منتقدان حاضر در نشست بررسی رمان "سر ريزون" به اين جمع بندي رسيدند كه نويسنده با استفاده از مایههای ایلاتی و عشایری، شخصیتهای داستان را از ساحت متعارف ادبیات پایداری جدا کرده، اما توصیفات، متن را هدایت میکنند و رشته داستان و شخصیتها براي مخاطب گم میشوند./
محمد محمودي نورآبادي، خالق كتاب "سر ريزون"، محمدجواد جزيني، حسن رحيمپور، فرزين شيرزادي، وجيهه علياكبر ساماني، شيرين اسحاقي و محمدرضا شرفي به عنوان منتقد، در اين جلسه حضور داشتند.
محمد جواد جزینی در ابتدای این جلسه با اشاره به نقش ساختار و درون مایه در طرح اولیه رمان "سر ريزون" گفت: اطلاعات پراکنده در ساختار داستان، نشان از محکم نبودن اساس قصه دارد. طرحها در اين قصه سازمان داستانی ندارند و در کنار هم به نوعی هم پوشانی میکنند.
وی با بیان این که دو داستان موازی در این روایت وجود دارد که در انتها به هم متصل میشوند، اظهار داشت: نویسنده در 17 فصل وقایع را از زبان سه نسل بازگو میکند و بسیار ظریف به دوران پس از جنگ میپردازد.
جزینی با تاکید بر این که نویسنده تلاش دارد شخصیتهای داستان را از ساحت کلیشهای و متعارف ادبیات پایداری جدا کند، تصریح کرد: شخصیتهای داستانی این اثر زمینی و دست یافتنی اند و زندگی ساده و قابل باوری برای مخاطب دارند.
این منتقد، زبان رمان "سر ريزون" را ساده، شفاف و روشن دانست و خاطرنشان کرد: در تمام داستان روایت خونسردانه نویسنده در بیان قصه دیده میشود. ولی توصیفاتی دارد که از جنس زبان کتاب جدا میشوند.
وی با بیان این که نویسنده از زبان رسمی ادبیات پایداری فاصله گرفته است، گفت: نویسنده زبان معمولی داستان نويسي را به خدمت گرفته است. انتخاب روایت از دیدگاه دشمن نشان میدهد که نویسنده تمایلات تکنیکی و مدرن خود را به داستان وارد كرده و از طرفی هنوز به عقبه ادبیات رسمی اين حوزه وفادار و آن را رها نکرده است.
محمدجواد جزيني برگزاری جلسات نقد و بررسی را برای ارتقای سطح نگارش نویسنده و البته بهبود روند چاپ براي ناشر، تاثیرگذار خواند و گفت: بيدقتي در جریان تولید کتاب بسیار زیاد است و این کم توجهی به جريان داستان ضربه میزند.
اين منتقد در ادامه افزود: نويسنده این اثر عامدانه از نوع زندگینامههای کلیشهای در ادبيات دفاع مقدس به صورت حرفهای فاصله گرفته و در صحنههای مختلف ساختار زبانی یکدستی را حفظ کرده است.
در ادامه، محمد رضا شرفی دیگر منتقد حاضر در ششمين و آخرين نشست نقد آثار برتر دوازدهمين دوره انتخاب كتاب سال دفاعمقدس، با بیان این که رمان "سرريزون" به برنامه ریزی برای چگونه روایت شدن نیاز داشته، گفت: سوژه و ایده داستان بسیار ناب و خواندن کتاب برای مخاطب مانند دیدن یک فیلم است.
وی ادامه داد: حضور نویسنده با ترکیبهای شاعرانه، رمزگونه و ایهام دار در داستان زیاد است. اما سعی دارد به مخاطب القا كند که این داستان، خاطره است.
شرفي با بیان این که جملات طولانی به داستان ضربه میزند، تصریح کرد: در این داستان، توصیفات متن را هدایت میکنند و رشته داستان و شخصیتها براي مخاطب گم میشوند.
فرزين شیرزادی، نیز در ادامه این جلسه نقد و بررسی، ورود مایههای ایلاتی و عشایری در ادبیات پایداری را اتفاقي مبارك دانست و اظهار داشت: یکی از ضعفهای رمان "سرريزون" این است که نویسنده خود را موظف به ارایه مستندات در تمام داستان ميداند. پیشنهاد میدهم که اگر قرار است داستانی بنویسیم تجربیات شخصی خود را هم هر چند کوتاه، تقسیم بندی و در یک پیکره منظم داستانی پیاده کنیم.
وی با اشاره به این که زبان اثر توام با سهل انگاری است، گفت: تغییر زاویه دید در طول داستان بسیار دیده میشود و چرخش نظرگاهها برای مخاطب سردگمی به وجود میآورند. بيان مقدمات داستان با این پیچیدگی نیز مطالعه اثر را برای مخاطب دشوار می کند.
شيرزادي با اشاره به ضعف دیالوگ نویسی در اين داستان خاطرنشان کرد: بافت زبان با بافت روایی دیالوگهای داستان متفاوت است.
وجيهه علي اكبر سامانی، هم در ادامه نشست نقد رمان "سر ريزون" گفت: اطلاعات عملیاتها و اعداد و ارقام در اين داستان و از زبان شخصیتها، به شیوه مصنوعی و گزارشي بیان شده اند؛ گویی قرار بوده به مخاطب اطلاع رسانی شود.
شيرين اسحاقی نیز در این جلسه با بیان این که استفاده از زاویه دید دانای کل در رمان "سرريزون" اشتباه بوده، اظهار داشت: یکدستی دیالوگها با توجه به تاثیرگذاری آن ها در شخصیت پردازی، به داستان ضربه میزند. موسیقی و ریتم جملات کند و یکنواخت است و فراز و نشیب ندارد.
وی در پايان خاطرنشان كرد: فلاش بک (بازگشت به گذشته)ها نیز بدون پل تداعی آورده شده و منطقی نیستند. همچنين تداعی مفهومی و تصویری در این برگشت ها به عقب دیده نمیشود.
نشست نقد رمان "سر ريزون" نوشته محمد محمودي نورآبادي، عصر 24 آذر 88 در كتابخانه ايثار و شهادت بنياد شهيد و امور ايثارگران برگزار شد.
رمان "سر ريزون"، بر اساس واقعيت نوشته شده و درباره زندگي يك رزمنده ايراني و يك سرباز عراقي خدمه تانك است كه در عمليات والفجر 10 و در منطقه حلبچه با يكديگر برخورد ميكنند.
اين اثر، در قطع رقعي و 200 صفحه و با شمارگان 3هزار نسخه و همكاري بنياد شهيد و امور ايثارگران استان فارس، توسط نشر شاهد روانه بازار كتاب شده است.
نظر شما