چاپ نخست کتاب «آينه آخرت (تحقيق و ترجمه «مرآةالآخره» ملامحسن فيض كاشاني)، بررسي معاد از نگاه ملاصدرا» نوشته حسنعلي بنكدار، از سوي موسسه بوستان كتاب منتشر و روانه بازار نشر شد.\
محدث و حكيم محقق مرحوم محمدبن مرتضي مشهور به فيض كاشاني از اعلام قرن يازدهم به سال 1006 قمري در كاشان در يك خانوادهاي كه به علم و تقوا موصوف بودند ديده به جهان گشود و به سال 1092 قمري در 86 سالگي با به يادگار گذاشتن آثار فراواني در علوم مختلف ديني، به رحمت حق شتافت.
براساس آن چه خود وي در رساله شرح صدر نوشته، تا 20 سالگي در كاشان نزد دايي خود تحصيل ميكند و سپس براي ادامه تحصيل و كسب معارف به اصفهان و پس از مدتي به شيراز سفر ميكند و با اخذ اجازه از سيد ماجد به اصفهان باز ميگردد و از شيخ بهائي نيز اجازه روايت و اجتهاد ميگيرد. سپس به حج و زيارت عتبات عاليات و از آنجا راهي قم ميشود و در قم به گمشده خود دست مييابد. به سبب همين ملاقات است كه شخصيت حقيقي فيض(ره) شكل ميگيرد. خودش چنين مينگارد: «تا آن كه در بلده طيبه قم به خدمت صدر اهل عرفان و بدر سپهر ايقان (صدرالدين محمد شيرازي"قدس سره") كه در فنون علم باطن، يگانه دهر و سرآمد عصر خود بود رحل اقامت افكندم و مدت هشت سال به رياضت و مجاهده مشغول شدم تا فيالجمله بصيرتي در فنون علم باطن يافتم... و آخرالامر به شرف مصاهرت ايشان سرافراز گرديدم و باز چون مشاراليه را از قم به شيراز تكليف نمودند و بدانجا اقامت فرمود به مقتضاي: "فان اتممت عشرا قمن عندك (قصص، آيه 28)" به شيراز رفته و قريب به دو سال ديگر در خدمت بابركت ايشان به سربرده و از انفاس طيبه ايشان بسي استفاده نمودم.»
ملامحسن فيض از شيراز به كاشان باز ميگردد و تا آخر عمر در كاشان به تدوين و تدريس و ارشاد مردم مشغول ميشود.
علماي معاصر و شاگردان او از وي به خوبي تجليل و او را عالمي جليل، فاضل، حكيم، متكلم، محدث، فقيه، محقق، شاعر، اديب و صاحب تصانيف فراوان و روان دانستهاند، كه بيش از 120 عنوان است.
ملامحسن فيض رساله مرآةالآخره را در سال 1044 قمري در زمان حيات استادش ملاصدرا نگاشته است و آن چه را در اين رساله مورد بحث و مداقه قرار داده، بخشي از تحقيقي است كه استادش در باب معاد جسماني غير مادي (در اسفار و ديگر كتابهايش) استدلالي كرده است.
خلاصه اقوال در معاد
در اينجا براي آشنايي خوانندگان، نگاهي كوتاه و خلاصه به اقوال مختلف در باب معاد مياندازيم.
1. معاد جسماني (مادي): يعني همين بدن با جسم مادي با همين كيفيتي كه در اين دنيا هست در آخرت حاضر ميشود.
2. معاد روحاني: يعني نفس و روح انسان كه غير مادي است در آخرت حاضر ميشود.
3. معاد جسماني (مادي) و روحاني: يعني هم بدن مادي جسماني و هم روح و نفس انسان به همين صورت در آخرت حاضر ميشود.
4. معاد جسماني (غير مادي) و روحاني: يعني هم بدن مادي به صورت جسم لطيفي كه مناسب عالم آخرت است و هم روح و نفس انسان به صورت مجرد و روحاني در آخرت حاضر ميشود.
حكماي طبيعي و ماديون كه به ماوراء طبيعت معتقد نيستند، به نحو اطلاق مخالف معادند؛ چون حقيقت انسان و هستي را جز اين ظاهر محسوس و مادي نميدانند. همچنين بعضي از قائلان به تناسخ را نيز ميتوان جزء منكران معاد قلمداد كرد، البته نه به نحو اطلاق. از اين گروه كه بگذريم، در بين علماي موحد، اكثر متكلمان به معاد جسماني معتقدند و بيشتر محققان از حكما و فلاسفه به معاد روحاني معتقدند، چراكه حقيقت انسان و قوام انسان را به نفس ناطقه ميدانند و بدن را با مرگ، فاني و معدوم ميدانند.
گروه سوم از علماي موحد كه برخي از محققان و حكماي اهل تحقيق در ادوار اسلامي بودهاند به هردو قسم از معاد جسماني و روحاني قائلند. اين گروه خود به چند دسته تقسيم ميشوند، چرا كه در نوع معاد جسماني و روحاني بين آنها اختلاف است.
مرحوم آخوند ملاصدرا در جلد نهم كتاب «اسفار» كه مربوط به مباحث معاد است، اختلاف مذاهب و تفاوت مراتب و درك مردم را در امر معاد بيان ميدارد.
مرحوم فيض آن چه را در رساله مرآةالآخره بهطور مستقل بحث كرده است، در دو كتاب علماليقين و عيناليقين خود نيز آورده و در بعضي موارد به آن دو اشاره ميكند. اين رساله در چهار باب تنظيم شده است.
باب نخست، در محل بهشت و جهنم است؛ چنان چه بهشت و جهنم جسماني باشد و حضور در قيامت را با بدن مادي دنيايي بدانيم بايد براي آخرت و بهشت و جهنم مكاني وجود داشته باشد و اگر مكان داشته باشد اشكالات لاينحلي لازم ميآيد، لذا مرحوم فيض در اين باب اين مساله را مورد بررسي قرار داده است و بيان ميكند كه آخرت و بهشت و جهنم، جسم مادي نيست و مكان مادي ندارد، بلكه در باطن اين دنياست.
باب دوم نيز در بيان اين است كه بهشت و جهنم از نفس انسان ناشي ميشود و دو حالت براي نفس است و آن چه را انسان كسب كند به همراه خود به آخرت ميبرد و به آن لذت ميبرد يا عذاب ميكشد. وي در اين باب با بيان پنج مقدمه چنين نتيجه ميگيرد: «حال كه اين مقدمات ثابت شد روشن ميشود كه هركدام از بهشت و جهنم همانا از نفس به وجود ميآيد و بهشت و جهنم دو حالت است بر موضوع خودش كه نفس است و دو حالت است براي نفس كه با به وجود آمدن نفس به وجود ميآيند و به وسيله اعمال و مدركات و اخلاق و ملكات نفس، از اول تا آخر عمر اين دو حالت به كمال ميرسند و در بهشت هر آن چه بخواهند به اراده خودش ايجاد ميكند.»
باب سوم نيز به معاني بعضي از چيزهايي كه در بهشت و جهنم است و وعده داده شده ميپردازد، مثل اين كه ابواب بهشت و جهنم چيست و به چه معناست، يا معناي صراط و حور و قصور، درخت طوبي و زقوم كه در بهشت و جهنم است و وعده داده شده، چيست و اين كه هريكي از حواس هفتگانه به منزله دري از درهاي دوزخ است، لذا براي دوزخ هفت در و براي بهشت هشت در وجود دارد. همين هفت حواس اگر از عقل پيروي كند، از درهاي بهشت ميشود كه با عقل هشت درب براي بهشت است كه نفس از طريق آنها ساخته و پرداخته ميشود.
همچنين باب چهارم، اقسام لذات و آلام حسي و خيالي و عقلي كه در بهشت و جهنم است و مراتب و اصناف مردم و همچنين نوع نعمتهايي را كه به هرگروهي اختصاص دارد، بيان ميكند.
علاوه بر ترجمه و تحقيقي كه از اين رساله به عمل آمده، محقق اين اثر، مقدمهاي در شش فصل نگاشته است. معادي كه مرحوم فيض در اين رساله به آن پرداخته، همان معادي است كه استاد او ملاصدرا تبيين كرده است. لذا در فصل نخست، خلاصه اقوال در امر معاد، همچنين اختلاف درك مردم در امر معاد را از اسفار بيان و توضيح آن را از زبان امام خميني(ره) از كتاب تقريرات فلسفه ايشان، نوشته سيدعبدالغني اردبيلي ميآورد.
در فصل دوم، به نظريات ملاصدرا در باب معاد و خلاصهاي از اصول يازدهگانهاي كه براي اثبات نظرياتش تبين كرده اشاره شده است و همچنين آياتي كه ظاهر آن در معاد جسماني مادي است، مثل آياتي كه به قضيه عزير و حضرت ابراهيم(ع) است از زبان امام خميني(ره) توضيح و توجيه ميشود و پاسخ شبهات منكران معاد و معاد جسماني «غير مادي» داده ميشود.
در فصل سوم نيز به اختلاف نشري كه در امر معاد است، اشاره ميشود و اين كه در حوزه دين، مسائلي كه متفقعليه باشد، از عدد انگشتان دست تجاوز نميكند (اين هم در اصل و كليت آن نه در جزئيات) و اين كه اين اختلاف امري است عادي، لذا نبايد به اندك بهانهاي حكم كفر و الحاد محققان در اين رشته را صادر كرد.
در فصل چهارم، اشارهاي به ريشه و سبب اختلافنظرها ميشود كه ناشي از اختلاف استعدادهاست و انسانها برخاسته از دامن طبيعت با شرايط مختلف و فرهنگهاي مختلف هستند و همانطوري كه انسانها در شكل و قيافه و خطوط سر انگشتان متفاوتند در عقل و فهم و استعداد نيز متفاوتند و زبان قرآن كه كتاب تبليغ و هدايت است بايد به گونهاي باشد كه همه از آن بهره ببرند.
در فصل پنجم نيز زبان قرآن و احاديث بررسي ميشود و محكم و متشابه آن كه به چه جهت است و اين كه حقايق مسائل را نميتوان با ظواهر آيات مطابق دانست، بلكه حقايق مثل حقيقت معاد از بطون و لايههاي بعدي قرآن است، چون قرآن يك كتاب دعوت است و همت كتاب دعوتي، ايجاد عقايدي است كه براي مدعوين در مقام تبليغ در نظر دارد كه همانا ايجاد عقايد ديني است كه در اصلاح و آرامش مردم در دنيا و سعادت آنها در آخرت موثر است و موجب سوق توده مردم به آن سو ميباشد، مثل اعتقاد داشتن به ثواب و عقاب و حضور در محكمه مطلقه الهي.
البته كيفيت حيات آينده و چگونگي احياي اموات، يك معنايي است كه از عهده ظاهر كتاب دعوتي خارج است، به ويژه آن كيفيتي كه به مقدمات حكمي و فلسفي محتاج باشد، زيرا قرآن مجيد اگر افزون بر ايجاد عقيده حقه مثمره بخواهد در نحوه و ماهيت آن گفتوگو كند، اصل منظور به سبب پيچيدگي مقدمات و عدم مساعدت افكار و استعدادهاي عامه، به زمين مانده و پروراندن عقايد مشكل ميشود و لذا لازم است كه اصل معاد ذكر شود و زندگي و حيات با عين همان جسم و هيكل و شخصيت كه قبل از موت دارد ارائه شود و ظاهر آيات هم بيش از اين ارائه را نميرسانند.
در فصل ششم، براي اين كه ملاصدرا و كساني كه افكار او را تدريس و تبيين كردهاند، از سوي بعضي از فقها و محدثين تكفير شدهاند و اين حكم از باب انكار ضروري دين صادر شده است، لذا مساله را از بعد فقهي مورد بررسي قرار داده و نتيجه اين كه نه انكار ضروري، سبب مستقلي جهت كفر و خروج از دين است و نه معتقد بودن به نوع خاصي از معاد سبب كفر و خروج از دين خواهد بود.
در انتهاي اين اثر، نمايهاي از آيات، روايات، اعلام و موضوعات نيز درج شده است.
چاپ نخست کتاب «آينه آخرت (تحقيق و ترجمه «مرآةالآخره» ملامحسن فيض كاشاني)، بررسي معاد از نگاه ملاصدرا» در شمارگان 1200 نسخه، 284 صفحه و بهاي 48000 ريال راهي بازار نشر شد.
نظر شما