شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۴۰
«مخاطب» و «گفت‌وگو» دو بحران نشریات علوم سیاسی

به‌گفته محمدهادی گرامی: «اگر افراد آکادمیک همچنان در پی انزوای علمی باشند و تصور کنند علم راه خودش را پیدا می‌کند و باید برای آن تقدس قائل شد «خودکشی را به چشم خواهند دید.»

سرویس دین‌واندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) رضا دستجردی: نشست علمی-فرهنگی «ژورنالیسم پژوهشی در علوم انسانی» به‌همت معاونت کاربردی‌سازی علوم انسانی و فرهنگی، هم‌زمان با روز خبرنگار، روز شنبه هفدهم مرداد ۱۴۰۵ به‌همت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد. در این نشست، طیبه محمدی‌کیا، محمدهادی گرامی و عبدالمجید مبلغی به سخن‌رانی پرداختند.

«مخاطب» و «گفت‌وگو» دو بحران نشریات علوم سیاسی

در ابتدای این نشست، فاطمه براتلو سرپرست معاونت کاربردی‌سازی علوم انسانی و فرهنگی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ژورنالیسم پژوهشی را از جمله «پوشه‌های باز» این معاونت دانست که «امید می‌رود ادامه داشته باشد»، همچنین از صاحب‌نظران این حوزه در پیش‌برد آن دعوت به عمل آورد. وی ژورنالیسم پژوهشی را مهارتی مفقوده در آکادمی امروز ایران قلمداد کرد و خاطرنشان ساخت، لازم است این حوزه به‌علت ویژگی‌های شاخص آن بیشتر مورد بررسی و گفت‌وگو قرار گیرد.

در نشریات علوم انسانی فضای گفت‌وگو دیده نمی‌شود

نخستین سخنران این نشست، طیبه محمدی‌کیا عضو هیأت‌علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی بود که با عنوان «ژورنالیسم دانشی و نقش آن در گسترش توان سیاست خارجی کشور» به این نشست آمده بود. وی در ابتدای سخن، به فضای سخت سیاسی و جنگ خیر اشاره و خاطرنشان کرد: «ژورنالیسم پژوهشی می‌تواند حضور ما در سیاست نرم را بیش‌ازپیش برجسته سازد، لذا از این منظر، خصوصاً نگاه آسیب‌شناسانه می‌تواند جذابیت بسیاری داشته باشد.» محمدی‌کیا فضای بحث را فضایی بینانخبگانی توصیف کرد که می‌تواند سیاست داخلی و خارجی را به کنش‌های سیاسی پیوند بزند.

وی یکی از علل توفیق در فضای سیاسی امروز را دو بحران «مخاطب» و «گفت‌وگو» در نشریات علوم سیاسی دانست و افزود: «نشریات علوم انسانی در حال تجربه انزواگرایی‌اند و نویسندگان از آن صرفاً برای اثبات جامعه علمی خود استفاده می‌کنند. در این نشریات فضای گفت‌وگو دیده نمی‌شود، تضارت آرا اتفاق نمی‌افتد و صرفاً به آرشیو تبدیل شده است.»

محمدی‌کیا شرط موفقیت نشریات علوم انسانی را بررسی و درج اختلاف‌نظرها و نه صرف پرداختن به اجماع دانست و افزود: «لازم است در این فرایند، دیگران را هم به‌عنوان بخشی از محتوای اصلی در نظر داشته باشیم و از آن‌جاکه علوم انسانی حوزه‌ای زنده و پویا است، باید نویسندگان آن پویاتر، فضای گفت‌وگو در آن فراهم‌تر، زمینه نقد سازنده آماده و نگاه بایگانی به آن وجود نداشته باشد.» وی بهره‌گیری از امکانات جدید و حوزه دیجیتال را نیز از دیگر ملزومات بهره‌گیری از علوم انسانی در جهان امروز دانست.

مولف کتاب «پست‌مدرنیسم» در بخش دیگری از سخنان خود، ژورنالیسم پژوهشی را ابزار دیپلماسی عمومی و سیاست خارجی، همچنین بهبودبخش تصویر بیرونی از کشور و عامل اعتمادساز قلمداد کرد و گفت: «در حوزه ژورنالیسم پژوهشی با سه عنوان نشریه برتر خارجی مواجه هستیم: فارین‌افرز Foreign Affairs، اینترنشنال‌افرز International Affairs، و پولیتیک اتغانجه Politique étrangère». وی نشریات مذکور را نه بازتاب‌دهنده صرف اخبار، بلکه شکل‌دهنده گفتمانی دانست که در مواردی، دستورکار سیاست خارجی را شکل می‌دهند. محمدی‌کیا از جمله نقاط برجسته این نشریه را اعلام پایان دکترین ترومن و زمینه‌سازی برای نظریه برخورد تمدن‌های هانتیگتون اعلام کرد و خاطرنشان ساخت: «شیوه کار این نشریه سبب شده، از سوی سیاست‌گذاران و دانشگاهیان مورد استقبال واقع شده و در میان نخبگان شبکه‌سازی صورت پذیرد.» وی، کارویژه دیگر این نشریه را مشروعیت‌بخشی به برخی گفتمان‌ها ارزیابی کرد و گفت: «فارین‌افرز در سیاست خارجی آمریکا، مسیر دوم دیپلماسی و به‌مثابه کانالی است که آمریکا و دیگر کشورها از آن طریق، پیام‌های خود را ردوبدل می‌کنند.»

طیبه محمدی‌کیا، در ادامه، نقاط عطف انتشار نشریه اینترنشال‌افرز را برگزیت و عصر پسابرگزیت ارزیابی کرد و هدف آن را که در حوزه علوم سیاسی و روابط بین‌الملل پیشرو است، قدم گذاردن در گستره موضوعی وسیع قلمداد کرد. عضو هیئت‌علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، نشریه مذکور را دارای استاندارهای آکادمیک ژرف و پژوهش‌محور دانست که مخاطب آن دولت بریتانیا و سفارتخانه‌ها و سفرای این کشور در سراسر جهان است.

پولیتیک اتغانجه دیگر نشریه مورد اشاره محمدی‌کیا بود که به‌باور وی، محملی برای انتشار تحلیل‌های عمیق برای مخاطب نخبه است. وی نگاه این نشریه را تاحدودی غیرمتعهد دانست که می‌کوشد نسبت به روندهای بین‌المللی، رویکردی منتقدانه داشته باشد. به‌گفته محمدی‌کیا، این نشریه که از فضای دولتی و حتی مالی فرانسه استقلال کامل دارد می‌کوشد ضمن حفظ استقلال خود، دیدگاه‌های مختلف را نمایندگی کند.

مترجم کتاب «آیا اخلاق مهم است؟» از میان این سه نشریه، بر اهمیت نشریه فارین‌افرز که عمده مطالب سیاستمداران آمریکا در آن مندرج است تأکید کرد و ضمن اشاره به عدم‌وابستگی آن به آرمانی واحد، گفت: «این نشریه تریبونی است که در اختیار آمریکا و رقیب آن قرار می‌گیرد و تلاش می‌کشد بی‌طرف باشد.» وی، اعتبار و مخاطب‌شناسی، عدم‌التزام دیپلماتیک، همچنین گفت‌وگوی متقابل را از جمله کارکردها و عوامل پیش‌برنده این نشریه دانست و ضمن اشاره به ایجاد فضای مناظره غیرمستقیم، آن را الگویی شاخص برای ژورنالیسم پژوهشی دانست.

علم باید در گردش باشد

محمدهادی گرامی عضو هیأت‌علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی دیگر سخنران این نشست بود. وی که با عنوان «درنگی در اهمیت رسانه و ترویج برای کنشگری آکادمیک» سخنرانی می‌کرد، در ابتدا، ضمن اشاره این باور نادرست اما رایج، که نوشتار ژورنالیستی در قیاس با نوشتار علمی، نوشتاری بی‌کیفیت است، گفت: «برخی معتقدند کار اصیل پژوهشی، به‌خودی‌خود، راهش را در جامعه پیدا می‌کند که البته تصور ایشان، همان اسارت علم به شکل تئوریک در میان قفسه‌های کتابخانه‌هاست».

گرامی، فراز نخست سخنان خود را به سیستم عروقی علم اختصاص داد و گفت: «علم ایستا و در خلأ نیست، باید در گردش باشد که بخشی از این مهم به‌عهده رسانه است.» به‌باور وی، علم در چرخش زنده است و حتی اگر به بهترین علوم و دانش‌ها مجهز باشیم اما نه اثری از آن باشد و نه در چرخش میان کنشگران، آن علم از بین رفته و نابود شده است، چون صرفاً روی کاغذ مانده و سوژه انسانی به آن نمی‌پردازد. به‌باور وی، در این میان، آن‌چه علم را به گردش می‌اندازد، رسانه است.

مولف کتاب «مقدمه‌ای بر تاریخ‌نگاری انگاره‌ای و اندیشه‌ای» در ادامه، با تأکید بر این مهم که دانش علمی بدون معرفی به دیگران، سرمایه‌ای ایجاد نمی‌کند و عرضه اولیه آن بر عهده پژوهشگران است، خاطرنشان ساخت: «ممکن است برخی، تریبون‌های خود را داشته باشند و از آن طریق، اطلاعات خود را نشر دهند. بهتر است هسته اتوریته‌های علمی، دانش خود را معرفی کنند تا روایت نادرست شکل نگیرد.»

محمدهادی گرامی در بخش دیگری از سخنان خود، خواهان تفکیک میان ترویج مبتذل علوم انسانی و پیشبرد آکادمیک آن شد و بر این مهم تأکید کرد که ترویج دانش عمومی، مقوله‌ای زرد نیست، بلکه هدف از آن، ساده‌سازی مفاهیم بدون کاستن از ژرفای آن است.

مولف «مهم‌ترین مناسبات فکری تشیع» ضمن اشاره به لزوم حرکت از متن‌گرایی محض به‌سوی فضای زیسته، لازمه حرکت سازنده را تبدیل داده‌های خشک تاریخی و اطلاعات نامرغوب به داده‌های قابل‌فهم و مقبول در جامعه دانست و افزود: «باید نگاه انتقادی را ترویج کنیم و بدون غرق شدن در فضای مجازی، به علوم انسانی، نظم و انسجام معرفتی ببخشیم.»

گرامی از اهمیت انقلاب هوش مصنوعی نیز غافل نماند و ضمن تأکید بر این مهم که درگیری با این فناوری، نتیجه‌ای جز ناکامی ندارد، خواستار توجه به این ابزار به‌مثابه ابزار نگارش، پژوهش و نهایتاً ترویج آن شد. عضو هیأت‌علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با اشاره به کیفیت و کمیت بالا، همچنین هزینه اندک بهره‌گیری از هوش مصنوعی در قیاس با روش سنتی آن، استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی در حوزه ترویج علوم انسانی را حائز اهمیت بسیار بالایی دانست.

وی در انتها، به نظریه «نارسیسیزم تفاوت‌های کوچک» در خصوص چالش‌ها و تنش‌ها در میان عوامل ترویج دانش و علاقمندان به حوزه آکادمیک اشاره کرد و خاطرنشان ساخت: «آن‌هایی که در حوزه ژورنالیسم پژوهشی موفق‌اند، از کسانی که در این محیط نیستند تنش و درگیری کمتری دارند. این درگیری‌ها بیشتر باعث می‌شود علم به حاشیه برود.» پایان‌بخش سخنان گرامی توجه به این مهم بود که اگر افراد آکادمیک همچنان در پی انزوای علمی باشند و تصور کنند علم راه خودش را پیدا می‌کند و باید برای آن تقدس قائل شد «خودکشی را به چشم خواهند دید.»

علوم انسانی دیگر سرّ مگو نیست

عبدالمجید مبلغی مدیر گروه پژوهشی جامعه‌شناسی سیاسی پژوهشکده انقلاب اسلامی واپسین سخنران این نشست بود که تحت عنوان «کارویژه ژورنالیسم پژوهشی در گسترش و بسط علوم انسانی» به سخنرانی پرداخت. وی در آغاز سخن، خبرنگاری اندیشه‌ای را اشاره به حوزه‌ای مهم در چرخه مطالعات علوم انسانی دانست و برای درک بهتر آن، بر لزوم شناسایی تبار، همچنین بررسی نسبت آن با انتشار آگاهی تأکید کرد.

وی تبار پیشینان را معطوف به گردش محدود اطلاعات با رویکرد «سرّ مگو» دانست و گفت هدف افلاطون هم در آکادمی این نبود که همه را آگاه کند، بلکه هدف وی، همراه کردن افراد مستعد و شایسته بود. وی ضمن اشاره به تشدید این رویکرد که متأثر از جهان اسکولاستیک سده‌های میانه بود، گفت: «سویه‌های این رویکرد را می‌توان در آرای خواجه نصیرالدین طوسی، همچنین «آداب‌المتعلمین» دید.»

مولف «تعامل حوزه علمیه با رشته‌های علوم انسانی» علوم انسانی را نقطه مقابل این نگاه، با رویکردی دموکراتیک دانست که نه‌تنها بر خلاف علوم اسکولاستیک، «سرّ مگو» نیست، بلکه نیاز است برای انتشار آگاهی‌های آن اقدام کرد. به‌باور مبلغی، در این‌جا، شیوه اندیشیدن، در ارتباط با دیگری، شانس ارتقا پیدا می‌کند و هستی‌شناسی آن میل به گسترش ارتباط و مبادله آرا دارد و مشکل از همین‌جا آغاز می‌شود.

مبلغی، چرخش اطلاعات را به‌واسطه تخصصی و پیچده بودن آن، امری دشوار دانست که نیازمند قرار گرفتن در چرخه گردش است و این گردش در مجرای ژورنالیسم اندیشه‌ای امکان ظهور و بروز پیدا می‌کند. وی لازمه گردش این‌چنینی اطلاعات را تحلیل و ترجمه داده‌ها به زبان و بیانی دانست که به مهارت افراد ویژه نیاز دارد. به‌باور مدیر گروه پژوهشی جامعه‌شناسی سیاسی پژوهشکده انقلاب اسلامی، لازم است چرخش اطلاعات در میانه زبان کمابیش قابل فهم و تحقیق برای عموم مردم از یک سو، و علوم تخصصی و قابلیت دانشی از سوی دیگر فهم شود.

وی نقبی نیز به سابقه ژورنالیسم اندیشه‌ای در غرب زد و گفت: «در ایران، دو نشریه «نقد اندیشه» و «سیاست‌نامه» قابل ذکر هستند که شمایی از آن‌چه در علوم انسانی و علوم سیاسی وجود دارد به‌دست می‌دهند؛ برداشتی که از خلال مجلات علمی و پژوهشی به‌دست نمی‌آید.»

مبلغی در پایان، ارتباطی نیز میان ژورنالیسم دانشی با جامعه مدنی برقرار کرد و ضمن تبیین رسالت جامعه مدنی در ترجمه زبان پیچیده سیستم به زبان عامه مردم، همچنین تبدیل خواست‌های عمومی مردم به زبان سیاست‌گذاری، گفت:‌ «زمانی می‌توانیم به ارتباط میان ژورنالیسم دانشی و قدرت پی ببریم که در وهله نخست دریابیم قدرت امری خطی نیست و جوانب گوناگون دارد.» وی در بخش پایانی سخنان خود، این مبادله دانشی را که از جنس جامعه مدرن و فعالیت‌های مرتبط با جامعه مدنی است، ذیل «اقتدار ژورنلیسم دانشی» قابل توضیح دانست.

نشست علمی-فرهنگی «ژورنالیسم پژوهشی در علوم انسانی» با پرسش‌وپاسخ سخنرانان و مخاطبان پایان یافت.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها