سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ سریال جدید محمدحسین مهدویان، کلاغ، این روزها مهمترین نماینده شبکه نمایش خانگی در بسته دیداری مردم است. سریالی جذاب با ریتمی پرکشش که تماشاگران بسیاری پیدا کرده و مخصوصا با انتشار قسمت دوم تحسین منتقدان را نیز برانگیخته است. گفته میشود که کلاغ، اقتباسی است از رمان «مه و شب» نوشته احمت اومیت (احمد امید)، نویسنده چپگرای ترک.
رمان «مه و شب» اثر احمت اومیت که در سال ۱۹۹۶ منتشر شد، یکی از مهمترین آثار پلیسی ـ سیاسی ادبیات معاصر ترکیه به شمار میرود و بسیاری از منتقدان و کارشناسان، آن را نقطه عطفی در کارنامه اومیت میدانند. این رمان فقط یک داستان جنایی نیست بلکه روایتی است از عشق، خیانت، وجدان، قدرت و تاریکیهای پنهان دولت و جامعه.
قهرمان داستان، «سدات»، مأمور سازمان اطلاعات ترکیه است. او مردی میانسال، متأهل و گرفتار بحرانهای شخصی و حرفهای است که با دختری جوان به نام «مینه» رابطهای عاشقانه دارد. وقتی مینه ناگهان ناپدید میشود، جستوجوی سدات برای یافتن او آغاز میشود؛ جستوجویی که بهتدریج از یک ماجرای عاشقانه فراتر میرود و او را به شبکهای از توطئهها، عملیات مخفی، قتلهای ثبتنشده و مناسبات تاریک قدرت میرساند.

یکی از ویژگیهای برجسته رمان، فضای مهآلود آن است. «مه» در اینجا بیشتر استعارهای است از ابهامهای فکری، مخصوصا از حیث اخلاقی. در جهان رمان، مرز میان خیر و شر، قربانی و مجرم، عشق و خیانت پیوسته محو میشود. هرچه سدات بیشتر به حقیقت نزدیک میشود، تصویر روشنی که از خود و جهان پیرامونش داشته فرو میریزد.
اومیت در این رمان، استانبول را نیز به یک شخصیت تبدیل میکند. شهری با خیابانهای فراموششده، اقلیتهای قومی، حاشیهنشینان و آدمهایی که در سایه زندگی میکنند. به همین دلیل، «مه و شب» علاوه بر جنبه معمایی، تصویری اجتماعی از ترکیه دهه ۱۹۹۰ نیز ارائه میدهد.
تعلیق روانشناختی داستان
از نظر فنی، کشش رمان تا حد زیادی از «تعلیق روانشناختی» ناشی میشود. خواننده فقط نمیخواهد بداند مینه کجاست، میخواهد بفهمد سدات واقعاً چه کسی است. راز اصلی داستان نه در بیرون، بلکه در درون شخصیت اصلی پنهان شده است. همین ویژگی باعث شده که بسیاری از منتقدان، «مه و شب» را بیش از آنکه یک رمان پلیسی بدانند، رمانی درباره وجدان و مسئولیت فردی در برابر خشونت سیاسی تلقی کنند.
یکی از مهمترین درسهایی که «مه و شب» به نویسندگان و فیلمنامهنویسان میدهد، این است که کشش سناریو، الزاماً از حوادث بزرگ و ویرانگر به وجود نمیآید. بسیاری از نویسندگان گمان میکنند برای نگه داشتن مخاطب باید مدام اتفاقهای تازه خلق کنند؛ قتلهای بیشتر، تعقیب و گریزهای بیشتر یا پیچشهای داستانی غافلگیرکنندهتر. اما اومیت نشان میدهد که گاهی یک فقدان، یک غیبت یا یک سؤال بیپاسخ میتواند نیرویی بسیار قدرتمندتر برای پیش راندن روایت باشد.
در «مه و شب»، ناپدید شدن مینه تنها یک رویداد نیست، زخمی است که هرچه داستان جلوتر میرود عمیقتر میشود. مخاطب در آغاز میخواهد سرنوشت یکی از کاراکترها را بداند، اما به تدریج درمییابد که موضوع اصلی رمان خودِ مینه نیست. او بهانهای است برای کاوش در ذهن مردی که سالها در دستگاه امنیتی کار کرده، دستور گرفته، دستور داده و اکنون ناچار است با گذشته خود روبهرو شود. به همین دلیل، جستوجوی بیرونی با جستوجویی درونی گره میخورد و کشش داستان از همین نقطه نیرو میگیرد.
آشکار شدن لایه لایه حقیقت
نکته مهم دیگر این است که اومیت اطلاعات را یکباره در اختیار خواننده نمیگذارد. او حقیقت را لایهلایه آشکار میکند. هر پاسخی که به دست میآید، پرسش تازهای میآفریند. این همان سازوکاری است که در فیلمنامهنویسی از آن با عنوان «زنجیره کنجکاوی» یاد میشود؛ یعنی هر گره که باز میشود، گره دیگری شکل میگیرد. مخاطب هرگز احساس نمیکند به مقصد رسیده است و به همین دلیل به خواندن ادامه میدهد.

از این منظر، «مه و شب» نمونهای درخشان از این اصل بنیادین روایت است که مخاطب بیش از آنکه عاشق پاسخها باشد، عاشق پرسشهاست. هنر نویسنده نه در پنهان کردن حقیقت، بلکه در طراحی پرسشهایی است که مخاطب نتواند از کنارشان عبور کند. اومیت این هنر را بهخوبی میشناسد و به همین دلیل رمانش، سالها پس از انتشار، همچنان توانایی درگیر کردن خواننده را حفظ کرده است.
با دانستن این نکات است که ظرافتهای کار سناریوی «کلاغ» بهتر آشکار میگردد. مهدویان با بهرهمندی درست از زیباییها و جذابیتهای کار اومیت به عنوان منبع الهامش، توانسته درامی جذاب خلق کند که در هر قسمت کشش بیشتری برای تماشاگر ایجاد میکند.
موفقیت نسبی «کلاغ» در جلب مخاطبان بار دیگر اهمیت اقتباس ادبی را در تولیدات شبکه نمایش خانگی یادآوری میکند. ظرفیتی که هنوز به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفته است. تجربههای موفق جهانی نشان میدهد که بسیاری از سریالهای ماندگار، از رمانها و داستانهای شناختهشده یا حتی کمتر شناختهشده ادبیات جهان الهام گرفتهاند. ادبیات، در واقع، مخزنی عظیم از شخصیتها، موقعیتهای دراماتیک و جهانهای داستانی است که طی سالها توسط نویسندگان آزموده و پرداخت شدهاند. در شرایطی که تولید مستمر محتوا در پلتفرمهای نمایش خانگی نیازمند داستانهای تازه و پیچیده است، رجوع به ادبیات میتواند راهی مطمئن برای عبور از فقر ایده و تکرار روایتهای مشابه باشد.
از سوی دیگر، توجه به ادبیات دیگر کشورها این امکان را فراهم میکند که شبکه نمایش خانگی ایران به سراغ تجربهها و دغدغههای انسانی مشترکی برود که محدود به جغرافیا و فرهنگ خاصی نیستند. رمانی مانند «مه و شب» اگرچه در بستر سیاسی و اجتماعی ترکیه روایت میشود، اما مضامینی چون عشق، قدرت، فساد، وجدان و جستوجوی حقیقت را مطرح میکند. موضوعاتی که برای مخاطب ایرانی نیز قابل درک و همذاتپنداری هستند. اقتباس از چنین آثاری، در صورت بومیسازی هوشمندانه، میتواند هم به غنای دراماتیک آثار ایرانی کمک کند و هم پنجرهای به ادبیات و فرهنگهای دیگر بگشاید.
اقتباس از رمان احمد اومیت میتواند نشانهای باشد از اینکه پلتفرمهای نمایش خانگی بیش از گذشته به ظرفیتهای اقتباس به ویژه ادبیات سایر کشورها توجه کنند. در ادبیات معاصر ترکیه، آمریکای لاتین، اروپا و حتی کشورهای منطقه، آثار متعددی وجود دارند که از نظر تعلیق، شخصیتپردازی و پیچیدگیهای روانشناختی، قابلیت تبدیل شدن به سریالهای پرمخاطب را دارند. اقتباس میتواند به یکی از مهمترین مزیتهای رقابتی پلتفرمها در سالهای آینده تبدیل شود به شرط آنکه مدیران و کارگردانان دغدغه انجام آن را داشته باشند.
نظر شما