سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- سید حسن حسینینژاد: گرگان، شهری با پیشینهای کهن و برخوردار از لایههای ارزشمند تاریخی، فرهنگی و اجتماعی است؛ شهری که هویت آن تنها در بناهای تاریخی و گذرهای قدیمی خلاصه نمیشود، بلکه در خاطره جمعی مردم، معماری بومی، شیوه زیست، محلات تاریخی و پیوند میان گذشته وزندگی امروز آن شکلگرفته است.
«بافت تاریخی گرگان» نیز از مهمترین نشانههای این هویت شهری و بخشی از سرمایه فرهنگی استان گلستان به شمار میرود؛ سرمایهای که حفاظت، احیا و بهرهبرداری درست از آن میتواند به توسعه پایدار شهری، رونق گردشگری، برندسازی شهری، و تقویت تعلق اجتماعی شهروندان کمک کند.
در سالهای اخیر، توجه به بافتهای تاریخی شهری در بسیاری از شهرهای کشور، از یک موضوع صرفاً میراثی فراتر رفته و به یکی از محورهای مهم مدیریت شهری تبدیلشده است. بافت تاریخی، اگرچه نیازمند مرمت و حفاظت است، اما نمیتواند همچون یک محدوده معمولی شهری صرفاً با رویکردهای عمرانی، مالی یا کالبدی مدیریت شود و هرگونه مداخله در این بافت باید بر پایه شناخت دقیق از ارزشهای تاریخی، فرهنگی، اجتماعی و معماری آن صورت گیرد و میان الزامات زندگی امروز و ضرورتهای حفاظت از میراث گذشته تعادل ایجاد کند.
بر همین اساس، معرفی شهردار بافت تاریخی گرگان از ۲۸ مردادماه سال جاری و آغاز فعالیت این مجموعه زیر نظر مستقیم شهردار گرگان، میتواند گامی مهم در مسیر ساماندهی، هماهنگی و تقویت مدیریت این محدوده باشد. ضمن آرزوی موفقیت برای شهردار آینده بافت تاریخی و مجموعه شهرداری بافت تاریخی گرگان، ضروری است از هماکنون بر چند نکته اساسی تأکید شود.
نخست آنکه بافت تاریخی گرگان باید دارای پیوست فرهنگی و میراثی جامع و الزامآور باشد؛ پیوستی که صرفاً بهعنوان یک گزارش اداری تهیه نشود، بلکه در فرآیند تصمیمگیری، طراحی، اجرا و ارزیابی طرحها نقش واقعی داشته باشد. چنین پیوستی باید زیر نظر متخصصان واقعی و آشنا با تاریخ، معماری، فرهنگ و جامعه گرگان و پیشینهاش تدوین شود و اجرای برنامهها نیز با هدایت و نظارت مستمر آنان پیش برود.
دوم آنکه در شهری مانند گرگان که از حضور اهالی فرهنگ، پژوهشگران و صاحبنظرانی برخوردار است که در گستره ملی شناختهشدهاند، بهرهگیری از این ظرفیت فکری و تخصصی باید همواره در اولویت مدیریت شهری قرار گیرد. مشورت با نخبگان نباید به جلسات نمادین یا دعوتهای تشریفاتی محدود شود؛ بلکه دیدگاههای کارشناسی آنان باید در سیاستگذاریها، اولویتبندی پروژهها و تصمیمهای اجرایی انعکاس عملی پیدا کند. زیرا موضوع بافت تاریخی تنها به مرمت چند بنا، بهسازی معابر یا اجرای پروژههای عمرانی محدود نیست. تصمیمهای مرتبط با تملک، هزینه کرد منابع مالی، تغییرات کالبدی، نحوه استفاده از بناها، ساماندهی فعالیتهای اقتصادی، توسعه گردشگری و حتی نوع تبلیغات و مبلمان شهری، همگی میتوانند بر اصالت و هویت این محدوده تأثیر بگذارند؛ بنابراین شایسته است و بار دیگر تاکید میشود مسائل عمرانی، مالی و اجرایی بافت تاریخی با بهرهمندی واقعی از نخبگان، پژوهشگران، متخصصان میراث فرهنگی، معماران و دیگر صاحبنظران دنبال شود.
از سوی دیگر، مدیریت بافت تاریخی باید در کنار حفاظت از بناها، به زندگی ساکنان و نیازهای روزمره آنان نیز توجه داشته باشد. بافت تاریخی زمانی زنده و پایدار خواهد بود که ساکنان آن احساس کنند در فرآیند احیا و توسعه، دیده و شنیده میشوند و قرار نیست نتیجه برنامهها به خروج اجباری آنان یا تبدیل محله به فضایی صرفاً نمایشی و گردشگری منجر شود. حفظ سکونت، تقویت کیفیت زندگی، تأمین زیرساختهای ضروری و حمایت از فعالیتهای سازگار با هویت تاریخی، باید در کنار حفاظت کالبدی موردتوجه قرار گیرد.
در یک کلام، اکنونکه قرار است مدیریت مستقلی برای بافت تاریخی گرگان شکل بگیرد، انتظار میرود این اقدام به فرصتی برای ایجاد یک الگوی علمی، مشارکتی و بومی در مدیریت میراث شهری تبدیل شود. تصمیمهای شتابزده، پروژههای فاقد مطالعه، مداخلات صرفاً عمرانی و بیتوجهی به نظر متخصصان میتواند آسیبهایی ایجاد کند که جبران آنها بسیار دشوار خواهد بود. زیرا گرگان، شهری است که نامش با پژوهشگران و فرهنگپژوهانی گرهخورده که در گستره ملی خوشنام و شناختهشدهاند. حضور افرادی همچون اسدالله معطوفی، محمود اخوان مهدوی، رحمتالله رجایی و دیگر اساتید و صاحبنظرانی که سالها عمر خود را صرفِ کاوش در لایههای تاریخی و فرهنگی این شهر کردهاند، یک «مزیت استراتژیک» برای مدیریت شهری محسوب میشود. ایجاد زیرساختهای فرهنگی به ویژه در حوزه کتاب و کتابخوانی نظیر کتابخانههای عمومی و تخصصی متناسب با بافت تاریخی، میتواند وجهه فرهنگی به این بافت از شهر گرگان اعطا کند.
علاوه بر این، گرگان از منابع دستاول و کتب مرجعِ بسیار ارزشمندی برخوردار است که سندِ هویت آن را روایت میکنند. برای مثال در آخرین و نزدیک ترین نمونه، کتاب «شهرشناسی استرآباد»، اثر یعقوب رشتچیان است که با نظر هیئتداوران چهلوسومین دوره «جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران»، عنوان اثر برگزیده را به خود اختصاص داد، که نمونهای قابل توجه و منبعی قابلاتکا برای شناختِ کلی و تخصصیِ بافت تاریخی گرگان حتی برای مخاطب عام برای شناخت کلی از زیست بومش است.
همچنین با جستوجو در هزاران سند و نسخه خطیِ موجود در کتابخانه مجلس، از پیوندی ناگسستنی میان حافظه تاریخی پارلمان و میراث علمی گرگان استرآباد پرده برداشته میشود و نیز بازخوانی میراث مکتوب استرآباد بار دیگر نشان میدهد که آثار برجا مانده از دانشمندان این دیار، تنها نوشتههایی تاریخی نیستند؛ بلکه گنجینهای زنده از اندیشه، دانش و جریانهای علمیاند که در شکلگیری تمدن ایرانی نقشی ماندگار داشتهاند.
بافت تاریخی گرگان متعلق به یک دوره یا یک دستگاه خاص نیست؛ بخشی از حافظه و هویت جمعی شهر و میراث مشترک همه شهروندان است. ازاینرو، موفقیت مدیریت آینده آن در گروی اعتماد به تخصص، استفاده از ظرفیت نخبگان، تعریف پیوست فرهنگی واقعی و ایجاد مشارکت میان شهرداری، میراث فرهنگی، دانشگاهیان، پژوهشگران، اهالی فرهنگ و هنر و رسانه و ساکنان و فعالان اجتماعی خواهد بود.
نظر شما