سرویس میهن و مقاومت خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- مهدیس میرزائی اعتمادی؛ «خانوم ماه»؛ ضیافت استقامت در پی کوچ قهرمان شهادت، نه فرجام قصه که دیباچه آغازی دیگر است؛ سرآغازی که آدمیان را در کورهی رنج، دگرگون میسازد. با این همه رسالت آدمی «دوام آوردن» است؛ ایستادن بر شانههای زخم خورده و بافتن تاروپود امید در دل تاریکی. دنیا چه در هیاهوی جنگ و چه در صلح، نه وامدار رفتن و نه مبهوت دستاوردهایمان است؛ چرخ بیتفاوتی روزگار، نه به افتخار ما کف خواهد زد و نه برای ناتمامیهایمان خواهد گریست.
«خانوم ماه» فراتر از یک گاهشمار حماسی از زیست، زندگی و شهادت حاج شیرعلی سلطانی، روایتی است از تبار ماندن در روزگار رفتن. این کتاب آئینه تمامنمای خانوادهای است که شهادت برای آنها پایان نیست، بلکه سرآغاز فصلی طولانی و کشدار از انتظار، فقدان و تعهد به زندگی است که پس از کوچ ستون خانه، باید از نو بنا شود.
مولف کتاب با مهارتی شایسته، جنگ را از پوسته سخت خطوط مقدم جبهه جدا کرده و آن را در نبض زندگی روزمره جاری ساخته است. در این روایت، جنگ تنها در انفجارها خلاصه نمیشود، جنگ در بیمارستانهای پر از مجروح، در طنین آژیرهای قرمز شهر، در بدرقه رزمندگان و در غریبگی نوروزهای بیحضور تنیده شده است. کتاب، تصویرگر جامعهای است که سایه سنگین جنگ، تار و پود زندگی عمومی آن را مسخ کرده و خانوادهها را به میدان نبردی نادیدنی کشانده است.
یکی از لایههای تکان دهنده اثر، واکاوی مفهوم «انتظار» است. در این ساحت، پایان جنگ نه به معنای فرجام رنج؛ بلکه آغاز اضطرابی دیگر است. برای خانوادههایی که برزخ بیخبری از مفقودانشان (همچون صادق- برادر خانوم ماه) معلق ماندهاند، بازگشت آزادگان نیز مرهمی یکپارچه نیست؛ بلکه آمیزهای است از امید واهی و هراس مطلق. این نگاه، روایت کتاب را از کالبد یک زندگینامه مرسوم بیرون میکشد و به تجربه زندگی هزاران چشم انتظار گمنام تاریخ جنگ نزدیک میکند.
در سوی دیگر کتاب ستایشنامهای است از قامت استوار زنان در پشت جبهه. همسر شیرعلی با داشتن پنج فرزند قدو نیم قد نه تنها بار تامین معیشت را با خیاطیهای شبانه به دوش میکشد، که مادری را در غیاب پدر معنا میکند. روایت بزرگ کردن عمار- کودکی که پدر را هرگز ندید- و تقابل دنیای کودکانه با مفهوم نبودن از خلال مقایسههای معصومانه با شخصیتهای داستانی، از درخشانترین بخشهای کتاب است؛ جایی که مفهوم فقدان، از بزرگسالی به ذهن نحیف کودک نفوذ میکند.
کتاب اما تنها یک مسیر یک سویه را پیش نمیبرد. وصیتنامه شیرعلی، با تاکید بر استقلال و تصمیم بر ازدواج زود هنگام، یکی دیگر از لایههای شخصیتی شهید را روایت میکند: مسئولیتپذیری در عین ایمان.

در ادامه ساجده تقیراده به عنوان مولف کتاب، زمان را جلوتر هل داده و مخاطب را برای مشاهده تحول و دگردیسی جامعه به خانه شهید میبرد، جایی که افطارهای سالانه، نه صرفاً یک رسم، که میدانی برای مواجهه راوی با تغییر ارزشها و رفتارهاست؛ پرسشی که کتاب نمره نهایی را برای آن در نظر گرفته است «نسبت نسل نو با یاد نسل جنگ چیست؟»
«خانوم ماه» در نهایت حرکتی است سیال و جاری میان حافظه شخصی و حافظه جمعی؛ قصهای است از شیراز سالهای تداوم آتش و خون که آرام آرام به روایت بزرگتری از تداوم زندگی تبدیل می شود. کتاب، بیآنکه در لحظه شهادت متوقف شود، میپرسد: وقتی قهرمان میرود، چگونه باید زندگی را دوباره چید؟ و پاسخ این پرسش، همان چیزی است که «خانوم ماه» را به تجربهای عمیق و ماندگار تبدیل میکند: تداوم زیستن، علیرغم تمام ویرانهها.
«خانوم ماه» که به قلم ساجده تقیزاده نگاشته شده در 350 صفحه توسط انتشارات بهنشر به زیور طبع آراسته شده؛ روایتی که به دلیل عمق نگاه و وفاداری به حقیقت زیسته، توسط رهبر شهید امام خامنهای تقریظ شده است. این نشانعالی خود گواهی است بر آنکه این کتاب تنها یک زندگینامه عادی نیست، بلکه یک سند تاریخی و عاطفی است که توانسته رنج و حماسه خانواده شهدا را با زبانی گیرا و صادقانه به تصویر بکشد.
نظر شما