به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، «مدتی بود با زیر نظر گرفتن قاشق چند نفر از اسرا، متوجه شده بودم که انتهای دسته قاشق خوریشان تیز و مشکوک است. یکی دو بار هم که نوبت غذا گرفتن به من رسید، دیدم حسن طاهری آشپز بند ما و رسول چیتگری و کارگران آشپزخانه بدجوری کاردها را تیز میکنند. از کنار گذاشتن این دو مسئله، این گمان در من تقویت شد که به احتمال زیاد اینها نقشهای در سر دارند...» کتاب «آبشت؛ شرح خبرچینیهای اسرای جاسوس در اردوگاههای عراق» تالیف فضل الله صابری و رضا اعظمیان جزی در انتشارات روایت فتح است که به یکی از جنبههای کمتر گفتهشده دوران اسارت میپردازد؛ یعنی حضور افرادی در میان اسرا که اطلاعات اردوگاه و دیگر اسیران را به نیروهای عراقی منتقل میکردند. «آبشت» تنها روایتی از سختیهای اسارت نیست، بلکه تصویری از فضای پرتنش و دشواری است که در آن اعتماد، وفاداری و مقاومت اهمیت زیادی پیدا میکرد. کتاب با پرداختن به ماجرای خبرچینی و جاسوسی، مخاطب را با بخشی متفاوت و کمتر شنیدهشده از زندگی اسرای ایرانی در اردوگاههای عراق آشنا میکند.
آشنایی با پیچیدگیهای انسانی دوران اسارت
یکی از مهمترین نقاط قوت «آبشت»، انتخاب موضوعی خاص و کمتر پرداختهشده است. بسیاری از روایتهای مربوط به دوران جنگ و اسارت، بیشتر بر شکنجه، مقاومت، دلتنگی برای خانواده و خاطرات آزادگان تمرکز دارند؛ اما این کتاب سراغ موضوعی میرود که از زاویهای دیگر فضای اردوگاهها را نشان میدهد. پرداختن به مسئله خبرچینی در میان اسرا باعث میشود مخاطب با پیچیدگیهای انسانی دوران اسارت بیشتر آشنا شود.
نکته مثبت دیگر، توجه به فضای روانی اردوگاهها است. اسارت فقط محدود به محرومیتهای جسمی نبود و فشارهای روحی نیز بخش مهمی از زندگی اسیران را تشکیل میداد. وقتی یک اسیر نمیدانست چه کسی ممکن است اطلاعات را به نیروهای عراقی منتقل کند، مسئله اعتماد اهمیت بسیار زیادی پیدا میکرد. کتاب با تمرکز بر این موضوع میتواند نشان دهد که چگونه ترس، بیاعتمادی و فشارهای محیطی بر روابط میان افراد تأثیر میگذاشت.
از دیگر ویژگیهای قابل توجه اثر، ارائه تصویری متفاوت از مفهوم مقاومت است. مقاومت در دوران اسارت تنها به معنای ایستادگی در برابر دشمن نبود؛ بلکه حفظ روحیه، مراقبت از اطلاعات، حمایت از دیگر اسرا و حفظ اتحاد نیز بخشی از مقاومت محسوب میشد. در چنین شرایطی، خبرچینی میتوانست به امنیت و آرامش جمعی آسیب بزند. همین مسئله باعث میشود خواننده اهمیت همبستگی میان اسیران را بهتر درک کند. «یکی از وقایع مهم این اردوگاه، در شهریور ماه 1360 اتفاق افتاد، فرار ناموفق دو نفر از اسرا با نامهای محمدرضا ملکی و یوسف رستمی بود. آنها چند روز پیش با برنامهریزی و طرح نقشه و تهیه وسایل لازم مقدمات فرار خود را فراهم کردند. آنها با بریدن سیمها و ایجاد اتصالی در برق اردوگاه فضا را تاریکتر کردند و ...» همچنین موضوع کتاب از نظر تاریخی اهمیت دارد. خاطرات و روایتهای مربوط به اردوگاههای عراق، منابع ارزشمندی برای شناخت تجربه اسارت و شرایط زندگی آزادگان ایرانی هستند. آثاری مانند «آبشت» میتوانند جزئیات و روایتهایی را ثبت کنند که اگر نوشته و منتقل نشوند، ممکن است به مرور از حافظه تاریخی جامعه حذف شوند.
عنوان کتاب نیز کنجکاویبرانگیز است. مخاطب با دیدن عنوان و موضوع آن، با پرسشی مهم روبهرو میشود: در شرایط دشوار اسارت، چه عواملی باعث میشد فردی به دیگران خیانت کند و اطلاعات درون اردوگاه را منتقل کند؟ همین پرسش میتواند خواننده را به دنبال کردن روایتها و شناخت شخصیتها و اتفاقات کتاب ترغیب کند.
در مجموع، مهمترین قوت «آبشت» را میتوان در موضوع متفاوت، توجه به ابعاد روانی اسارت، پرداختن به مسئله اعتماد و ثبت بخشی کمتر شناختهشده از تاریخ اسارت ایرانیان دانست. این ویژگیها کتاب را از یک خاطره معمولی درباره جنگ فراتر میبرد و آن را به روایتی درباره رفتار انسانها در شرایط بحرانی تبدیل میکند.

خبرچینی و جاسوسی، بخش تاریک تجربه اسارت
با وجود نقاط قوت، «آبشت» ممکن است برای همه خوانندگان جذابیت یکسانی نداشته باشد. نخستین نکته این است که موضوع خبرچینی و خیانت میتواند فضای کتاب را سنگین و تلخ کند. خوانندهای که بیشتر به دنبال روایتهای امیدبخش، حماسی یا عاطفی از دوران اسارت است، ممکن است با فضای این اثر ارتباط کمتری برقرار کند.
نکته دیگر، احتمال دشواری در دنبال کردن شخصیتها و ماجراهای متعدد است. هنگامی که یک اثر درباره افراد و اتفاقات مختلف در محیطی بسته مانند اردوگاه روایت میکند، اگر معرفی شخصیتها و ترتیب وقایع کاملاً روشن نباشد، ممکن است خواننده در تشخیص افراد یا ارتباط میان حوادث دچار سردرگمی شود. «به این ترتیب قبل از پایان یافتن مطالعه همه نامهها از همین طریق به شیوه ارتباطمن پی بردند و من را پیدا کردندو بد بلایی بر سرم آوردند...»
همچنین پرداختن به موضوع خبرچینی نیازمند توضیح دقیق و متعادل است. اگر روایتها بدون ارائه زمینه کافی بیان شوند، ممکن است مخاطب در قضاوت درباره شخصیتها با ابهام روبهرو شود. در چنین موضوع حساسی، شناخت شرایط روحی، فشارهای محیطی و موقعیت افراد برای درک درست رفتار آنان اهمیت زیادی دارد.
از طرف دیگر، مخاطبی که پیشزمینه زیادی درباره جنگ ایران و عراق و وضعیت اردوگاههای اسرای ایرانی ندارد، ممکن است برای درک برخی اتفاقات به اطلاعات تاریخی بیشتری نیاز داشته باشد. بنابراین، کتاب برای خوانندهای که با فضای تاریخی دوران اسارت آشنایی قبلی دارد، احتمالاً قابلفهمتر و تأثیرگذارتر خواهد بود. «ولی دربین اسرا افرادی بودند که اطلاعات نظامی مهمی داشتند و برای نجات از بازجوییها، خودشان را درست معرفی نکرده بودند. البته همه انها موقع معرفی کردن خودشان کوتاه حرف میزدند و دانستههایشان را رو نمیکردند...»

در نهایت، شاید مهمترین محدودیت اثر برای برخی مخاطبان این باشد که موضوع اصلی آن، یعنی خبرچینی و جاسوسی، بخش تاریک و دردناکی از تجربه اسارت را برجسته میکند. با این حال، همین ویژگی از طرف دیگر میتواند یکی از دلایل اهمیت کتاب باشد؛ زیرا تاریخ تنها از لحظههای قهرمانی و پیروزی تشکیل نشده و شناخت رفتار انسانها در شرایط سخت نیز بخشی از شناخت گذشته است.
نظر شما