سرویس میهن و مقاومت خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- حنان سالمی: در میان هیاهوی رسانهای و جنبشهایی که هر روز، به صورت رسمی و حتی دیپلماتیک، مدعی دفاع از زنان و حتی زنانهتر شدن گفتمانهای اجتماعی میشوند، اما صدای زنها در دورترین نقطه از فرکانسِ فریادش قرار دارد. گاهی رئیسجمهورِ یک ایالت بزرگ، سپر دفاع از حقوق زنان را بلند میکند و بعد همان او، متهم به پایمال حقوق زنان میشود! گاهی مردی، برای دفاع از آنها شمشیر میکشد و بعدها، خودش خشنترین موجود به زندگیهایشان شناخته میشود، اما شاید باور اینکه، رهبری، تا آخرین لحظات عمر هشتاد و چند سالهاش، «زن» را نه یکی از مهمترین موضوعات که به خودی خود، بنیادیترین مسئله در شکلگیری جامعه بداند، شگفتانگیز به نظر بیاید.
چهارمین جلد از مجموعه پنج جلدی «نقش و رسالت زن» که به نام «جایگاه و مسائل زنان در فرهنگ اسلام و تجدد» و توسط انتشارات انقلاب اسلامی وارد بازار کتاب شد، مجموعهای از بیانات، دیدگاهها و اندیشههای رهبر درباره زنان، از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی تا سال ۱۳۹۲ را شامل میشد. کتابی که نباید آن را محتوایی برای عوض کردن عقیده و اندیشهمان در نظر بگیریم بلکه به آن باید مانند راهی برای جستوجوی پاسخهایی جدی برای پرسشهای زنانهمان نگاه کرد.
فهرست کتاب، مانند کهکشانی از خط فکری آیتالله خامنهای است که هیچ موضوعی از موضوعات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، دینی، علمی، خانوادگی و حتی فردی زنان را از نظر دور نگه نداشته است و وقتی وارد کتاب میشویم با اصطلاحاتی مواجهیم که شاید برای اولینبار است از این منظر به کار گرفته میشوند و سروکلهشان در ادبیات زنان پیدا میشود. یکی از نمونههای قابل توجه، طرح مفهوم «بحران زن» است؛ مفهومی که ایشان آن را در کنار بحرانهای جهانی قرار داده و میفرمایند: «شاید تعبیر «بحران زن»، تعبیر تعجبآوری باشد. امروز مسالهی بحران آبوهوا، بحران آب، بحران انرژی، بحران گم شدن زمین، به عنوان مسائل اصلی بشریت مطرح میشود؛ اما هیچکدام از اینها مسائل اصلی بشریت نیست.»
خط فکری آیتالله خامنهای در موضوع زنان، نقطه شروع و پایان ندارد و هیچگاه نمیخواهد که سنتهای اسلام را در برابر قوانین تجددخواهی قرار دهد و به برترگیری برسد، بلکه نگاه نقادانه و موشکافانه این شخصیت متفکر در جستوجوی راههایی است تا از شاهراههای تاریخی، فلسفی و اجتماعی به بررسی چالشهایی بپردازد که زنِ امروزی، فارغ از مسلمان و غیرمسلمان بودنش، با آن دستوپنجه نرم میکند. به همین دلیل گاهی در بخشی از کتاب میبینیم که گریزی به «نگاه امپراطوری روم به زن در اشباع غریزی مرد» و گاهی به «حرمسراداری ایرانیان» میزند و آن را معادل اهانت به زنان میداند: «حرمسراداری یعنی چه؟ حرمسراداری یعنی همان اهانت به زن. یک مرد چون قدرت دارد، به خودش حق میدهد که هزار نفر زن را در حرمسرای خودش نگه دارد! اگر همه ملت آن پادشاه هم همانطور قدرت داشتند، هر کدام بقدر خودشان هزار نفر، پانصد نفر، چهارصد نفر، یا دویست نفر زن نگه میداشتند! این حاکی از چه نگرشی به زن است؟!»
با وجود اینکه هر کدام از زیرفصلهای کتاب در یک برهه از دوران رهبری آیتالله خامنهای و در جمعهای نسبتا متفاوتی بیان شدهاند، اما پیوستگی محتوایی قابل توجهی بین اندیشه مستور در آنها وجود دارد که نشاندهنده ثابتفکر بودن صاحب این اندیشههاست. نکته شاخص این بیانات، بیپرده و صریح بودن آنها است تا جایی که یکی از پردهترین موضوعات اجتماعی زنان، آن هم در بعضی نقاط کمتر کارشناسی شده کشور از نظر فرهنگی و اجتماعی را به صورت میدانی بررسی کرده و در دیدار سال ۱۳۸۱ با نخبگان سیستان و بلوچستان، صراحتا به آن اشاره میکنند: «در بعضی از مناطق کشور ما از جمله در همین منطقه، نیاز هست به اینکه احترام، حرمت و کرامت زن بیشتر حفظ شود. زن بلوچ، زن مظلومی است: فرزند زیاد، ازدواج تحمیلی، فرزند تحمیلی و عدم فرصت برای بازیافتن خود و هویت خود، از جمله چیزهایی است که من در مدت اقامت در بلوچستان از نزدیک شاهد بودم. مردهای بلوچ باید زنهای خود را بیشتر ملاحظه کنند.»

نگاه آیتالله خامنهای در موضوع زنان فقط در محوریت آموزهها و بایستههای دینیاش خلاصه و محدود نمیشود؛ بلکه ایشان، زن را موجودی در تراز مرد میداند که نباید جایگاهش را با نگاههای بسته برخی اجتماعات و فرهنگها، محدود به موجودی کرد که قدرت هیچ تصمیمگیری برای خودش، زندگیاش و آیندهاش ندارد. ایشان یکی از مخالفان سرسختِ ضعیفه ساختن از زن و همیشه معتقد بودند که «دنیا باید جواب بدهد به انسانهای اهل اندیشه و مغزهای فعال و فهیم که چرا به نیمی از موجود بشری به چشم یک شئی که از آن باید تمتع برده شود نگاه میکنند؟»
البته این نگاه منتقدانه تنها در تیررس جوامع غربی نیست و در جای جای نقاط کتاب که بازگوکننده گفتارهای ایشان است میبینیم که در مواقع ضروری، بدون هیچ خودسانسوری، موضوعاتی مثل «ازدواج تحمیلی زودرس» و «خونبها شدن دختران» را، صراحتا و بدون هیچگونه اغماضی به روی پرده آورده و تشریح و محاکمه کردهاند که در همین جوامع اسلامی و حتی در بعضی شهرها و روستاهای کشور خودمان رخ داده و ظلمهای گستردهای به قشر زنان روا داشته است: «شنیدهام در بعضی نقاط این استان، ازدواجهای تحمیلی صورت میگیرد! یعنی بدون رضایت و اجازه دختر، او را به خانه شوهر میفرستند؛ آن هم شوهری که فاصله سنی زیادی با دختر دارد و او به ازدواج با وی راضی نیست. اسلام چنین ازدواجی را زشت میشمارد ... پیغمبر اکرم (ص) در جامعهای به نبوت مبعوث شد که مردم در آنجا نسبت به زنان و دختران جفا میکردند. آیات کریمه قرآن، به زبانهای مختلف تلاش کرد این عادت زشت را از میان مردم ببرد. نمیشود که ما بعد از گذشت چهارده قرن، مجددا به همان عادات جاهلی برگردیم!»
کتاب «جایگاه و مسائل زنان در فرهنگ اسلام و تجدد» بیشتر از آنکه توضیح و تحلیل و تفسیر موضوع زن و چالشهای او در دو جبهه اسلام و غرب آن هم از نگاه آیتالله خامنهای باشد، یک روزنه سیال است! روزنهای به سوی درک، شناخت و بازبینی موضوعی که از ابتدای خلقت حضرت حوا در کنار حضرت آدم، شروع شد و تا به امروز ادامه دارد و هر دوره، شکل تازهای از آن پیش روی جامعه گذاشته میشود. شاید مهمترین پرسشی که از دل این کتاب بیرون میآید، همان پرسشی باشد که هنوز پاسخ آن برای بسیاری از جوامع، به یک دغدغه جدی تبدیل شده است: «چرا زن، همواره در مرکز بسیاری از گفتوگوها، نشستها و مناقشهها قرار دارد، اما هنوز در بسیاری از موقعیتها به جایگاه واقعی خود به عنوان انسانی صاحب کرامت، اندیشه و نقش اجتماعی دست نیافته است؟» این، همان سوالی است که گفتوگوی اسلام، تجدد و زن را همچنان زنده نگه داشته است.
نظر شما