سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) - خدیجه سلمانی سولا: همین که ماه محرم با حال و هوای خاص و حزنانگیزش به اردبیل پا میگذارد، مردم از کوچک و بزرگ لباس عزا میپوشند و شهر یکپارچه در غم و ماتم فرو میرود. مساجد و تکایا با بیرقهای سبز، سرخ و سیاه آذین بسته میشوند و رنگ و بوی آزادگی و حرّیت، فضای شهر را آکنده میکند.
شهر از چند روز مانده به محرم تا عاشورای حسینی در کسوت عزاست و از هر گوشه شهر نوای «حسینیم وای» به گوش میرسد. مردم هر شهر و محله با آداب و رسوم خاصی این واقعه تاریخی را گرامی میدارند و برای سرور آزادگان جهان، عزاداری میکنند.
خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در اردبیل برای آشنایی با برخی از این آیینهای کهن با پژوهشگران و نویسندگان این استان به گفتوگو پرداخته است.
رئیس بنیاد ایرانشناسی استان اردبیل در این گفتوگو بیان کرد: مراسم ایام ماه محرم اردبیل با عزاداری در سالروز شهادت مسلم ابن عقیل آغاز میشود و بعد با آیین معروف طشتگذاری شکل رسمی به خود میگیرد. این مراسم از ۲۷ ذیحجه شروع شده و هر روز در دو محله از شهر، مراسم طشتگذاری برگزار میشود. روز اول در محلات طوی و اونچی میدان، روز دوم در اوچ دکان و سرچشمه و در آخرین روز از ماه ذیحجه، طشتگذاری در محله پیرعبدالملک و عالی قاپو انجام میشود.
طشتگذاری و جایگاه آب در ادبیات عاشورایی
محمود محمد هدایتی با بیان نقش آب در ادبیات عاشورایی و دلیل برگزاری این رسم تاریخی بیان کرد: از دوره صفویه بنا به مستندات تاریخی به جا مانده، در طراحی مساجد اردبیل محرابی را در شبستان اصلی مشابه محراب به عنوان طشتخانه طراحی کردهاند، طشتخانه محل چیدمان چند طشت از نوع برنجی و مسی بزرگ با نقوش مذهبی بر روی سکوی طشتخانه بود و همیشه نیز از آب زلال و قابل شرب پر بود.
وی ادامه داد: قرنها پیش وسیلهای برای استحصال آب در شهرها وجود نداشت، آب به عنوان مایه حیات توسط «میرابها» از ناحیه «آبران اردبیل» نزدیکی رودخانه «بالیخلی» با تلمبه دستی کشیده میشد و با گاری در کوچه پس کوچهها به مردم فروخته میشد. در ماه محرم، برای رفع تشنگی عزاداران، طشتخانه بهترین محل برای احسان همین آب بود. این طشتها به یاد طشتهای حسینی منزلگاه شراف در ۲۷ ذیحجه الحرام سال ۶۰ هجری قمری برای لشکر «حر» بر روی زمین چیده شد و لشکر دشمن از آن سیراب شدند. اکنون بیش از ۵ قرن است که مراسم طشتگذاری در شهر اردبیل در همین روز برگزار میشود. برپایی این آیین یعنی عزاداری مردم اردبیل برای سالار شهیدان به طور رسمی آغاز شده است.

پژوهشگر تاریخ استان اردبیل با بیان اینکه طشتگذاری این شهر در فهرست آثار معنوی و ملی کشور به ثبت رسیده است، ادامه داد: شکل این مراسم در مسجد جامع اردبیل این طور است؛ زنجیر زنان شش محله معروف اردبیل، طوی، گازران، اوچدکان، سرچشمه، پیر عبدالملک و عالیقاپو وارد مسجد میشوند و هیئت امنای این محلات طشتهای حسینی را به دوش خود کشیده و در حالیکه متاثر و عزادار هستند، داخل دسته زنجیرزنان قرار میگیرند و در کنار آنها جوانان کوزه به دست نیز با سر دادن «الدخیل یا ابوالفضل» به سمت طشتخانه حرکت میکنند. چندین شمعدان مسی نیز با شمعهای روشن طشتها را همراهی میکنند، اوج این مراسم زمانی است که طشتها در جایگاه خود قرار میگیرد و آب کوزهها داخلشان ریخته میشود. در آن لحظه مرثیه و بکایی مسجد را پر میکند که قابل توصیف نیست.
آیینی با نام «شاخسی و واخسی»
هدایتی از یک آیین خاص روستاها و شهرستانهای اردبیل به نام شاهحسین یا همان « شاخسی، واخسی» نام برد و گفت: بنا بر سنت دیرینه، همه ساله ۱۰ روز مانده به محرم، شرکتکنندگان در این مراسم به ویژه جوانان و مردان در میدان شهرها و روستاها دور هم جمع میشوند و با به دست گرفتن چوب دستی به عنوان نمادی از شمشیر در دست راست، صف دایرهواری میبندند و دست چپ خود را از پشت بر کمر نفر سمت چپ خود میگیرند و بدین طریق صف فشرده و مرتبی به وجود میآورند و یکصدا شاخسی و واخسی گویان اشک ماتم میریزند. در گذشته یک ماه قبل از محرم و بیشتر از فردای عید قربان با تشکیل دستههای شاه حسینی این شکل از عزاداری برگزار میشد.
رئیس بنیاد ایرانشناسی اردبیل با بیان اینکه در مورد عزاداری اردبیل جهانگردان مختلفی مطلب نوشتهاند، بیان کرد: آدام اولئاریوس در سفرنامه خود در صفحه ۴۸۷ نوشته است: در آن موقع در اردبیل مراسم خاصی انجام میشد. جوانان در کوچه و خیابانها دور هم جمع شده و دستههایی را تشکیل میدادند و با بیرقهای بلند در حالیکه فریاد «یا حسین یا حسین» سر میدادند، به طرف مساجد و تکایا رفته و زیر چادرهای بزرگ اجتماع کرده و در حالیکه مشعلهایی در دست داشتند با فریاد و شیون زیاد که خون به صورت آنها آمده و رنگ و رویشان سرخ میشد، عزاداری میکردند.
تعزیه اردبیل در کتابهای جهانگردان
در ادامه این کتاب ذکر شده: در آخرین روز ایام عزاداری دستهجات شب و روز در معابر و خیابانها عزاداری میکردند. محل اجتماع اصلی این دستهجات جلوی مزار شیخ صفیالدین است که پرچم و بیرق بلندی را که بنا بر روایاتی فاطمه دختر پیامبر بدست خود برافراشته و شیخ صدرالدین پسر شیخ صفی این پرچم را از مدینه به اردبیل آورده و در آنجا نصب کردهاند.
به گفته هدایتی در این سفرنامه نیز به محلات و خولاهای عزاداری اردبیل اشاره شده است و آمده؛ محلات پنجگانه اردبیل هر یک دستهای جداگانه دارند و این دستهجات از شعرای اردبیل بهترین اشعار و نوحهها را گرفته و آن اشعار توسط یک نوحهخوان خوش آواز در میدان اجرا میشود.
آیین شمع پایلاماق و فلسفه ۴۱ مسجد
هدایتی ادامه داد: مردم اردبیل که تا روز هشتم محرم در یک برنامه منظم در بازار و خیابانها مراسم سنتی و سنواتی خود را اجرا کردهاند، خود را برای برگزاری یک آیین مهم دیگر یعنی «شام پایلاماق» یعنی شمعگردانی و شمعافروزی آماده میکنند. طشتهایی که قبلا به آنها اشاره شد، دوباره در نخستین ساعت روز تاسوعا از آب زلال پر میشوند. طبق آداب گذشتگان قندیلهای شمع را که با اصطلاح محلی به آن «خیزان» گفته میشود، در کنار طشتها قرار میدهند.
وی اضافه کرد: از ساعت دو بعدازظهر روز تاسوعای حسینی، دستهجات در تمام سطح شهر به حرکت در میآیند. این بار مراسم شمعگذاری تابع و تحت نظارت و کنترل محلات ششگانه نیست، بلکه تجمع در قالب اعضای خانوادهها و محلهها صورت میگیرد. مسیرهای شمعگذاری هم دیگر تابع آن نظم کلی و مسیر تعیین شده دهه محرم نیست. هر کس پای پیاده به ۴۱ مسجد نزدیک محله خود رفته و با شمعافروزی در طشتخانه مسجد نذر خود را ادا میکند. این مراسم تا اذان مغرب در تمام مساجد و تکایا و حسینیههای اردبیل اجرا میشود.

هدایتی در خصوص فلسفه این آیین اظهار کرد: به نظر مردم اردبیل، اسرای کربلا در جریان اسارت خود و سفر از کربلا تا شام بعد از واقعه عاشورا ۴۱ منزل بینراهی را در خاموشی و تاریکی شب سپری کردهاند؛ بنابراین به نماد روشناییبخشی به آن ۴۱ منزل، در طشتخانههای مساجد ۴۱ شمع توسط هر فردی افروخته میشود. همراه با این شمع افروزی اشعار دو بیتی مختلفی از جمله؛ حسین شهید/ اکبر شهید، الدخیل علمدار/ الدخیل سپهدار، وای حسن/ وای حسین همراه با گریه و زاری خوانده میشود.
نوای «قان یاغدی کربلاده» در جای جای اردبیل
این پژوهشگر ادامه داد: روز عاشورا اوج مراسم مردم اردبیل است. کمتر کسی در این روز در خانه میماند. خیابانها مملو از عزاداران سیاهپوش میشود. در اولین ساعت روز زیارت عاشورا خوانده میشود. این مراسم تا گسترش فلق بر بالای شهر و روستاها ادامه دارد. سپس دستهجات عزاداری با سر دادن دو بیتیهای حزن انگیز به سر و سینه میزنند. گروه اول بیت اول را میخواند و گروه دوم پاسخش را میدهد. به عنوان نمونه دسته اول فریاد بر میآروند: قانیاغدی کربلاده، صحرایه یا محمد؛ اؤلدی حسین خبر وئر، زهرایه یا محمد در برابر دسته دوم نوا میدهند: قان یاغدی کربلاده، طوفاندی یا محمد/ گوندر کفن حسینه، عریاندی یا محمد.
هدایتی بیان کرد: از قدیم، بیشتر محلات و روستاهای اردبیل به شبیهگردانی معروف هستند و در روز عاشورا واقعه آن روز توسط شبیهگردانان به نمایش در میآید. همچنین یکی از آداب خوب مردم اردبیل در روزهای تاسوعا و عاشورای حسینی، نذر و احسان دادن است. در این روزها در نقاط مختلف شهر، بوی غذا و احسان پیچیده میشود و بساط چای صلواتی و غذای بدون دعوت در منازل و تکایا باز است. سرو غذاهایی چون حلوا، آش رشته، شربت زعفران، آش شیربرنج، پلو با خورشت قیمه و قورمه سبزی و مرغ از آن جمله هستند.
وی در ادامه به شرح مراسم شام غریبان پرداخت که با غروب آفتاب شروع میشود و تا نیمه شب در مساجد اردبیل ادامه مییابد، در شب شام غریبان، در داخل مساجد چراغها را خاموش میکنند و در تاریکی دستهجات سینهزنی بر سر و سینه میزنند و این ابیات را معمولا میخوانند؛ گلمیشیک ای شیعهلر شام غریبانه بیز/ وئرمه یه باش ساغلیغی زینب نالانه بیز.
فلسفه بیرق و پرچم در کهنشهر اردبیل
یکی دیگر از پژوهشگران در حوزه عزاداری اردبیل نیز به خبرنگار ایبنا گفت: بیرق در عزاداری اردبیل جایگاه خاصی دارد و مایه آبرو و احترام هر محله محسوب میشود. چون از دیرباز اردبیل به شش محله تقسیم شده است، هر کدام از این محلات پرچم خاص خود را دارند. مهمترین آنها بیرق محله «گازران» است که اهدایی نادر شاه افشار بوده و با خطوط عالی نوشته و زردوزی شده است. این پرچم هر سال در روز تاسوعا برای مشاهده عموم در جای مخصوص قرار داده میشود. بیرق دیگر متعلق به محله «طوی» است که از دو مثلث قائمالزاویه تشکیل شده و جنس آن از شال است.
نادر پرستار اظهار کرد: طوقها نیز نقش مهمی در عزاداری مردم اردبیل دارند. قدمت این طوقها به دوره صفویه برمیگردد که مشهورترین و مهمترین آنها مربوط به محلات پیر عبدالملک و عالی قاپو است. جنس این طوقها از فولاد و لنگردار است و به دلیل سنگینی حمل آن برای همه مقدور نیست.

وی اضافه کرد: بشیک یا گهواره نیز یکی از نمادهایی است که در دستهجات عزاداری اردبیل بویژه در روز عاشورا از آن استفاده میشود. گهواره کوچکی که با پارچههای سبز و مشکی پوشانده میشود و حمل آن بر عهده دختران کوچک و نوجوان است که با قرائت اشعاری برای فرزند شش ماهه امام حسین (ع)، اندوه خاصی را در بین عزاداران ایجاد میکنند.
این پژوهشگر از عنوان «پنجه» یاد کرد و گفت: این علامت، معنای سمبلیکی دارد که در بالای پرچمها و بیرقهای محلات نصب میشود و جنس آن از برنز است. نصب این علامت بالای پرچمهای عزا، نشانه دو دست بریده علمدار کربلا بوده و عدهای نیز آن را نشانه پنج تن آل عبا میدانند.
وی یادآور شد: در کل به عقیده برخی پژوهشگران زبان دین زبان رمز، نماد و اسطوره است و خیلی از این آیینهای ماه محرم از دل همین نماد و اسطورهها بیرون آمدند. واقعه عاشورا نیز گرچه با تاریخ پیوند دارد، اما عناصر و باورهای اسطورهای زیادی از منطقه آسیای غربی، مدیترانه و شمال آفریقا و حتی ایران را در خود جایداده است؛ همچنین آیینهای عاشورا در طول صدها سال بسیاری از باورها، اسطورهها و آیینهای بومی حوزههای جغرافیایی زیر نفوذ اسلام در شرق و غرب عالم را در خود جذب کرده است.
مطالب عنوان شده در این گزارش تنها بخشی از آیینهای مردم استان اردبیل در ماه محرم بود، آیینهای عزاداری مردم این دیار بسیار گسترده و هر کدام دارای فلسفهای است که برای شرح آن دهها کتاب تالیف شده است.
نظر شما