كارشناس و فعال حوزه صنعت چاپ با اشاره به موانع موجود بر سر راه صادرات صنعت چاپ گفت: وجود نقايصي از قبيل كمبود طراحان گرافیک و طراحان صنعتي تخصصی در صنعت چاپ و بستهبندی، شناخت نداشتن از استانداردهاي محصول و فرایندهای چاپ و بيتوجهي به اصول و دانش مدیریت بازرگانی در این صنعت، از جمله دلايل ناموفق بودن صادرات صنعت چاپ ايران بوده است.\
وي با بيان اين كه حضور در عرصه صادرات و بازارهاي بينالمللي تابع شرايط ويژهاي است، عنوان كرد: استانداردي بر امور صادرات و واردات كالا قوانين حاكم است كه لازمه آن آشنايي و تسلط بر اصول و روشهای مدیریت بازرگانی در حوزه بازارهای داخلی و بازارهای بينالمللي صنعت چاپ است.
خالقيزاده با اشاره به لزوم بهكارگيري افراد تحصيلكرده در رشته مديريت بازرگاني داخلي و خارجي، گفت: چنين افرادي ميتوانند جذب مجتمع های با قابلیت صادرات شوند و با آموزش نكات كليدي و مفهومي صنعت چاپ، از تواناييهاي آنان در صحنههاي اقتصادي و سرمايهگذاري این صنعت استفاده شود. اين در حالي است كه متاسفانه بسياري از چاپخانه داران ما به تنهايي در کنار ماشینآلات تولید چاپ و بسته بندی ميايستند، محصول را توليد ميكنند، ميخواهند در عرصههاي داخلی و بينالمللي فعاليت و بازاريابي كنند، در حالي كه يك يا دو نفر نميتوانند به تنهايي اين چنین عملیاتهای مهمی را انجام دهند.
خالقيزاده از محصولشناسي به عنوان يكي از راهکارهای مهم صادرات صنعت چاپ نام برد و افزود: مجتمعهای چاپ بايد ورود خود به حوزههای تولید محصولات چاپی را با مشخص كردن دقیق نوع محصول چاپی مشخص كنند تا بر نیاز مشتریان داخلی و بین المللی متمرکز شوند.
كارشناس و فعال حوزه صنعت چاپ با بيان نمونهاي از موفقيت كشورهاي ديگر در اين حوزه، توضيح داد: کشورهای موفق در حوزه صادرات محصولات چاپی مانند ترکیه و چین، با استقرار واحدهای تحقیق و توسعه، مدیریت راهبردی، مدیریت بازرگانی، مدیریت فرایند یکپارچه و مدیریت کیفیت و بهرهوری توانستهاند سهم شاخصی از بازارهای بین المللی به خصوص بازار ایران و خاورمیانه را کسب كنند.
وي تصريح كرد: یکی از مهمترین راهبردها، سمت و سو دادن موثر مشتریان به نوع کالای چاپی است. این مجتمعها به طور مشخص در حوزههایي نظير چاپ تجاری، نشر، بستهبندی یا كدهاي امنیتی فعاليت و همچنين در گروه مشخصی از محصولات چاپی فعالیت بازاریابی میکنند. البته به این معنا که اين گروهها تنها در یک حوزه، توليد كالا ميكنند. در واقع هريك از اين گروههای تولید، جداگانه با پرسنل، فرایند و بازرگانی تخصصی مختص به خود را ایجاد میكند، بنابراین در این نوع راهبرد، ارزیابی موفق و ارايه محصولات چاپی نفیس، تسلط بر فرمها و تکنیکهای استاندارد، رسیدن به فرایند تولید با کیفیت و با بهرهوری لازم و بازاریابیها و فروشهای موفق از جمله رهآوردهای ممکن خواهد بود.
خالقيزاده با بيان اين كه در ابتدا ممکن است اين روشها صرفه اقتصادي نداشته باشد، اظهار داشت: اين كار موجب تخصصي شدن فعاليتهاي چرخه توليد و صادرات يك محصول چاپي ميشود و زمينه را براي سرمايهگذاريهاي درازمدت و پرسود آماده ميكند.
وي همچنين درباره نقش گرافيك در محصولات چاپي گفت: يكي از لازمههاي صادرات در بخش محصولات چاپي، توجه به فاكتورهاي اثرگذار طراحي و گرافيك است. گرافيك و طراحي صنعتي در كشور ما نميتواند پاسخگوي نياز گرافيكي كشورهاي هدف باشد، زيرا گرافيك در ايران با استانداردهاي صادرات فاصله زيادي دارد.
وي تقويت گرافيستها و طراحان محصولات چاپي را راهكار اصلي برونرفت از اين عرصه دانست و عنوان كرد: اگرچه تجهيزات و ماشينآلات چاپي ميتوانند محصولات با كيفيت توليد كنند، اما طراحي و بستهبندي اين محصولات نيز يكي از اصول بازاريابي و صادرات است كه بايد از سوي چاپخانهداران مورد توجه قرار گيرد.
این کارشناس یکی دیگر از مهمترین مشکلات کنونی را نبود یک سیستم فرایندمحور براي افزايش کیفیت پروژهها و محصولات چاپی و ایجاد بهرهوری در یک مجتمع چاپی دانست و افزود: اغلب واحدهای فعال و عملیاتی صنعت چاپ در کشور، به بخشهای جزيی تولید توجه میکنند و ترجیح میدهند به طور منفک خدمات چاپ را ارايه نكنند.
خالقيزاده تصريح كرد: در این نوع مراکز به پیدایش، برنامهریزی، تولید، کنترل و ارايه یک محصول چاپی کمتر اهمیت داده میشود، در صورتی که نگرش محصولگرایی در چاپ امروز بايد به طور کارشناسی و به شكل حرفهای بین مراکز در حال کار و مراکز در حال سرمایهگذاری، اشاعه شود.
وي درباره تبعات اين موضوع توضيح داد: بدین ترتیب شاهد رشد قابل توجه گردش مالی در یک مجتمع و پیدایش بخشهای مرتبط با فروش در آن و به دنبال آن جذب بازارهای استراتژیک منطقه ای و بین المللی خواهیم بود.
نظر شما