گروه تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- سعیده شفیعی؛ قشربندی و نابرابری اجتماعی پدیدهای است که از دیرباز در جوامع بشری وجود داشته است. البته کمیت و کیفیت آن در طول زمان و در جوامع مختلف شکلهای متفاوتی به خود گرفته است. داریوش مبارکی در کتاب «قشربندی اجتماعی در بلوچستان» با بررسی یکی از مغفولترین نقاط مورد پژوهش در کشور و با نقد مرکزگرایی در جامعهشناسی ایران، تلاش کرده با تحلیل دادههای میدانی و اسنادی، تصویری زمینهمند از روابط قدرت، منزلت و تحرک اجتماعی در این منطقه ارائه کند. ساختار کتاب بهگونهای است که ابتدا چارچوب نظری و روششناسی پژوهش را شرح میدهد و سپس با ورود به بستر تاریخی و اجتماعی منطقه، به تحلیل روندهای قشربندی و پیامدهای ورود دولت مدرن و انقلاب بر ساختارهای اجتماعی بلوچستان میپردازد. این کتاب که با نظارت و مقدمهی حسن محدثی گیلوایی نوشته شده، تلاشی روشمند برای ترسیم نقشه قدرت و منزلت در یکی از سنتیترین و در عین حال پیچیدهترین جوامع ایران است. این کتاب فراتر از یک توصیف ساده، به کالبدشکافی مکانیسمهایی میپردازد که بر اساس آنها افراد در لایههای مختلف اجتماعی قرار میگیرند و روابط میان این لایهها چگونه مدیریت میشود.

ساختار و چارچوب کتاب
کتاب از نظر ساختاری به دو بخش عمده تقسیم میشود. مبانی نظری و تاریخی و تحلیل میدانی. نویسنده ابتدا با تکیه بر نظریات جامعهشناختی بهویژه دیدگاههای ماکس وبر مفاهیم قشربندی را تعریف میکند. سپس در بخش اصلی، این نظریات را بر بافت بومی بلوچستان تطبیق میدهد. ساختار کتاب به گونهای طراحی شده که خواننده را از کلیات تاریخی با نظام ملوکالطوایفی به جزئیات معاصر با تغییرات ناشی از مدرنیته هدایت کند. نویسنده با رویکردی تاریخی، تحولات قشربندی اجتماعی بلوچستان را در سه دورهی قاجار، پهلوی و پس از انقلاب تحلیل کرده است. همچنین در کنار آن پیامدهای ناشی از نوسازی، نقش دین، تحولات اقتصادی و سیاسی و چالشهای توسعهنیافتگی را نیز بررسی کرده است.
بررسی دورههای تاریخی
بر اساس پژوهش ارائه شده در این کتاب، در دورهی قاجار، نظام قشربندی مبتنی بر انتساب و روابط قبیلهای و طایفهای و تحرک اجتماعی بسیار محدود بوده است. با ورود دولت مدرن در عصر پهلوی، تلاشهایی برای نوسازی و تغییر ساختارهای اجتماعی صورت گرفت، اما این تغییرات عمدتا از طریق اقشار بالادست و با تکیه بر نیروهای سنتی پیش رفت و تحول بنیادینی در نظام قشربندی ایجاد نکرد. استراتژی حذفی رضاشاه برای مقابله با خوانین شکست خورد. بنابراین تصمیم گرفت از نفوذ آنها در جهت اهداف سیاسی و امنیتی نظام بهره برد. این سیاست تا پایان حکومت پهلوی ادامه داشت. بنابراین، خوانین تا پایان حکومت پهلوی، بیشترین نفوذ را در معادلات قدرت داشتند. وقوع انقلاب اسلامی، حداقل برای یک دهه، خوانین را به حاشیه راند. با وقوع انقلاب ۱۳۵۷، زمینه برای تضعیف نظام قشربندی انتسابی و شکلگیری نظام اکتسابیتر فراهم شد اما همچنان ریشههای نظام کهن در ساختارهای اجتماعی منطقه باقی ماند. در دوران پساانقلاب، چهار گروه اجتماعی در مناسبات قدرت به درجات مختلف ایفای نقش کردهاند که عبارتند از خوانین، روحانیان، تحصیلکردگان دانشگاهی و صاحبان ثروت.
گذار از سنت به مدرنیته
از نظر نویسندگان، افراد از لحاظ قشربندی و طبقهی اجتماعی، دچار تضاد پایگاه اجتماعی هستند. به عبارت بهتر از نظر لحاظ تاریخی به یکی از اقشار دوران پیشامدرن و سنت تعلق دارند و از دیگر سو، در یکی از طبقات مدرن دستهبندی میشوند. با وجود این نویسندگان تاکید میکنند که تعلق افراد به قشربندی دوران سنتی، امری ذهنی است ولی دستهبندی آنها در طبقات مدرن نمود عینی دارد. جامعه در حال گذار از قشربندی دوران پیشامدرن به طبقهبندی دوران مدرن است که پایگاه طبقاتی افراد نه براساس ویژگیهای انتسابی، بلکه براساس ویژگیهای اکتسابی همچون دارایی، آموزش یا مهارت و نیروی کار یدی تعیین میشود.
این کتاب برای چه کسانی مناسب است؟
در مجموع، این کتاب سندی ارزشمند برای درک این حقیقت است که بلوچستان نه یک جامعه یکپارچه، بلکه مجموعهای از طبقات و ردههای اجتماعی است که در تلاقی میان سنتهای هزارساله و ضرورتهای زندگی مدرن، در حال بازتعریف خود است. خواندن این کتاب به دانشجویان و پژوهشگران علوم اجتماعی، جامعهشناسی، تاریخ و مطالعات منطقهای پیشنهاد میشود. همچنین این اثر برای علاقهمندان به توسعه، نابرابری اجتماعی و کسانی که دغدغهی شناخت ساختارهای قدرت و منزلت در مناطق حاشیهای ایران را دارند، مناسب است. این کتاب در ۳۱۷ صفحه در قطع رقعی و با قیمت ۳۶۰ هزار تومان توسط نشر نی منتشر شده است.
نظر شما