سرویس دینواندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – رضا دستجردی: در فضای فکری کشور، «محافظهکاری» بیش از آنکه مفهومی نظری قلمداد شود، غالباً برچسبی سیاسی است که در ادبیات رسانهای برای توصیف برخی جریانهای داخلی به کار میرود، بیآنکه نسبت چندانی با معنای کلاسیک و فلسفی این مفهوم داشته باشد. همین سوءبرداشت سبب شده یکی از مهمترین سنتهای اندیشه سیاسی مدرن، کمتر بهصورت جدی و دانشگاهی مورد مطالعه قرار گیرد. به نظر میرسد انتشار کتابهایی چون «محافظهکاری؛ دعوت به سنتی والا» نوشته راجر اسکروتن فیلسوف و منتقد بریتانیایی، با ترجمه شاهین زینعلی که بههمت نشر هَزار کرمان منتشر شده، تلاش در جهت پر کردن نمونهای از همین خلأها باشد. مولف در این کتاب میکوشد حفظ دستاوردهای تمدنی و پاسداری از سرمایههای فرهنگی و اجتماعی که آزادی، قانون و همزیستی بر آنها بنا شده است را نصبالعین قرار دهد.

کتاب در شرایطی به نگارش درآمده که غرب با مجموعهای از بحرانهای همزمان، از گسترش پوپولیسم و شکافهای اجتماعی گرفته تا پیامدهای جهانیشدن، مهاجرت، شبکههای اجتماعی و تضعیف نهادهای سنتی روبهرو بود. اسکروتن که این تحولات را صرفاً به رویدادهای سیاسی فرونکاسته، آنها را نشانه بحرانی عمیقتر در بنیانهای فرهنگی و اخلاقی تمدن غرب تلقی میکند، بر این باور است که اگر قرار باشد آزادی و دموکراسی پایدار بمانند، لازم است بر بستری از اعتماد اجتماعی، هویت مشترک و نهادهای تاریخی استوار گردند، عناصری که به اعتقاد او در دهههای اخیر بیش از هر زمان دیگری آسیب دیدهاند. دیباچه کتاب نیز با تمرکز بر این مهم، نشان میدهد که چرا محافظهکاری امروز بیش از گذشته نیازمند بازتعریف و بازاندیشی است.
اسکروتن در پاسخ به پرسش «محافظهکاری چیست؟» نقبی به تاریخ اندیشه سیاسی زده، روایت خود را از ادموند برک آغاز میکند و در ادامه، با گذر از متفکرانی چون دیوید هیوم، آدام اسمیت، مونتسکیو، الکسی دوتوکویل، کانت، هایک، جورج اورول و حتی سیمون وی، نشان میدهد که محافظهکاری، نهتنها ایدئولوژی نیست، بلکه برعکس، شیوهای از اندیشیدن درباره جامعه است. از این منظر، محافظهکاری نهتنها نقطهمقابل آزادی و اصلاح نیست، بلکه نصبالعین آن، اصلاح است برای حفظ جامعه، نه گسستن پیوندهای آن.
رویکرد فیلسوف بریتانیایی در این کتاب، گونهای فاصلهگذاری با تصویر کلیشهای محافظهکاری است. چنانکه پیداست، در بسیاری از روایتهای رایج، محافظهکار کسی است که با هرگونه تغییر مخالفت کرده، گذشته را بیچونوچرا میستاید. اسکروتن این تصویر را آشکارا رد کرده، بارها تأکید میکند که محافظهکاران «برای حفظ، اصلاح میکنند» و تغییر را هنگامی میپذیرند که استمرار جامعه و هویت تاریخی آن را تضمین کند. از همین رو، محافظهکاری نزد او معنای ارتجاع ندارد، بلکه نوعی واقعگرایی سیاسی است که تجربه تاریخی را بر طرحهای انتزاعی ترجیح میدهد.
شاهین زینعلی مترجم نیز در پیشگفتار، ارزشی افزوده به کتاب میبخشد. وی به معرفی نویسنده بسنده نکرده، زمینه تاریخی شکلگیری اندیشه اسکروتن را با دقت توضیح داده است. آنچه وی پیش روی مخاطب قرار میدهد، طرح به حاشیه راندن محافظهکاری در دهههای شصت و هفتاد میلادی، با غلبه اندیشههای چپ و کوشش اسکروتن در دفاع از سنت محافظهکارانه در فضایی اینچنین است. مترجم با هدف فهم کموکیف استدلال اسکروتن، بر تأثیر عمیق روشنگری اسکاتلندی بر اندیشه وی نیز تأکید میکند. اسکروتن برخلاف تصور رایج، اقتدار سنتی را با استدلالهای عقلانی توجیه کرده، میکوشد حتی مخاطب لیبرال را نیز وارد گفتوگو کند.
زینعلی در ادامه، ضمن درخواست از خواننده ایرانی در مواجهه محتاطانه با این اثر، یادآور میشود که نباید مفاهیمی چون محافظهکاری را بهصورت مکانیکی بر فضای سیاسی ایران تطبیق داد. بهباور وی، هر اندیشه سیاسی در بستر تاریخی و فرهنگی خاصی شکل گرفته و فهم آن مستلزم توجه به همان زمینه است. این هشدار که شاید مهمترین ویژگی رویکرد مترجم باشد؛ مانع از آن میشود که کتاب به متنی ایدئولوژیک بدل شده، برعکس، آن را به اثری قابلتوجه برای فهم و تأمل تبدیل میکند.
با این همه، اثر در اصل درآمدی بر سنت بزرگ محافظهکاری است و آنچنانکه زینعلی بدان اعتراف دارد، بر آن نیست جایگزین آثار مفصل فیلسوفان این حوزه شود. شیوه استدلال اسکروتن را نیز نباید از قلم انداخت. منتقد بریتانیایی بهجای شعارهای سیاسی، از مفاهیمی چون اعتماد، تعلق، قانون، خانواده، میهن، آزادی، مسئولیت و جامعه مدنی سخن میگوید و حتی هنگام مخالفت با لیبرالیسم یا سوسیالیسم میکوشد ابتدا منطق آنها را توضیح داده، سپس نقد خود را پیش ببرد. همین ویژگی باعث شده که کتاب، حتی برای خوانندگانی که هیچگونه احساس همدلی با محافظهکاری ندارند، تأملبرانگیز باشد.
«محافظهکاری؛ دعوت به سنتی والا» در 188 صفحه بههمت بههمت نشر هَزار کرمان منتشر شده است.
نظر شما