نادر قدیانی متولد 1333 کار خود را با کتاب فروشی در مغازهای در پایین منزل پدریاش آغاز کرده است. اكنون با 32 سال سابقه كار، انتشار بيش از 1500 عنوان كتاب رادر كارنامه خود دارد./
قدیانی پس از انقلاب کار خود را توسعه میهد. تا سال 1365، 40 عنوان کتاب چاپ و منتشر می کند. در همان سالها و به واسطه انتقاداتی که به موسسه او وارد می شود، شورای بازنگری آثار موسسه انتشارات قدیانی را با همکاری مهدی حجوانی و حسین فتاحی راه اندازی می کند. امروز به پشتوانه نزدیک به 20 سال تجربه از تاسيس اين شورا، 1200 عنوان کتاب در اختیار مخاطبان قرار داده است.
اینکه چرا انتشارات قدیانی به سمت و سوی کار کودک و نوجوان کشیده شده، همه و همه به علاقه مديرمسوول آن برميگردد.
قدیانی درباره نحوه انتخاب اثر براي چاپ ميگويد: «حدود20 سال قبل نویسندگان و شاعران جوانی که الان به شهرت بالایی رسيدهاند، با ما کار می کردند و آثار زیادی را از آنها چاپ کردیم؛ ولی در دهه گذشته به این نتیجه رسیدیم که در حوزه تالیفات علمی و آموزشی در ایران، خصوصاً برای خردسالان و کودکان مشکلات زیادی وجود دارد و عملاً تالیفی اتفاق نمی افتد.»
وي در تشریح این مشکلات نیز می گوید: «کار تولید کتاب در حوزه مسایل علمی کار یک نفر نیست، کاری است گروهی و علاوه بر آن، زمینه کار نیز در ایران فراهم نیست. برای جبران این کمبود در کشور بر اساس مشاورههایی که انجام دادم، به نمایشگاههای مختلف کتاب در سراسر دنیا سر زدم. حاصل اين بازديدها، نزدیک به 500 عنوان کتاب است که گستره آن از تولد مخاطبان تا جوانی آنها را در همه حوزه ها پوشش می دهد.»
قدياني در پاسخ خبرنگار ايبنا مبني بر نقش پررنگ ترجمه در آثار کودک و نوجوان ميگويد: «کتاب کودک و نوجوان دنیای محدودی است؛ ولی در عین حال تنوع زيادی دارد. گاهي درباره يك موضوع ساده دهها کتاب برای بچهها وجود دارد؛ در حالي كه بسياري از آنها با فرهنگ كشور ما سازگار نيستند. انتشارات قدياني كتابهايي را براي ترجمه انتخاب ميكند كه با فرهنگ كشور بشترين سازگاري را دارند. از اين نظر الگوي بسياري از ناشران بوده و اینکه بعد از 15 سال، اکنون ناشرانی که در حوزه كودك و نوجوان در حال کسب موفقیتند نیز برای من موفقیت به حساب می آید.»
اولین گام در راه نشر یک کتاب موفق در زمینه کودک و نوجوان ،انتخاب صحیح اثر است. نادر قدیانی در اين باره می گوید: «اگرچه در اين موسسه شوراي بررسي كتاب داريم، اما تصميمگيرنده نهايي خودم هستم. گاهي بايد اقتصاد نشر را مد نظر داشت. ضمن اينكه بعضی از آثار را اصولاً نمیتوان نادیده گرفت. مثلاً مجموعه ای به نام «چرا و چگونه؟» که ما 33 جلد از آن را چاپ كردهايم، در اصل 110 جلد و متعلق به يك ناشر آلمانی است. این مجموعه، موضوعی نیست که بتوان از آن گذشت. كتابهايي هم چاپ کردهام كه صرفاً كار دل است و به آنها دلبستگی زیادی دارم.»
انتشارات قدیانی از بدو تاسیس همواره جزو ناشران برگزیده کشور بوده است؛ اما به راستی ناشر نمونه چه کارکردهایی بايد داشته باشد؟
مدیر انتشارات قدیانی در این باره معتقد است: «سال 71 که بحث انتخاب ناشران نمونه به میان آمد، وزیر وقت اعلام کرد هدف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي شناساندن هویت ناشر به جامعه است و قرار بود از نظرات ناشر به عنوان مشاور در کمیسيون های گوناگون استفاده شود؛ ولی امروز ناشر نمونه شدن یعنی گرفتن تنها یک لوح تقدیر.»
قدياني درباره اوضاع فعلی نشر و رشد روزافزون تعداد ناشران می گوید: «اگر منظور از تعداد ناشران، صاحبان پروانه نشر باشد؛ مثل این است که بگوییم در کشور چهل میلیون گواهینامه رانندگی داریم، اما آیا همین اندازه اتومبيل در كشور داریم؟ در سال هایی که کاغذ دولتی بندی 8000 تومان بود و کاغذ آزاد، 20هزار تومان، نظارتهای کمرنگ باعث افزایش تعداد ناشران شد. سال گذشته طبق آمار خانه کتاب، 50هزار عنوان كتاب چاپ شده است. اين يك بحث. اما اگر مبناي فعال بودن ناشر را 50 عنوان كتاب در سال در نظر بگيريم؛ شايد بتوانيم بگوييم در كل كشور تنها 50 ناشر فعال داريم. اگر 200 ناشر ماهی یک جلد كتاب چاپ كنند، می بینیم که کل بار نشر در ایران را 200-300 ناشر بر دوش می کشند که در میان آنها نیز نیمی از کار به عهده 40 – 50 ناشر است.»
ولی سوال اينجاست: آیا تعدد ناشران به هر میزان هم که کمکار باشند، موجب تنوع در تعداد کتاب و کتابخوانی نیست؟
نادر قدیانی ميگويد: «این تعدد باعث افزایش کتابخوان نمی شود. سال ها ست مردم ایران به کتاب نخواندن متهمند؛ ولی وزیر ارشاد اخيراً اعلام كرد مردم ما کتابنخوان نیستند؛ بلکه «نمیتوانند» کتاب بخوانند. یعنی دسترسی به کتاب کم است. این یعنی کمبود کتابفروشی. استقبال از نمایشگاه کتاب تهران نيز به خودي خود گویای این مطلب است.»
قدیانی مشکل اصلی ارتباط مردم با کتاب را نحوه توزیع کتاب می داند و میگوید: «کتابفروشان، همكار ناشرانند؛ اما مگر ما ،چند توزیعکننده خوب كتابفروش داریم؟ البته اگر هر کسی را که با موتور کتاب جابهجا میکند کتاب فروش ندانیم... ناشر وقتی می فروشد که کتابفروش بخرد و کتابفروش هم کتابی را می خرد که خیلی روی دستش نماند. ما اگر می خواهیم کتاب بیشتری عرضه کنیم، مکانهای عرضه بیشتری نياز خواهيم داشت. ناشران جوان ما اغلب حاضر به پذیرش تجربه دیگران نیستند و شاید کتابهای مفیدی چاپ کنند؛ اما به دلیل اینکه با ساز و کار فروش و چاپ آشنا نیستند، دچار مشکل می شوند.»
اما این تنها یکی از مشکلات است. کتاب، یعنی کاغذ و عمدهترين مساله نشر همين كاغذ است. قدیانی می گوید: «قطع شدن یارانه کاغذ، خواسته خود ما بود. درست است که ما دوست نداریم کاغذ گران بخریم؛ ولی اگر يارانه كاغذ در کار ما فساد ایجاد کند و امنیت آن را زیر سوال ببرد، ما خواهان آن نیستیم. ما خواستار تغییر شکل يارانه بودیم که هنوزمحقق نشده و روش های جایگزین تا الان نمود زيادی پیدا نکرده اند. قرار بود کتابفروشیهای جدید ایجاد شوند؛ ولی ما به جز توزیع محدود بن و کتاب و کارت الکترونیک، چیزی ندیدیم. قرار بود طبق مصوبه مجلس پنجم، کتابفروشی ها هم مشمول معافیت مالیاتی باشند؛ اما بعد از 9 ماه نام آنها در بازنگری قانون حذف شد.»
نظر اين ناشر قديمي راجع به مشکلات ممیزی آثار نیز جالب توجه است: «ممیزی مخصوصاً در کار کودک و نوجوان کاری است که در همه جای دنیا اتفاق میافتد؛ ولی من با چگونگی اعمال آن مشکل دارم. در کشور ما با هر تغییر و تحول تمام سوابق و فعالیتها زیر سوال می رود. نباید با معیارهای 20 سال پیش به كتاب امروز نگاه كرد. چرا به کتابهایی که از نظر آموزش و پرورش مناسب تشخيص داده شده و ليست آنها در كتابهاي درسي به عنوان كتاب مناسب آمده،اجازه چاپ نمیهند؟ این وسط یا آموزش و پرورش اشتباه میکند یا ارشاد.»
نظر شما