به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، نخستين مطلب اين كتاب كه دربرگيرنده 38 مقاله است، به يادداشتي درباره زندگي و آثار شمس آلاحمد به قلم ابوالقاسم رادفر اختصاص دارد.
در بخش ديگري از اين كتاب مطالبي درباره آثار شمس از جمله «تصحيح طوطينامه»(جواهر الاسمار)، «گاهواره»(مجموعه داستان) و «عقيقه»( مجموعه داستان)، «حديث انقلاب» و .. آمده است. در قسمتي از مطلبي كه درباره كتاب «از چشم برادر» شمس به چاپ رسيده، نوشته شده:
«شمس، كتاب خويش را از مرگ جلال آغاز كرده است...
عليرغم اينگونه سهوها و برداشتها، ما نيز با خانم سيمين دانشور هم عقيدهايم كه «از چشم برادر» كتاب مهمي است. هركس هر روزگاري بخواهد درباره اين كتاب تحقيقي بكند، ناگزير بايستي به اين كتاب رجوع كند و چه كسي نزديكتر از برادر به برادر، آن هم برادري كه سايهوار در كنار برادر سي سال زندگي كرده و پابهپاي جلال سفرها رفته و پيوسته چشم به جلال داشته است.»
كتابشناسي توصيفي شمس آلاحمد نيز نام مقاله ديگري از اين كتاب به قلم يحيي آريابخشايش است. در بخشي از اين مطلب با نام «عابديني، حسن، صدسال داستاننويسي در ايران، ج2، تندر 1368، 423ص» آمده است:
«وي در مجلددوم(صد سال داستاننويسي در ايران) به هنگام پرداختن به وضعيت داستاننويسي در دوره رضا شاه پهلوي و پيامدهاي جنگ جهاني در ايران، از شمس آلاحمد و عباس پهلوان نام ميبرد كه داستانهاي پل پيروزي و بادكنك تركيده را با تاثير از همان مجموعه قصههاي كوچه دلخواه و غولومي(نوشته اسلام كاظميه)، از اولين داستانهاي نسلي كه شاهد سقوط رضا خان بوده است، ميداند(ص84). در جاي ديگري از همين مجلد به نويسندگان ديگري اشاره كرده است كه به جلال نزديك بودند و جنبههاي تباه كننده غربزدگي و مصرفزدگي را در داستانهاي خويش مورد توجه قرار دادهاند. عابديني در اينباره نام شمس آلاحمد و سيمين دانشور(همسر جلال) را به ميان آورده است كه اولي در بعضي از داستانهاي عقيقه(1355) از زمينههاي فكري جلال تاثير پذيرفته و در داستانهاي خود به گونهاي نشانههاي تاثيرپذيري و پيروي از جلال را نمايان ساخته است....عابديني داستان «آنچه در باران گذشت» نوشته شمس را در شمار آن دسته از نوشتههاي ادبي دانسته كه در توصيف مرگ جلال آلاحمد به سبب شاعرانگي و لطافت سبكش به ياد ماندني است.»
«نامه جلال آلاحمد به امام خميني(ره)» در اين ويژهنامه اينگونه آغاز شده است:
«وقتي خبر خوش آزادي آن حضرت، تهران را به شادي واداشت، فقرا منتظرالپرواز! بودند به سمت بيتالله. اين بود كه فرصت دست بوسي مجدد نشد... »
در بخش ديگري از اين نامه آمده:
«ديگر اينكه طرح ديگري در دست داشتم كه تمام شد و آمدم. درباره نقش روشنفكران ميان روحانيت و سلطنت و توضيح اينكه چرا اين حضرات هميشه در آخرين دقايق طرف سلطنت را گرفتهاند و نميبايست. اگر عمري بود و برگشتيم تمامش خواهم كرد و به حضورتان خواهم فرستاد.»
«پيدا و پنهان زندگي شمس در گفتوگو با همسرش»، نيز از ديگر مطالب بخش گفتوگوي اين كتاب است.
مطلب پاياني اين ويژهنامه شعري با نام «آفتابي در ميان سايهاي» سروده محمود سجادي در رثاي شمس به چاپ رسيده است.
گفتوگو با شمس آلاحمد(جواد محقق)، روايت شمس از روزي كه جلال درگذشت، تولد پسرم جلال( از دفتر يادداشتهاي روزانه)، نگاهي به سايه شمس(محمدعلي علومي)و غروب شمس(غلامرضا ا مامي)، از مطالب منتشر شده در اين ويژهنامه اند.
نظر شما