یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۸۹ - ۱۲:۴۶
«پاژ» ويژه شاهنامه، فردوسي و شاهنامه‌شناسان ايراني

شماره سوم و چهارم از دومين سال انتشار «پاژ»، فصلنامه فرهنگسراي فردوسي، دربردارنده مقالاتي به قلم شماري از استادان و شاهنامه‌شناسان ايراني در شناخت شاهنامه و فردوسي است، كه به تازگي منتشر شده است._

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، نخستين جستار اين شماره از «پاژ» نوشته‌اي از دكتر مهشيد ميرفخرايي است. عنوان مقاله او برگرفته از مصراعي از شاهنامه است و «خرد بهتر از هر چه ايزدت داد» نام دارد. ميرفخرايي به ريشه‌شناسي واژه خرد در زبان‌هاي هند واروپايي و فارسي ميانه مي‌پردازد و تجليات و كاركردهاي مختلف آن را از دوره ميانه به دوره نو، نشان مي‌دهد. 

سپس دامنه كاربرد اين واژه را در شاهنامه برمي‌شمارد و مي‌نويسد كه در ميان همه آثار فارسي، شايد شاهنامه است كه بيشترين گونه‌هاي معنايي واژه خرد را ياد كرده و بر اهميت و بازتاب آن در فرهنگ باستاني ايران تاكيد ورزيده است. 

دكتر محمود اميدسالار «زندگي‌نامه پهلواني و وحدت ادبي روايات شاهنامه» را مورد بحث قرار داده و اعتقاد دارد كه داستان‌هاي شاهنامه، بدون استثناء، از نظم خاص ادبي برخوردارند و اجزاي يك داستان بلندترند. 

او در گفتار خود داستان‌هايي كه متخصصان ايراني و غربي احتمال داده‌اند سرگذشت‌هاي مستقلي بوده‌ و فردوسي از منابع جنبي اخذ كرده است، بررسي و به اين نتيجه رسيده است كه فردوسي كتابي را كه در دست داشته، به تمامي به نظم كشيده و در ابداع شعرش، مهارت كم‌مانندي به خرج داده است. بدان اندازه كه هنرمندي‌هاي او را بايد به مثابه لحظه خلق شعر حماسي در ادب فارسي، به‌شمار آورد. 

دكتر چنگيز مولايي، استاد دانشگاه تبريز، در جستار خود پيشنهادي درباره واژه «بخته» و شيوه قرائت و معناي آن در شاهنامه را به ميان كشيده است. اين واژه در بيتي از شاهنامه آمده است كه به داستان «كاموس كشاني» و درهم شكسته شدن لشكر افراسياب توسط رستم بازمي‌گردد. 

رستم به طلايه لشكر ايران دستور مي‌دهد كه راه را بر فرزندان پيران ويسه ببندند، اما تعلل طلايه‌دار سبب گريز آنها مي‌شود. رستم دستور كيفر او را مي‌دهد و مي‌گويد، «بدينسان فرستش به نزديك شاه/ مگر بخته گردد بدان بارگاه». نگارنده مقاله با بررسي كلمه «بخته» در متون ديگر و ارايه مراحل تحول آن، درستي گزينش واژه بخته از سوي خالقي مطلق و معني آن را كه عفو و بخشش است، اثبات مي‌كند. 

دكتر آرش اكبري مفاخر، در مقاله «سياوخش، سياه سوادپوش»، ميان نام و ويژگي‌هاي برخي از پهلوانان شاهنامه پيوندهايي يافته و نام «سياوش» را از اين ويژگي برخوردار دانسته است. او معناهايي را كه براي اين نام برشمرده‌اند، دسته‌بندي مي‌كند و از ديدگاه اسطوره‌شناسي و تاريخي به بررسي آنها مي‌پردازد. 

دكتر فرزاد قائمي نيز در جستار «شاهان خيره سر شاهنامه» نموداري از مشروط بودن نيروي فره در فرهنگ اساطيري ايران باستان را به دست داده و نشان مي‌دهد كه چگونه اين تاييد ايزدي (فره) از شاهان خيره‌سر و بيدادگر شاهنامه، گسسته مي‌شود و آنها را بي‌نصيب مي‌گذارد. 

«پايان كار رستم در شاهنامه» مقاله‌اي خواندني از دكتر محمدتقي راشدمحصل است. با اينكه برخي منابع كار فردوسي را در تنظيم شاهنامه مي‌شناسيم، باز هم داستان‌هايي وجود دارد كه منابع آنها به درستي شناخته شده نيست. داستان «رستم و شغاد» نمونه‌اي از ماجراهايي است كه منبع آن ناپيداست. راشدمحصل معتقد است كه اين داستان در «خداي‌نامه» و داستان‌هاي رستم نبوده و برساخته دهقانان از روايت‌هاي مرگ جمشيد در متون كهن است. مقاله او بازگويي و تشريح همين نكته است. 

از ديگر جستارهاي اين شماره از «پاژ»، مقاله‌اي مشترك از تيمور مالمير و فردين حسين پناهي است كه «نقش معنايي و منظوري جملات پرسشي در شاهنامه» نام دارد. آنها تاكيد مي‌كنند كه گزاره‌هاي پرسشي در شاهنامه كاربرد بلاغي ويژه‌اي دارند. سپس به دسته‌بندي آنها مي‌پردازند و مهارت و قدرت فردوسي را در به كار بردن جملات پرسشي نشان مي‌دهند و مي‌نويسند توانايي فردوسي در اين شيوه بلاغي به حدي است كه تشخيص زبان فكر و انديشه فردوسي از زبان روايي داستان، دشوار است. 

«نيايش‌هاي انسان در پيوند با طبيعت» مقاله‌اي از دكتر محمدرضا راشدمحصل است. او در گفتار خود كوشيده تا جشن‌هاي آييني و پيشينه برخي از آنها را بررسي كند و كاربرد آنها را در شاهنامه نشان دهد. مقاله نوجويانه فرهاد وداد نيز «بررسي لشكركشي توس به كلات و جنگ با فرود» نام دارد. او در جستار خود با بررسي سنجشي شرايط جغرافيايي محل نبرد فرود و توس، جاي درست آن جنگ را نشان مي‌دهد. 

در مقاله‌اي ديگر، دكتر محمد بهنام‌فر، شاهنامه و منظومه ديني «خاوران نامه» را بررسي تطبيقي كرده و هر دو را جلوه‌هايي از هويت ملي ايرانيان دانسته است. او اعتقاد دارد كه با وجود تفاوت‌هاي ظاهري‌اي كه در نگاه نخست ميان دو منظومه شاهنامه و «خاوران نامه» ديده مي‌شود، اولي حماسه‌اي ملي و ديگري حماسه‌اي مذهبي است، اما نبايد آن دو را در مقابل يكديگر قرار داد.
از اين رو «خاوران نامه» نه تنها در مقابل شاهنامه سروده نشده، بلكه شاهكار استاد توس به عنوان شناسنامه تاريخي ايرانيان در چشم ابن حسام، سراينده «خاوران نامه»، نقشي يگانه دارد. 

دكتر محمدرضا صرفي نيز در مقاله «فردوسي و فلسفه تاريخ»، تلاش مي‌كند كه نكات برجسته نگاه فردوسي به وقايع و جنبه‌هاي برجسته فلسفه تاريخ را به تصوير بكشد. دكتر هوشنگ محمدي‌افشار نيز «آهنگ و لحن سخن در شاهنامه» را مورد توجه قرار داده است و با شيوه‌اي كتابخانه‌اي و با بهره‌گيري از فن تحليل و توصيف محتوا، برخوردهاي فردوسي با داستان‌ها، موضوعات و عواطف گوناگون را نشان داده و لحن‌ها و آهنگ‌هاي متفاوت سخن با به‌كارگيري صامت‌ها، مصوت‌ها، حروف و واژگان خاص را بررسي كرده است. 

«عناصر انسان‌دوستي در شاهنامه فردوسي» مقاله مشتركي از دكتر علي محمدي و نعمت‌الله پناهي است. همچنين «گوهر ستايش بر تارك شاهنامه» عنواني براي گفتار دكتر حيدرعلي دهمرده است. او توجه خواننده را به ستايش‌هاي فردوسي و عوامل محيطي و بيروني سرايش آنها را جلب مي‌كند. 

سلمان ساكت نيز «نولدكه و روايت‌هاي حماسي ايران» را محل بحث دانسته و گستره دانش شاهنامه‌شناسي اين خاورشناس غربي را بررسي كرده است. مقاله مفصل و خواندني دكتر منصور رستگارفسايي نيز با عنوان «داستان مجسمه‌هاي فردوسي در ايران و جهان» يادكردني است. در پايان مقالات اين شماره از «پاژ» گفت‌وگويي با جواد اسحاقيان، پژوهشگر و منتقد ادبي، درباره تاثيرپذيري ادبيات داستاني از شاهنامه فردوسي آورده شده است. 

شماره سوم و چهارم «پاژ» (ويژه‌نامه فردوسي) فصلنامه موسسه فرهنگسراي فردوسي با بهاي 6 هزار تومان و در 288 صفحه چاپ و منتشر شده است. اين فصلنامه كه در حوزه زبان و ادبيات فارسي با تاكيد بر پژوهش‌هاي مربوط به خراسان، فردوسي و شاهنامه انتشار مي‌يابد، به سردبيري و مدير مسوولي دكتر محمدجعفر ياحقي در اختيار دوست‌داران فرهنگ ايران قرار مي‌گيرد. مديريت علمي و اجرايي «پاژ» نيز بر عهده دكتر محمدرضا راشدمحصل است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها