حامد هاتف، دبیر گروه ادب و هنر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا): «اصطلاحات و تعبیرات عرفانی کشفالاسرار» کتابی است از دکتر کاظم دزفولیان که اخیرا از سوی انتشارات طلایه منتشر شده است.
دزفولیان در این کتاب مهمترین تعبیرات عرفانی رشیدالدین میبدی را از سومین بخش اثر معروفش استخراج، و سپس به شرح آنها نشسته است. مراجع اصلی او در این شرح، پیش از همه توضیحات شخص میبدی در کتابش درباره این تعبیرات، و سپس «فرهنگ اصطلاحات و تعبیرات عرفانی» دکتر سیدجعفر سجادی و فرهنگ نفیسی بوده است. بنابراین میتوان گفت که دزفولیان در این اثر بهنوعی به همان راهی رفته است که علامه طباطبایی در تفسیر قرآن رفته بود: یعنی شرح و تفسیر اثر با استفاده از توضیحات خود متن: القرآن یفسر بعضه بعضا.
تفاوت مهم اینجاست که قصد دزفولیان نه شرح کشفالاسرار، که تنها توضیح اصطلاحات و تعبیرات آن بوده است. شباهت آنجاست که دزفولیان در نوشتن توضیحات اصطلاحات و تعبیرات عرفانی مستخرجش، پیش از همه به خود متن کتاب هدف چشم داشته؛ و نه توضیح همان تعبیرات در دیگر کتابها یا فرهنگها.
دزفولیان در پیشگفتار کوتاه دوصفحهای خود، پس از اشارهای به چند اثر مهم در حوزه پژوهشهای مرتبط با کشفالاسرار میبدی، مینویسد: «... در آغاز قرار بود فقط مواردی در این کتاب نوشته شود که صرفا اصطلاح عرفانی محسوب میشوند، مانند: مرید، عشق، شراب، پیر طریقت و ...، اما در حین کار با مواردی برخورد کردم که اصطلاح خاص عرفانی نیستند؛ اما تعبیرات عرفانی بسیار زیبا و مفیدی هستند؛ مانند تعبیراتی که از حج، نماز، روزه، آیین خوردن و ... و شده است.
بنابراین به سبب اهمیت مضامینی که در این تعبیرات وجود دارد، آنها نیز به این مجموعه افزوده شد.» پس کتاب طیف گستردهای از تعبیرات و اصطلاحات را در بر دارد که شرح دقیق یکایک آنها، تلاش طاقتفرسایی میطلبد. در این مطلب پس از توضیح بسیار کوتاهی درباره کشفالاسرار و بخشهای مختلفش که این اثر وابسته به سومین بخش آن است، یک مقایسه جزئی بین توضیحات دزفولیان در کتابش با توضیح و شرح همان مدخلها از «فرهنگ اصطلاحات و تعبیرات عرفانی» دکتر سجادی صورت میگیرد و از این قیاس، نتایجی خاص عاید خواهد شد.
کتابی که سومین بخش آن محبوبش کرد
«کشفالاسرار» اثر خواجه رشیدالدین میبدی شاگرد خواجه عبدالله انصاری (متولد ۳۹۶ قمری و متوفی به سال ۴۸۱) شاگرد شیخ ابوالحسن خرقانی است. خواجه عبدالله صوفی بزرگ قرن پنجم و از معاصران خواجه نظام الملک توسی، حسن صباح، ابوسعید ابوالخیر، امام احمد غزالی، امام محمد غزالی و ابوالحسن خرقانی بود. در آخرین سالهای زندگی او عینالقضات همدانی به دنیا آمد و شاگرد امام احمد غزالی شد.
قرن پنج و شش به نوعی اوج مشاجرات لفظی مذاهب مختلف اسلامی است. چیزی از علویکشیها و معتزلیکشیهای سلطان محمود غزنوی نگذشته و هنوز، مبارزات کلامی و فقهی، به شیوهای دیگر سازمانیافته از جانب هر دو گروه ادامه دارد و حتی گروهی از شیعیان نیز که خود را فاطمی و هفتامامی میخوانند، به سرکردگی حسن صباح، به مبارزه مسلحانه با حکومت سلجوقی تحت زعامت خواجه نظام الملک پرداختهاند.
در چنین اوضاعی است که رشیدالدین به همراه خانوادهاش از میبد یزد به سرزمینهای شرقی حکومت سلجوقی میروند و رشیدالدین در هرات به شاگردی خواجه عبدالله انصاری مشغول میشود. مهمترین کتاب او، «کشفالاسرار و عدة الابرار» در سه بخش تنظیم شده است. بخش نخست، مبتنی بر شرح لغوی و برگردان فارسی قرآن، بخش دوم شامل شرحی مبتنی بر اخبار و احادیث و روایات و نوشتههای مفسران پیشین، و بخش سوم دربر گیرنده شرح عرفانی است.
محبوبترین بخش تفسیر ده جلدی میبدی همین بخش سوم است که بارها به شکل گزیده در کشور منتشر شده است. از جمله بهترین گزیدههای آن نیز گزیده منوچهر دانشپژوه است که نشر و پژوهش فرزانروز به شکل شایستهای در سال ۷۶ در مجموعه ادب جوانش به چاپ رساند که شاید بهترین دریچه برای ورود به دنیای بزرگ بخش سوم کشفالاسرار باشد.
دزفولیان معتقد است که نثر فارسی این بخش کشفالاسرار را که به قول استاد صفا «بینابین نثر مرسل و نثر مصنوع» است، میتوان نیای آثاری چون تذکرةالاولیای عطار دانست. مقدمهای که دزفولیان درباره کشفالاسرار و ویژگیهای آن تالیف کرده است، در آشنایی با ویژگیهای این اثر بهویژه از نظر شاخصههای ادبی آن، چون لغات و ترکیبات جدید و ویژگیهای صرفی و نحوی راهگشاست.
مقایسهای بین شرح دزفولیان و شرح سجادی
چرا قصد داریم چنین قیاسی صورت دهیم؟ ایراد به این روش آن است که قطعا نخواهیم توانست مقایسهای کامل بین شروح ذیل تکتک مدخلهای مشترک بین این دو کتاب صورت دهیم؛ چراکه خود کتابی مفصلتر از هر دو خواهد شد. ولی معتقدیم که با انتخاب مدخلی که اصطلاحی مهم و محوری، با نقشی اساسی در سنت عرفانی ایران باشد، میتوان با توجه به شرح ذیل آن از هر یک از دو کتاب و مقایسه آن دو، به نتایجی ارزشمند دست یافت که در روششناسی دو استاد در تدوین شروحشان(سجادی و دزفولیان) راهگشا باشد.
شرح دکتر سجادی امروز از شروح کلاسیک و منابع اصلی هر خواننده و پژوهنده ادب عرفانی فارسی محسوب میشود و با صورت دادن چنین مقایسهای میتوان ویژگیهای شروح دیگر (چون شرح دزفولیان) را سریعتر و آسانتر تشخیص داد. تفاوت اولی و مهم بین این دو شرح (سجادی و دزفولیان) در آن است که شرح سجادی شامل بر همه میراث ادب عرفانی فارسی است؛ در حالیکه شرح دزفولیان تنها به تعبیرات و اصطلاحات بهکار رفته در کشفالاسرار میپردازد.
تفاوت دوم برآمده از همین تفاوت اول است: دزفولیان در گزینش مداخل برای شرح، از آنجا که مجال دقیق شدن در یک متن خاص را داشته، توانسته است شمار بسیاری تعبیرات خاص همان متن را بیرون بکشد که در فرهنگ دکتر سجادی به آنها اشارهای نشده است؛ چراکه شمار کثیری از واژههای خاص فارسی در کشفالاسرار هست که میبدی بنا به عصری که در آن میزیسته است، و هنوز زبان فارسی چندان عربیزده نشده بوده است، توانسته در کتاب خود استفاده کند.
فراموش نکنیم که میبدی زاده قرن چهار و متوفای قرن پنج است و در این زمان، هنوز زبان فارسی بهویژه در خطه خراسان آن روز(و ازجمله هرات که میبدی به آنجا کوچ کرده بود) ویژگیهای اصلی و خاصه، واژگان اصیل خود را حفظ کرده بود. یک مقایسه دیگر شاید درک زمانی ما را قدری عمق بیشتر ببخشد: سالی که میبدی به دنیا میآید، ۳۹۶ هجری قمری، درست یک سال پیش از مرگ فردوسی در ۳۹۷ هجری است.
اگر سجادی در شرح نوشتن بر تعبیرات عرفانی از مهمترین عرفا نقل قول میکند، به شیوهای خاص مهمترین نکات را طبقهبندی و ارایه میکند و در نهایت به جمعبندی میپردازد، کار دزفولیان در نقل قولها، حداکثر به فرهنگ نفیسی و فرهنگ سجادی محدود است و آنچه در شرح تعبیرات میآورد، بنا به استراتژی تحقیقش، عموما عباراتی است برگرفته از متن کشفالاسرار (نوبت سوم). برای نمونه، سجادی در شرح مدخل «صحبت»، نخست تعریفی از این تعبیر را از طبقات سلمی (نام کامل: «طبقات الصوفیه» اثر ابوعبدالرحمن سلمی نیشابوری عارف قرن چهار و آغاز قرن پنج) و شرح شطحیات روزبهان بقلی میآورد و سپس، از «انسان کامل» عزیزالدین نسفی و مجددا طبقات سلمی نقل قول میکند.
اما دزفولیان در شرح همین مدخل، نخست یک سطر از فرهنگ نفیسی ذکر میکند و پس از آن، مسقیم به سراغ متن کشفالاسرار میرود: «هرکه آراسته ادب نباشد، شایسته صحبت نباشد؛ و صحبت سه قسم است: یکی با حق است به ادب موافقت، دیگر با خلق است به ادب مناصحت، سیوم با نفس است به ادب مخالفت. ...»
اگر کمی دقیقتر شویم، مشخص میشود که منحصر بودن پژوهش دزفولیان به کشفالاسرار، سبب شده بسیاری از تعبیرات مهم عرفانی فارسی از دست بروند. برای مثال میان صحبت و صدق، در فرهنگ دزفولیان هیچ مدخل دیگری نیست؛ درحالیکه فرهنگ سجادی در همین فاصله در باب تعبیراتی چون صحرا، صحرای عرصات، صحرای حیرت، صحو، صحو بعد از محو، صحو المعلوم، صداء، صداقت، و صدر نیز بحث میکند.
تفاوت دیگر میان این دو فرهنگ که ویژگیهای فرهنگ دزفولیان را مشخصتر میکند، این است که سجادی از بخشهای مختلف زیرمجموعه یک عنوان کلی معمولا به شکل جداگانه و تحت عنوان مداخل مستقل بحث میکند؛ حال آنکه انحصار تحقیق دزفولیان به یک کتاب خاص، گستره بحث را محدود ساخته و او اگر نیازی باشد از این بخشها سخنی بگوید، زیر یک مدخل اصلی سخن میگوید.
نمونه آن، مدخل صدق که در فرهنگ دزفولیان تحت عنوان کلی «صدق و راستی» از آن بحث میشود و در فرهنگ سجادی، مدخل مستقل «صدق نور» نیز در ادامه آن میآید. نمونه دیگر، بحث صفات است که در فرهنگ دزفولیان تحت عنوان کلی «صفات خدا» در نظر گرفته شده و در فرهنگ سجادی، به مداخل مستقلی چون «صفت»، «صفات جلال» و «صفات فعل» تقسیم شده است. دیگر، حجاب، که در فرهنگ دزفولیان یک مدخل است؛ و در فرهنگ سجادی چهار مدخل حجاب، حجاب العزه، حجاب عظیم و حجاب نور را شامل میشود.
برخی تعبیرات بسیار مهم نیز از فرهنگ دزفولیان غایباند. نمونه آنها، مدخل «صراط» که بعید است در کشفالاسرار بحثی از آن نشده باشد. حسد، حضرت، حضور، حق، حقایق، حقیقت، حکمت، حمد، حور، همه از مداخل غایب در فرهنگ دزفولیان هستند.
یک پاسخ به این نقد میتواند این باشد که پژوهشگر (دکتر دزفولیان) مباحث مرتبط با این موارد را ذیل شرح مداخل دیگر کتاب گنجانده است و نیازی ندیده است که همه آنها را در کتاب بگنجاند و در مواقع لازم، شرح یک مدخل را به مدخلی دیگر ارجاع دهد. ولی اگر مخاطبی بخواهد بداند میبدی در کشفالاسرار چه توصیف یا تعریفی از تعبیری بسیار آشنا و محوری چون «حق» بهدست داده، کتاب دزفولیان کمک چندانی به او نخواهد کرد؛ چون فاقد این مدخل است.
فواید کتاب دزفولیان
پس فواید کتاب دزفولیان چیست؟ اگر فردی در پی آشنا شدن با بخشی از اهم آن دسته از تعبیرات عرفانی باشد که میبدی در کتاب خود به آنها اشاره کرده و بحثی را به آنها اختصاص داده است، «اصطلاحات و تعبیرات عرفانی کشفالاسرار» کمک بزرگی به او خواهد بود. اما در نهایت مخاطب از رجوع مداوم به متن کشفالاسرار ناگزیر خواهد بود؛ و ناچار خواهد شد متن اصلی را در پی نمونههایی از مداخل غایب در فرهنگ دزفولیان، که بالاتر به آنها اشاره شد، جستوجو کند.
شاید بهتر بود ترتیب مداخل کتاب دکتر سجادی مرجع پژوهشگر محترم قرار میگرفت، و با توجه به همان ترتیب، هر مدخلی که وجود آن در کتاب «اصطلاحات و تعبیرات عرفانی کشفالاسرار» نظر به متن کشفالاسرار محلی از اعراب داشت، در جای خود ذکر میشد. با تمام اینها، مرجع دادن دقیق به متن کشفالاسرار در گنجاندن شروح مورد نظر در کتاب دزفولیان، از نقاط قوت آن است که کمک شایانی به پژوهندگان میراث عرفانی ایران، بهویژه متن کشفالاسرار خواهد کرد.
«اصطلاحات و تعبیرات عرفانی کشفالاسرار» اثر دکتر کاظم دزفولیان در شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و با قیمت ۶۰۰۰ تومان در قطع وزیری، اخیرا از سوی انتشارات طلایه منتشر شده است.
دوشنبه ۲۱ دی ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۰
نظر شما