سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): «عروسی خون» از آن دسته نمایشنامههایی است که حتی پیش از آغاز روایت، جهان خود را به مخاطب نشان میدهد؛ هلال ماهی که در تاریکی صحنه میدرخشد، درختی وارونه که از بالا آویخته شده، صخرههایی شکسته و هندسی که فضای صحنه را دربرگرفتهاند و نوری که با تغییر رنگ و شدت خود، حالوهوای هر صحنه را همراهی میکند.
در این اجرا، صحنه بیش از آنکه بازسازی یک مکان واقعی باشد، به جهانی نمادین و شاعرانه تبدیل شده است؛ جهانی که با فضای تراژیک نمایشنامه لورکا همخوانی دارد و مخاطب را از همان لحظات نخست وارد داستان عشق، انتخاب، سنت و مرگ میکند.
«عروسی خون» نوشته فدریکو گارسیا لورکا، شاعر و نمایشنامهنویس برجسته اسپانیایی است؛ نویسندهای که در سالهای پرالتهاب جنگ داخلی اسپانیا و در ۳۸سالگی کشته شد و آثارش پس از گذشت دههها همچنان در تئاتر جهان خوانده و اجرا میشوند.
از مهمترین آثار لورکا در حوزه شعر میتوان به «ترانههای کولی» (Romancero Gitano) و «شاعر در نیویورک» اشاره کرد؛ در حوزه نمایشنامه نیز «عروسی خون»، «یرما» و «خانه برناردا آلبا» از شناختهشدهترین آثار او هستند.
«عروسی خون» به همراه «یرما» و «خانه برناردا آلبا» معمولاً در شمار سه تراژدی روستایی لورکا شناخته میشوند؛ آثاری که در آنها شعر، نماد و زندگی اجتماعی درهم میآمیزند.
در اجرای کرمان، ترجمه احمد شاملو نیز بهعنوان یکی از شناختهشدهترین ترجمههای فارسی این نمایشنامه، به متن اجرا پیوند خورده است؛ متنی که از همان ابتدا با زبان شاعرانه و فضای نمادین خود، ظرفیت زیادی برای تبدیل شدن به یک اجرای دیداری و شنیداری دارد.
این نمایش با حضور هنرجویان و بازیگرانی با تجربههای متفاوت شکل گرفته و یکی از ویژگیهای قابل توجه آن، کنار هم قرار گرفتن بازیگران جوان و بازیگران باتجربه است؛ ترکیبی که به اجرا هم انرژی جوانی و هم پختگی بازیگری بخشیده است.

لورکا؛ شاعری که راهش را به صحنه باز کرد
جابر منظری توکلی، کارگردان «عروسی خون»، درباره دلیل انتخاب این نمایشنامه به خبرنگار ایبنا گفت: دلیل انتخاب این متن، شاعرانگی آن بود؛ شاعرانگیای که در آثار لورکا وجود دارد و در خود این نمایشنامه نیز بسیار پررنگ است. لورکا نویسندهای است که در فضای سیاسی و اجتماعی پرالتهاب اسپانیا زندگی کرد و در اوج جوانی کشته شد.
وی افزود: در کنار شاعرانگی اثر، فضایی که در این نمایشنامه وجود دارد نیز میتواند برای مخاطب ایرانی قابل لمس باشد، ترجمه خوبی که احمد شاملو از این اثر ارائه کرده نیز یکی از دلایلی بود که من را به سمت این متن کشاند.
به گفته منظری توکلی، «عروسی خون» علاوه بر ظرفیت ادبی و شاعرانه، برای کار آموزشی نیز انتخاب مناسبی بوده است؛ چراکه بازیگران جوان میتوانند خود را در مواجهه با متنی جدی و چندلایه به چالش بکشند.
کارگردان «عروسی خون» که از هنرمندان هنرآموخته دانشگاه تهران است، درباره بازگشت خود به صحنه تئاتر کرمان نیز گفت: تابستان امسال از تهران آمدم و بسیار خوشحالم که توانستم دوباره در کرمان کار کنم. آخرین کاری که در کرمان انجام داده بودم، «چای و مه» در سال ۱۳۹۴ بود و بعد از آن فرصت نشد به عنوان کارگردان کار تئاتر انجام دهم، خوشحالم که بعد از مدتها دوباره به صحنه کرمان برگشتم.
صحنهای که بخشی از روایت شد
در اجرای «عروسی خون»، طراحی صحنه تنها نقش پسزمینهای برای بازیگران ندارد و خود به یکی از عناصر روایت تبدیل شده است. صخرههای شکسته و چندضلعی، درخت وارونهای که در بخشهایی از نمایش در فضای بالای صحنه دیده میشود و هلال ماه، در کنار نورپردازی، فضای سرد و رازآلود نمایش را شکل دادهاند.
منظری توکلی درباره شکلگیری این طراحی بیان کرد: چند جلسه با آقای کاظمی داشتیم و در آن جلسات به ایدههای دکور رسیدیم، آقای کاظمی یکی از خلاقترین افرادی است که در زمینه دکور با آنها کار کردهام و بسیار خوشحالم که خود ایشان هم محصول آکادمی صحنه هستند.
در کنار طراحی صحنه، نور و صدا نیز نقش پررنگی در فضاسازی اجرا دارند. تغییر نور در لحظات مختلف، همراه با موسیقی زنده، فضای شاعرانه و تراژیک نمایشنامه را تقویت میکند.
موسیقی؛ صدایی همقدم با تراژدی
گروه موسیقی نیز در این اجرا به بخشی از جهان «عروسی خون» تبدیل شده است، حضور نوازندگانی با سازهایی از جمله ویولن، ویولنسل و گیتار در کنار صحنه، موسیقی را به عنصری زنده و همزمان با بازی بازیگران تبدیل کرده است.
منظری توکلی درباره موسیقی نمایش گفت: امید حسینی موسیقی کار را انجام داده و بسیار از همکاری ایشان راضی هستم. برای موسیقی این نمایش چالشهای زیادی داشتیم.
او اضافه کرد: دو ترانه نیز توسط محمد فرزاد برای این کار سروده شد و آقای حسینی آهنگسازی آنها را انجام داد، یکی از ترانهها در پایان نمایش و دیگری در صحنه نبرد لئوناردو و داماد استفاده شده است.
منظری توکلی با اشاره به اجرای هنرجویان بازیگری گفت: احساس کردم بچههای آموزشگاه میتوانند خودشان را با این متن به چالش بکشند، برای من مهم بود که هنرجوها فقط در کلاس آموزش نبینند، بلکه تجربه صحنه را نیز به دست بیاورند.
او با اشاره به فعالیت آکادمی هنرهای نمایشی صحنه با مدیریت مهدی حشمتی، ادامه داد: یکی از ویژگیهای مثبت این آموزشگاه این است که تلاش میکند هنرجویان را به اجرا برساند؛ چه در گویندگی، چه بازیگری یا دیگر حوزههای نمایشی. اینکه هنرجو صحنه را تجربه کند، به نظرم یکی از نقاط قوت آموزشگاه است.
ترکیب موسیقی زنده با نورپردازی و طراحی صحنه، باعث شده فضای نمایش از یک روایت صرفاً گفتوگومحور فاصله بگیرد و مخاطب علاوه بر شنیدن متن، با یک تجربه دیداری و شنیداری روبهرو شود.
به گزارش ایبنا، «عروسی خون» در روایت خود به سراغ عشق و میل انسانی در برابر سنتها و محدودیتهای اجتماعی میرود؛ داستانی که در نهایت به تراژدی ختم میشود و مرگ همچون سایهای بر سر شخصیتها حضور دارد.
در میان بازیها، نقش مادر داماد از جمله نقشهایی است که بار عاطفی سنگینی را بر دوش دارد؛ زنی که گذشته و فقدانهایش را با خود حمل میکند و در نهایت با از دست دادن آخرین پسر و همسرش، تراژدی نمایش را به عمیقترین نقطه خود میرساند. اجرای پخته این نقش در کنار بازی بازیگران جوان، یکی از نقاط قابل توجه این اجراست.
در مجموع، «عروسی خون» در این اجرا تلاش کرده است شاعرانگی لورکا را تنها در کلمات باقی نگذارد؛ بلکه آن را به نور، صدا، موسیقی، حرکت، دکور و بازی منتقل کند. حاصل، اجرایی است که متن ادبی را بهانهای برای خلق یک جهان تازه روی صحنه کرده است؛ جهانی که در آن درختی وارونه، هلال ماه، صخرههای شکسته و موسیقی زنده، همه در خدمت روایتی قرار میگیرند که نزدیک به یک قرن پیش نوشته شدن، همچنان درباره عشق، انتخاب، سنت و مرگ با مخاطب امروز سخن میگوید.
نخستین بار ۲۶ مرداد این نمایش به روی صحنه رفت و تا ۸ شهریور در مجموعه تئاتر شهر کرمان ادامه خواهد داشت.
نظر شما