سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، سیامین مجلد از مجموعه «مشاهیر کتابشناسی معاصر ایران» به قلم علی صادقزاده وایقان، به زندگی و اقدامات فرهنگی، احمد منزوی اختصاص دارد. این مجموعه را خانه کتاب و ادبیات ایران منتشر کرده است.
رویای تاسیس «کتابنامه بزرگ زبان فارسی» در پیچوخم دیوانسالاری فرهنگستان و مهاجرت مدیران به بنبست رسید؛ تصمیمی تلخ که پژوهشگر خستگیناپذیر را راهی شبهقاره کرد. او سالها در شبهقاره هند و پاکستان پایمردی کرد و هزاران برگ خطی دورافتاده و موریانهزده را پیش از نابودی ثبت و شناسنامهدار نمود. اما بهای این مجاهدت علمی ارزان نبود. سال ۱۳۶۳ در غربت پاکستان، سنگینترین تازیانه روزگار فرود آمد: از دست رفتن همسرش خدیجه جاویدی و دختر جوانش آزاده، با فاصلهای تنها سهماهه.
سوگ سنگین، منزوی را ویران نکرد؛ بلکه او را با نگاهی صلحطلبتر و زاهدانهتر به زیستن پیوند زد. او که در سالهای پایانی بیش از دوهزار جلد کتابخانه شخصیاش را بخشید، نشان داد که فهرستنگاری برای او صرفاً یک مهارت کتابداری نبود؛ ریاضتی عارفانه برای حفظ هویت فرهنگی زبانی بود که در فراسوی مرزها نفس میکشید.

از تولّد تا کتابشناسی
احمد منزوی، معلّم، فهرستنگار، ایرانشناس، مترجم، مصحّح و محقّق در حوزه علوم اسلامی و عضو هیأت علمی مرکز دایرۀالمعارف بزرگ اسلامی، در ششم آذر ۱۳۰۱ش. در خانوادهای روحانی در سامرا بهدنیا آمد.
پدرش شیخ آقابزرگ تهرانی از دانشمندان کتابشناس و عالمان شیعهشناس نامدار بود که «الذّریعۀ الی تصانیف الشّیعۀ و طبقات أعلام الشّیعه» بهعنوان مهمّترین دانشنامههای کتابشناختی شیعه از آثار اوست.
مادرش مریمبیگم، دختر سیّداحمد زوارهای دماوندی، که از روحانیون سرشناس روزگار خود بود و فرزندان ایشان با نامخانوادگی آریان، در تهران و ایران پراکنده هستند.
ادبیّات و آثار فارسی، چون کتابهای گلستان و بوستان سعدی، عیار دانش و انوار سهیلی را نزد عمویش محمّدابراهیم بهشتیپور، قصصالانبیاء را شبها با صدای مادرش و شاهنامهخوانی را از داییاش سیّدمهدی آریان در سامرا فراگرفت. در ۱۳۱۴ش. به اتّفاق خانواده به نجف رفت. پنج سال در دوزندگی میرزامحمّد شیرازی در بازار بزرگ و سرپوشیدة حرم حضرت علی (ع) به شاگردی پرداخت، که دورۀ سختی برای یک جوان روحانیزاده بود.
علیرغم علاقۀ پدرش برای طلبگی، تحت آموزشهای دائیاش سیّدمهدی آریان، نتوانست تن به آن راه بدهد. در این دوران، با اوج گرفتن عقاید افراطی عربی، اقلّیّت ایرانیان مهاجر، زندگی پُر درد و رنجی را تحمّل میکردند و برای منزوی تلخی غربت ایرانیان در شهر مقدّس نجف، بیش از غربت در شهر سامرا با وجود اکثریت سنّی، احساس میشد.
به پیشنهاد سیّدنصرالله تقوی ـ که با پدرش شیخ آقابزرگ پیوندی دیرینه و دوستی عمیقی داشت و به دنبال تحوّل حوزهها و ارتباط آن با دانشگاه بودند، و سعی میکردند فرزندان روحانیان و طلبههای جوان را به دانشگاه بکشانند و بر این پایه اندیشۀ «دانشکدۀ معقول و منقول» را برپا ساخته بودند.
داوطلبانه در امتحانات متوسّطۀ مدرسۀ دارالفنون شرکت کرد و دیپلم ادبی أخذ نمود. در ۱۳۲۴ش. با تشویق بدیعالزّمان فروزانفر و راهنمایی و حمایت استاد سیّدمحمّد مشکوۀ که از دوستان پدرش بودند، وارد دانشکدة معقول و منقول شد.
در ۱۳۲۷ش. فارغالتّحصیل و موفّق به دریافت لیسانس گردید. گرچه در این سال در آزمون دکترای این دانشکده پذیرفته شده بود، امّا به علل و عوامل سیاسی از ادامۀ تحصیل بازماند.
از سال ۱۳۲۷ بهمدّت دو سال در بندر انزلی با سمت دبیری، در دو دبیرستان پسرانۀ «فردوسی» و دخترانة «شاهدخت» به تدریس ادبیّات فارسی و زبان عربی پرداخت. منزوی در پی حادثۀ ۱۵ بهمن ۱۳۲۷ و سوءقصد به شاه در دانشگاه تهران و دستگیری اعضای حزب توده، دستگیر، و بهمدّت دو ماه در زندان شهربانی انزلی محبوس شد.
ثمرۀ ازدواج استاد منزوی با همکارش خدیجه جاویدی، فرزند محمّدابراهیم جاویدی و امّالبنین [جاویدی؟] در ۱۳۲۷ش. در بندر انزلی، سه دختر به نامهای نسرین (/زویا)، شورا و شادروان آزاده منزوی است. فقدان آزاده، ضربهای سخت بر استاد و همسرش فرود آورد. منزوی همسرش را اینگونه معرفی کرده است: «ایشان زنی تیزهوش و آموزگاری توانا بود. شاید اگر زن نبود و شرایط زندگی اینگونه نبود، میتوانست پژوهشگری توانا شود. او یار و پشتیبان کارهایم بود.»
ویژگیهای اخلاقی و علمی
برخی از ویژگیها، از زبان پژوهشگران، کتابشناسان، همکاران و اعضای خانوادهاش، به شرح ذیل است:
تمیمداری معتقد است: «ایران و فرهنگ ایرانی مهمّترین مسئلۀ زندگی منزوی بود. نشر و اشاعۀ فرهنگ ایرانی را از وظایف خود میشمارد. معتقد بود انسان در کار صیقل میخورد و جوهر هرکس در کار آشکار میشود. او با امکانات کم و کوچک آثار بزرگی به یادگار گذاشت.»
محمّدرضا شفیعیکدکنی در مورد نقش خاندان منزوی در خدمت به فرهنگ ایران زمین مینویسد: «فرهنگ ایرانی تا قیام قیامت رهین زحمات خاندان منزوی خواهد بود.»
پایمردی و کار متمرکز در حوزۀ نسخههای خطّی: سیّدعلی آلداود نوشته: «حسن کار و امتیاز او در این است که وقت خود را همچون اکثر دانشمندان ایرانی در رشتههای گوناگون معارف تقسیم نکرده، از این شاخه بدان شاخه نمیپرد و از راهی که ۵۰ سال پیش انتخاب کرده، انحرافی نجسته و نمیجوید. کار عمدۀ او تدوین کتابنامه بزرگ برای زبان فارسی است و تألیفات متعدّد وی همه تکمیل و انجام و به ثمر رساندن گوشهای از این طرح بزرگ است.»
مدیریّت و آیندهنگری: منزوی در سال ۱۳۶۳ در اثنای فعّالیّت در پاکستان، با فاصلۀ سه ماه، دو نفر از عزیزانش (فرزند دلبندش آزاده و همسرش) را از دست داد. فرزندش نقل میکند: «همۀ اموالش را به نام ما (دو فرزندش) نمود و وصیّت کرد: اگر دو متر پارچه است نصف کنید و هر کدام یک متر بردارید، ولو به درد نخورد.»
عاشق صلح و آزادی: فرزندش نقل میکند: «عاشق صلح و آزادی و مخالف جدّی جنگ بود. یک وطنپرست و انساندوست به معنای کامل کلمه» بود. فرزند دیگرش نیز نقل میکند: «پدرم عاشق زندگی بود و از جنگ و مرگ متنفّر. در روزهای تعطیل، ما را به تالار [سینما] فرهنگ برای تماشای فیلمهایی از فجایع جنگ جهانی دوّم و حماسی میبرد تا بهطور غیرمستقیم در ما حسّ قهرمانی و وطنپرستی را تقویت نماید.» فرزندان بعد از تماشای فیلم موظّف بودند مشخّصات (نام، دستاندرکاران، بازیگران و ...) و خلاصۀ فیلم را نوشته و بعد از غلطگیری توسّط استاد، قبل از خواب در دفتر مخصوص پاکنویس کنند.
توجّه خاصّ به زبان فارسی: ناصر گلباز موشکافانه نوشته: «توجّه استاد به نسخههای خطّی فارسی با اینکه انتقادات زیادی را متوجّه ایشان کرده، ولی همیشه پاسخ محکمی برای منتقدان بوده که وقتی زمان محدودی برای پرداختن به انبوهی از نسخههای خطّی داریم، اولویّت اوّل با نسخههای خطّی فارسی است. در نگارش فهرستهای نسخههای خطّی هم با استفاده از معادل فارسی کلمات به جای کلمات عربی، عشق و علاقۀ خود را به زبان فارسی و فرهنگ این مرز و بوم در عمل نشان دادهاند.»

حیات کتابشناسانه
دستگیری مجدّد در ۱۳۳۳ش. و تحمّل ۱۴ ماه زندان، شهادت برادرش دکتر محمّدرضا منزوی و شماری رویدادهای دردناک جهانی ازجمله «تنش میان سران شوروی، اشغال مجارستان از سوی ارتش سرخ شوروی، برخوردهای اندیشهای میان مسکو و پکن» باعث شد تا تمایلات و افکار سیاسی در منزوی رنگ باخت، و از آن تاریخ به بعد، فعّالیّت سیاسی را ترک کرد.
منزوی بعد از رویگردانی از سیاست، تصمیم گرفت تا بخشهای فراموش شدۀ سفارشهای پدر را بهکار بندد و بدینگونه به شاهراه پدر برگشت تا نشان دهد فرزند خلف پدر دانشمندش و نگارندۀ دایرۀالمعارف بزرگ کتابشناسی شیعه الذّریعۀ است و زندگی خویش را وقف فعّالیّت علمی و پژوهشی کرد.
فهرستنگاری نسخههای خطّی فارسیزبان در مقطعی که احمد منزوی به آن قدم گذاشت هیچ مفهومی نداشت. در این زمینه ابتدا با راهنمایی برادرش، علینقی منزوی، به تصحیح و چاپ مصفّیالمقال فی مصنّفی علمالرجال ـ که کار پدرش و در برگیرندة زندگینامة ششصد تن از رجالنویسان شیعه بود ـ پرداخت که در سال ۱۳۳۷ جزو انتشارات دانشگاه تهران بهچاپ رسید. نخستین استاد منزوی در زمینۀ نسخهشناسی و کتابشناسی پدرش بود.
بعد از اینکه به تهران آمد از محضر برادرش (علینقی) بهره برد. وی بعداً در تنقیح، ویرایش، چاپ، انتشار و تهیّۀ فهارس هشت جلد (۱۶-۲۳) از کتاب الذّریعۀ در فاصلة سالهای ۱۳۴۶-۱۳۵۴ امتحان و تجربۀ ماندگاری به نمایش گذاشت. علینقی منزوی در مورد نقش برادرش در الذّریعۀ، گفته است: «مجلّد شانزدهم در چاپخانۀ دانشگاه تهران به سال ۱۳۴۶ش. چاپ شده است. احمد منزوی غیر از تصحیح و اضافه، فهرستی برای نام مؤلّفان یاد شده در پایان این جلد افزوده است و این کار را در مجلّدات پس از آن نیز ادامه داده است.»
منزوی در فهرستنگاری نسخههای خطّی از دانشآموختگان کتابخانۀ مجلس شورای ملّی است، که هستۀ اصلی آن را عبدالحسین حائری تشکیل میداد. وی از ۱۳۴۵ همزمان با مدیریّت کتابخانة مجلس توسّط تقی تفضّلی (۱۳۳۹ تا ۱۳۴۶) و فخری راستکار (۱۳۴۷ تا ۱۳۵۲) بهاتّفاق سیّدابراهیم دیباجی و علامه اوحدی در محضر استاد حائری در فهرستنگاری نسخههای خطّی تجربهاندوزی کرد.
وی در سالهای ۱۳۵۳-۱۳۵۴ بهسفارش محمّدتقی دانشپژوه و با دعوت ایرج افشار به کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران راه یافت و با همکاری آنها، فهرستنویسی کتابهای چاپ سنگی را تجربه کرد، که این فهرست تاکنون منتشر نشده است. در دانشگاه تهران با حسین بنیآدم، عبّاس مافی و خانم هاراتونیان آشنا و همکاری نمود.
وی در سال ۱۳۵۲ به دعوت فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ویرایش، تکمیل و تحریر ترجمۀ فارسی ادبیّات فارسی بر مبنای تألیف استوری را که بهکوشش «برگل» به روسی درآمده بود، بهعهده گرفت. این اثر در سال ۱۳۶۲ در دو جلد منتشر گردید.
منزوی در این سالها آرزوی تشکیل مرکز کتابشناسی بهمنظور تدوین «کتابنامة بزرگ زبان فارسی» را داشت. این خلاء به اهتمام فرهنگستان زبان و ادب فارسی با نام «مرکز آثار ایرانی» در سال ۱۳۵۴ به ثمر نشست، که تا نیمههای ۱۳۵۵ گامهایی در راه تدوین کتابنامۀ بزرگ فارسی برداشت، امّا با انتقال مدیر مرکز (محمّدامین ریاحی) به بنیاد دانشنامه، از کار باز ماند. این مرکز از استعداد و توانایی استاد منزوی استفاده نکرد و ایشان را از آرزوی دیرینهاش محروم ساختند. این آزردگی و نیز سایر سیاستهای فرهنگی غلط آن روزگار، باعث شد تا منزوی تصمیم به ترک کشور گرفت.
منزوی در طول حدود ۲۵ سال همکاری با مرکز دایرۀالمعارف بزرگ اسلامی، علاوه بر مشاورۀ علمی، در نگارش دانشنامۀ زبان و ادبیّات فارسی در شبه قارّه (۱۳۷۲-۱۳۷۵) و سرپرستی بخش کتابشناسی و فهرستنگاری این مرکز، بهعنوان کارشناس ارشد بخش فهرستنویسی، به: ۱) تدوین فهرستی از نسخههای خطّی و عکسی که پنج مجلّد آن (خطّی: ۳ جلد، عکسی: ۲ جلد) چاپ شده است؛ ۲) ادامۀ تدوین فهرستوارۀ کتابهای فارسی، که دوازده مجلّد آن چاپ شده و سیزده جلد آن نیز منتشر خواهد شد؛ ۳) پاسخ دادن به سؤالات استادان و پژوهشگران دربارة نسخههای خطّی و عکسی، اهتمام جدّی داشت. فهرستنگارانی نیز تربیت نمود که نوهاش «نیکتا عبّاسزادهاقدم» یکی از آنهاست. طبق توصیهنامۀ کتبی استاد، «نیکتا» استعداد و توانایی لازم برای تکمیل آثار استاد ازجمله: فهرستواره، فهرستنگاری نسخههای خطّی و عکسی را دارد.
تمام آثار استاد منزوی از ماندگارترین و تأثیرگذارترین منابع علمی در فرهنگ و ادبیّات فارسی و ایران، و دروازۀ ورود به پژوهشهای متعدّد دیگر است؛ بهویژه فهرستوارۀ کتابهای فارسی که در ۲۵ جلد پیشبینی شده و در حیات استاد ۱۲ جلد آن منتشر شده است.

سیّدصادق سجّادی مینویسد: «همّت استاد فیالواقع بیبدیل است و فهرستواره در آن میان اثری سخت مفید و ماندگار. خدمتی که استاد از این راه به جامعۀ علم و ادب ایران کردهاند قرنهای متمادی به نام ایشان خواهد ماند و آیندگان را ممنون خود خواهد کرد.» مهدی محقّق دربارۀ اهمّیّت این اثر بیان میکند: «این خدمت استاد احمد منزوی واقعاً یک ستارۀ درخشانی است که همیشه چهرۀ این فرهنگ را روشن نگه خواهد داشت، هم از جهت زبان فارسی و هم از جهت علم دوستی مردم ایران که این آثار را از خودشان به یادگار گذاشتند.
آقای احمد منزوی موجب شدند که فرهنگ ایرانی که به زبان فارسی نوشته شده و در زوایای پنهان باقیمانده بود همه را بیرون بیاورند و به دنیا عرضه بدارند تا ثابت بشود که ایرانیان چه خدمت درخشانی با همین زبان فارسی، به علم و دانش کردند و این ردّی خواهد بود بر آن کسانی که میگفتند زبان فارسی توان و یارای بیان مطالب علمی را ندارد.»
نوشآفرین انصاری نیز دربارۀ اهمّیّت این اثر بیان میکند: «یکی از راههای شناخت ایران و ایرانی، احیای اطلاعات مربوط به آثار باقیمانده به زبان فارسی است. و این مهمّ تنها از طریق تدوین فهرستوارهای نظیر آنچه بهوسیلۀ احمد منزوی انجام گرفته امکانپذیر است.
کار سترگ این استاد، تألیف و کتابت آثار فارسی را خارج از محدودۀ شناخته شدۀ آن، در پهنۀ اروپا، ترکیه، آسیای میانه، شبه قارّۀ هند و چین بهصورت اثبات شده و نه در شکل شعار و کلگویی آشکار میسازد، پرسشهای فراوانی را پدید میآورد، و عرصههای جدید پژوهش در مورد ایران و زبان فارسی را گسترش میدهد. کار استاد را باید بهعنوان شصت سال عشقورزی به ایران و ایرانی مورد توجّه قرار داد.»
پس از کتابشناسی
منزوی با هوشیاری دریافته بود که فرهنگ ایرانی و مخصوصاً آنچه به زبان فارسی نوشته شده است روزگاران دراز در شبه قارّه با زندگی مردم پیوستگی ژرف داشته است و او بهترین راه را برای شناختن و شناساندن، نسخههایی دانست که به زبان فارسی در شهرها و روستاهای دور دست آن سرزمین متروک مانده بود. بههمین دلیل منزوی در جهان خاورشناسی، بهویژه شبه قارّه، چهرهای شناخته شده است و نام ایشان در کنار نام کتابشناسان برجستۀ جهان قرار گرفته است.
جوائز: آثار فاخر منزوی در جشنوارههای متعدّد فرهنگی برگزیده و شایستۀ تقدیر شدهاند:
۱۳۷۲: فهرست مشترک نسخههای خطّی فارسی پاکستان (مجموعۀ ۱۳ جلدی، اثر برگزیده اولین دورۀ جایزه جهانی کتاب سال جمهوری اسلامی ایران، دریافت جایزه از آیتالله اکبر هاشمیرفسنجانی (رئیس جمهوری اسلامی ایران).
۱۳۸۰: فهرستوارۀ کتابهای فارسی، اثر برگزیده دوّمین دوره آیین بزرگداشت حامیان نسخ خطّی، دریافت جایزه از حجتالاسلام سیّدمحمّدعلی احمدیابهری (رئیس کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی).
بزرگداشتها و ارجنامهها: شمار کثیری از سازمانها و مؤسّسات علمی و فرهنگی کشور، با برگزاری مجالس بزرگداشت و انتشار ارجنامه، کوششهای استاد منزوی را ارج نهادهاند؛ از آن جمله است:
۱. «انجمن آثار و مفاخر فرهنگی»، تهران، ۲۳ آذرماه ۱۳۸۱؛ و انتشار ارجنامۀ زندگینامه و خدمات علمی و فرهنگی استاد احمد منزوی.
۲. «شانزدهمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران»، سرای اهل قلم، ۱۷ اردیبهشتماه ۱۳۸۲.
۳. «آیین بزرگداشت حامیان نسخ خطّی (چهارمین دوره)»، کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، ۲۰ آذرماه ۱۳۸۲؛ و انتشار ارجنامۀ حدیث عشق ۵: احمد منزوی؛ زندگینامة خودنوشت، گزیده مقالات و نامهها.
۴. «چهرههای ماندگار جمهوری اسلامی ایران»، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۸۴.
۵. «بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار»، تهران، ۲۲ اردیبهشتماه ۱۳۹۰؛ با انتشار ویژهنامۀ نوزدهمین جایزۀ تاریخی و ادبی دکتر محمود افشار یزدی اهداء شده به استاد احمد منزوی.
کتابخانه: منزوی کتابخانۀ غنی خود را بالغ بر ۲۴۴۰ جلد کتاب، که یادگار سالها پژوهش و تحقیق بود، در هفتم شهریور ۱۳۸۲ به کتابخانۀ مرکز دایرۀالمعارف بزرگ اسلامی اهداء نمود.
درگذشت: منزوی در سالهای کهولت و ناتوانی نیز همچنان به تحقیق و مطالعه مشغول بود. قلب این چهرۀ فرهنگی و علمی پس از تحمّل دورهای طولانی از بیماری، در روز جمعه ۲۰ آذر ۱۳۹۴ از تپش افتاد و در روز سهشنبه ۲۴ آذر در قطعۀ نامآوران بهشت زهرا در کنار یاران و دوستانش بهخاک سپرده شد.
آثار
از منزوی ۱۸ عنوان در بیش از ۷۷ جلد کتاب (تصحیح و تحقیق متون: ۲ جلد؛ فهرست نسخههای خطّی: ۵۱ جلد و عکسی: ۲ جلد، فهرستواره: ۱۲ جلد؛ تنقیح، ویرایش، تکمیل، چاپ و انتشار: ۱۰ جلد) و حدود ۵۰ مقاله و مصاحبه چاپ شده است. وی تعدادی اثر چاپ نشده نیز دارد.
الف) تصحیح و تحقیق متون
۱. سعدی بر مبنای نسخههای خطّی پاکستان، اسلامآباد: مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان، ۱۳۶۳.
۲. مصفّیالمقال فی مصنّفی علمالرّجال، شیخ آقابزرگ تهرانی، تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۳۷.
ب) فهرستهای خطی، عکسی و فهرستواره
۱. فهرست کتابخانۀ اهدائی آقای سیّدمحمّد مشکوۀ به کتابخانة دانشگاه تهران [همکاری با محمّدتقی دانشپژوه در استخراج نمایهها]
۲. فهرست مشترک نسخههای خطّی فارسی علوم قرآن در ایران (۱ جلد). تهران: پیام آزادی، ۱۳۷۸.
ج) تنقیح، ویرایش، تکمیل، چاپ و انتشار
۱. ادبیّات فارسی بر مبنای تألیف استوری (۲ جلد). ترجمه و تحریر: یو.ا. برگل، ترجمۀ فارسی: یحیی آرینپور، سیروس ایزدی، کریم کشاورز؛ با نظارت و تحریر نهایی احمد منزوی، تهران: مؤسّسۀ مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۲.
د) مقالات، میزگردها، مصاحبهها و ...
۱. «اخلاق عالمآرا». راهنمای کتاب، س ۲۰، ش ۳-۴، ۱۳۵۶، صص ۳۳۷-۳۴۰.
۲. «استاد عبدالحسین حائری کتابشناس پژوهنده» [مصاحبه]. کیهان فرهنگی، ش ۳۸، اردیبهشت ۱۳۶۶، صص ۳-۹.
۳. «انتشارات مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان». دانش، ش ۲۶، تابستان ۱۳۷۰، صص ۵۲-۹۵.
۴. «بررسی آماری از نسخههای خطّی دیوان حافظ و سعدی». وحید، س ۹، ش ۲ (۸۹)، اردیبهشت ۱۳۵۰، صص ۳۰۳-۳۰۹.
د) مقالات، میزگردها، مصاحبهها و ...
۱. «اخلاق عالمآرا». راهنمای کتاب، س ۲۰، ش ۳-۴، ۱۳۵۶، صص ۳۳۷-۳۴۰.
۲. «استاد عبدالحسین حائری کتابشناس پژوهنده» [مصاحبه]. کیهان فرهنگی، ش ۳۸، اردیبهشت ۱۳۶۶، صص ۳-۹.
۳. «انتشارات مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان». دانش، ش ۲۶، تابستان ۱۳۷۰، صص ۵۲-۹۵.
۴. «بررسی آماری از نسخههای خطّی دیوان حافظ و سعدی». وحید، س ۹، ش ۲ (۸۹)، اردیبهشت ۱۳۵۰، صص ۳۰۳-۳۰۹.
هـ ) آثار چاپ نشده
۱. ذیل فهرست مشترک نسخههای خطّی فارسی کتابخانۀ گنجبخش.
۲. فهرستوارۀ کتابهای فارسی (۱۳جلد: جلد ۱۳- ۲۵).
و) معرفی و نقد آثار استاد احمد منزوی
۱. «فهرست نسخههای خطّی». سیفالله وحیدنیا، وحید، س ۷، ش ۴، ۱۳۴۹، صص ۴۶۸-۴۷۳.
۲. «فهرست نسخههای خطّی مؤسّسۀ فرهنگی منطقهای». سلیم نیساری، راهنمای کتاب، س ۱۵، ش ۱۰-۱۲، ۱۳۵۱، صص ۸۰۱-۸۰۶.
۳. «فهرست نسخههای خطّی فارسی». حسین خدیوجم، راهنمای کتاب، س ۱۵، ش ۱۰-۱۲، ۱۳۵۱، صص ۸۰۴-۸۰۶.
ز) در مورد احوال و آثار استاد احمد منزوی
۱. «احمد منزوی ابن ندیم دوران ما». فرهاد طاهری، ایرانشهر امروز، س ۱، ش ۱، فروردین ـ خرداد ۱۳۹۵، صص ۱۷۴-۱۷۶.
۲. «احمد منزوی: پروندهای برای استاد احمد منزوی و خدماتش به فرهنگ ایران». شانه بر موی سپید (ج ۲)/ بهکوشش پژمان موسوی، تهران: پیام شرق، ۱۳۹۳، صص ۵۲۹-۵۵۳.
نظر شما