به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «سخت ولی شیرین»؛ خاطرات شهناز اشکیان، همسر سردار مرتضی قربانی با تلاش و تالیف فاطمه والینژاد در نشر مرز و بوم منتشر شد.
در روزهای سخت جنگ تحمیلی، در حالی که خطوط مقدم شاهد نبردهای خونین بود، در پسزمینه این میدانها، داستانهای متناقضی از دلتنگی و امید جریان داشت. روایت یک فعال جبهه از سه هفته تنهایی در خانهای دورافتاده و لحظه کوتاه بازگشت همسرش از میدان نبرد، نمادی از ایثار نسلانی است که دلبستگیهای شخصی خود را برای پاسداری از دستاوردهای انقلاب فدا کردند.
در میانه هیاهوی جنگ و در سکوت خانههایی که گندمزارهای اطرافشان تنها همدم تنهایی بودند، روایتهایی از صبوری و انتظار جاری بود. یکی از این روایتها، داستان دختری است که به عنوان فعال جبهه، روزهای سخت تنهایی و شبهای تاریک را در محیطی دور از آسایش سپری میکرد تا تنها یک هدف را در ذهن داشته باشد: بازگشت همسر جوانش از خط مقدم نبرد.
این تجربه انسانی، نمایشگاهی از تضاد میان «دلتنگی عمیق» و «تکلیف ملی» است. پس از سه هفته انتظار، لحظه دیدار همسر، نه با آرامشی طولانی، بلکه با عجله و شرمی شیرین آغاز شد؛ دیداری که در آن، لبخندهای مهربان و شوخیهای مردانه، تلاش میکردند تا یخِ تنهاییهای طولانی را بشکنند. اما تلخی جنگ در این بود که فرصت همنشینی این زوج، تنها به یک شب محدود میشد.
در واقع، این روایت کوتاه اما تکاندهنده، بازتابی از وضعیت هزاران خانواده در سالهای جنگ است. جایی که پیوندهای عاطفی و دلبستگیهای خانوادگی، در برابر ضرورت دفاع از وطن، در اولویت دوم قرار میگرفتند. این زوج، مانند بسیاری دیگر، آموختند که در دوران جنگ، «دلبریدن از وابستگیها» تنها راه برای رسیدن به پیروزی است. آنها با آگاهی کامل از اینکه فردا دوباره باید از هم جدا شوند، شب کوتاهی را به یادگار گذاشتند تا نیرویی برای ادامه مسیر سخت جنگ یابند.
نظر شما