به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «ادبیات مقاومت فلسطین در اشغال: ۱۹۴۸ تا ۱۹۶۸» با ترجمه انگلیسی طریف خالدی از سوی انتشارات ورسو منتشر شده است. این اثر، بخشی کمتر شناختهشده از کارنامه غسان کنفانی را به مخاطبان معرفی میکند؛ نویسنده و روشنفکری فلسطینی که بیشتر با آثار داستانی، نوشتههای سیاسی و فعالیتهای ضد استعماریاش شناخته میشود.
کنفانی در این کتاب با تکیه بر آثار شماری از نویسندگان فلسطینی، از جمله شعر، داستان کوتاه و نمایشنامه، به بررسی ادبیات مقاومت در فاصله سالهای ۱۹۴۸ تا ۱۹۶۸ میپردازد و نشان میدهد که مقاومت فرهنگی، همانند مبارزه مسلحانه، نقشی اساسی در مقابله با استعمار داشته است.
رشید خالدی در مقدمه کتاب مینویسد که با وجود زندگی کنفانی در بیروت و دوری او از سرزمینهای اشغالی پس از سال ۱۹۴۸، این اثر یکی از نخستین تصویرهای موجود از وضعیت فلسطینیانی را ارائه میدهد که در داخل اسرائیل باقی مانده بودند؛ جامعهای که از دیگر فلسطینیان جدا افتاده بود اما تجربه مقاومت آنان، پیوندشان را با مردم فلسطین حفظ کرد.
کنفانی در مقدمه کتاب مینویسد: «مقاومت مسلحانه تنها به رویارویی مستقیم محدود نمیشود، بلکه میوه درختی است که ریشههایش در خاک استوار است. این نوع مقاومت، اصیلترین جلوه خود را در کنش سیاسی و فرهنگی پیدا میکند.» او همچنین تأکید میکند که اگرچه فلسطینیان از دهه ۱۹۳۰ هم در عرصه فرهنگی و هم در عرصه نظامی سابقه مقاومت داشتند، اما ادبیات مقاومت میان سالهای ۱۹۴۸ تا ۱۹۶۸ در شرایطی شکل گرفت که نویسندگان آن با شدیدترین اشکال خشونت و سرکوب روبهرو بودند.
به گفته کنفانی، فلسطینیان ساکن اسرائیل بهعنوان اقلیتی خطرناک تلقی میشدند و به همین دلیل، سیاستهای سرکوبگرانه در همه عرصههای زندگی آنان اعمال میشد. او توضیح میدهد که مقامهای اسرائیلی علاوه بر پیشبرد پروژه استعمار، تلاش میکردند فلسطینیان را از پیوندهای فرهنگی خود جدا کنند. محدودیتهای آموزشی نیز بخشی از این سیاست بود؛ چنانکه به نوشته کنفانی، در سال ۱۹۶۷ تنها ۲۰۰ دانشجوی فلسطینی در دانشگاههای اسرائیل تحصیل میکردند، در حالی که شمار دانشجویان اسرائیلی به ۱۹ هزار نفر میرسید. به گفته او، در همان سال صدها روشنفکر فلسطینی بازداشت و پس از آزادی نیز در حبس خانگی قرار گرفتند. کنفانی نتیجه میگیرد: «ظهور سریع ادبیات مقاومت، اتفاقی نبود.»
او بررسی خود را با نمایشنامه «خانه دیوانگی» اثر توفیق فیاض آغاز میکند؛ نمایشی که شخصیت اصلی آن، «سامی»، با وجود انزوا، آزار و سردرگمی ناشی از سرکوب، خاطره و اراده مقاومت را زنده نگه میدارد.
کنفانی درباره ادبیات مقاومت فلسطین مینویسد: «ادبیات مقاومت در فلسطین اشغالی به دلیل ژرفای نگاه خود، در بیش از یک جبهه میجنگد.» او با بررسی آثار دیگر نویسندگان فلسطینی نشان میدهد که ابعاد اجتماعی و سیاسی در این آثار به یکدیگر گره خوردهاند و ادبیات فلسطین از همان آغاز، این پیوند را برای تحقق مقاومت و آزادی به رسمیت شناخته است.
به اعتقاد او، نویسندگان فلسطینی بهتدریج از مضامین رایج عاشقانه و اجتماعی فاصله گرفتند و به موضوعاتی پرداختند که تاریخ، واقعیتهای سیاسی و اجتماعی و مسئله سرزمین را در بر میگرفت. این تحول را میتوان در آثار محمود درویش و سمیح القاسم مشاهده کرد؛ شاعرانی که پیوند میان مردم و سرزمین را در برابر اشغال به تصویر کشیدند. کنفانی همچنین معتقد است شعر، بیش از داستان کوتاه، توانسته است شرایط متغیر زندگی فلسطینیان زیر اشغال را بازتاب دهد.
او در ادامه با اشاره به شعرهایی از حنا ابوحنا مینویسد که محور اصلی ادبیات مقاومت، رویارویی با اشغال اسرائیل است. در یکی از این شعرها آمده است: «من یک ملتم؛ اگر یک نفر را زندانی کنند، همه مردم در شورشاند؛ اگر یک شاعر را به زنجیر بکشند، همه شاعران آواز خواهند خواند.»
کنفانی همچنین بر بُعد بینالمللی ادبیات مقاومت فلسطین تأکید میکند و مینویسد شعر فلسطین در کنار دفاع از آرمان ملی، از جنبشهای ضداستعماری جهان نیز حمایت کرده است. او به اشعار محمود درویش درباره کوبا و الجزایر اشاره میکند و معتقد است این همبستگی جهانی، هرگز از تمرکز ادبیات فلسطین بر مسئله اشغال نکاسته است.
فصل پایانی کتاب، که مفصلترین بخش آن را تشکیل میدهد، مجموعهای از آثار ادبی نویسندگان فلسطینی را در کنار یادداشتهای زندگینامهای و توضیحاتی درباره زمینههای تاریخی و جغرافیایی مبارزه ضداستعماری گرد آورده است. به باور نویسنده گزارش، این کتاب در کنار دیگر آثار ترجمهشده غسان کنفانی، منبعی ارزشمند برای شناخت سیر تحول ادبیات مقاومت فلسطین است و خواننده را به تجربهای عمیقتر از این میراث ادبی رهنمون میکند.
منبع: میدل ایست مانیتور
نظر شما