پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۰
الگوی قهرمان عرفانی در دستگاه فکری مولانا

مرکزی ـ نشست تخصصی و درس‌گفتار «شرح و تفسیر مثنوی مولوی» با نگاهی میان‌رشته‌ای به اخلاق، عرفان تطبیقی، روان‌شناسی و فلسفه، با حضور مرتضی لطیفی، استاد ادبیات و زبان فارسی، در خانه فرهنگ اراک برگزار شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در اراک، در این نشست که با حضور جمعی از شاعران و علاقه‌مندان ادبیات فارسی برگزار شد، مرتضی لطیفی با اشاره به الگوی قهرمان عرفانی در دستگاه فکری مولانا و مثنوی گفت: «قهرمان و ضدقهرمان» یا به تعبیر گسترده‌تر، نیروی سازنده و نیروی بازدارنده، یکی از الگوهای تکرارشونده و بسیار ژرف در اسطوره، ادبیات، دین و عرفان است. قهرمان کسی است که در میدان نبرد بیرونی و درونی، از مرز «خودِ معمول» فراتر می‌رود؛ مانند رستم در شاهنامه.

وی افزود: مکنزی، پژوهشگر انگلیسی زبان‌های ایرانی، می‌گوید این واژه معرّب یا عربی‌شده «kār-framān» به معنای مباشر، پیشکار و موکل دخل و خرج، یعنی کسی که از طرف دیگری کاری را بر عهده می‌گیرد، است. اما به گمانم این واژه فارسی، با پیشینه‌ای که در ادبیات، عرفان و اسطوره‌های جهانی دارد، باید از ریشه «کار ـ کَر + مان» به معنای اندیشه، معنا و معنویت باشد.

لطیفی ادامه داد: نمونه‌های آن را می‌توان در واژه‌هایی چون «بهمن» و «هومن» به معنای «اندیشه نیک» یا «دشمن» به معنای ضد منش، انسانیت و معنویت مشاهده کرد که اتفاقاً در زبان انگلیسی نیز با واژه‌های «mean» به معنای معنی و هدف داشتن و «mind» به معنای خرد و ذهن همسو است. «قهرمان» کسی است که هدف و معنایی را در درون و بیرون خویش به کنش درمی‌آورد. بنابراین نباید گمان کنیم قهرمان فقط یک کنشگر بزرگ است که به جنگ اژدها می‌رود یا بارهای سنگین برمی‌دارد.

این استاد ادبیات فارسی اظهار کرد: در ادبیات حماسی، قهرمان معمولاً با قدرت، جنگ، شکست دشمن و چیرگی بر هیولا شناخته می‌شود؛ اما قهرمان شدن در عرفان و دستگاه فکری کسانی چون مولوی و حافظ، در گرو رام کردن هیولاهایی چون خودخواهی، ترس، حرص، غرور، جهل و دورویی و در نتیجه اهلی شدن آدمی است.

وی گفت: «پیر مغان» و «رند»، قهرمانان اندیشه حافظ هستند که برخلاف ناقهرمانانی مانند واعظ یا زاهد که گرفتار ریا، ظاهرپرستی و غرور معنوی‌اند، به جای «نمایش فضیلت و دینداری دراماتیک»، حقیقت و عشق را با مدارا و عیب‌پوشی زندگی می‌کنند.

لطیفی سپس به ویژگی‌های برجسته قهرمان در مثنوی اشاره کرد و گفت: نخستین ویژگی، تاب‌آوری در برابر تندباد حوادث است؛ نه صرفاً تحمل رنج، بلکه تبدیل رنج به رشد. انسان معمولی وقتی با سختی، گرفتاری و بلا روبه‌رو می‌شود، با شکایت و خشم فرومی‌رود؛ اما انسان پخته در مثنوی با معناسازی رنج، آن را در خویش تقلیل می‌دهد.

الگوی قهرمان عرفانی در دستگاه فکری مولانا

وی افزود: یکی از زیباترین تناقض‌های شخصیت قهرمان مولوی این است که او «کوچکِ بزرگ» یا «فروتنِ شکوهمند» است.

وی ادامه داد: در جهان بیرونی، بسیاری بزرگی را با قدرت، شهرت، ثروت و نمایش می‌سنجند؛ اما در مثنوی، بزرگی از جایی آغاز می‌شود که «منِ متورم و مغرور» چون مرغی ضعیف، کوچک و فروتن شده و خود را مرکز عالم نمی‌بیند. او به اندازه‌ای رشد کرده که نیازی ندارد با نمایش اقتدار، خویش را ثابت کند. فروتنی او از ضعف نیست، بلکه نتیجه یکپارچگی و قدرت درونی است.

لطیفی تصریح کرد: کسی که هنوز گرفتار نیاز به دیده شدن است، در اسارت نگاه و تأیید دیگران قرار دارد و نمی‌تواند خودانگیخته، خودفرمانروا و اصیل باشد.

الگوی قهرمان عرفانی در دستگاه فکری مولانا

وی با بیان اینکه ناکرانمندی کمال و رشد و نیز پادشاهی درون از دیگر مفاهیم و ویژگی‌های قهرمان در مثنوی است، گفت: او برخلاف انسان ناپخته و ناقهرمان که می‌خواهد بر جهان بیرون پادشاهی کند، پادشاه بخش‌های تاریک وجود خویش و چیره بر اژدهای درون است و به قول مولوی در راه رشد و کمال، «معراج دم‌به‌دم» دارد.

وی در پایان گفت: مولوی معتقد است انسان قهرمان «نقطه پایان» ندارد. او یک پروژه تمام‌شده مکانی و زمانی نیست، بلکه شدنی پیوسته و دائمی است. او مانند چشمه‌ای است که باید همواره جاری باشد. اگر تصور کند به کمال نهایی رسیده است، بی‌گمان در دام حجاب، توقف و غرور افتاده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها