشند كه محتوا و فرم شايد يكي از آن‌هاست. 

افق‌هاي تازه
نوع نگاه نادر طبسيان و نشر ماه‌ريز، امكان توسعه نگاه‌هاي نوگرايانه را به صورت كتاب فراهم آورده است؛ مجموعه‌اي جذاب و بديع. او در اين باره مي‌گويد: امروزه در ايران كمتر كسي با هنرهاي تجسمي آشناست. كمتر پيش مي آيد كسي به گالري برود و به آثار نقاشي يا طرح هاي گرافيكي نگاه كند. سال 1380 يكي از دوستانم كه عكاس بود، پيشنهاد انتشار مجموعه كتاب‌هايي به نام ديدار را به من داد كه شامل انواع آثار در زمينه هنرهاي تجسمي بود، ولي من با بررسي بيشتر، ايده او را به فرمي مجزا تبديل كردم كه كتاب «چشم» حاصل همين تفكر بود. كتابي با قطع جيبي براي شناساندن آثار برگزيده هنرهاي تجسمي. كتاب اول به عكس اختصاص يافت. كتاب دوم درباره طرح هاي گرافيكي بود و كتاب سوم مجددا به عكس پرداخت. تا كنون 8 جلد از مجموعه «چشم» در ايران و 3 جلد از آن با موضوعات كاملاً مجزا در خارج از كشور چاپ شده است.

مدير موسسه انتشاراتي ماه‌ريز درباره فلسفه اين كار مي گويد: كاركرد اصلي چشم، تغذيه روح و روان انسان است و آن چيزي كه بايد به چشم‌هاي ما بيايد و به واسطه آن احساسي دروني به ما منتقل شود؛ احساسي كه صرفا با خواندن حاصل نخواهد شد، بلكه بايد ديده شود.

طبسيان، اين ايده را به شكلي ديگر در مجموعه كتاب «گوش» هم تجربه كرده است؛ تجربه اي كه به انتشار مجله شنيداري نشر ماه‌ريز مي‌انجامد:
ـ بسياري از موزيسين‌هاي جوان و تازه‌كار را مي شناختم كه آثارشان به دليل تجربي بودن، قابليت ارائه و معرفي پيدا نمي‌يافت و اين، سرآغاز حركت ما براي ايجاد مجله شنيداري گوش بود كه به صورتCD در اختيار مخاطبان قرار گرفت. ما در نشر ماه‌ريز، تجربه «چشم» و «گوش» را بسط داديم و به مجموعه اي رسيديم كه عنوان «كلُه» را برايش برگزيديم. 

«كله» مجموعه‌اي از فيلم‌هاي مستندي است كه مثل يك رمان يا داستان كوتاه به جاي خوانده شدن، «ديده» مي‌شوند. بايد دقت كرد، از آنجا كه عادت به كتاب خواندن روز به روز كم‌رونق مي‌شود، مي‌توان براي انتقال متن از نويسنده به خواننده، از واسطه‌هاي شنيداري مانند لوح فشرده صوتي و گوش دادن كمك گرفت. 

طبسيان از حاصل و نتيجه كارهاي جديد نشر ماه‌ريز اين گونه مي‌گويد:
ـ به دليل فعاليت‌ در زمينه هنرهاي تجسمي، شخصاً تغيير نگاه مردم به اين مقوله را احساس مي كنم. به همين دليل عمده كتاب‌هايي كه منتشر كرده‌ام، در اين زمينه‌اند. امروز نويسنده‌هاي زيادي براي معرفي كارهاي نوگراي خود به سراغ نشر ماه‌ريز مي آيند؛ ولي خوب، امكانات ما هم محدود است.


كتاب‌هايي كه ديده نمي‌شوند
نشر ماه‌ريز هم از مسائل حاشيه‌اي نشر و مشكلات آن در امان نبوده است به اعتقاد طبسيان، تعداد زياد ناشران، شايد به دليل جذابيت هاي اقتصادي حاشيه نشر باشد. البته عدد ناشران جدي و حرفه‌اي شايد كمتر از 50 مورد باشد. 

در كشور ما، توزيع كتاب به صورت كاملا كاناليزه شده و صرفاً توسط چند شركت خاص هدايت مي شود و سليقه آن‌هاست كه سليقه بازار كتاب را تعيين مي‌كند. امروز، خصوصاً در باب كتاب كودك، انتخاب كتاب براي توزيع با بينش همراه نيست، تجربه اي كه ما نيز در ماه‌ريز طعم آن را چشيدم و كنار گذاشتيم. 

يادم هست كه زمان توزيع كتاب‌هاي چشم و گوش ـ به دليل قطع جيبي آن كه آن زمان مهجور بود ـ هيچ شركتي حاضر به پخش آن نمي‌شد و ما براي ديده شدن آن‌ها مجبور شديم با خرج خودمان قفسه‌هايي براي ارائه اين كتاب‌ها در كتاب فروشي ها ايجاد كنيم.

نادر طبسيان، از ابتداي كار، حساب خود را با بسياري از دغدغه‌هاي امروز بازار نشر روشن و رابطه خود را با آن‌ها تنظيم كرده است:
ـ از همان ابتداي كار، كاغذ را خودم مي خريدم و اميدي به يارانه نداشتم. البته اگر كمكي مي شد تشكر مي كرديم؛ ولي اميدي نداشتيم به يارانه‌اي كه عده‌اي از همكاران ناشرمان روي آن حساب باز كرده بودند.
من حتي از خريد كتاب توسط ارشاد هم طرفه‌اي نبستم. سال 82 ـ 83 مجموعه اي از كتاب‌هاي طراحي و گرافيك را منتشر كردم كه امروز طرفداران زيادي دارد؛ ولي در آن سال وزارت ارشاد آن‌ها را براي كتابخانه‌هاي عمومي تهيه نكرد.

مميزي، دغدغه‌ام نيست
شايد از نظر ارشاد، مميزي كتاب‌ها ايده‌آل باشد، ولي من از شروع كار سراغ متن‌هاي بحث برانگيز و مشكوك نرفتم، به بحث‌هاي سياسي و جنجالي و شعاري وارد نشدم به همين دليل شايد كمتر از 5 درصد كارهايم مشمول مميزي شده باشند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

اخبار مرتبط

تازه‌ها

پربازدیدها