یکشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
حافظ را از زندگی واقعی‌اش دور کرده‌اند

در مراسم بزرگداشت روز حافظ . نکوداشت دکتر سعید حمیدیان، علی دهباشی از سال‌ها همراهی با دانش و پژوهش این استاد ادبیات گفت و حمیدیان با اشاره به فقدان دختر و همسرش، از دغدغه‌های خود درباره‌ی حافظ‌پژوهی، افراط در ستایش حافظ و ضرورت خواندن دقیق و روشمند شعر او سخن گفت.

سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ علی دهباشی در مراسم بزرگداشت دکتر سعید حمیدیان در دانشکده ادبیات دانشگاه علامه، با ابراز خرسندی از حضور دوباره‌ی او گفت که از سال‌های انتشار مجله‌ی «کلک» از دانش و فضل این استاد ادبیات بهره‌مند بوده‌اند. به گفته‌ی او، دکتر حمیدیان چه در دوران حضور در ایران و چه در سال‌هایی که در لهستان و دیگر دانشگاه‌های خارج از کشور فعالیت داشتند، با ارسال مقاله، یادداشت و نامه‌های پرمهر، همواره از مجله‌ی «کلک» و سپس «بخارا» حمایت کرده‌اند و این همراهی مایه‌ی دلگرمی دست‌اندرکاران این نشریات بوده است.

دهباشی با اشاره به برگزاری شبی برای بزرگداشت دکتر حمیدیان در سال‌های گذشته، از سخنرانی‌های زنده‌یاد انوشه، زنده‌یاد فانی، دکتر داریوش شایگان، دکتر جواد پورجوادی، دکتر بهاءالدین خرمشاهی و دیگر استادان و همکاران دانشگاهی و فرهنگی حمیدیان یاد کرد و گفت که سخنرانی‌های آن مراسم در ویژه‌نامه‌ای از مجله‌ی «بخارا» منتشر شده است؛ شماره‌ای که اکنون از نایاب‌ترین شماره‌های این مجله به شمار می‌رود.

حافظ را از زندگی واقعی‌اش دور کرده‌اند

سردبیر مجله‌ی «بخارا» در ادامه، به نقش دکتر حمیدیان در آشنایی نسل خود با ادبیات غرب اشاره کرد و گفت که انتشار ترجمه‌ی رمان «دنیای قشنگ نو» نوشته‌ی آلدوس هاکسلی با ترجمه‌ی حمیدیان، فرصتی برای آشنایی بیشتر خوانندگان فارسی‌زبان با یکی از آثار مهم ادبیات قرن بیستم فراهم کرد. او همچنین از ترجمه‌های حمیدیان در حوزه‌ی نمایشنامه و همکاری ایشان با زنده‌یاد فانی یاد کرد.

دهباشی با تأکید بر تسلط حمیدیان بر ادبیات غرب و ادبیات کلاسیک فارسی، او را از استادان استثنایی دانشگاهی دانست که توانسته‌اند پیوندی تازه میان خوانندگان معاصر و میراث ادبی فارسی برقرار کنند. به گفته‌ی او، سخنرانی‌ها و مقالات حمیدیان درباره‌ی شاهنامه، حافظ و نظامی، زمینه‌ی آشنایی تازه‌ای با این آثار را برای نسل او فراهم کرده است.

او همچنین پژوهش چنددهه‌ای دکتر حمیدیان درباره‌ی حافظ را یادآور شد و انتشار مجموعه‌ای پنج‌جلدی درباره‌ی این شاعر و تجدید چاپ مکرر آن را نشانه‌ای از اهمیت و جایگاه این پژوهش دانست.

دهباشی در پایان با ابراز خوشحالی از سلامت و حضور دکتر حمیدیان گفت که بهره‌مندی از وجود و قلم این استاد برای جامعه‌ی ادبی مغتنم است و شمار استادانی با چنین تسلطی بر ادبیات غرب و فارسی در میان دانشگاهیان بسیار اندک است.

دکتر سعید حمیدیان: حافظ را از زندگی واقعی‌اش دور کرده‌اند

دکتر سعید حمیدیان در مراسم بزرگداشت خود، ضمن اشاره به فقدان دختر و همسرش، درباره‌ی افراط و تفریط در حافظ‌پژوهی، جایگاه سعدی در ادبیات فارسی و ضرورت خواندن دقیق شعر حافظ سخن گفت. او با انتقاد از رواج فال حافظ و نسبت دادن عنوان‌ها و مفاهیم امروزی به این شاعر، تأکید کرد: «حافظ را درست بخوانیم و عمیق بفهمیم.»

حمیدیان در آغاز سخنانش از علی دهباشی و حاضران تشکر کرد و سپس با اشاره به اتفاقات تلخ زندگی‌اش در یک سال گذشته افزود: «حدود سیزده چهارده ماه پیش، دختر بزرگم را از دست دادم. نام او را سیندخت گذاشته بودم؛ از سر عشق به شاهنامه‌ی فردوسی و به‌خصوص شخصیت سیندخت.»

او با شرح جایگاه سیندخت در داستان زال و رودابه گفت: «در حقیقت، این سیندخت است که کشور را اداره می‌کند، نه همسرش مهراب که بیشتر نماد سلطنت است.» حمیدیان با اشاره به نقش این شخصیت در جلوگیری از جنگ میان ایران و کابل افزود: «سیندخت چنان سخن می‌گوید که سام را به شگفتی وامی‌دارد. سام به سخنان او گوش می‌دهد و به‌تدریج درمی‌یابد که با چه شخصیت برجسته‌ای روبه‌روست. خشم او فرو می‌نشیند و سرانجام می‌پذیرد که زال با رودابه ازدواج کند.»

او در بخش دیگری از سخنانش از رابطه‌ی خود با دانشگاه و دانشجویان گفت: «با وجود اینکه دوازده سیزده سال از بازنشستگی‌ام می‌گذرد، هنوز با علاقه به دانشگاه می‌آیم و در کلاس‌ها شرکت می‌کنم. روزهایی که به دانشگاه می‌آیم، روزهایی است که از آن دو داغ بزرگ کمی فاصله می‌گیرم و احساس می‌کنم هنوز زنده‌ام. رابطه‌ی من و دانشجویانم رابطه‌ای دوسویه و سرشار از محبت است.»

حمیدیان سپس به سراغ موضوعی رفت که سال‌های بسیاری از عمر خود را صرف پژوهش درباره‌ی آن کرده است: حافظ و شیوه‌ی مواجهه با شعر او. او گفت: «متأسفانه حافظ در روزگار ما، با وجود همه‌ی شایستگی‌هایش، به مرکز افراط‌ها و تفریط‌ها تبدیل شده است. هر نوع حرف بی‌پایه، شعار بی‌پشتوانه و ادعای بی‌اساس را به نام حافظ مطرح می‌کنند؛ حرف‌هایی که غالباً نشانی از دانش، فهم و تحلیل دقیق ندارند.»

حافظ را از زندگی واقعی‌اش دور کرده‌اند

حمیدیان: در روزگار ما حافظ جای سعدی را گرفته است

این پژوهشگر ادبی با اشاره به جایگاه سعدی در گذشته و کم‌توجهی به او در روزگار معاصر گفت: «در قرن‌های گذشته، سعدی جایگاهی بسیار برجسته داشت و حتی در نگاه برخی از محافل غربی، شاعر برتر زبان فارسی شناخته می‌شد. در روزگار ما، حافظ جای سعدی را گرفته است.»

او با اشاره به مقاله‌ی کامیار عابدی با عنوان «سعدی در آیینه‌ی ادب معاصر» و عنوان فرعی «بی‌مهری تاریخی به مقام شامخ سعدی بزرگ» افزود: «عابدی در این مقاله، بدون آنکه مخالفتی با حافظ داشته باشد، به بی‌مهری‌هایی می‌پردازد که در دوران معاصر نسبت به سعدی صورت گرفته است. واقعاً تأسف‌بار است که چه حرف‌های بی‌پایه‌ای درباره‌ی سعدی گفته‌اند.»

حمیدیان با اشاره به اظهارنظرهای برخی شاعران معاصر درباره‌ی سعدی گفت: «من بارها شاملو را تدریس کرده‌ام و به شعر او نیز افتخار می‌کنم؛ اما شاملو هم از جمله کسانی بود که درباره‌ی سعدی سخنان تندی گفت. نیما یوشیج نیز، با وجود جایگاه بزرگی که در ادبیات معاصر دارد و من هم درباره‌اش کتاب نوشته‌ام، در مواردی به سعدی تاخته است. از جمله اسماعیل خویی که سخنانی درباره‌ی سعدی گفته و او را کاسب‌کار خوانده است. چنین داوری‌هایی واقعاً مایه‌ی تأسف است.»

او با انتقاد از بزرگ‌نمایی جایگاه حافظ در برخی نوشته‌ها و اظهارنظرها ادامه داد: «در روزگار ما همه‌چیز درباره‌ی حافظ رنگ مبالغه گرفته است. حافظ را مظهر همه‌چیز دانسته‌اند: تاریخ، شعر، ادب، فرهنگ و حتی جامعه‌شناسی ما. این آخری دیگر واقعاً اغراق‌آمیز است؛ جامعه‌شناسی به معنای امروزی آن، مفهومی متعلق به دوره‌های بسیار متأخرتر است.»

حمیدیان نسبت دادن عنوان «مصلح اجتماعی» به حافظ را نیز نیازمند بررسی دانست و گفت: «برخی برای آنکه از قافله عقب نمانند، به حافظ عنوان‌هایی داده‌اند که اساساً با متن و زمینه‌ی تاریخی شعر او تناسب ندارد. مثلاً می‌گویند حافظ مصلح اجتماعی بوده است. این ادعا نیازمند توضیح و استدلال است. در قرن هشتم هجری، وقتی حافظ زندگی می‌کرد، مفهوم مصلح اجتماعی با معنای امروزی آن چه نسبتی داشت؟ چرا باید چنین عنوانی را به او نسبت بدهیم، بی‌آنکه شواهد تاریخی و ادبی کافی در اختیار داشته باشیم؟»

او با اشاره به کتاب پنج‌جلدی «شرح شوق» گفت: «در مقدمه‌ی کتاب «شرح شوق» کوشیده‌ام بسیاری از این مسائل را مطرح کنم و درباره‌ی آنچه در این سال‌ها دیده و شنیده‌ام، توضیح بدهم. سعی کرده‌ام حرف‌ها و ادعاهای بی‌پایه را به‌روشنی نقد کنم.»

برای فهم شعر حافظ باید با دقت، حوصله و دانش پیش رفت

حمیدیان در ادامه، با انتقاد از اظهارنظرهای غیرتخصصی درباره‌ی حافظ در رسانه‌ها، به نمونه‌ای از خواندن نادرست شعر این شاعر اشاره کرد و گفت: «گاهی کسی که آشنایی چندانی با شعر حافظ ندارد، در یک برنامه‌ی تلویزیونی درباره‌ی او سخن می‌گوید و حتی از خواندن درست یک بیت ناتوان است. پرسش من این است که چه ضرورتی دارد کسی که آمادگی و آشنایی کافی ندارد، در رسانه حاضر شود و درباره‌ی حافظ سخن بگوید؟ اگر قرار است درباره‌ی شاعری چون حافظ حرف بزنیم، باید دست‌کم شعر او را درست بخوانیم و با آن آشنا باشیم.»

این حافظ‌پژوه با تأکید بر دشواری انتخاب یک غزل به‌عنوان محبوب‌ترین غزل حافظ گفت: «من بیش از نیم قرن با دیوان او زندگی کرده‌ام و هرچه بیشتر خوانده‌ام، به پیچیدگی و ظرافت شعرش بیشتر پی برده‌ام. اگر از من بپرسند کدام غزل حافظ را بیشتر دوست دارم، انتخاب یک غزل برایم دشوار است.»

او در ادامه، غزل «زان یار دلنوازم شکری است با شکایت» را از غزل‌های برجسته‌ی حافظ دانست و افزود: «این غزل از بهترین غزل‌های حافظ است؛ دست‌کم فعلاً به همین انتخاب اکتفا می‌کنم. اما تأکید می‌کنم که نمی‌توانم در میان غزل‌های او یکی را به‌طور مطلق برتر بدانم.»

حمیدیان همچنین درباره‌ی تاریخ گردآوری غزل‌های حافظ و شکل‌گیری دیوان او گفت: «این‌ها مسائلی است که باید با بررسی نسخه‌ها، منابع و شواهد تاریخی درباره‌شان داوری کرد. من نیز در کتابم به این موضوعات پرداخته‌ام و نظر خودم را توضیح داده‌ام.»

حمیدیان: فال حافظ خرافه است

در بخش پرسش‌وپاسخ، علی دهباشی از حمیدیان پرسید که آیا در سال‌های طولانی حافظ‌پژوهی، خواب حافظ را دیده است. حمیدیان پاسخ داد: «نه، خوابش را ندیده‌ام. اصولاً با این‌گونه مسائل ارتباطی ندارم؛ به‌خصوص با کسانی که از حافظ فال می‌گیرند. فال گرفتن به چه معناست؟ مگر کسی، حتی پیامبر اکرم(ص)، حق دارد از غیب و امور پنهان خبر بدهد؟ علم غیب در اختیار خداوند است. با این حال، بعضی‌ها می‌خواهند سرنوشت خودشان را از حافظی بپرسند که هشتصد سال پیش زندگی می‌کرده است. به نظرم، این افراد خودشان را فریب می‌دهند.»

او با اشاره به غلبه‌ی سرگرمی بر شناخت شعر در برخی برنامه‌های مرتبط با حافظ افزود: «مسئله این است که بسیاری از این برنامه‌ها کاری با اصل شعر و شناخت حافظ ندارند. گاهی موسیقی و سرگرمی بر خود شعر غلبه می‌کند. ای‌کاش دست‌کم از موسیقی‌دانان و هنرمندان برجسته‌ای چون شجریان بیشتر استفاده می‌شد تا برنامه‌ها از نظر هنری نیز ارزشمند باشند.»

حمیدیان در پاسخ به پرسشی درباره‌ی پیام حافظ برای انسان امروز، دشواری ارائه‌ی پاسخی قطعی را یادآور شد و گفت: «کسی مانند من که نزدیک به نیم قرن با علاقه و جدیت به حافظ‌پژوهی پرداخته، به این نتیجه رسیده است که متأسفانه بسیاری از مسائل همچنان روشن نشده‌اند. حتی بعضی از کسانی که به نام شرح و تحلیل حافظ کار کرده‌اند، معلوم نیست با چه سطحی از اندیشه، شناخت، ذوق و آگاهی ادبی به سراغ این کار رفته‌اند.»

او سپس خطاب به دانشجویان گفت: «پیش‌تر درباره‌ی فال حافظ گفتم که این کار خرافه است؛ با این حال، بسیاری آن را جدی گرفته‌اند. کسی دیوان حافظ را باز می‌کند تا ببیند آیا به آرزویش می‌رسد یا نه، یا اتفاقی که انتظارش را می‌کشد، رخ خواهد داد یا خیر.»

این استاد ادبیات با اشاره به تجربه‌ی شخصی خود ادامه داد: «باور کنید من هر جا که بوده‌ام، گاهی برای تفریح و سرگرمی دیوان حافظ را باز کرده‌ام و به شعری برخورده‌ام که با موقعیتم تناسب داشته است؛ گاهی هم شعری خوانده‌ام که درست در نقطه‌ی مقابل انتظارم بوده است. نمی‌توان از این تجربه‌ها نتیجه گرفت که حافظ از سرنوشت آدم‌ها خبر می‌دهد.»

او با هشدار درباره‌ی تأثیر چنین باورهایی بر دانشجویان گفت: «حیف است ذهن جوان و پویای شما به سوی چنین باورهایی کشیده شود. این ذهن‌ها می‌توانند در آینده به دستاوردهای درخشانی برسند. نباید آن‌ها را به سوی خرافات، خیال‌پردازی‌های بی‌پایه و سرگرمی‌هایی سوق داد که جای مطالعه و شناخت را می‌گیرند.»

حمیدیان در ادامه، بر ضرورت شناخت حافظ در بستر زندگی واقعی‌اش تأکید کرد و گفت: «حرف من این است که حافظ را درست بخوانیم و عمیق بفهمیم. من با جایگاه بلند حافظ مخالفتی ندارم؛ مسئله‌ام این است که نباید او را موجودی فوق‌بشری یا قدسی تصور کنیم. حافظ انسان بوده است؛ دردها، گرفتاری‌ها و مسائل زندگی او نیز، در بسیاری موارد، به مسائل و دردهای من و شما شباهت داشته است.»

او برای توضیح این دیدگاه به قطعه‌ای از حافظ اشاره کرد که در آن شاعر از خواجه‌ای درخواست کمک مالی می‌کند: «در یکی از قطعاتش خطاب به خواجه‌ای سخن می‌گوید و با زبانی آمیخته به ظرافت و شوخ‌طبعی، از او تقاضای کمک مالی می‌کند. در این شعر، حافظ می‌خواهد در خلوتی که بیگانه‌ای در آن حضور نداشته باشد، با خواجه سخن بگوید. سپس با نکته‌پردازی و لطیفه‌ای که احتمالاً خواجه را خوش می‌آید، زمینه‌ی درخواست خود را فراهم می‌کند.»

حمیدیان با اشاره به این نمونه افزود: «این شعر نشان می‌دهد که حافظ نیز مانند دیگر انسان‌ها نیازهای مادی داشته و برای گذران زندگی به حمایت دیگران نیازمند بوده است. او احتمالاً خانواده و مخارج زندگی داشته و در موقعیت‌هایی قرار می‌گرفته که ناچار بوده از کسی درخواست کمک کند. چرا باید چنین انسانی را از زندگی واقعی جدا کنیم و به موجودی آسمانی و دست‌نیافتنی تبدیل کنیم؟»

این حافظ‌پژوه در پایان تأکید کرد: «باید آثار او را عمیق، علمی و روشمند بررسی کنیم و به شواهد متن توجه داشته باشیم. به اعتقاد من، تنها از این راه می‌توان به شناختی معتبر و نزدیک‌تر به حقیقت دست یافت.»

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها