به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، دیوید سید در پیشگفتار کتاب خود، تحلیل را با بررسی دقیق و موشکافانهی عنوان رمان آغاز میکند. او استدلال میکند که جیمز جویس در انتخاب عنوان «چهره مرد هنرمند در جوانی»، صرفاً به دنبال توصیفی ساده از دوران جوانی شخصیت اصلی نبوده، بلکه قصد داشته است هنر روایت داستان را به هنر «چهرهپردازی» تشبیه کند. این تشبیه، کلید درک نگاه جویس به شخصیتپردازی است؛ جایی که رمان به مثابه خلق یک پرتره از روح و ذهن انسان نگریسته میشود.
برای تبیین علمی این موضوع، سید به ریشههای نظری و مقالات ادبی پیشین بازمیگردد و به مقالهی رابرت لویی استیونسن با عنوان «یادداشتی بر واقعگرایی» (۱۸۸۳) اشاره میکند. در این مقاله، استیونسن به مقایسهی میان هنر چهرهپردازی و داستان پرداخته و سعی کرده است نقاط تلاقی این دو هنر را در بازنمایی حقیقت انسان بیابد. سید در ادامه، با استناد به مقالهی «هنر داستان» (۱۸۸۸) نوشته خود جیمز جویس، توضیح میدهد که جویس از قیاس چهرهپردازی به عنوان ابزاری برای به چالش کشیدن برخی ادعاهای رایج در فرهنگ بریتانیایی به کار برده است. جویس در آن دوران متلاطم فکری، میکوشید تا از چارچوبهای محدود و سنتی هنری بیرون بزند و استدلال کند که تمام هنرها، علیرغم تفاوت در ابزار، معیارهای بنیادین یکسانی در خلق اثر دارند.
در این بخش از کتاب، سید برای برجستهتر کردن نوآوری جویس، به اثر «چهره یک بانو» (۱۸۸۰-۱۸۸۱) نوشته جورج الیوت اشاره میکند. هدف او از این مقایسه، نشان دادن این نکته است که رمان جویس، بر خلاف الگوهای پیشین در ادبیات واقعگرا، به کشف مفهومی از «سرشت فردی» میپردازد که از نظر پیچیدگی و لایههای روانی، بسیار فراتر از مفاهیمی است که شخصیتهای هوشمندی همچون مادام مرل در رمان جورج الیوت بیان میکنند. در واقع، جویس به دنبال بازنمایی لایههایی از آگاهی است که پیش از او در ادبیات به ندرت مورد توجه قرار گرفته بود.
جیمز جویس و دگرگونی فرم رمان مدرن
برای درک اهمیت تحلیل دیوید سید، ضروری است که ابتدا به جایگاه رمان «چهره مرد هنرمند در جوانی» در کارنامهی کلی جیمز جویس توجه کنیم. این رمان که در سال ۱۹۱۶ منتشر شد، در واقع نقش یک سند تکاملی را ایفا میکند و مسیر رشد فکری، عاطفی و روانی استیون ددالوس را از دوران کودکی تا آستانهی ورود به جوانی دنبال میکند. نوآوری جویس در این اثر، در پیوند زدن «شیوهی بیان» با «تحول ذهن» است.
جویس در روایت این مسیر، زبان را به عنوان یک موجود زنده به کار میگیرد که همگام با شخصیت رشد میکند. زبان در آغاز رمان، متناسب با ادراک محدود، ساده و گاه تکبعدی دوران کودکی استیون شکل مییابد؛ واژگانی که بازتابدهندهی دنیای کوچک و تجربههای ابتدایی اوست. اما با افزایش سن استیون و گسترش تدریجی آگاهی او، پیچیدگیهای زبانی و ذهنی روایت نیز به طور متناظر افزایش مییابد. این تغییرات در سطح انتخابهای سبکی باقی نمیمانند و با ویژگیهای بنیادین فرم روایی مدرن جویس پیوند دارند.
در بسیاری از بخشهای رمان، روایت به شدت به جریان سیال ذهن شخصیت نزدیک میشود، به گونهای که خواننده جهان بیرون را از دریچهی ادراک، سوءتفاهمها و تجربههای درونی استیون میبیند. به این ترتیب، رشد شخصیت در سطح زبان و ساختار روایت بازتاب مییابد و تحول فردی با دگرگونی شیوهی روایت پیوند میخورد. استیون در حال کشف جهان و جایگاه خود در آن است و زبان رمان نیز در طول این کشف، تغییر شکل میدهد. پژوهش دیوید سید با تمرکز بر «صداهای اجتماعی و فرهنگی»، دقیقاً به بررسی همین رابطه پیچیده میان زبان، رشد فردی و محیط میپردازد.
ساختار پژوهشی و متدولوژی تحلیل دیوید سید
اثر دیوید سید، که چهارمین مجلد از «مجموعهی نظریه و نقد ادبی» اوست، بر اساس یک ساختار دو بخشی بسیار دقیق و متدولوژیک طراحی شده است تا خواننده را به تدریج با پیچیدگیهای متن جویس آشنا کند.
در بخش نخست، نویسنده بر روی زمینههای تاریخی، فرهنگی و اجتماعی رمان تمرکز میکند. سید معتقد است که هیچ متنی در خلاء خلق نمیشود؛ لذا او ابتدا فضای حاکم بر محیط رشد استیون را بررسی کرده و سپس به مرور و تحلیل نقدهایی میپردازد که توسط سایر منتقدان بر متن رمان نوشته شده است. هدف سید از این پیشزمینه، فراهم آوردن بستری استوار است تا خواننده بتواند مفاهیم بنیادین و دشوار نظریه میخائیل باختین را که در بخش دوم برای تحلیل به کار میروند، به درستی درک کند و پیوند میان نظریه و متن را بیابد.
بخش دوم کتاب، هستهی اصلی پژوهش است و به یک قرائت نقادانه و مبسوط از رمان اختصاص یافته است. محور اصلی این بخش، نظریه «گفتوگویی» یا «گفتوگومندی» باختین است. هرچند سید در کنار این چارچوب، از سایر مفاهیم عام نقد ادبی نیز بهره میگیرد، اما هدف نهایی او تبیین این مسئله است که شخصیت اصلی رمان، یعنی استیون ددالوس، چگونه در تعامل، تنش و برخورد با «صداهای» فرهنگ جامعهاش رشد میکند. از دیدگاه سید، زبان عرصهای است که صداهای مختلف (دینی، خانوادگی، سیاسی و اجتماعی) در آن با یکدیگر برخورد میکنند و هیچ سخنی را نمیتوان کاملاً مستقل از سخنان دیگران فهمید. در واقع، هویت استیون در میانهی این تلاطمِ صداها شکل میگیرد.
تحلیل صداها، اقتدار کلیسا و مسئله جنسیت
دیوید سید با استناد به مباحث باختین در خصوص «چندگانه بودن صداهای رمان»، به بررسی موضوعات حساس و کلیدی میپردازد. یکی از محورهای اصلی تحلیل او، واکاوی رابطه میان «اقتدار کلیسا»، «جنسیت» و «فرهنگ» در آثار جویس است. او به این مسئله میپردازد که استیون چگونه زبانهای موجود در محیط خود را جذب میکند و در عین حال، در برابر برخی معانی و مفاهیم تحمیلی مقاومت نشان میدهد تا در نهایت بتواند به شیوه بیان خاص و مستقل خود برسد.
در بررسی دوران تحصیل استیون و مواجهه او با آموزههای مذهبی، سید به نکتهای ظریف اشاره میکند: موعظههای مذهبی در زندگی استیون صرفاً انتقال مجموعهای از باورها یا دستورالعملها نیستند، بلکه «زبانِ پرقدرت» این موعظهها به طور مستقیم در شکلگیری تجربه روانی ترس و گناه در او دخالت میکند. زبان کلیسا در اینجا ابزاری برای سلطه بر ذهن است. از سوی دیگر، سید تحلیل میکند که حتی هنگامی که استیون در مراحل بالاتر رشد خود، درباره زیبایی، هنر و آفرینش سخن میگوید، باز هم ردپای اندیشهها و واژگانی را میتوان تشخیص داد که او از سنتهای فلسفی و مذهبی آموخته است. این نشان میدهد که زبانِ استقلال، لزوماً به معنای حذف کامل زبانهای پیشین نیست، بلکه بازتعریف آنهاست.

سیر تکاملی استیون در فصول کتاب
دیوید سید در فصول مختلف کتاب، مسیر رشد استیون را به صورت تفصیلی و گامبهگام دنبال میکند تا تکامل شخصیت را در قالب یک نمودار تحلیلی ارائه دهد:
در فصل اول، سید بر روی «زمینهها» تمرکز کرده و به بررسی دقیق زمینه تاریخی، فرهنگی، برخورد منتقدان با متن و چشماندازهای نظری میپردازد تا بستر تحلیل را آماده کند. در فصل دوم، وارد قرائت مستقیم متن شده و «دوران تحصیل ددالوس» و تأثیر عمیق «صداهای کلیسا» را واکاوی میکند.
در فصول بعدی، تحلیلها تخصصیتر میشوند؛ در فصل سوم، «زمینه شعر مثلث» و تلاش استیون برای تعریف جایگاه هنرمند و رسیدن به یک تعریف شخصی از هنر بررسی میشود. در فصل چهارم، سید به موضوع مهم «گفتوگوی استیون با زنان» میپردازد و بررسی میکند که جنسیت چگونه در شکلگیری آگاهی او نقش دارد. در فصل پنجم، «زبانهای استیون ددالوس» و در فصل ششم، «گفتوگوهای او در محیط دانشگاه» مورد مطالعه قرار میگیرند. در نهایت، این مسیر تحلیلی در فصل هفتم به بررسی «یادداشتهای روزانه استیون» ختم میشود. سید این بخش از رمان را «گفتوگوی درونی استیون با خویشتن» مینامد و آن را به عنوان نقطه تکامل و پایان تحلیل خود قرار میدهد؛ جایی که استیون سعی میکند صدای خود را از میان تمام صداهای دیگر بازشناسد.
بازخوانی انتقادی در برابر تفسیرهای سادهانگارانه
بنیاد تحلیل دیوید سید بر این استوار است که خواننده را از خوانشهای سادهشده و سطحی دور کند. او با معرفی چارچوب نظری باختین، به منتقدان یا دیدگاههایی حمله میکند که استیون را صرفاً قهرمانی میبینند که مرحله به مرحله و به صورت خطی از تمام وابستگیهایش رها میشود و به استقلالی مطلق میرسد.
سید در مقابل این دیدگاه، استدلال میکند که استقلال هنری مسئلهای بسیار پیچیدهتر و متناقضتر است؛ زیرا از نظر او، هیچ فردی نمیتواند گذشته زبانی و فرهنگی خود را بهسادگی کنار بگذارد یا کاملاً پاک کند. او در این راستا، تفاوت میان «تأثیرپذیری از زبان دیگران» و «ناتوانی از آفرینش معنایی تازه» را بررسی میکند. از دیدگاه سید، رشد واقعی استیون نه در حذف یا نفی صداهای جامعه، بلکه در توانایی او در تعامل، جذب گزینشی و مقاومت فعال در برابر آن صداها نهفته است. استقلال برای سید، نه یک «جدایی»، بلکه یک «دیالوگ» پیچیده با جهان است.
منوچهر بدیعی؛ مترجمی که جویس را به پروژهی ادبی خود تبدیل کرد
انتشار دوبارهی کتاب دیوید سید فرصتی استثنایی برای توجه به جایگاه منوچهر بدیعی در ترجمهی آثار جیمز جویس به زبان فارسی فراهم میکند. بدیعی از معدود مترجمانی است که نامشان با دشوارترین و پیچیدهترین آثار ادبیات مدرن گره خورده است. کارنامهی او شامل ترجمهی «چهره مرد هنرمند در جوانی» از جویس، «جاده فلاندر» از کلود سیمون، «آدم اول» از آلبر کامو، «ژان باروا» از روژه مارتن دوگار و آثاری از آلن ربگریه و سینکلر لوئیس است. حضور او در حلقهی ادبی «جنگ اصفهان» در کنار چهرههای برجستهای چون هوشنگ گلشیری و ابوالحسن نجفی، گواهی بر تعهد او به استانداردهای بالای ادبی است. شایان ذکر است که ترجمهی «چهره مرد هنرمند در جوانی» در دورهی بیستم جایزهی کتاب سال برگزیده شد که نشاندهنده کیفیت بالای این اثر است.
اهمیت کار بدیعی در حوزهی جویس با ترجمهی رمان عظیم «اولیس» ابعاد گستردهتری پیدا میکند. او سالهای طولانی از عمر خود را صرف ترجمهی این رمان کرده است؛ اثری که به دلیل ساختار تکهتکه، ارجاعات بیشمار تاریخی و اسطورهای، بازیهای زبانی جسورانه و تنوع سبکهای روایی، دشوارترین چالش برای هر مترجمی در جهان است. در گفتوگویی که علی صلحجو در فصلنامهی «مترجم» با بدیعی انجام داده، مشخص میشود که مواجههی او با جویس یک انتخاب تصادفی یا دنبالهی یک موج مشهور نبوده، بلکه حاصل یک دغدغهی عمیق ادبی است.
بدیعی در گفتوگویی دیگر با شیما بهرهمند، جزئیاتی از سالهای کار روی «اولیس» را بازگو کرده است. او اشاره میکند که ترجمه و یادداشتهای توضیحی کتاب در زمستان ۱۳۷۱ حروفچینی شده بود و مجموعهی یادداشتهای او شامل نزدیک به دو هزار اسم و ارجاع بود تا خواننده فارسیزبان بتواند با زمینههای پیچیده تاریخی و جغرافیایی رمان ارتباط برقرار کند. بازبینیهای مکرر او بر متن نشان میدهد که مواجههی بدیعی با جویس، فراتر از یک «انتقال زبانی» ساده است و در واقع یک پژوهش جامع دربارهی جهان گستردهی اثر است. در این میان، ترجمهی «چهره مرد هنرمند در جوانی» جایگاه ویژهای دارد؛ چرا که استیون ددالوس شخصیتی است که بعدها در «اولیس» نیز حضور مییابد و شناخت تجربههای کودکی و بحرانهای روحی او در این رمان، در واقع کلید درک شخصیت او در رمان بزرگتر جویس است.
جایگاه اثر، تاریخچه نشر و کیفیت ترجمه
این کتاب که در ابتدا در سال ۱۹۹۲ منتشر شده بود، برای نخستین بار در سال ۱۳۸۲ توسط نشر روزنگار و در مجموعهای به سرپرستی دکتر حسین پاینده به دست خواننده ایرانی رسید. اکنون پس از گذشت بیش از دو دهه، این اثر با بازبینی و ویرایش مجدد توسط منوچهر بدیعی در نشر هرمس (چاپ اول ۱۴۰۵) عرضه شده است تا نسل جدیدی از پژوهشگران و علاقهمندان به ادبیات مدرن از آن بهرهمند شوند.
ترجمهی منوچهر بدیعی در این اثر، همانند سایر کارهای ایشان (به ویژه در ترجمه رمان پیچیدهای چون جاده فلاندر)، از دقت، ظرافت و کیفیت بالایی برخوردار است. مترجم در اینجا با چالشی سخت روبروست: بازآفرینی تغییرات تدریجی لحن و سطح واژگان که با رشد استیون تغییر میکند. نمونهی ترجمهی منتشرشده در فصلنامهی «مترجم» نشان میدهد که بدیعی با چه حساسیتی سعی کرده است حرکت زبان از سادگی کودکی به پیچیدگی جوانی را در فارسی بازتاب دهد.
در نهایت، این پژوهش برای خوانندگانی که میخواهند از تفسیرهای صرفاً زندگینامهای یا موضوعی فراتر بروند و به لایههای ساختاری و زبانی اثر نفوذ کنند، یک راهنمای پژوهشی ضروری است. اگرچه کتاب تحولات بسیار جدید مطالعات جویس در دهههای اخیر را در بر نمیگیرد، اما اهمیت ماندگار آن در صورتبندی دقیق و علمی رابطه میان «زبان» و «هویت» است؛ موضوعی که همواره در مرکز توجه ادبیات مدرن بوده و هست.
نظر شما