شنبه ۲۶ دی ۱۳۸۸ - ۱۰:۳۸
فروپاشي رژيم شاهنشاهي به استناد مكتوبات تاريخي

دي ماه 1357 رژيم ستمشاهي پهلوي رو به سقوطي گريزناپذير پيش مي‌رفت. سير شتابان رويدادها، درباريان و وابستگان به دولت منحط پهلوي را از بقا و ماندگاري شاه نااميد كرده بود. «ايبنا» بر اساس اسناد و مكتوبات تاريخي به رويدادنگاري اين دوره تاريخي مي‌پردازد.\

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، پايه‌هاي اقتدار رژيم 2500 ساله‌ي شاهنشاهي، حتا پيش از فرار شاه، سست شده بود. گريز شاه درمانده‌ي پهلوي، روند فروپاشي را تسريع بخشيد و منجر به برچيده شدن آخرين سنگرهاي نيروهاي رژيم و حكومت نظامي شد. شاه كه ناكارآمدي و شكست حكومت نظامي ازهاري در برقراري آرامش و رفع اعتصاب‌ها را مي‌ديد، با انتخاب شاپور بختيار آخرين تلاش مايوسانه‌ خود را براي تسلط بر نهضت اسلامي مردم ايران به كار برد.
او كه پيشتر گفته بود: صداي انقلاب ملت را شنيده است و قول مي‌دهد كه اشتباهات گذشته جبران شود، مي‌كوشيد تا خشم انقلابي مردم را فرو نشاند. اما انتخاب بختيار نيز چاره‌ساز نشد و كمتر از يك ماه پس از برگزيدن او و فرار شاه، عمر 2500 ساله‌ي شاهنشاهي نيز به پايان رسيد. 

در دي ماه 1357 رژيم پهلوي پس از دهه‌ها ستم در حق مردم ايران، رو به سقوطي گريزناپذير پيش مي‌رفت. سير شتابان رويدادها، درباريان و وابستگان به دولت منحط پهلوي را از بقا و ماندگاري شاه نااميد كرده بود. روز دوم دي ماه خبر به خاك و خون كشيده شدن تظاهرات مردم مشهد در همه جا مي‌پيچد. در همين روز دانش‌آموزان تهراني در مقابل سفارت آمريكا دست به راهپيمايي مي‌زنند. 

از فرداي آن روز دولت كه از كنترل اوضاع ناتوان شده بود، دستور تعطيلي مدارس در سراسر كشور را مي‌دهد. اما اين تصميم از همبستگي دانش‌آموزان نمي‌كاهد. در روز 4 دي تظاهرات گسترده‌ي آن‌ها با حضوري انبوه‌تر ادامه مي‌يابد. پليس به سوي دانش‌آموزان آتش مي‌گشايد و بيش از 12 نفر را به شهادت مي‌رساند. دولت بر اثر اعتصابات سراسري با بحران فلج كننده‌اي روبه‌رو مي‌شود و ميزان توليد نفت به پايين‌ترين حد خود مي‌رسد. پيش‌بيني مي‌شود كه تا دو روز ديگر ميزان اين توليد به صفر برسد. 

روز 5 دي سربازان حكومت نظامي براي شكستن اعتصاب استادان دانشگاه، به وزارت علوم يورش مي‌برند. در پي زد و خوردي كه پديد مي‌آيد، يك استاد دانشگاه به نام «كامران نجات‌اللهي» شهادت مي‌شود. در همين روز خبر مي‌رسد كه خارك، مهم‌ترين بندر نفتي ايران، از كار بازمانده و صادرات نفت به‌طور كامل قطع شده است. امام خميني(ره) در پيامي از اعتصاب‌كنندگان شركت نفت قدرداني مي‌كند و از مردم مي‌خواهد كه از آنان پشتيباني كنند. 

دولت آمريكا در واكنش به اين پيام، بار ديگر حمايت خود را از شاه اعلام مي‌كند. آن‌ها مي‌كوشيدند كه مساله‌ي پيچيده‌ي گسترش انقلاب را در ايران، درك و تحليل كنند. رهبر انقلاب در گفت‌وگويي با راديو تلويزيون آلمان، به صراحت اعلام مي‌كند كه هيچ دولتي را با بودن رژيم سلطنتي نخواهد پذيرفت و هدف تشكيل جمهوري اسلامي است. 

در روز 7 دي، شاه در تكاپويي نوميدانه، براي حفظ سلطنت و تسلط بر اوضاع، تصميم به انتخاب نخست وزيري غير نظامي مي‌گيرد. به توصيه و طلاحديد «سپهبد ناصر مقدم»، رييس ساواك، ميان شاه و شاپور بختيار، از اعضاي جبهه ملي، در كاخ نياوران ملاقاتي صورت مي‌گيرد. شاه به بختيار دستور مي‌دهد كه هر چه زودتر براي تشكيل دولت اقدام كند. 

اكنون كه صادرات نفت به صفر رسيده بود، امام خميني(ره) در روز 8 دي ماه از كاركنان اعتصابي شركت نفت مي‌خواهد كه براي تامين نيازهاي داخلي مردم، به سر كار خود برگردند. در همين روز تظاهرات مردم شيراز به خاك و خون كشيده مي‌شود و پنج شهید به‌جاي مي‌گذارد. روز بعد هيأت رئيسه‌ي مجلس‌هاي شورا و سنا، در كاخ نياوران، با شاه ملاقات مي‌كنند. 

شاه به آنان مي‌گويد: «شاپور بختيار را به نخست وزيري منصوب كرده‌ام. من به مسافرت خواهم رفت و اين ناآرامي‌ها برطرف خواهد شد». پس از اين ديدار، بختيار اعلام مي‌كند كه پيشنهاد شاه را براي تصدي مقام نخست وزيري پذيرفته است و درصدد تشكيل كابينه‌اي غير نظامي است. 

اما اين ترفندها در عزم راسخ مردم ترديدي ايجاد نمي‌كند و راهپيمايي‌هاي پي در پي در سراسر كشور ادامه مي‌يابد. در روز 9 دي ماه تظاهرات مشهد بار ديگر با هجوم نيروهاي پليس به خون كشيده مي‌شود. اعلام نخست وزيري بختيار بر شدت اعتراضات مي‌افزايد و روزنامه ها پيش بيني مي‌كنند كه زوال دولت او حتمي خواهد بود. از آن سو واكنش امام خميني(ره) به روي كار آمدن بختيار، نشان از تسلط و آگاهي ایشان بر وقايع دارد. 

امام (ره) در مصاحبه‌اي اعلام مي‌كند كه دولت آمريكا در جست‌وجوي راه‌هايي است تا رژيم سلطنتي را حفظ كند؛ اما دولت بختيار در نزد مردم مشروعيتي ندارد و اقدامات او به‌جايي نخواهد رسيد. مردم در مقابل دولت نظامي ايستادند و اكنون نيز در مقابل دولتي كه وعده‌هايش همانند دولت‌هاي پيشين است، مي‌ايستند. 

در روز 11 دي ارتشبد ازهاري از مقام نخست‌وزيري استعفا مي‌كند و وزراي كابينه‌ي او در وزارتخانه‌ها حضور نمي‌يابند. در همين روز به مناسبت شب هفت شهادت كامران نجات اللهي، مردم تهران در بهشت زهرا(س) اجتماع مي‌كنند و بر ضد شاه و بختيار شعارهاي انقلابي مي‌دهند. دو روز بعد شاه، ارتشبد قره باغي را به رياست ستاد بزرگ ارتش منصوب مي‌كند. در پي آن سپهبد مهدي رحيمي به سمت فرماندار نظامي تهران برگزيده مي‌شود. 

روز 14 دي سخنگوي وزارت امور خارجه آمريكا همكاري كامل دولت خود را با نخست وزير جديد ايران– شاپور بختيار– اعلام مي‌كند. آن‌ها مي‌گويند كه چه شاه در ايران بماند و چه نماند، با بختيار همكاري خواهند كرد. دو روز بعد بختيار اعضاي كابينه‌ي خود را به شاه معرفي مي‌كند. كابينه‌ي او از افراد تكنوكرات وابسته و شخصيت‌هاي دست دوم سياسي تشكيل مي‌شد. 

در اين ملاقات كه پيدا بود شاه درمانده و مايوس از تسلط بر اوضاع است، به مسافرت خارج كشور خود اشاره كرد. امام خميني(ره) در واكنش به برسركار آمدن دولت بختيار، در اعلاميه‌اي خطاب به ملت ايران، فرمودند: «من به عموم ملت ايران اعلام مي‌كنم كه رژيم سلطنتي غير قانوني و مجلسين غير ملي و غير قانوني و حكومت غيرقانوني و ياغي است.» 

در روز 17 دي عده‌ي زيادي از همافران و افراد نيروي هوايي به تظاهرات مردم تهران مي‌پيوندند. مبارزات اوج مي‌گيرد و مردم يزد به ساختمان ساواك هجوم مي‌برند. كار به تيراندازي نيروهاي نظامي مي‌كشد و چند نفر شهید مي‌شوند. در همين حال خبر مي‌رسد كه «جرج براون»، وزير خارجه‌ي سابق انگليس و طراح كودتا در مصر، وارد تهران شده است. 

فكر كودتا از سوي نظاميان شدت مي‌گيرد و خبر فرار شاه از كشور در همه جا مي‌پيچد و سركردگان و عمال رژيم پهلوي را در هراس مي‌افكند. سخنگوي دربار بلافاصله اعلام مي‌كند كه شاه تا پيش از راي اعتماد مجلسين به كابينه‌ي بختيار، كشور را ترك نخواهد كرد.
تظاهرات مردم در سراسر كشور ادامه مي‌يابد. كنترل شهرهاي اردبيل و شيراز به دست مردم مي‌افتد. بختيار، به گمان اين كه رفتن شاه اوضاع را به حالت عادي بازخواهد گرداند، بار ديگر خبر خروج او از كشور را اعلام مي‌كند. جامعه‌ي روحانيت تهران، با پيام‌ها و اطلاعيه‌ها، از مردم مي‌خواهد كه در روز اربعين راهپيمايي كنند. 

آمريكا كه رژيم را در آستانه‌ي فروپاشي مي‌بيند، به حمايت دوباره دولت بختيار مي‌پردازد و اعلام مي‌كند كه عناصر اصلي ارتش ايران از نخست وزير انتصابي شاه پشتيباني خواهند كرد. امام خميني(ره) در پاسخي قاطعانه اعلام مي‌كنند كه سفر شاه بدون كناره‌گيري، تغييري در اوضاع نمي‌دهد. 

اعتصابات گسترده، دولت را در شرايط دشوارتري قرار مي‌دهد. تعطيلي بازار تبريز به هشتادمين روز خود مي‌رسد. امام خميني(ره) در اعلاميه اي مهم و سرنوشت‌ساز خطاب به مردم ايران مي‌فرمايد: «به موجب حق شرعي و بر اساس راي اعتماد اكثريت قاطع ملت ايران كه نسبت به اين‌جانب ابراز شده است، در جهت تحقق اهداف اسلامي ملت، شورايي را به نام شوراي انقلاب اسلامي مركب از افراد باصلاحيت و مسلمان و متعهد و مورد وثوق موقتا تعيين و شروع به كار خواهند كرد.
در روز 23 دي شاه اعضاي شوراي سلطنت را تعيين مي‌كند. اين در حالي است كه تظاهرات مردم در سراسر كشور ادامه مي‌يابد. 

خبرگزاري‌هاي معتبر جهان اعلام مي‌كنند كه امام خميني(ره) تا چند روز ديگر يك دولت تازه تشكيل خواهد داد كه جايگزين دولت بختيار خواهد شد. در روز 24 دي در شهر كرمان، مجسمه‌هاي شاه سرنگون مي‌شود. مجلس سنا در تهران به دولت بختيار راي اعتماد مي‌دهد. 

جامعه روحانيت تهران رفتار نيروهاي نظامي با تظاهرات كنندگان را محكوم مي كند و به مردم هشدار مي دهد كه از نفوذ عمال دشمن به داخل صفوف مردم جلوگيري كنند. در روز بعد مجلس شوراي ملي نيز به دولت بختيار راي اعتماد مي‌دهد. شاه كه حكومت خود را از دست رفته مي‌ديد، به ناچار تصميم مي‌گيرد براي گرفتار نشدن در چنگ عدالتخواهانه‌ي انقلاب، از كشور بگريزد. 

روز 26 دي در ساعت 13 و 8 دقيقه به همراه همسرش به فرودگاه مهرآباد مي‌رود و ايران را ترك مي‌كند. بلافاصله راديو تهران خبر گريز او را انتشار مي‌دهد. مردم به خيابان‌ها مي‌ريزند و به شادماني مي‌پردازند. هزاران نفر در نقاط مختلف تهران اجتماع مي‌كنند و با حلقه‌هاي گل و دسته‌هاي گل به شادي مي‌پردازند. 

باقيمانده‌ مجسمه‌هاي شاه به زير كشيده مي‌شود. در ادارات و وزارتخانه‌ها تصاوير امام خميني(ره) نصب مي‌شود. بختيار اعلام مي‌كند كه با تمام امكانات و اختيارات خود جلو موج اعتراضات را خواهد گرفت. اما هيچ‌كس به تهديدات و سخنان او اهميت نمي‌دهد. در همين روز، تظاهرات و شادي مردم اهواز از رفتن شاه با عكس‌العمل نيروهاي نظامي مواجه مي‌شود و پليس مردم را به مسلسل مي‌بندد و عده‌ي زيادي را به شهادت مي‌رساند. 

در روز 27 دي‌ماه‌، امام خميني(ره) طي اعلاميه‌اي مردم ايران را به آرامش دعوت مي‌كند و اعلام مي‌دارند كه به زودي دولت موقتي تشكيل خواهد داد. امام (ره) در اين اعلاميه، گريز شاه را به عنوان يك پيروزي به ملت ايران تبريك مي‌گويد و خواستار استعفاي بختيار، نمايندگان مجلس و اعضاي شوراي سلطنت مي‌شود. امام (ره) در مصاحبه‌اي ديگر اعلام مي‌كند كه كليه ثروت و مايملك شاه، ملي خواهد شد و دولت اسلامي وظيفه‌ي قانوني مسترد داشتن اين ثروت را به ملت ايران برعهده خواهد گرفت. 

منبع: روزشمار تاريخ ايران، از مشروطه تا انقلاب اسلامي / باقر عاقلي / جلد دوم / نشر گفتار - 1370

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها