یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۹:۱۹
«تلنگرهای فرهنگی» برای قضاوت نیست، برای بیدار کردن است

فارس- مهدی بذرافکن، مولف کتاب «تلنگرهای فرهنگی» با تاکید بر اینکه بسیاری از نوشته‌های این کتاب از دل تجربه‌های روزمره بیرون آمده‌اند، گفت: کتاب «تلنگرهای فرهنگی» برای قضاوت نیست، برای بیدار کردن است.

سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): مهدی بذرافکن، روزنامه‌نگار و پژوهشگر حوزه فرهنگ و رسانه، تازه‌ترین اثر خود را با عنوان «تلنگرهای فرهنگی» منتشر کرده است؛ کتابی که بر خلاف آثار پژوهشی مرسوم، مجموعه‌ای از یادداشت‌های کوتاه و تأمل‌برانگیز درباره رفتارهای فرهنگی جامعه است. این اثر با همکاری انتشارات نوید شیراز و مؤسسه رسانه‌ای خبر منتشر شده و نویسنده امیدوار است بتواند مخاطب را به بازاندیشی درباره رفتارهای روزمره دعوت کند.

چاپ نخست کتاب «تلنگرهای فرهنگی» در 500 نسخه با طراحی جلد و صفحه آرایی نادر تیموری به بازار نشر آمد.

خبرنگار ایبنا گفت‌وگویی با نویسنده در مورد این کتاب انجام داده که می‌خوانید:

«تلنگرهای فرهنگی» چهارمین کتاب شماست. این اثر چه تفاوتی با کتاب‌های قبلی شما دارد؟

بله، این کتاب چهارمین اثر من بعد از «وبگزار»، «حاشیه‌نوشت» و «سواد رسانه‌ای برای همه» است. آثار قبلی بیشتر به حوزه رسانه، فضای مجازی و آموزش سواد رسانه‌ای می‌پرداختند، اما «تلنگرهای فرهنگی» حاصل مشاهده، دغدغه‌مندی و یادداشت‌برداری از اتفاقاتی است که هر روز در جامعه با آنها مواجه می‌شویم. این بار تلاش کردم به جای پرداختن به مباحث نظری، مخاطب را با روایت‌هایی کوتاه اما تأمل‌برانگیز روبه‌رو کنم.

ایده شکل‌گیری این کتاب از کجا شکل گرفت؟

بسیاری از این نوشته‌ها از دل تجربه‌های روزمره بیرون آمده‌اند. گاهی یک رفتار کوچک در خیابان، یک گفت‌وگو، یک اتفاق در اداره، بیمارستان یا وسایل حمل‌ونقل عمومی ذهنم را درگیر می‌کرد. احساس کردم این دغدغه‌ها فقط متعلق به من نیست و بسیاری از مردم آنها را می‌بینند، اما کمتر درباره‌شان حرف می‌زنند. نتیجه این شد که هر کدام را در قالب یادداشتی کوتاه ثبت کنم.

چرا قالب یادداشت‌های بسیار کوتاه را برای این کتاب انتخاب کردید؟

معتقدم در دنیای امروز، گاهی یک جمله یا یک صفحه می‌تواند بیش از یک مقاله بلند اثرگذار باشد. بیشتر مطالب کتاب در یک صفحه و حتی برخی تنها در چند خط نوشته شده‌اند. هدفم این نبود که مخاطب را خسته کنم؛ می‌خواستم هر یادداشت مانند یک تلنگر ذهن او را درگیر کند و بعد ادامه فکر را به خودش بسپارد.

عنوان کتاب هم همین رویکرد را تداعی می‌کند.

دقیقاً. واژه «تلنگر» را آگاهانه انتخاب کردم. قصد نداشتم کسی را محکوم یا نصیحت کنم. می‌خواستم به رفتارهایی که شاید از کنارشان بی‌تفاوت عبور می‌کنیم، اشاره کنم؛ چه رفتارهای نادرستی که باید کمتر تکرار شوند و چه رفتارهای ارزشمندی که شایسته گسترش هستند. حتی طراحی کتاب هم بر همین اساس انجام شده و تیتر هر مطلب به صورت مستقل و با فونت درشت در یک صفحه آمده تا همان حس تلنگر را به مخاطب منتقل کند.

«تلنگرهای فرهنگی» برای قضاوت نیست، برای بیدار کردن است

به نظر می‌رسد کتاب تنها به نقد آسیب‌های فرهنگی نمی‌پردازد.

درست است. اگر فقط از ضعف‌ها بگوییم، تصویر کاملی از جامعه ارائه نکرده‌ایم. در کنار نقدها، نمونه‌های زیبایی از مسئولیت‌پذیری، نوع‌دوستی و رفتارهای فرهنگی هم در کتاب آمده است. باور دارم برجسته کردن این نمونه‌ها می‌تواند به اندازه نقد آسیب‌ها اثرگذار باشد.

اگر بخواهید مخاطب را با فضای کتاب آشنا کنید، به کدام نمونه‌ها اشاره می‌کنید؟

یکی از روایت‌های کتاب، «در اتوبوس برون‌شهری چه گذشت؟» است؛ ماجرایی واقعی که در آن راننده اتوبوس با تندی، جوانی را به دلیل گذاشتن پا روی میز جلویی سرزنش می‌کند، اما ساعتی بعد همان رفتار را از پسر خودش می‌بینیم. این روایت بدون نتیجه‌گیری مستقیم، مخاطب را با موضوع مهم دوگانگی در رفتار و تربیت اجتماعی روبه‌رو می‌کند.

نمونه دیگر، یادداشت «پرستار فرهنگ» است؛ روایتی از یک پرستار که در اوقات فراغت با خودروی اینترنتی کار می‌کند و تمام درآمد آن را برای کمک به بیماران نیازمند اختصاص می‌دهد. این یادداشت نشان می‌دهد فرهنگ فقط در شعار خلاصه نمی‌شود و گاهی یک رفتار مسئولانه می‌تواند بیش از صدها سخنرانی اثر فرهنگی داشته باشد.

در یادداشت «کار خیر؟!» نیز تلاش کرده‌ام درباره برداشت‌های رایج از نیکوکاری تأمل ایجاد کنم؛ اینکه آیا بخشیدن وسایلی که دیگر برای خودمان ارزشی ندارند، الزاماً مصداق کار خیر است یا باید نگاه عمیق‌تری به مفهوم کمک و ایثار داشته باشیم. هدف این یادداشت صدور حکم نیست، بلکه دعوت مخاطب به بازنگری در تعریف خود از نیکوکاری است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها