سه‌شنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۷ - ۱۵:۱۷
گاهي هم براي دلم كتاب چاپ مي كنم

انتشارات البرز از سال 1365 فعاليت خود را آغاز كرد؛ ولي اين ابتداي راه نيست. پدر بزرگ آقاي علمي، با راه‌اندازي كتابفروشي در مشهد، اين خانواده را با دنياي رنگارنگ كتاب آشنا كرد. از آن پس، پسران او هم در اين شيدايي شريك بودند و ميراث‌دار پدر.

خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)ـ اول كه مي رسيم به ابتداي ساختمان، چيزي معلوم نيست. نه تابلويي و نه نشاني، تنها آدرس را داريم كه مطمئنيم درست است: «انتشارات البرز»... 

داخل مي شويم. كاغذي به ديواره راه پله چسبانده‌اند كه تو را به سمت انتشارات راهنمايي مي كند. آقاي «عباس علمي كتابفروش» ـ چه پسوند با مسمايي! ـ پشت ميزش در حال خواندن مطالب يك زونكن قطور است كه بايد كتابي تازه باشد. همين مي‌شود سر نخ گفت‌وگوي ما با او. 

ـ سليقه مخاطبان، ما را به انتخاب و چاپ آثار گوناگون سوق می دهد. اينکه سليقه خوانندگان را چگونه به دست می آوريم، بر می گردد به آمار فروش ما و نيز آمار هايي که توسط خانه کتاب در اختيارمان قرار می گيرد. البته گاهی من به عنوان ناشر، جداي از همه اين حساب و کتاب ها، برای دلم کتاب چاپ می کنم. يعنی تنها خواسته قلبی من، دليل چاپ آن کتاب می شود. بايد به اين نکته توجه داشته باشيم که يک نويسنده معروف، احتياجی به معرفی برای چاپ آثارش ندارد؛ ولی نويسنده‌های گمنام بايد شناسانده شوند.  متاسفانه كمتر ناشري را سراغ دارم كه اين ريسك را بپذيرد.» 

حرف كه به اينجا مي‌رسد، به خودمان حق مي‌دهيم كه بپرسيم: انتخابي از ميان خيل عظيم نويسندگان، چگونه انجام مي شود؟

مي‌گويد: «بيشتر راغبم با نويسندگان تازه کار و آنهايي که اولين يا دومين  اثرشان را نوشته‌اند همکاری كنم. اگر اين انتخاب، دقيق باشد، آثار مثبت آن برای جامعه بسيار قابل توجه خواهد بود. به عنوان مثال، کتاب «بامداد خمار» نوشته خانم حاج سيدجوادی که الان به چاپ چهل و چهارم رسيده، نتيجه سرمايه‌گذاری نشر البرز بر اولين اثر داستاني نويسنده است. اين باعث می شود نويسنده‌های زيادی براي انتشار آثارشان به من مراجعه کنند؛ اما در عين حال همين موضوع دستم را می بندد؛ چرا که الان بازار نشر به گونه ای است که من برای سر پا نگه داشتن همين دفتر مجبورم نگاه اقتصادی را در کارم بيشتر لحاظ کنم.»

تا همين جا همه مي گويند عجب! پس چه غم كه روزگار در حال چرخش است و چرخ، به مراد مي گردد؛ اما حكايت تعدد كم‌سابقه ناشران و درد دل اهالي قلم براي كمبود امكان چاپ هم از همين جا به گوش مي‌رسد. 

آقاي علمي مي‌گويد: «تعدد ناشران، به هيچ وجه رونق نشر را القا نمي‌كند. بسياری، در لوای انتشار کتاب و گرفتن مجوز به دنبال کاسبی در بازار حاشيه کتاب بوده و هستند؛ چرا كه اين مجوز می تواند به کار آنها رسميت ببخشد. بنابراين ورود ناشران غيرحرفه اي به چرخه نشر، نه تنها باعث افزايش  شمارگان واقعي كتاب نشده، بلكه صدمات زيادي به فرهنگ كتابخواني وارد كرده است.» 

بخشي از لذت كتابخواني، در پرسه زدن در دنياي كتاب با شكل و شمايل و عناوين رنگارنگ است. اما اين يار مهربان از كدام كوچه مي گذرد تا به سر منزل ما برسد و ما چگونه با اين يار مهربان، نامهرباني مي‌كنيم؟

عباس علمي مي گويد: «سيستم فرهنگی كشور، در حوزه تبليغ كتاب و ترويج کتابخوانی بسيار بد عمل می کند. در کشور همسايه ما، ترکيه، شمارگان کتاب به 400 تا 500 هزار نسخه می رسد و تبليغات باعث شده تمام آن فروش برود. اما در كشور ما، حتی برای شبکه های دولتی چاپ کتاب که امکانات بيشتری دارند، اين امر مهيا نيست. حتی در برنامه‌ها و سريال‌هاي تلويزيونی اگر کتابی در دست بازيگر باشد، نگاه اقتصادي به آن دارند و به عنوان تبليغ، وجهي را مطالبه مي‌كنند. توزيع و به دنبال آن شمارگان كتاب زمانی رونق می‌گيرد که قبل و پس از انتشار يك كتاب، رسانه ها اطلاعات كافي درباره آن در اختيار عموم قرار دهند.»

با همه اين كاستي ها، به تازگي حمايت هاي دولتي هم سبك و سياق تازه‌اي پيدا كرده است. مدير انتشارات البرز در اين باره نيز  مي گويد: «قرار بود يارانه کاغذ به شكل سنتي حذف شود و جريان آن را در شكل و شمايل جديد در ميان خريداران حس كنيم؛ اما عملاً شاهد چيزی نبوده ايم. اگر هم چيزي بوده، بسيار ضعيف بوده است. من با اين همه سابقه و تعداد بسيار زیاد کتاب‌هاي چاپ شده، از 25 ميليارد تومان خريد کتاب ارشاد، تنها 700 هزار تومان سهم داشته‌ام. اگر قرار به خريد کتاب از ناشران دولتی است، اين عمل مثل در آوردن پول از جيبی و قرار دادن آن در جيب ديگر است. ارشاد بايد از ناشران خصوصی حمايت كند تا آنها دل‌گرم شوند.
 
به پايان بحث رسيده‌ايم؛ اما دلمان نمي‌آيد از مدير انتشارات البرز، درباره بحث مميزي كتاب نپرسيم. عباس علمي درباره كشمكش هميشگي ناشران با وزارت ارشاد در بحث مميزي مي‌گويد: «مميزی کتاب بايد با مميزی مطبوعات متفاوت باشد. به طور کلی، در كشور ما، مميزی با اتكا به نظرات شخصی صورت مي‌گيرد. من واقعاً نمی دانم چرا هميشه می خواهيم از نقطه صفر شروع کنيم. گويي گرفتار يک دور تسلسل شده ايم. بايد دوره های طلايي ارشاد در باب دادن مجوز را مرور کنيم. دوره هايي که يک مقدمه مبنی بر توضيح و تشريح نظرات ناشر در باب نويسنده، بسياری از سوء تفاهم ها را از بين می برد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

اخبار مرتبط

تازه‌ها

پربازدیدها