دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۴۳
داستانی تجربی با محوریت مرگ در «پاسی از شب»

داستان تجربی «پاسی از شب» نوشته مهدی ابراهیمی در حرکت سیال میان خیال، مرگ، اعدام و حقیقت منتشر شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا در داستان «پاسی از شب» راوی سربازی است که از سر دلسوزی برای کسب رضایت و تبرئه یک قاتل پیش‌قدم می‌َشود ولی خودش متهم شناخته می‌شود و قرار است اعدامش کنند.

در نوشته پشت جلد کتاب می‌خوانید: «آیا می‌توان همچنان داستان تجربی نوشت؟ آیا هنوز تجربه‌ای مانده است که نوینسدگان آن را محک نزده باشند؟ شاید پیش از این شیوه و سبک نگارش پاسی از شب را نویسندگان دیگری نیز آزموده باشند ولی پاسی از شب از زاویه‌ای دیگر به داستان تجربی می‌نگرد.

در این داستان، فرم هرچند عجیب و نامتعارف در خدمت خلق معناست و تکنیک‌ها به لایه‌های داستان می‌افزایند و این تفاوتی است بنیادین بین این داستان و اغلب داستان‌های فرم‌گرا.»

داستان با این جملات شروع می‌شود: «آن اعدام قبلی باید آخری‌اش می‌بود. این طور قول داده بودند؛ حداقل تا جایی که من یادم می‌آید. پرونده را که به من ندادند. نباید هم بدهند به من چه ربطی دارد؟ یارو باید اعدام شود. اصلا راجع به او چیزی به من نمی‌گویند. خودم هم تا دقایقی آخر اصلا او را نمی‌بینم...

در این برهوت با آدم‌های عجیب و سرد، همه مناسبات انسانی وجود دارد؛ حتی تجارت و صادرات و واردات هم دارند؛ حتی جشن و عزا هم دارند؛ سالگرد و مناسبت‌های تقویمی هم دارند؛ جرم و جنایت و دادگاه و پاسگاه و پلیس و مقررات هم دارند. این مورد آخر را به‌خوبی حس کرده‌ام و با آن درگیر شده‌ام،‌موقعی که داشتم کمک می‌کردم که پارچه‌های سیاه را از دیوار خانه پیرمرد گاریچی بازکنم نمیدانستم که دارم علم و کتل مراسم یک مقتول را بازمی‌کنم. کسی هم که مثل آدم حرف نمی‌زند که بتوانم سردربیاورم چه خبر است...»

نشر قوی سیاه به‌تازگی این کتاب را در ۸۱ صفحه و با شمارگان ۳۰۰ نسخه عرضه کرده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها