مولوي در پرتو نگرش عرفاني به حقيقت و هستي انسان و عالم، زيبايي را به زيبايي ظاهري صور محسوس و زيبايي باطني عالم معنا يا زيبايي مطلق تقسيم كرده است.
وي در ادامه افزود: رويت پرتو حسن حق، كه زيبايي مطلق و نامحدود است، انسان را دچار سرگشتگي و حيراني ميسازد و او را به ساحل حيرت وجودي رهنمون ميسازد، حيرتي كه او را در امواج درياي عشق غوطهور ميسازد.
پناهي همچنين به واژه حيرت در اشعار مولانا اشاره كرد و گفت: آينه دل و جان در مواجهه با صورتها و راهيابي به بيصورتها از دريچه خيال، دچار سرگشتگي و حيرت ميشود، اين حيرت نه حيرتي معرفتي كه حيرتي وجودي است كه منشأ حركت ميشود؛ حركت از ظاهر به باطن، زيبايي محسوس به زيبايي مطلق و معقول، حركت از صورت به بيصورتي، حركت از كثرت به وحدت و از خلق به حق.
وي خاطرنشان كرد: در انديشه مولانا، عشق حقيقي همان عشق به زيبايي مطلق است كه حاصل حيرت و حركت است، حيرت و حركتي كه انسان از مواجهه با زيبايي مطلق بيصورت و بيمنتهي بدان نايل ميشود.
پناهي در خاتمه سخنانش خاطرنشان كرد: توقف در سطح ادراك عالم صورت و لذات زيبايي محسوس و ظاهري، انسان را همچنان در بند عالم كثرات و ظواهر و عشقهاي دروغين گرفتار ميسازد.
كنگره بزرگداشت هشتصدمين سال تولد مولانا از ششم آبان ماه در تهران شروع شده و تا دهم همين ماه در تبريز و خوي ادامه خواهد داشت.
نظر شما