سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – کتاب تازهنشر «آنچه نآمد در کتاب و در خطاب» نوشتهی سیروس علینژاد، روزنامهنگار باسابقهی ایرانی، به تازگی از سوی انتشارات ققنوس روانهی بازار کتاب شده است. این اثر که در ۲۹۶ صفحه و قطع رقعی با جلد شومیز منتشر شده، به روایت زندگی، آثار و دیدگاههای محمدعلی موحد، ادیب، عرفانپژوه و حقوقدان برجستهی معاصر میپردازد. علینژاد در این کتاب با رویکردی گزارشگرانه و با نگاهی شیفتهوار، تلاش کرده است تصویری دقیق و امروزی از یکی از تأثیرگذارترین چهرههای فرهنگی ایران ترسیم کند.
سیروس علینژاد، متولد ۱۳۲۴ در کاکرود اشکور، از چهرههای شناختهشدهی روزنامهنگاری ایران است و سردبیری نشریات نامداری چون «آدینه»، «دنیای سخن» و «زمان» را در کارنامه دارد. او که بیش از پنج دهه در عرصهی خبر و گزارشگری فعال بوده، در این کتاب نیز همان سبک و سیاق همیشگی خود را حفظ کرده و به سراغ روایتی مستند و انسانمحور از دکتر موحد رفته است.
محمدعلی موحد، متولد ۱۳۰۲ در تبریز، از جمله اندیشمندانی است که آثار ماندگاری در حوزههای تاریخ، عرفان، نفت و ادبیات فارسی از خود به جای گذاشته است. تصحیح «مقالات شمس تبریزی» (برندهی جایزهی کتاب سال)، «خواب آشفتهی نفت» (برندهی جایزهی کتاب سال)، ترجمهی «سفرنامهی ابن بطوطه» و تصحیح «مثنوی معنوی» بخشی از کارنامهی پربار اوست.
علینژاد در بخشی از کتاب، دلیل شیفتگی خود به دکتر موحد را چنین بیان میکند: «مهمترین چیزی که مرا شیفته دکتر موحد کرده این است که نگاه او با نگاه دیگران تفاوت دارد و از قضا همواره نگاه درستتری به موضوعاتی داشته که به آنها پرداخته است. به تاریخ، به نفت، به مثنوی، به مقالات شمس نگاهی افکنده که به درد امروز میخورد.»
و در جای دیگر با اشاره به همجنس بودن رویکرد خود با دکتر موحد مینویسد: «نکتۀ دیگر این است که جنس کار او همان جنس کار من است. من روزنامهنویسم و کار گزارشگری را بیشتر دوست دارم تا اظهارات فاضلمآبانه و کار دکتر موحد نیز در بیشتر آثارش همچون مقالات شمس تبریزی، ابن بطوطه و خواب آشفتۀ نفت همان گزارشگری است و او گزارشگر زمانۀ خویش است، همانگونه که ابن بطوطه گزارشگر زمانۀ خود بود.»
در پشت جلد «آنچه نآمد در کتاب و در خطاب»، سیروس علینژاد با صراحتی کمنظیر از دشواری نوشتن دربارهٔ محمدعلی موحد سخن گفته است. او اعتراف میکند که ده سال سرگردان بوده که چه بنویسد و هنگام نوشتن متن پشت جلد تازه دریافته که آنچه نوشته «مواد اولیهای بیش نیست». علینژاد، دکتر موحد را انسانی «عجیب» و «ملغمه» توصیف میکند، آمیزهای از فلزات گوناگون که یک سرش به عرفانیات بند است و سر دیگرش در نفت. او مینویسد: «گفتن درباره این کتاب بسیار دشوار است، برای اینکه دکتر موحد شخصیت دشواری دارد؛ انسانی عجیب است، ملغمه است. ملغمه چیزی است که از فلزات گوناگون میسازند؛ آمیزهای از طلا، جواهر، نقره، و فلزات دیگر. دکتر موحد هم چنین است، از یک فلز نیست؛ یک سرش به عرفانیات بند است؛ مقالات شمس تبریزی تصحیح میکند؛ تفسیر مثنوی مینویسد؛ فصوصالحکم ترجمه میکند؛ به سفرنامهٔ ابن بطوطه دل میبندد و برای همهٔ آنها مقدمههای جاندار و تعلیقات مینویسد، در حالی که سر دیگرش در نفت است. تمام عمرش در نفت گذشته است. خواب نفت میبیند و خواب آشفتهٔ نفت مینویسد. به تاریخ اسلام و تاریخ معاصر میپردازد و... تازه اینها چیزهایی است که از او بروز کرده و میتوان تشخیص داد. درون و ذهنش از این هم پیچیدهتر است و نمیتوان او را شناخت. برای همین من ده سالی سرگردان بودهام که چه بنویسم و هنگام نوشتن متن پشت جلد کتاب تازه فهمیدم آنچه نوشتهام مواد اولیهای بیش نیست. اگر باید دربارهٔ دکتر موحد چیزی نوشت، که باید نوشت، دربارهٔ آن ملغمه باید نوشت. چه کسی از پس چنین کاری برمیآید؟»
این اعتراف صریح نویسنده، خود گواهی است بر عظمت سوژه و دشواری روایت او؛ کتابی که حاصل ده سال تأمل و سرگردانی سیروس علینژاد است.
کتاب «آنچه نآمد در کتاب و در خطاب» در سال ۱۴۰۵ با کاغذ بالک و در قطع رقعی منتشر شده و انتشارات ققنوس آن را در ۲۹۶ صفحه با جلد شومیز و با قیمت ۴۹۰هزار تومان به چاپ رسانده است.
نظر شما