به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، یونس عزیزی نویسنده و داستاننویس در نشست رونمایی از رمان «رودی و مستمر مو سفید» نوشته مینا سعادتپور به میزبانی انجمن ادبی ماها در دانشگاه هنر و اندیشه قم گفت: قصه، نه یک بازمانده از گذشته، بلکه خیال مشترک همیشگی بشریت است. اگرچه لباس روایت از اسطوره و امر قدسی به داستان و امر روزمره تغییر کرده است، اما نبض جریان آن هرگز تغییر نکرده است.
عزیزی تاکید کرد: همانطور که در ابتدا گفتیم قصه خیال مشترک است. با بازخوانی شاهنامه در قالب فانتزی، ما در واقع داریم آن خیال مشترکِ ایرانی را برای نسل جدید بازتعریف میکنیم و در قالب جدید در صدد نجات جهان شاهنامه هستیم، همانطور که شخصیت اصلی رمان متکفل این موضوع است و از قضا نویسنده کتاب سرکار خانم سعادتپور هم در این مسیر حرکت میکند.
وی افزود: ما از زمان نخستین، همواره در حال روایت کردن بودهایم تا بتوانیم آشوب هستی را به نظم معنا تبدیل کنیم. اساطیر کهن و داستانهای مدرن، دو نمود از یک حقیقتاند. اینکه انسان، موجودی است که برای زیستن، نیاز دارد جهان را در قالب یک داستان ببیند. قصه، همان نخ تسبیح نامرئی است که دانههای پراکنده تجربههای بشری را در رشته واحد معنا به هم متصل نگه داشته است
این نویسنده تصریح کرد: انسانها فارغ از زمان و مکان، از یک زبان تخیل واحد استفاده میکنند. اسطوره و داستان مدرن، دو روی یک سکه هستند؛ یکی با لباس امر قدسی و ماورایی میآید و دیگری با لباس امر روزمره و واقعگرایانه اما موتور محرک هر دو، یکی است.
عزیزی با بیان اینکه قصه به مثابه پل همدلی میان انسانهاست، افزود: انسان موجودی است که در تنهایی مطلق خود محصور است، اما قصه این حصار را میشکند. قصه به ما اجازه میدهد که دیگری باشیم و درد یک قهرمان در هزار سال پیش را حس کنیم یا اضطراب یک شخصیت در یک رمان مدرن را درک کنیم. این همان وجه اشتراکی است که باعث میشود تجربهی فردی، به تجربهی جمعی تبدیل شود.
استفاده از ظرفیت شاهنامه برای خلق رمان فانتزی ایرانی صرفاً یک انتخاب نیست
نویسنده رمان «چپدستها» بیان کرد: انسان تنها موجودی است که میپرسد من کیستم؟ قصه، بستری است که در آن، انسان با بازتاب دادن زندگی در قالب شخصیتها، خودش را میبیند. ما از طریق داستانها، با تضادهای درونی، اخلاقی، ترسها و آرزوهای خود روبرو میشویم.
وی با توجه به اقتباس رمان «رودی و مستر مو سفید» از قصه شاهنامه برای خلق یک رمان فانتزی گفت: استفاده از ظرفیت شاهنامه به عنوان یک قصه اساطیری برای خلق یک رمان فانتزی ایرانی صرفاً یک انتخاب ادبی نیست؛ بلکه استخراج منابع از یکی از غنیترین و منسجمترین جهانهای اساطیری جهان است. شاهنامه نه فقط یک کتاب، بلکه یک مجموعه ابزار کامل برای جهانسازی است و آنچه در رمان فانتزی بسیار اهمیت دارد همین موضوع ساخت جهان ویژه و باورپذیر کردن آن جهان ساختگی است.
عزیزی در پایان با موفق دانستن نویسنده در خلق یک رمان فانتزی ایرانی و اهمیت باورپذیری در این نوع از داستانها گفت: نویسنده از طرفی با ایجاد حس همذاتپنداری با استفاده از حواس، اتفاقها و فکرهای مشترک بین کارکتر و مخاطب و از طرف دیگر با تصویرسازی و توصیفهای دقیق و موثر جهان فانتزی باورپذیری را برای مخاطب ساخته است.

مضمون طرد شدگی در کل رمان قابل مشاهده است
در بخش دیگری از این برنامه سمیه سلطانپور کارگزار ادبی و فعال حوزه ادبیات داستانی رمان «رودی و مستر موسفید» را یک رمان نوجوان معرفی کرد و گفت: این اثر یک رمان نوجوان است که اقتباس شده از بخش اول داستان زندگی زال در شاهنامه است.
وی ادامه داد: داستان زندگی زال از اینجا شروع میشود که برای سام، پهلوان ایرانی فرزندی به دنیا میآید و این فرزند تمام موهای بدن و سر و صورتش سفید است. پدر از این ماجرا وحشت میکند و میترسد که مردم درباره این بچه چه خواهند گفت و تصمیم میگیرد این بچه را نگه ندارد. پس دستور میدهد بچه را سر به نیست کنند.
سلطانپور افزود: بچه را کنار کوه قاف که محل زندگی سیمرغ است رها میکنند و این کودک توسط سیمرغ بزرگ میشود. این بخش از ماجرا دستمایه نوشتن رمان خانم سعادتپور است.
کارگزار ادبی تصریح کرد: در این ماجرا طرد شدگی توسط والد برای فرزند اتفاق میافتد و ما در کل رمان «رودی و مستر موسفید» این طرد شدگی را میبینیم. هم زال طرد شده است هم رودی از طرف خانواده طرد میشود و به روستا فرستاده میشود و کنار کوه در خانه عمه سیندخت و بقیه افرادی که توی این ماجرا هستند، زندگی میکند.
وی یادآور شد: ما یک مسیر طردشدگی در ر مان داریم که خانم سعادتپور خیلی خوب این مضمون را توی رمانشان آورده است. یک نوجوان پانزده ساله که تلاش میکند برای رسیدن به هدف دست به خیلی کارها بزند که برایش دردسر آفرین است.
این فعال فرهنگی بیان کرد: در دنیای فانتزی که خانم سعادتپور ساخته است نه شخصیتهای شاهنامه میتوانند وارد دنیای مدرن شوند و نه آدمهای دنیای مدرن میتوانند وارد دنیای شاهنامه شوند. یک غارمانندی حدفاصل کوه وجود دارد که در این غار میتوانند شخصیتها به هم برسند و همدیگر رو ببینند و با هم گفتوگو کنند. اگر کسی از مرز این جهانها عبور کند به نابودی دنیای شاهنامه منجر خواهد شد.
وی در پایان گفت: مسیری که در داستان، خانم سعادتپور برای مخاطب میسازد یک مسیر جذاب است که از ادغام ایدههای شاهنامه و زندگی مدرن به وجود میآید. در واقع شخصیت رودی که وارد ماجرا میشود یک شخصیتی است که با نوجوان امروزی ما خیلی تطابق دارد. یکی از جذابیتهای خیلی خوب این رمان این است که با شخصیت نوجوان فعلی که در ایران زندگی میکند خیلی تطابق فکری و اخلاقی دارد.
نظر شما