كتاب «درآمدي انتقادي به جامعه شناسي» كه ترجمه عنوان اصلي آن از انگليسي به فارسي "درآمدي انتقادي؛ اما مختصر به جامعه شناسي" است، را آنتوني گيدنز، جامعه شناس معاصر انگليسي، نوشته و ليلا فيروزمند به فارسي ترجمه كرده است.
آنتوني گيدنز اين كتاب را در 7 فصل با عنوانهاي "جامعهشناسي: دستاوردها و مسائل"، "تفسيرهاي ناسازگار"، "تقسيمبندي طبقاتي و دگرگوني اجتماعي"، "دولت مدرن"،"شهر، شهرنشيني و زندگي روزمره"، "خانواده و جنسيت" و "سرمايهداري و نظام جهاني" تأليف كردهاست.
گيدنز در فصل هفتم اين كتاب رويكرد سوسيال دموكراتيك خود را همچنان حفظ كرده است و با توجه به اين رويكرد نظري به مسائل نوين در نظام جهاني پرداخته است و مليگرايي و روند دولت-ملتهاي مدرن را با نگرش جامعه شناختي خود مورد تحليل قرار داده است.
تأكيد گيدنز بر انتقادي بودن جامعهشناسي و تفسير تاريخي از آن نكتهاي است كه در سراسر كتاب به خوبي نمايان است؛ تا جايي كه جملات پاياني كتاب كه بيشباهت به نگرش كارل ماركس درباره دگرگوني تاريخ نيست نويد بخش تغييرات تاريخي و كنشهاي فعالانه در اين راستا است.
گيدنز در نتيجهگيري پاياني خود ميخواهد كه اميدوار تاريخ باشيم و رويكرد تاريخي را به مسائل اجتماعي فراموش نكنيم.
ترجمه كتاب از متن استواري برخوردار نيست و مترجم براي هيچ يك از واژگاني كه ترجمه كردهاست، معادل انگليسي را در هيچ كجاي كتاب نياورده است كه اين به خودي خود براي بي اعتباري ترجمه كافي است.
همچنين ناشر كتاب به زبان انگليسي و تاريخ انتشار ويراست دوم كتاب، كه ترجمه از آن صورت گرفته است، در شناسنامه كتاب آورده نشده است كه اين نيز بر بياعتباري ترجمه كتاب افزوده است.
بي دقتيهاي صورت گرفته در چاپ اين كتاب دامنگير مترجم كتاب نيز شده است؛ تا جايي كه بر رو و پشت جلد كتاب نام مترجم كه به جاي ليلا فيروزمند، ليلا پيروزمند درج شدهاست كه البته ناشر با چسباندن برجسب بر روي جلد سعي در جبران اين اشتباه داشته است.
با اين اوصاف نبايد اهميت كتاب را ناديده گرفت. زيرا آنتوني گيدنز اين كتاب را با هدفي مشخص و از پيش تعيين شده نگاشته است و هرگز كتاب «جامعهشناسي» او كه شهرتي جهاني يافته است اين جامعه شناس انگليسي را از نگارش كتابهايي از اين دست بينياز نكرده است.
گيدنز به صورت درخور در ايران شناخته شده است و ترجمه آثار او از جمله كتابهايي چون «جامعه شناسي»، «جهان رها شده»، «پيامدهاي مدرنيت»، «تجدد و تشخص» و «راه سوم» باعث شناخته شدن او براي مخاطبان فارسي است.
البته يكي از كليديترين و مهترين آثار او كه در پي ارائه نظريهاي جامعهشناختي مسوم به "ساختاربندي" است، هنوز به فارسي ترجمه نشده و براي فارسي زبابان بيگانه مانده است.
نظر شما