سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «چشمۀ حکمت، سیری در زندگی و اندیشههای آیتالله سیّدعلیخامنهای» بهقلم علیاکبر ولایتی در دوران حیات رهبر شهید انقلاب از سوی انتشارات مرکز دائرهالمعارف بزرگ اسلامی (مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی) منتشر شد. علیاکبر ولایتی در این کتاب بعد از دیباچه به شرح زندگینامه، دهه اول انقلاب اسلامی و دوران رهبری ایشان میپردازد.
در این گزارش زندگی پربرکت قائد و رهبر شهید ایران اسلامی را با توجه به متن کتاب «چشمۀ حکمت، سیری در زندگی و اندیشههای آیتالله سیّدعلیخامنهای» تالیف علیاکبر ولایتی مرور میکنیم.

«رهبر شهید در خانواده روحانی در مشهد زاده شد. جد اعلای او سید محمد حسینی تفرشی نسبش به سادات افطسی میرساند. شجره وی به سلطانالعلماء احمد، معروف به سلطان سید احمد میرسد که با پنج واسطه از اخلاف امام سجاد (ع) است. جدش سید حسین خامنهای (ح ۱۲۵۹-۲۰ ربیعالاخر ۱۳۲۵ ق) در خامنه به دنیا آمد و در نجف نزد استادان بزرگی چون سیدحسین کوهکمری، فاضل ایروانی، فاضل شربیانی، میرزا باقر شکی و میرزا محمدحسن شیرازی دانش آموخت و پس از طی مدارج علوم دینی در حوزه علمیه نجف، در زمره فقها و مدرسان آن حوزه قرار گرفت.
او در ۱۳۱۶ق به تبریز آمد (آقابزرگ، ۲/۶۴۰) و مدرس مدرسه طالبیه و امام جماعت مسجد جامع آن شهر شد(گلشن...، ۲/۹۷۱). سید حسین دارای افکار بلند سیاسی و اجتماعی و از علمای طرفدار مشروطه بود و همواره مردم را به حمایت و پاسداری از نهضت مشروطه تشویق میکرد (آرشیو مرکز اسناد...، شم-۱۲۲۵). برخی از آثار علمی وی از جمله حاشیه بر کتابهای ریاضالمسائل، قوانینالاصول، مکاسب شیخ انصاری، فوائدالاصول و شرح لمعه وقف کتابخانه حسینیه شوشتری نجف شد (آقابزرگ، همانجا). شیخ محمد خیابانی، روحانی مبارز و مجاهد عصر مشروطه، شاگرد و داماد وی بود(کسروی، ۹۲).
سید محمد خامنهای (۱۲۹۳ ق، نجف. شعبان ۱۳۵۳، نجف) مشهور به پیغمبر (بهبودی، ۱۲)، عموی آیتالله خامنهای از شاگردان آخوند خراسانی، شریعت اصفهانی و دیگر بزرگان نجف بود و فردی آگاه به مسائل زمان و از رجال طرفدار مشروطه به شمار میرفت(آقابزرگ، ۶، مقدمه، ۱۳).
پدر آیتالله خامنهای سید جواد خامنهای(۲۰ جمادیالاخر ۱۳۱۳، نجف/ ۱۶ آذر ۱۲۷۴- ۱۴ تیر ۱۳۶۵) از علما و مجتهدان عصر خود بود که در نجف متولد شد و در کودکی همراه خانوادهاش به تبریز آمد. پس از اتمام دوره سطح، در حدود سال ۱۳۳۶ ق به مشهد مهاجرت کرد(آرشیو مرکز اسناد، همانجا) و در فقه و اصول از محضر بزرگانی چون حاج آقا حسین قمی، میرزا محمد آقازاده خراسانی (کفائی)، میرزا مهدی اصفهانی و حاج فاضل خراسانی و در فلسفه از محضر آقابزرگ حکیم شهیدی و شیخ اسدالله یزدی بهرهمند گردید(شریف، ۷/۱۲۷-۱۲۹؛ زنگنه، ۱/۱۳۲). سپس در ۱۳۴۵ ق به نجف رفت و از حوزه درس میرزا محمدحسین نائینی، سید ابوالحسن اصفهانی و آقا ضیاءالدین عراقی کسب فیض کرد و از ۳ نفر یادشده اجازه اجتهاد گرفت(شریف، ۷/۱۲۷؛ آرشیو مرکز اسناد، همانجا). او در پی تصمیم بازگشت به ایران، راهی مشهد شد و در آن شهر اقامت گزید و ضمن تدریس، امامت مسجد صدیقیهای بازار مشهد (مسجد آذربایجانیها) را عهدهدار گردید (بهبودی، ۱۵). او همچنین از امامان جماعت مسجد جامع گوهرشاد نیز بود(زنگنه، ۱/۷۷). وی علاقه زیادی به مطالعه داشت. مباحثات علمی روزانه وی با همردیفان از جمله حاج میرزا حسین عبایی، حاج سید علیاکبر خویی، حاج میرزا حبیب ملکی و... دهها سال ادامه داشت. همچنین وی فردی پرهیزگار و بیتوجه به امور دنیوی بود و زندگی زاهدانهای داشت(گلشن، همانجا). پس از پیروزی انقلاب اسلامی با آنکه فرزندانش به مقامات عالی سیاسی و اجرایی رسیدند، همچنان به زندگی زاهدانه خود ادامه داد. به دلیل بهرهمندی از کمالات انسانی همواره مورد وثوق مردم بود. او در ۱۴ تیر ۱۳۶۵ درگذشت و در رواق پشت ضریح مطهر امام رضا (ع) به خاک سپرده شد (زنگنه، همانجا). امام خمینی در پیام تسلیتی به آیتالله خامنهای به مناسبت فوت پدرش، آیتالله سید جواد خامنهای را عالمی با تقوا و متعهد برشمرد(صحیفه...، ۲۰/۷۱).
بانو میردامادی(۱۲۹۳-۱۳۶۸ش)، مادر آیتالله خامنهای بانویی زاهد، متشرع، آمر به معروف و ناهی از منکر، آشنا با آیات قرآن، احادیث، تاریخ و ادبیات بود. او در جریان مبارزه با رژیم پهلوی بسیار صبور و با فرزندان مبارزش به ویژه آیتالله خامنهای همگام بود(آرشیو مرکز اسناد، شم۱۲۲۶). آیتالله سیدهاشم نجفآبادی(میردامادی) ()۱۳۰۳-۱۳۸۰ق، جد مادری آیتالله خامنهای (از خاندان میرداماد فیلسوف مشهور عصر صفویه) از شاگردان آخوند خراسانی و میرزامحمد حسین نائینی، از علما و مفسران قرآن و از ائمه جماعت مسجد گوهرشاد بود(آقابزرگ، ۲/۵۵۹) و در عین حال به امربه معروف و نهی از منکر اهتمام ویژهای داشت و در پی اعتراض به کشتار مردم در مسجد گوهرشاد در دوره رضاشاه، به سمنان تبعید شد(تاریخ علما...، ۳۰۸؛ قاسمپور، ۶۰). آیتالله خامنهای از سوی مادر به محمد دیباج فرزند امام جعفر صادق (ع) نسب میرساند(زنگنه، ۱/۴۵۸).
شخصیت علمی و فرهنگی
تحصیل و تدریس: سیدعلی خامنهای تحصیل را در چهار سالگی از مکتبخانه و با فراگیری قرآن کریم شروع کرد. دوره دبستان را در نخستین مدرسه اسلامی مشهد، دارالتعلیم دیانتی، گذراند(آرشیو مرکز اسناد، شم۱۲۲۵). در همین ایام، یادگیری قرائت و تجوید قرآن را نزد برخی قاریان مشهد شروع کرد(بهبودی، ۴۹). همزمان با تحصیل در کلاس پنجم دبستان، تحصیلات مقدماتی حوزوی را نیز آغاز نمود. شوق وافر او به تحصیلات حوزوی و تشویق والدین سبب شد که وی پس از اتمام دوره دبستان، وارد دنیای طلبگی شود و تحصیل علوم دینی را در مدرسه سلیمانخان ادامه دهد. وی بخشی از مقدمات را نیز نزد پدر طی کرد. سپس به مدرسه نواب رفت و دوره سطح را در آن به پایان برد. همزمان با تحصیلات حوزوی دوره دبیرستان را تا سال دوم متوسطه ادامه داد(آرشیو مرکز اسناد، شم۱۲۲۶).
وی معالمالاصول را نزد آیتالله سید جلیل حسینی سیستانی و شرح لمعه را نزد پدر و میرزا احمد مدرس یزدی فراگرفت. رسائل، مکاسب و کفایه را نیز نزد پدر و آیتالله حاج شیخ هاشم قزوینی آموخت. در ۱۳۳۴ ش، در درس خارج فقه آیتالله سید محمدهادی میلانی حاضر شد. وی در ۱۳۳۶ ش طی سفر کوتاهی همراه خانواده به نجف رفت و در دروس مدرسان بنام حوزه علمیه نجف، از جمله آیات سید محسن حکیم، سید ابوالقاسم خویی، سید محمود شاهرودی، میرزا باقر زنجانی و میرزا حسن بجنوردی حضور یافت، ولی به دلیل عدم تمایل پدر برای اقامت در آن شهر به مشهد بازگشت(آرشیو مرکز اسناد، همانجا) و یک سال دیگر در درس آیتالله میلانی حاضر شد. سپس در ۱۳۳۷ ش به شوق ادامه تحصیل عازم حوزه علمیه قم گردید(بهبودی، ۷۸). در همین سال و پیش از عزیمت به قم، آیتالله محمدهادی میلانی به وی اجازه روایت داده بود(آرشیو مرکز اسناد، شم۱۲۳۲).
سیدعلی خامنهای، در قم نزد بزرگانی چون آیات حاج آقا حسین بروجردی، امام خمینی، حاج شیخ مرتضی حائری یزدی، سید محمد محقق داماد و علامه طباطبایی علم آموخت(همان، شم-۱۲۲۷). در مدت اقامت در قم اکثر وقت خود را به تحقیق، مطالعه و تدریس میگذراند. آیتالله خامنهای در ۱۳۴۳ ش به دلیل عارضه بینایی پدر و برای کمک به وی به ضرورت از قم به مشهد بازگشت و بار دیگر در جلسات درس آیتالله میلانی حضور یافت که تا ۱۳۴۹ ش ادامه داشت. او از ابتدای حضور در مشهد، به تدریس سطوح عالی فقه و اصول (رسائل و مکاسب و کفایه) و برگزاری جلسات تفسیر برای عموم همت گماشت. در این جلسات جمعیت کثیری از قشر جوان به ویژه دانشجویان حضور پیدا میکردند(همان، شم-۱۲۲۸). او در جلسات تفسیر خود، مهمترین پایههای فکری اسلام و اندیشه اسلامی را از خلال آیات قرآن استخراج و بیان مینمود و به تعمیق بنیانهای اندیشه مبارزه و براندازی حکومت طاغوت میپرداخت به صورتی که شرکتکننده در درس تفسیر او به این نتیجه ضروری و طبیعی میرسید که حکومتی بر پایه اسلام و معارف دین باید در کشور تحقق یابد. یکی از اهداف اصلی او از تفسیر، انتقال مبانی انقلاب اسلامی به جامعه بود. از ۱۳۴۷ ش درس تخصصی تفسیر را نیز برای طلاب علوم دینی شروع کرد که این دروس و جلسات تفسیر تا ۱۳۵۶ ش و قبل از دستگیری و تبعید به ایرانشهر ادامه داشت(خامنهای، جم). جلسات تفسیر در سالیانی از دوره ریاست جمهوری و پس از آن ادامه داشت. آیتالله خامنهای از ۱۳۶۹ ش تدریس خارج فقه را آغاز کرد و به تدریس ابواب جهاد، قصاص و مکاسب محرمه پرداخته است. این درس تا زمان حیات ایشان ادامه داشت.

آیتالله خامنهای دستی در ادبیات داشت و با سبکهای ادبی آشنا بود و نثر وی دارای سبک خاصی است. ایشان به مطالعه رُمان و داستان علاقهمند بود و بسیاری از رمانها و داستانهای معتبر دنیا را مطالعه کرده بود. این علاقه با مطالعه رمانها و آثار ادبی نویسندگان بزرگ جهان و تاریخ و فرهنگ ملل شرق و غرب تداوم پیدا کرد. ایشان حتی به نقد کتابهای ادبی و شعر هم میپرداخت. آیتالله خامنهای با بسیاری از شاعران، نویسندگان و روشنفکران زمانه در ارتباط بود. در ایامی که در مشهد حضور داشت در برخی از انجمنهای ادبی که با حضور شعرای بزرگ تشکیل میشد، شرکت میکرد(آرشیو مرکز اسناد، شم-۱۲۲۷) و به نقد شعر میپرداخت. ایشان اشعاری نیز سروده است و در سالهای اخیر تخلص «امین» را برگزیده بود.
مطالعه کتب معتبر تاریخی نیز بخش دیگری از برنامه مطالعاتی مداوم ایشان بود، به طوری که به مباحث و موضوعات تاریخ معاصر احاطه داشتند(تداوم...، ۲۱).
آثار
رهبر شهید تحقیق و تالیف را از دوران طلبگی آغاز کرد و تقریرات دروس استادان خود را نگاشت(آرشیو مرکز اسناد، شم-۱۲۲۸) و به ترجمه چند اثر نیز همت گماشت.
ایشان در دوره قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، این کتابها را تالیف کرد: ۱.چهار کتاب اصلی علم رجال، ۲.طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن، ۳.پیشوای صادق، ۴.از ژرفای نماز، ۵.صبر، ۶.روح توحید نفی عبودیت غیرخدا، ۷.گزارشی از سابقه تاریخی و اوضاع کنونی حوزه علمیه قم. در همان دوره این کتابها را نیز پس از افزودن تحقیقات خود به آنها، ترجمه و منتشر کرد: ۱.آینده در قلمرو اسلام، نوشته سیدقطب؛ ۲. صلح امام حسن: پرشکوهترین نرمش قهرمانانه تاریخ، نوشته شیخ راضی آلیاسین؛ ۳.تفسیر فی ظلال القرآن، نوشته سیدقطب، ۴. مسلمانان در نهضت آزادی هندوستان، نوشته عبدالمنعم النمر؛ ۵.ادعانامه علیه تمدن غرب.
افزون بر اینها بسیاری از آراء و اندیشههای رهبر شهید که در گفتارها و نوشتارهای ایشان و در قالب پیام، سخنرانی، خطبه و مصاحبه منعکس شده است، به صورت کتاب و نرمافزار با عناوین گوناگون و به صورت موضوعی منتشر شده و برخی از آنها نیز به زبانهای دیگر ترجمه شده است. همچنین پایاننامهها، رسالهها، مقالات و کتابهای گوناگونی ناظر به افکار و اندیشههای ایشان تالیف و تدوین شده است. بخشی از مجموعه بیانات و مکتوبات ایشان در دوره رهبری با عنوان حدیث ولایت منتشر شده است.

عنوان کتاب برگرفته از این بیت حافظ است که: « حافظ از چشمه حکمت به کف آور جامی/ بو که از لوحِ دلت نقشِ جهالت برود». منابع مورد استفاده نیز در پایان کتاب قرار دارد که راهنمای خوبی برای علاقهمندان به پژوهش در سیره قائد و رهبر شهید ایران اسلامی است. عکسهای پایان کتاب نیز لحظههایی از زیست زاهدانه رهبر شهید را به نمایش گذاشته است.
نظر شما