در ادامه سلسله نشستهاي شهر كتاب مركزي كه به مولانا و تحليل انديشهها و آراي اين شاعر، عارف و فيلسوف قرن هفتم هجري اختصاص دارد دكتر مجتبي بشردوست به «هرمنوتيك و مولانا» پرداخت.
دکتر مجتبی بشردوست، منتقد ادبي و استاد دانشگاه در ابتدای نشست به نیاز هرمنوتیک و فواید و بازتاب آن پرداخت و گفت: اگر بخواهیم تاریخ را تقسیم بندی کنیم به سه جهان و سه روش آن را بخش می کنیم، دورهای که منطق صوری و ارسطویی بر بشریت حاکم است (قرون وسطی)، دورهای که منطق دیالکتیک بر بشریت حاکم است و در دوره سوم هرمنوتیک مطرح است. بعد از دوره قرون وسطی، بیشتر دیالکتیک هگل و مارکس و بعد از آن منطق هرمنوتیک مطرح شد.
وی در ادامه افزود: هرمنوتیک به معنی تأویل و بنیاد آفرینش به صورتی است که تأویل واژگانی همانند باطن و ظاهر را در بردارد و در انديشههاي خود تأویل را ميآفریند، از اين رو تأویل منشایی از هستی به شمار ميرود. هستی، ذاتا مبهم است و اگر آن را تفسیر کنی مبهمتر میشود و نخستين فردي که آن را تأویل کند راه برای بقیه باز میشود و تا بی نهایت در حرکت است؛ مانند مولانا که تأویل را مطرح و راه را برای بقیه باز كرد.
این منتقد ادبی و استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: زبانشناسان و نشانهشناسان به تأویل توجه دارند؛ زیرا تأویل در حوزه معناست نه در حوزه لفظ و در نقد ادبی نگاه معطوف به خواننده است و بعد از آن تأویل رواج داده ميشود. تأویل، مولود دموکراسی است و بدترین دشمن تأویل هم دمکرات است و اگر از یک متن تنها یک معنا برآید با تأویل میانهای ندارد. بشر به تأویل عقیده دارد زیرا بحث حقیقت مطرح ميشود.
بشردوست مکتب تفکیک را از دیدگاه محمدرضا حکیمی مطرح کرد و گفت: حکیمی معتقد است که سه واژه وحی، فلسفه و عرفان را از هم جدا سازیم زیرا حکیمی با تأویل میانه خوبی ندارد و برای این علت دلیل میآورد که تأویل همان تفسیر به رأی است در حالی که تأویل تفسیر به رأی نیست و او از تفسیر يك تعریف و از تأویل تعریف دیگری ارائه میدهد . افرادی که با تأویل مخالف هستند نمیتوان واژههاي ظاهر و باطن را مطرح کرد زيرا آنها معتقدند که تأویلهای سست و باطل در جهان وجود دارد. همچنين كساني كه در جهان اسلام تأويل را رد كردهاند به اخباريون اهل حديث گراييدهاند.
وي به واژه هرمنوتيك اشاره كرد و يادآور شد: هرمنوتيك از واژه هرمنيا به دست ميآيد و به معني تفسير و با صداي بلند ترجمه كردن است. واژه هرمنوتيك از "هرمس" گرفته شده و پيام آوري را در بردارد، "هرمس" واسطه است و پيام خداوند را ميگيرد و براي انسانها ترجمه ميكند. براي فهم مثنوي بايد افق فكري را به هم نزديك كنيم؛ زيرا تأويل پرده برداشتن از معناست، از اين رو نقد كار عمدهاي انجام ميدهد؛ زيرا ادراك ما را از متن افزوده ميكند.
اين استاد دانشگاه به جايگاه تأويل مولانا در جهان امروز اشاره كرد و افزود: هر واژهاي را ميتوانيم دال بناميم و اين دالي كه بر آن انگشت مينهيم، مدلولي دارد و اين مدلول، دالي براي مدلول ديگر است.
بشردوست تأويل را از دو ديدگاه بررسي كرد و گفت: ديدگاهي كه به قطعيت و عينيت تأويل باور دارد و ديدگاهي كه به نسبيت تأويل باور دارد از اين رو مثنوي كتابي است كه يك معناي مركزي دارد و ميتوان به معناي آن نزديك شد و آن مركز معنايي قصد و نيت مؤلف است و ميتوانيم قصد و نيت نويسنده را دريابيم.
اين منتقد ادبي يادآور شد: يكي از ضعفهاي هرمنوتيك ايران اين بود كه نتوانست آن را همراه با هرمنوتيك گادامر و غربيان پيش ببرد.
وي به ديدگاه هايدگر اشاره كرد و گفت: هايدگر به حلقه هرمنوتيكي و يا دور هرمنوتيكي معتقد است و عقيده دارد كه اگر ما ميخواهيم جز را بفهميم بايد از كل دريافت دقيقي داشته باشيم و دريافت كل، فهميدن جزء است.
بشردوست به تنوع و تكثر هرمنوتيك پرداخت و ابراز داشت: در كتابهاي هرمنوتيك در جهان مدرن مطرح شده كه هرمنوتيك به صورت خاص و عام وجود دارد و هر علمي يك هرمنوتيك مخصوص به خود دارد؛ زيرا هرمنوتيك عام ميخواهد فوايدي را مطرح كند كه همه علوم از آن بهره ببرند.
وي به چهار دسته از هرمنوتيك عام اشاره كرد و گفت: اين چهار دسته عبارتند از: هرمنوتيك عرفاني، هرمنوتيك فلسفي، هرمنوتيك اجتماعي و تاريخي و هرمنوتيك ادبي. هرمنوتيك عرفاني تأويلهايي است كه مولانا دارد و مبتني بر زيباييشناختي است، هرمنوتيك فلسفي تأويلهايي است كه فيلسوفان استفاده ميكنند، هرمنوتيك اجتماعي و تاريخي تأويلهايي است كه روشنفكران به كار ميبرند و هرمنوتيك ادبي تأويلي است كه اديبان از آن استفاده ميكنند.
بشردوست در ادامه افزود: ما نميتوانيم از شاهنامه تأويل عرفاني و يا از مثنوي تأويل حماسي داشته باشيم.
وي به آسيبشناسي هرمنوتيك پرداخت و گفت: آسيبشناسي هرمنوتيك زماني است كه افق فكري با پيش فرضهاي نويسنده همنوايي نداشته باشد و اگر افق فكري پيش فرضهاي تأويلگر با مؤلف همنوايي نداشته باشد از آسيبهاي جدي به شمار ميرود.
نظرات