به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بهمناسبت روز شعر و ادب فارسی و همچنین آغاز هفته دفاع مقدس، ابراهیم حیدری، مدیرعامل خانه کتاب و ادبیات ایران به دیدار قاسمعلی فراست؛ داستاننویس کهنهکار و از نخبگان عرصه ادبیات دفاع مقدس رفت. غلامرضا طریقی، مدیرکل دفتر ادبیات، شعر و زبان فارسی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سرپرست معاونت شعر و ادبیات داستانی خانه کتاب و ادبیات ایران، حیدری را در این دیدار همراهی کرد.
حیدری و طریقی در این دیدار درباره تجربههای زیسته قاسمعلی فراست در عرصه نوشتن، نسبت ادبیات با مسائل اجتماعی، ادبیات دفاع مقدس و وضعیت نشر و فعالیتهای فرهنگی با او به گفتوگو نشستند.
ابراهیم حیدری در این گفتوگو با بیان اینکه در شرایط جنگی تلاش میکنیم از ظرفیتهای موجود برای حمایت از حلقههای نشر استفاده کنیم، بیان کرد: خانه کتاب و ادبیات ایران، خانه اهالی قلم، ناشران و فعالان حوزه نشر است و وظیفه این نهاد حمایت از اهالی قلم، ناشران و کتابفروشیهاست. با توجه به تاکید جناب آقای دکتر صالحی و رویکرد ایشان مبنی بر توجه ویژه به اهالی قلم و دیدار ایشان و رئیس جمهور محترم با اهالی فرهنگ و هنر و تکریم اهالی قلم و اندیشه را از کارهای ضروری و مهم خانه کتاب و ادبیات ایران و معاونت امور فرهنگی می دانیم.
او افزود: در همین راستا تلاش شده به صورت ماهانه دیداری با بزرگان و اهالی قلم داشته باشیم تا سپاسگزار زحمات این بزرگواران در حفظ و انتقال میراث تمدن و فرهنگ ایرانی باشیم. در این روزهایی که ایران عزیز بیش از گذشته به وحدت و همدلی و همراهی نیاز دارد، اهالی فرهنگ و قلم می توانند به عنوان قشر تاثیرگذار مثل همیشه اثرگذار باشند و با تولید آثار فاخر و حضور در محافل علمی و دانشگاهی و کلمات امیدبخش، گامی موثر در حغظ و پویایی ایران عزیز بردارند. ضمن اینکه ما هم واقف به گرفتاری و مشکلات و تنگناها هستیم و همه مسئولان در تلاش هستند تا به هر شکلی از این مشکلات بکاهند.
حیدری ادامه داد: حفظ و انتقال میراث بیش از گذشته به انسجام ملی و وحدت نیاز دارد و می توان گفت روایت حقیقت ها و انتقال آن به آیندگان برای حفظ ایران عزیز بسیار اثرگذار است.
وی در بخش دیگری از سخنان خود خطاب به قاسمعلی فراست گفت: خدمات و فعالیتهای شما برای همیشه ماندگار است. در دنیا یک کتاب با شاخصهایی همچون نویسنده، ویراستار، ناشر و موضوع اعتبارسنجی میشود. در کتابهای مرجع ویراستار حرف اول را میزند و در برخی کتابها ناشر حرف اول را میزند. مردم ایران علاقه زیادی به کتاب دارند و مطالعه را همیشه در اولویت قرار میدهند. شاهد مثالم برگزاری نمایشگاههای کتاب است. مردم در نمایشگاههای استانی گاهی تعداد قابل توجهی کتاب خریداری میکنند. در نمایشگاه کتاب کردستان حدود ۲۰ هزار جلد کتاب به فروش رسید. این اتفاق نشان میدهد مردم دلبسته کتابند و برای مطالعه زمان میگذارند.
حیدری همچنین به نمایشگاه مجازی کتاب اشاره کرد و ادامه داد: در دورههای مختلف نمایشگاه مجازی کتاب نیز صدها هزار جلد کتاب به فروش رسیده است. این آمار نشان میدهد علاقه به کتاب در جامعه وجود دارد. هنوز کتابهایی هستند که مردم برای خرید آنها هزینه میکنند. هنوز نویسندگانی هستند که آثارشان مورد توجه قرار میگیرد. باید این ظرفیت را دید و در حول و حوش آن پژوهش و تحلیل کرد.
غلامرضا طریقی نیز در این دیدار درباره تجربه مواجهه نویسنده با اتفاقهای اجتماعی بیان کرد: وقتی یک اتفاق اجتماعی رخ میدهد، نویسنده باید اجازه دهد موضوع مدتی در ذهنش بماند. اگر قرار باشد درباره یک مسئله اجتماعی نوشته شود، بهتر است موضوع تهنشین شود و بعد اثر شکل بگیرد.
وی افزود: گاهی یک شاعر درباره یک اتفاق اجتماعی یا سیاسی واکنش نشان میدهد. ممکن است در ابتدا تصور شود که آن اثر کاملاً متاثر از همان اتفاق است، اما بعد از گذشت زمان، ارزش واقعی اثر مشخص میشود. اگر احساسات در همان لحظه تبدیل به شعر شود، امکان دارد شعر به شعار نزدیک شود. این مسئله در شعر اهمیت زیادی دارد. کوچکترین لغزش میتواند شعر را به سمت شعار ببرد.
مدیرکل دفتر ادبیات، شعر و زبان فارسی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در ادامه درباره شعرهایی که در واکنش به اتفاقهای روز نوشته میشوند، بیان کرد: ممکن است شاعر در دو ساعت تحت تاثیر یک اتفاق قرار بگیرد و شعری بنویسد و همان لحظه تصور کند که هیچ چیز دیگری نمیتواند جای آن شعر را بگیرد. یک هفته بعد ممکن است احساسات تغییر کند و خود شاعر متوجه شود که بخشهایی از شعر حاصل همان هیجان لحظهای بوده است.
طریقی اضافه کرد: امروز ممکن است شعری از سایه را بخوانیم و برایمان روشن نباشد که شعر درباره یک اتفاق روزمره یا اجتماعی مشخص نوشته شده است. یکی از شعرهای سایه در دوره زندان و در شرایط عصبانیت نوشته شده است، اما در شعر مستقیماً از زندان و اتفاق مشخصی صحبت نشده است. شاعر موضوع را گستردهتر دیده و همین ویژگی باعث شده شعر همچنان قابل خواندن باشد.

برای خلق داستان باید تصویر و حس آدمها را ببینم
قاسمعلی فراست نیز در این دیدار درباره تجربههای خود از گاهِ نوشتن گفت: گاهی آنقدر درگیر نوشتن میشوم که حتی ممکن است در مسیر رفتوآمد هم ذهنم همچنان درگیر یک موضوع یا متن باشد.
وی با اشاره به شیوه نوشتن حرفهای شعر ادامه داد: راه حرفهای برای نوشتن شعر این است که شعری که در همان لحظه به ذهن میرسد، نوشته شود. حتی اگر نیمهشبی از خواب بیدار شدیم و شعر به ذهنمان آمد، باید آن را ثبت کنیمی. بعد باید بارها به شعر برگردیم، بخوانیم و بازآفرینی و اصلاحش کنیم.
فراست در ادامه به تجربه نوشتن رمان «نخلهای بیسر» اشاره کرد و گفت: در دوران جنگ با افرادی که از خرمشهر به شهرهای مختلف آمده بودند، آشنا شدم. یکی از آنها ناصر حاجیشاه بود. او درباره شرایطی که برای مردم خرمشهر پیش آمده بود صحبت کرد. وقتی صحبتهای او را شنیدم، احساس کردم سوژه مهمی دارم. شروع به نوشتن کردم. بعد از مدتی با خود ناصر حاجیشاه به منطقه رفتم. در سه نوبت سفر کردم و هر بار حدود دو یا سه ماه آنجا ماندم. وقتی منطقه را از نزدیک دیدم، متوجه شدم چیزهایی که شنیده بودم با آنچه مقابل چشم خودم میدیدم قابل مقایسه نیست.
وی افزود: دوباره شروع به نوشتن کردم. بعد متوجه شدم برای داستان باید تصویر و حس آدمها را ببینم. وقتی کسی میگوید بچهاش شهید شده یا خانوادهاش آواره شدهاند، نویسنده باید این تجربه را در فضای واقعی ببیند. سه سفر انجام دادم و تجربهها و مشاهداتم را ثبت کردم. کتاب «نخلهای بی سر» نوشته شد، اما انتشار آن مدتی به تاخیر افتاد.
فراست همچنین به تاثیر شهادت برادرش بر «نخلهای بیسر» پرداخت و گفت: بعد از مدتی یکی از برادرانم شهید شد. نزد مدیر انتشارات رفتم و گفتم میخواهم کتاب را دوباره بگیرم و اصلاح کنم. احساسی که بعد از از دست دادن برادرم داشتم، با تجربه قبلیام متفاوت شده بود. برای بار دوم کتاب را آماده کردم. حدود ۴۰ روز بعد، برادر دیگرم نیز شهید شد. دوباره رفتم و درخواست کردم کتاب را پس بگیرم و اصلاح کنم. این دو اتفاق، دو حس متفاوت در من ایجاد کرد. کتاب در نهایت منتشر شد.
این نویسنده همچنین درباره مشاهدات خود در دوران جنگ اشاره کرد: صحنههایی دیدم که هرکدام میتوانستند برای یک نویسنده موضوع داستان باشند. یک بار گروهی در محاصره قرار گرفته بودند و احتمال کشته شدن آنها وجود داشت. یکی از افراد پلاکش را از گردنش باز کرد و کنار گذاشت تا اگر کشته شد، به عنوان شهید گمنام شناخته شود. در موقعیت دیگری حدود ۴۰ نفر حضور داشتند. قرار بود گروه حرکت کند و یکی از افراد بیمار بود. حدود ۴۰ کمپوت آورده بودند. مسئول دسته گفت هرکس اشتهای کمتری دارد، کمپوت خود را برای فرد بیمار کنار بگذارد. در پایان مشخص شد هر ۴۰ نفر کمپوت خود را کنار گذاشتهاند. این صحنهها برای من اهمیت داشتند و در شکلگیری نگاه من به آدمهای جنگ تاثیر گذاشتند.

فراست همچنین درباره مسیر فعالیتهای ادبی خود گفت: بعد از نوشتن درباره جنگ، موضوعات مختلفی را دنبال کردم. یکی از آثار جدیدترم درباره یک دختر امروزی و مفهوم عشق است. ابتدا عنوان «مستانه» را برای کتاب انتخاب کرده بودم، چون شخصیت اصلی مستانه است اما این عنوان کتاب وجود داشت. عنوان «عشق همین نیست؟» را برای کتاب انتخاب کردم به این دلیل که پرسش ایجاد میکند و مخاطب را بیشتر درگیر میکند. داستان از زاویه دیدهای مختلف روایت میشود. دو دختر متفاوت در داستان حضور دارند. برای شناخت این شخصیت، حدود هشت ماه در خیابانها رفتوآمد کردم. با دختران مختلف صحبت کردم و رفتار و زبان آنها را دیدم. نتیجه این رفتوآمدها، شکلگیری دیالوگهای یکی از شخصیتهای داستان بود. برای رسیدن به این دیالوگها زمان زیادی صرف کردم و از این بخش کار راضی هستم.
نویسنده مجموعه داستان «هر زندگی یک قصه است» همچنین به فعالیت خود در شبکه دو سیما اشاره کرد و ادامه داد: مدتی در گروه ادب و هنر شبکه دو فعالیت میکردم. در آن دوره برنامههایی با حضور چهرههای شناختهشده فرهنگی از جمله سیدجعفر شهیدی، بهاءالدین خرمشاهی و محمدعلی موحدی کرمانی و... ساختیم. آن دوره برای کار فرهنگی و ادبی تجربه متفاوتی بود. برنامهها با حضور افراد صاحبنظر برگزار میشد و گروهی قوی در حوزه ادب و هنر فعالیت میکردند. اکنون نیز همچنان مشغول نوشتن هستم و همزمان شعر میخوانم و موسیقی گوش میدهم و ورزش میکنم. عمر انسان بسیار ارزشمند است. باید قدر سالها، ماهها، روزها و لحظهها را دانست. دیدار با آدمهای اهل کتاب و مطالعه برای من حال خوبی ایجاد میکند.
این دیدار با گفتوگو درباره تازهترین آثار قاسمعلی فراست و مسائل حوزه کتاب، نشر و فعالیتهای فرهنگی ادامه یافت.
نظر شما