به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در شیراز، در ابتدای این نشست که چهارشنبه شب در سینما پلازا برگزار شد، علی آذری منتقد سینما به بهانه پخش فیلم «راشامون» گفت: راسو یعنی قصر مون یعنی دروازه. در اصل نام این فیلم دروازه قصر است.
در این نشست تحلیلی که با حضور نادعلی شجاعی، فیلمساز و کاوه بهبهانی، مولف برگزار شد، آذری درباره راشامون و داستان در یک بیشه عنوان کرد: کوروساوا به شدت در داستان به سیر قصه وفادار است. در این فیلم هیچ یک از شخصیتها نام ندارد و فقط یک نفر نامیده شده است.
این فعال سینما با بیان اینکه روایتها در این فیلم به نقض دیگری می پردازد، افزود: کوروساوا پس از ساخت فیلم راشامون مورد پرسش قرار گرفت و او این فیلم را زندگی دانست.
أذری در ادامه عنوان کرد: بخش اسکار غیر انگلیسی زبان به خاطر این فیلم شکل گرفت. همچنین بازسازیهای مختلفی به واسطه این فیلم در سینما شکل گرفته است.
وی با اشاره به اینکه کوروساوا سینمای غرب را تحت تأثیر قرار داد و تا همین اواخر ادامه یافته است، ادامه داد: آن چه که مهمترین بازسازی این فیلم برای ما ایرانیها حایز اهمیت است اینکه «مرگ یزدگرد» بیضایی نیز با الهام از این اثر ساخته شده است. بیضایی در این فیلم مرگ خسرو پرویز به دست یک آسیابان را روایت میکند که کشته شدن سادهای نیست و بیضایی روی ابهام در روایت تاکید میکند.
به گفته آذری، در مرگ یزدگرد مبهم شدن تاریخ است و این را کاملا میشود بسط به حوزههای مختلف داد.
او با این حال تاکید کرد که «برخلاف داستان اصلی ابهام و تلخی فیلم این گونه نیست و بالاخره باران بند میآید. نوری که تابیده میشود به آدمها در جهان کوروساوا شکل می گیرد و او شروع به درخشیدن میکند.
نادعلی شجاعی نیز از ارزشهای این فیلم نام برد و سپس کاوه بهبهانی به دو مواجهه فلسفی در این فیلم اشاره کرد.
وی دو نوع مواجهه را برای راشامون نام برد و عنوان کرد: فلسفه نخست اینکه فیلم را بیندیشیم و لحظهای که فیلم را فلسفیدن کنید.
بهبهانی، عنوان کرد: در این فیلم شاهد این هستیم که واقعهای رخ داده و ما با چهار روایت از واقعه روبه رو میشویم. یک برداشت از این فیلم نسبی گرایی را تبلیغ میکند. این دیدگاه به لحاظ فلسفی نادرست است. در این ماجرا ۴روایت داریم. برهان پیچیده تر غلط بودن نسبی گرایی است.
مولف کتاب «از اخلاق پژوهی تا زیبایی شناسی» در ادامه با بیان اینکه رسیدن به حقیقت دشوار است، تصریح کرد: مسئله این فیلم شاهد عینی است که یکی از خطاپذیرترینها در این حوزه است.
به گفته بهبهانی، با توجه به نکتهای که دکتر آذری اشاره کرد، مرگ یزدگرد یک فیلم پرسپکتیوی است.
وی در پایان تصریح کرد: استعاره حقیقت و نور در این فیلم با تم غربی بازی شده است. به عبارت دیگر به قول نیچه وای اگر حقیقت زن باشد آنگاه چه؟
در سلسله نشستهای خوانشهای میان رشته ای سینما، سینما و سینما،سینما وموسیقی، سینما و تئاتر،سینما وتجسمی، سینما و معماری و سینما و ادبیات بررسی شد.
به گزارش ایبنا؛ در ادامه سلسله نشستهای خوانشهای میان رشته ای سینما، پنجشنبه ۲۸ خرداد جاری نشست سینما و روانشناسی با حضور وحید جهانمیری، نادعلی شجاعی و علی معینی به پخش فیلم «ساعتها» اختصاص دارد.
نظر شما