سه‌شنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۳
نمی‌خواستم جنگ را بنویسم

زهرا پریایی، نویسنده کتاب «چرخ و فلک» در برنامه دوشنبه‌ها به وقت کتاب، گفت: این اثر بیش از آنکه به خود جنگ بپردازد، زندگی روزمره خانواده‌ها و تأثیرات و تبعات اجتماعی و خانوادگی آن دوران را دستمایه روایت خود قرار داده است.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، پنجاه‌ودومین برنامه «دوشنبه‌ها به وقت کتاب» روز دوشنبه، ۱۹ مردادماه ۱۴۰۵، با میزبانی حمید بابایی در سالن اوستا برگزار شد، در این نشست، رمان نوجوان «چرخ و فلک» نوشته زهرا پریایی مورد نقد و بررسی قرار گرفت.

«چرخ و فلک» رمانی برای نوجوانان است که با زبانی شیرین و طنزآمیز، بخشی از واقعیت‌های زندگی خانواده‌های ایرانی در سال‌های جنگ را روایت می‌کند؛ این اثر بیش از آنکه به خود جنگ بپردازد، زندگی روزمره خانواده‌ها و تأثیرات و تبعات اجتماعی و خانوادگی آن دوران را دستمایه روایت خود قرار داده است.

در ابتدای این نشست، زهرا پریایی، نویسنده «چرخ و فلک»، درباره شکل‌گیری این اثر گفت: این اولین کار جدی من است که به چاپ رسیده؛ از کودکی به نوشتن علاقه داشتم. زندگی در دهه شصت، خانواده‌های پرجمعیت، جنگ و روابط صمیمی میان آدم‌ها که به نظرم یکی از دوره‌های طلایی زندگی بود، زمینه‌ای شد تا این کتاب را بنویسم.

نمی‌خواستم جنگ را بنویسم

او در ادامه، عنوان کرد: مرتضی در این قصه تا حدی شبیه برادر کوچک خودم بود و همین موضوع باعث شد بیشتر به نوشتن این داستان ترغیب شوم؛ شخصیت ملیحه نیز تا حدی شبیه خودم است.

پریایی با اشاره به نقش مادربزرگ در شکل‌گیری شخصیت‌های داستان عنوان کرد: مادربزرگ خودم، مانند مادربزرگ بی‌بی‌گل در این داستان، بسیار اهل ضرب‌المثل بود؛ از آنجا که راوی داستان یک پسر ۱۳ ساله است و همه چیز از زبان او روایت می‌شود، تلاش کردم جهان داستان را از نگاه او ببینم؛ نوجوانان در آن دوره خیلی زود بزرگ می‌شدند.

نویسنده «چرخ و فلک» درباره نسبت این رمان با جنگ توضیح داد: این رمان به معنای مستقیم، درباره جنگ نیست و من نمی‌خواستم جنگ را بنویسم؛ تکیه اصلی کتاب بر جنگ نیست، بلکه بیشتر قصد داشتم روابط خانوادگی را روایت کنم؛ نبود پدر و مسائل اقتصادی از جمله عواملی هستند که باعث رشد و بلوغ مرتضی می‌شوند. در خانواده مرتضی اتفاق عجیب و خاصی رخ نمی‌دهد و لزوماً قرار نیست اتفاق بزرگی در زندگی او بیفتد؛ همین زندگی روزمره مرتضی برای من اهمیت داشت و همین روند معمولی زندگی او اصل داستان بود.

پریایی در ادامه با اشاره به شرایط دشوار نگارش این کتاب گفت: این کتاب را در سخت‌ترین شرایط زندگی‌ام نوشتم؛ زمانی شروع به نوشتن آن کردم که دخترم را از دست داده بودم.

اندوه‌های بزرگ می‌توانند به کارهای خوب منتج شوند

در ادامه نشست، حمید بابایی، نویسنده و منتقد ادبی، با اشاره به شرایطی که نویسنده هنگام خلق اثر پشت سر گذاشته، عنوان کرد: اندوه‌های بزرگ می‌توانند به کارهای خوب و بزرگ منتج شوند.

او در ادامه با اشاره به ضرورت ساخت جهان داستان و شخصیت در رمان نوجوان عنوان کرد: در داستان چیزی به اسم اینکه مخاطب خودش می‌داند، نداریم و نویسنده باید همه چیز را در خود اثر بسازد؛ اینکه یک شخصیت بالاتر از سن خودش صحبت کند، می‌تواند در اثر اتفاق بیفتد، اما باید جهان آن شخصیت ساخته شده باشد. اگر ما نوجوانی داشته باشیم که کتاب می‌خواند یا مثلاً در جلسات شهید مطهری می‌نشسته، طبیعی است که جملات و واژگان خاصی را از او بشنویم؛ اما در اینجا چنین پیش‌زمینه‌ای نداریم. تنها نقدی که می‌توان به این اثر وارد کرد، این است که شخصیت راوی با ادبیات و نوع بیان او کاملاً همخوانی ندارد.

بابایی با اشاره به تجربه خود در کتاب «غول خمره ۲» ادامه داد: من در کتاب «غول خمره ۲» این کار را انجام دادم؛ راوی در آنجا قصه ۱۴ سالگی خودش را روایت می‌کند و به همین دلیل می‌توانست با زبانی متفاوت از زبان یک کودک صحبت کند.

این منتقد ادبی با اشاره به ساختار داستان گفت: وقتی کتاب خط قصه مشخصی نداشته باشد، می‌توان فصل‌هایی را به آن اضافه یا از آن کم کرد و یکی از ویژگی‌های این داستان، موقعیت‌محور بودن است.

بابایی توضیح داد: اگر داستان به سمت یک بازه زمانی مشخص می‌رفت؛ با یک خط قصه مشخص مواجه بودیم اما این داستان موقعیت‌محور است و البته کتاب توانسته است از موقعیت‌هایی که ایجاد کرده، به خوبی استفاده کند. در حوزه رمان نوجوان، خط مشی من مشخص است؛ برای من اینکه اثر حتماً ارزش‌محور باشد یا پند و اندرز بدهد، اهمیت چندانی ندارد. مهم‌ترین رکن در رمان نوجوان، خوش‌خوان بودن است و اگر یک رمان نوجوان خوش‌خوان باشد، برنده است که «چرخ و فلک» از این نظر کتاب خوش‌خوانی است.

نمی‌خواستم جنگ را بنویسم

وی در ادامه، مطرح کرد: در حوزه ساختاری می‌توان ایرادهایی به کتاب گرفت؛ برای مثال، یک بچه معمولاً درباره مفاهیمی مانند ضمیر ناخودآگاه به این شکل صحبت نمی‌کند و این نوع بیان، بیشتر از دهه ۸۰ به بعد در ادبیات رایج شد.

این منتقد ادبی در ادامه با اشاره به نقاط قوت اثر اظهار کرد: نویسنده نگاه اخلاقی دارد و تلاش می‌کند درست‌تر به ماجرا نگاه کند؛ زبان و نثر این اثر بسیار خوب است و ما با راوی‌ای مواجهیم که تلاش می‌کند جهان را از نگاه خودش ببیند و سیر تحول شخصیت او نیز در طول داستان شکل می‌گیرد.

وی ارتباط شخصیت اصلی با جوجه‌ای که در داستان دارد را یکی از بخش‌های قابل توجه اثر دانست و گفت: ارتباط مرتضی با آن جوجه بسیار خوب از کار درآمده و این بخش، جزو قسمت‌های درخشان کتاب محسوب می‌شود.

بابایی در پایان با تأکید بر رویکرد غیرمستقیم اثر به جنگ گفت: این داستان مستقیم به جنگ نمی‌پردازد، بلکه به تبعات جنگ می‌پردازد و از این منظر، نویسنده توانسته است زندگی خانواده‌ها و تأثیر شرایط آن دوره بر روابط و رشد شخصیت‌ها را به تصویر بکشد.

وی در جمع‌بندی خود درباره «چرخ و فلک» گفت: ما با یک رمان شریف، مؤدبانه و بسیار خوب برای کودک و نوجوان مواجهیم. کتاب طنزی شیرین و زیرپوستی دارد و از این منظر نیز موفق عمل کرده است و «چرخ و فلک» در مجموع اثری بسیار خوش‌خوان است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها