منتقد كتاب «دين و اخلاق از نگاه هانس كونگ» در نشست نقد و بررسي اين اثر كه شب گذشته(28 تيرماه) در سراي اهل قلم برگزار شد، از ترجمه اين كتاب به عنوان اثري موفق كه با دقت انجام شده است، ياد كرد و گفت: براي تدوين اثري درباره متفكران و انديشمندان معاصر بايد با وي گفتوگوي حضوري و مصاحباتي داشت تا در درك و انتقال آراي او، اشتباه يا كجفهمي صورت نگيرد.
در ابتداي اين برنامه ياسر هدايتي، دبير نشست، با معرفي مختصري از «هانس كونگ» به عنوان فيلسوف و الهيدان بزرگ آلماني معاصر به معرفي تخصصها و زمينههاي كاري نويسنده و منتقد اثر پرداخت و از آنها خواست پس از صحبت درباره انديشه، شخصيت و بستر فعاليتهاي كونگ درباره كتاب حاضر انديشههاي خود را عنوان كنند.
سپس دكتر حسن قنبري، نويسنده كتاب و از استادان دانشگاه اديان و مذاهب قم، به ارايه معرفي از تاريخ تولد و مروري از گذشته كونگ پرداخت و از او به عنوان صاحبنظر كاتوليك دين مسيحيت ياد كرد كه تسلط فراواني بر آثار و آراي فيلسوفان غرب دارد و در شمار نويسندگان پرنويس است.
وي با اشاره به ارتباط مكاتبهاي كه با اين انديشمند مسيحيي داشته است، به دغدغه اصلياش در انتخاب اين اثر براي نگارش و پرداختن به آراي كونگ اشاره كرد و گفت: كونگ، الهيدان كاتوليكي است كه به نوعي به نقد مسيحيت ميپردازد. او دو سال كشيش و مشاور پاپ بود كه به دليل تفكرات انتقادياش براي رسيدن به صلح جهاني نظريه اخلاق جهاني را مطرح كرد و كتابهاي خود را نوشت. او معتقد است تنها از طريق گفتوگوي اديان و با تكيه بر نقاط مشترك ديدگاههاي آنها ميتوان به اين امر دست يافت.
در ادامه، پرفسور دكتر همايون همتي، از استادان دانشگاههاي آلمان و نويسندگان و مترجمان حوزه دين و انديشه، با اشاره به اين كه از رايزنان گذشته ايران در كشور آلمان بوده و موفق شده است از اين طريق و گسترش ارتباط با هانس كونگ اين ارتباط را ادامه دهد، گفت: او از شاگردان «كارل بارت» و «كارل رونر» است و در شمار پنج شخصيت بانفوذ متفكر و از تئولوگهاي بزرگ جهان شناخته ميشود. امروز او افكار خود را دارد كه چيزي ميان كاتوليك و پروتستان است.
سپس دكتر قنبري انگيزه اصلياش را يافتن پاسخ اين سوال دانست كه «در دوره مدرن دينداري چه معنايي دارد و چگونه امكانپذير است؟» و گفت: در نگارش اين كتاب به اين مساله رسيدم كه كونگ از خود به عنوان يك كاتوليك مدرن ياد ميكند و دين را طوري تعريف ميكند كه حاصل آن تعلق به امري ماوراء الطبيعي است كه در تمام اديان يكي است و در اديان ابراهيمي از آن به عنوان «خدا» ياد ميشود. از نظر او، وجود خدا با نگاه كلامي و عقلي قابل اثباث نيست. او با كانت هم عقيده است و معتقد است كه بايد در اين باره تصميم بگيريم كه خدا وجود دارد، چرا كه اگر وجود نداشته باشد، نميتوانيم واقعيت جهان را اثبات كنيم و به پوچي ميرسيم.
سپس پروفسور همايون همتي، منتقد اثر، با اشاره به دغدغههاي نويسنده از پرداختن به اين نوشتار عنوان داشت: با چنين توضيحاتي نبايد انتظار معرفي يك دوره الهيات و تفكر ديني كونگ را از اين كتاب داشته باشيم. همانطور كه از نام اثر پيداست، اين كتاب تنها رابطه دين و اخلاق را از نگاه «هانس كونگ» توضيح ميدهد. متأسفانه همانطور كه در اين اثر نيز مشهود است، هنوز جاي خالي معرفي و شرح حالي از كونگ در آثار زبان فارسي وجود دارد.
وي با اشاره به مصاحبتها و شناختي كه در چند ديدار از نزديك با اين الهيدان آلماني داشته است، افزود: بخش اعظمي از زندگي كونگ را مصاحبات، مكاتبات و مبارزات او با واتيكان تشكيل ميدهد كه متأسفانه در آثاري كه درباره او تدوين يا ترجمه شدهاند، اشارهاي به اين موضوع نميشود. همچنين در اين كتاب بارها از «تحليل پارادايمي كونگ» سخن به ميان آمده است كه در شمار روشها و فنون خاص او محسوب ميشود، اما توضيح كاملي در اين باره مشاهده نميشود.
نويسنده و مترجم حوزه دين و انديشه گفت: او محتواي معرفتي دين را به نحوي انكار ميكند، در حالي كه دين تنها سمبلهاي و نمادهاي ديني نيست! با اين وجود اگر كسي ميخواهد درباره آراء و انديشههاي او بنويسد، دست كم بايد يكبار را و ديده باشد و از نزديك با وي مصاحبه كند. البته اين موضوع درباره تمامي افرادي كه در قيد حياتند، مصداق دارد. در اين كتاب نيز با وجود آن كه بخشهاي زيادي از اثر با آرا و اعتقادات «كونگ» همخواني دارد، اما بخشهايي نيز نيازمند تكميلاند و قسمتهايي نيز بايد در گفتوگو با كونگ تغيير كنند.
دكتر قنبري در پاسخ به نقدهاي بيان شده، اظهار داشت: درباره شرح حال كونگ اصلاً در مقام نوشتن بيوگرافي او نيستم. هشت سال قبل(زمان تاليف اثر) اطلاعات بسيار اندكي در ايران درباره او در كتابخانههاي بزرگ وجود داشت كه بسيار محدود بودند و من با مطالعه آن به شكل خلاصه، معرفي مختصري در ابتداي اثر آوردم. درباره بحث «پارادايم» نيز به اين موضوع توجه داشتم و از آنجا كه روش او را ميپسندم، از آن به عنوان «نقد تاريخي» در كتابم ياد و بيان كردم ك منظور از آن يعني آنچه يك فيلسوف انجام ميدهد، نه يك متكلم، زيرا يك متكلم خيلي پايبند اين روش نيست. با اين وجود به محدوديت دسترسي به منابع معترفام. شايد اين كتاب جاي كار مفصلتري داشت. اكنون پس از گذشت حدود هشت سال، نزديك به نيمي از آثار كونگ در ايران قابل دستيابياند.
دكتر همتي يكي از نقاط قوت اين كتاب را تقرير تحليلهايي در انتهاي هر بخش به شمار آورد و تصريح كرد: در نوشتن از هر انديشمندي نميتوان بخشي از آراي او را نديده گرفت، حذف كرد يا مغفول نهاد، همچنان كه اين موضوع درباره هانس كونگ نيز صدق ميكند. متأسفانه در اين كتاب نگاه او به اخلاق زيستي قيد نشده است. كونگ در دنيا با «اعلاميه اخلاق جهاني» شناخته شده است، اما در اين اثر امكان عينيت بخشيدن اين ادعا و قابليت دفاع از آن با وجود نقدهاي اساسي كه از سوي برخي از انديشمندان بزرگ صورت گرفته، جايي ندارد! اگر اين چالشها عنوان شود كه آراي كونگ با نقدهاي عميقي از سوي فيلسوفان دين و اخلاق مواجه است، مخاطبان آگاهي جامعي نسبت به اين موضوع خواهند يافت.
وي قويترين و عالمانهترين بخش اين كتاب را «خطاناپذيري» خواند و به ترجمه دقيق و درستي انتخاب واژهها و معادلهاي زبان فارسي اشاره كرد و گفت: از قسمتهاي ضعيف ترجمه كتاب نيز ميتوان به معرفي كتاب «اسلام» اشاره كرد كه حتي يك معادل انگليسي نيز در پانوشتهاي اثر به چشم نميخورد كه ضعفي براي اثر دانشگاهي شناخته ميشود. همچنين بخشي كه به نومعتزليان مربوط است، نيازمند تشريح برخي از مفاهيم در پاورقيهاست تا سبقه آكادميك اثر تقويت شود.
منتقد كتاب در پايان يادآور شد: همچنان كه پرداختن به سبقه كونگ به عنوان منتقد واتيكان در اين كتاب بسيار كمرنگ است. خود كتاب هم درباره تفكر نومعتزليان اشكالاتي دارد كه بايد مطالبي به آن اضافه شود، اما در مجموع با وجود فقر و محدوديتهايي كه در دسترس به منابع و همانديشي با كونگ در اين زمينه وجود داشت، به كتاب نمره قبولي و امتياز موفق را ميدهم.
نظر شما