سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، تاریخ نشر در تهران، روایتی از رشد و تحول پایتخت ایران است. روایتی که از بازار، ناصرخسرو و باب همایون آغاز میشود، از لالهزار و جمهوری عبور میکند و به دانشگاه تهران و خیابان انقلاب میرسد. در این مسیر، ناشران، کتابفروشان، چاپخانهداران، نویسندگان، روزنامهنگاران و حتی مشاغلی که کمتر دیده شدهاند، همگی در شکلگیری فرهنگ مکتوب شهر نقش داشتهاند.
مطالعه تاریخ نشر تنها بررسی سرگذشت کتاب نیست؛ از خلال این تاریخ میتوان فهمید که چگونه اندیشه، دانش و فرهنگ در پایتخت ایران تولید، منتشر و به نسلهای مختلف منتقل شده است. بسیاری از جریانهای فکری، ادبی و اجتماعی ایران از طریق کتاب، روزنامه و مجله به جامعه معرفی شدهاند و تهران بهواسطه تمرکز نهادهای آموزشی و فرهنگی به مهمترین مرکز نشر کشور تبدیل شده است.
امروزه اگرچه بسیاری از نشانههای قدیمی این تاریخ در هیاهوی توسعه شهری کمرنگ شدهاند، اما همچنان میتوان ردپای کتاب را در کوچهها و خیابانهای تاریخی شهر دنبال کرد. داریوش شهبازی، مدیر انتشارات شهباز، تاریخنگار و بنیانگذار دانشنامه «تهراننامه»، در گفتوگو با خبرنگار ایبنا، به بازخوانی و بررسی این مسیر و نقش صنعت نشر پرداخته است.

داریوش شهبازی
- اگر بخواهیم تاریخ نشر در تهران را روایت کنیم، نقطه آغاز کجاست؟
برای پاسخ به این پرسش، باید به تهران محصور در حصار صفوی بازگردیم؛ شهری کوچک با مساحتی حدود ۴/۴ کیلومتر مربع که هسته مرکزی آن در محدوده سرپولک، خیابان ۱۵ خرداد، خیابان ناصریه و باب همایون قرار داشت. مقایسه این تهران چهار کیلومتر مربعی با تهران امروزی که بیش از ۸۰۰ کیلومتر مربع وسعت دارد، نشان میدهد که صنعت نشر چگونه همزمان با گسترش شهر رشد کرده است. در آن دوران تقریباً تمام فعالیتهای فرهنگی و مرتبط با نشر در همین محدوده متمرکز بود. هر چند بعدها برخی چاپخانهها در نقاطی دورتر تأسیس شدند، اما مرکز اصلی نشر تهران همین بخش تاریخی شهر بود. پایههای اولیه نشر در محدوده «شمسالعماره» یکی از مراکز در خیابان ناصرخسرو یا ناصریه، گذاشته شده است. قهوهخانه «یوزباشی»، در عصر قاجاریه ضلع شرقی میدان، روبهروی شمسالعماره قرار داشت که پاتوق شاهزادههای قجری، شعرا، ادبا و اهالی صنعت نشر آن روزگار بود. بدین ترتیب این مکان نیز در دل محله نشر تهران قرار داشت.
- چه عواملی موجب شد، تهران به مهمترین مرکز نشر کشور تبدیل شود؟
در ارتباط با پیشینه چاپ و نشر، اگر از دوره هخامنشیان و دوران باستان بگذریم، باید بهیاد آورد که نخستینبار در سال (۶۹۳ قمری) در عصر گیخاتو خان ایلخانی به دلیل تهی شدن خزانه به تقلید از قاآن مغولی چین، در ایران، اسکناس کاغذی بهعنوان پول رایج در تبریز چاپ و نشر شد. این اقدام که با شکست روبهرو شد، تجربهای در تاریخ چاپ و نشر در ایران است. آشنایی دیگر ایرانیان با این صنعت، به روزگار صفویان برمیگردد که اروپا بعد از اختراع دستگاه چاپ گوتنبرگ وارد دوره درخشان چاپ و نشر شد و ایران هم با ورود طلیعه آن در محله جلفای اصفهان، این فرصت را داشت تا از این وسیله شگفتآور برای تعالی و پیشبرد مقاصد فرهنگی خود بهره ببرد اما شاهان صفوی با کاروان جهانی همراه نشدند.
بار دیگر در دوره عباسمیرزا، صنعت چاپ در تبریز آغاز شد و بعد فتحعلیشاه دستور داد، چاپخانه به تهران منتقل شود؛ بدین ترتیب تهران طلایهدار این صنعت شد. از آن تاریخ تاکنون تهران توانسته در مقایسه با دیگر شهرها جایگاهی به مراتب مهمتر در حوزه نشر پیدا کند. دلیل اصلی این موضوع رشد سریع و مستمر تهران بود. زمانی که آقامحمدخان قاجار تهران را به پایتختی برگزید، جمعیت شهر با افراد قشون شاه حدود ۱۵ هزار نفر برآورد میشد، اما به مرور زمان تمامی نهادهای سیاسی، آموزشی، فرهنگی و اقتصادی کشور در تهران متمرکز شدند. از مجلس و دانشگاهها گرفته تا بیمارستانها، سینماها و مراکز فرهنگی؛ تمرکز قدرت سیاسی و اقتصادی در تهران موجب شد این شهر به مرکز تولید، توزیع و فروش کتاب و همچنین فعالیتهای مرتبط با چاپ و کاغذ تبدیل شود. تهران چهار کیلومتری ۱۵ هزار نفری امروز به ۸۰۰ کیلومتر با سیزده- چهارده میلیون نفر رسیده است. در چنین شرایطی هیچ شهر دیگری توان رقابت با تهران را نداشت و پایتخت به تدریج جایگاه اصلی صنعت نشر ایران را بهدست آورد.
- چه افراد یا جریانهایی در شکلگیری صنعت نشر و تاسیس کتابفروشی در تهران نقش داشتند؟
نخستین اشخاص در عصر فتحعلی شاه، چاپ را وارد تهران کردند اما صنعت چاپ در ایران بهطور جدی در دستگاه عباسمیرزا وارد و سپس نخستین کتاب در ایران چاپ شد. نخستین چاپخانه ایران در تبریز در سال (۱۲۳۳ق.) دایر شده است. عباسمیرزا، میرزا زینالعابدین تبریزی را برای آموختن فن چاپ به سنپترزبورگ فرستاد. میرزا پس از چهار سال به ایران بازگشت و با خود یک دستگاه چاپ سربی آورد و در تبریز به کار انداخت. اولین کتابی که به چاپ رساند «فتحنامه» بود. به دستور فتحعلیشاه در سال (۱۲۳۹ق.) میرزا زینالعابدین به تهران آمد و زیرنظر منوچهرخان گرجی چاپخانهای در تهران دایر کرد.
چاپ سنگی ۱۰ سال بعد از ورود چاپ سربی وارد ایران شد. در سال (۱۲۴۰ق.) میرزاجعفر تبریزی و میرزااسدالله شیرازی برای آموختن چاپ به مسکو و سن پترزبورگ اعزام شدند. اولین کتاب چاپ سنگی در ایران قرآن بود که در ماه رمضان (۱۲۴۹ق.) نشر یافت. در دوره محمدشاه، چاپخانه میرزااسدالله با وسایل و تجهیزات به تهران انتقال پیدا کرد. اولین کتاب این چاپخانه «دیوان عبدالوهاب نشاط» بود. همچنین روزنامه «کاغذ اخبار» در این چاپخانه به چاپ رسید. در این دوره «چاپخانه دولتی ایران» دایر شد؛ البته چاپخانههای شخصی هم فعال بودند. بعدها چاپخانه سنگی سیار هم تاسیس شد که همراه اردوی شاه حرکت میکرد؛ روزنامه «اردوی همایون» در تاریخ (۱۳۰۰ق.) از چاپهای آن است.
همچنین میرزا زینالعابدین زیرنظر منوچهرخان گرجی در سال (۱۲۳۹)، چاپخانهای در تهران دایر کرد. چاپخانه چاپ سنگی استاد عبدالعلی در سال (۱۲۵۹ق.) در محله چال میدان تأسیس شد. چاپخانه استاد حاج عبدالمحمد نیز در سال (۱۲۶۰ق.) نزدیک دروازه دولاب تاسیس شد که روزنامه «وقایع اتفاقیه» در آن چاپ میشد. تأسیس چاپخانه استاد میرباقر تهرانی در محله چال میدان به سال (۱۲۷۴) برمیگردد که سفرنامه سفر اول ناصرالدینشاه در آن نشر یافت.
در شکلگیری صنف کتاب و نشر در تهران معاصر، البته بعد از اشخاص مؤثری که از آنها نام برده شد، رفتهرفته از اواخر عصر ناصری و عصر مظفری برخی خاندانها نقش برجستهای ایفا کردند که در میان آنها خوانساریها اهمیت ویژهای داشتند، اما در این زمینه تبریزیها و شیرازیها جایگاه نخست و ویژهای دارند آنان یگانه کسانی هستند که در تهران فتحعلیشاهی و محمدشاهی اقدام به چاپ و نشر در تهران کردند. در دورهای که تهران به سرعت در حال گسترش بود، بسیاری از صنوف شهری ریشه در مهاجرانی داشتند که از شهرهای مختلف به پایتخت آمده بودند. در حوزه کتاب نیز خوانساریها از نخستین گروههایی بودند که وارد این حرفه شدند و به تدریج هسته اصلی این صنف را شکل دادند. بهگونهای که برای سالها بسیاری از افرادی که از خوانسار به تهران مهاجرت میکردند، جذب فعالیتهای مرتبط با کتاب و نشر میشدند.
خاندان علمی و خاندان کتابچی از ریشهدارترین این خاندانها هستند که از حاجمیرزا علیاکبر خوانساری آغاز میشود و حاجمحمد اسماعیل علمی، محمدعلی علمی، محمدحسین و محمدجعفر از اعضای این خاندان هستند. از اشخاص دیگری که در این صنعت دارای پیشینه هستند میتوان از محمدباقر نهضت، محمدحسین مروج، محمدحسین اقبال ابوالقاسم شیرازی، سیداحمد سیدجلال و سیدرضا کتابچی نام برد. مطابق مکتوبات تاریخی، ورود مردم شهرهای ایران به صنعت چاپ و نشر به ترتیب تبریزیها، گرجیها، شیرازیها، تهرانیها و خوانساریها هستند.
- از مشاغلی مانند تسمهکشان در زنجیره توزیع کتاب بگویید، دورهگردهای کتاب چه نقشی در دسترسی عمومی به کتاب ایفا کردند؟ فعالیت آنها چه تصویری از وضعیت فرهنگی و اجتماعی تهران ارائه میدهد؟
صنعت نشر همواره متکی بر مجموعهای از مشاغل و حلقههای بهم پیوسته بوده است. هیچ بخشی به تنهایی نمیتواند فرایند تولید و عرضه کتاب را از ابتدا تا انتها پیش ببرد. از واردکنندگان و فروشندگان کاغذ گرفته تا چاپخانهها، حروفچینها، صحافان، کتابفروشان، همگی بخشی از این زنجیره بودهاند. نویسنده، ناشر، چاپخانهدار و کاغذفروش همگی در انتقال دانش و فرهنگ نقش داشتهاند و در کنار یکدیگر زنجیره نشر را شکل دادهاند.

دورهگردی درگذشته یکی از شیوههای رایج توزیع کالا در تهران و بسیاری از شهرهای دیگر بود. در دورانی که شبکههای توزیع گسترده و امکانات حملونقل امروزی وجود نداشت، بسیاری از کالاها از طریق فروشندگان سیار بهدست مردم میرسید. صابون، میوه، محصولات کشاورزی و بسیاری از کالاهای مصرفی به این شیوه در محلههای مختلف عرضه میشدند. کتاب نیز از این قاعده مستثنا نبود. در سالهای نخست شکلگیری صنف کتاب، بسیاری از فعالان این حوزه برای گسترش دسترسی عمومی به کتاب ناچار بودند به شکل دورهگرد فعالیت کنند. آنها کتابها را در محلهها و میان مردم عرضه میکردند و نقش مهمی در آشنایی جامعه با فرهنگ کتابخوانی داشتند. به همین دلیل دورهگردهای کتاب را باید از نخستین حلقههای ترویج کتاب و مطالعه در تهران دانست.
- الگوی کتابخوانی شهروندان تهرانی در دورههای مختلف چه تغییراتی کرده است؟
الگوی کتابخوانی را نمیتوان صرفاً به رفتار مردم نسبت داد؛ دولتها و نهادهای عمومی نیز در شکلگیری این الگوها نقش مهمی ایفا میکنند. تجربه تاریخی نشان میدهد هر زمان که امکان دسترسی عمومی به منابع فرهنگی فراهم شده، استقبال مردم نیز افزایش یافته است. برای نمونه در سالهای منتهی به انقلاب مشروطه، بسیاری از مردم توان مالی خرید روزنامه را نداشتند. در همین دوره، برخی چهرههای فرهنگی و سیاسی از جمله میرزاعلیخان امینالدوله و احتشامالسلطنه، میرزاحسن رشدیه و میرزاحسین فروغی، انجمن «معارف» ایجاد شد که به مدرسهسازی و توسعه نشر کمک کردند. در این دوره با ایجاد قرائتخانه زمینه دسترسی رایگان مردم به روزنامهها را فراهم کردند که خود عامل پیش برندهای در صنعت نشر بود. این مراکز به شهروندان امکان میداد بدون پرداخت هزینه، اخبار و مطالب روز را مطالعه کنند. در برخی قهوهخانهها نیز روزنامهخوانی به یک فعالیت عمومی تبدیل شده بود. افرادی روزنامهها را برای حاضران میخواندند و مردم ضمن گذراندن اوقات فراغت، از رویدادهای سیاسی و اجتماعی آگاه میشدند. این تجربه نشان میدهد که توسعه فرهنگ مطالعه نیازمند حمایت نهادهای عمومی است. امروز نیز با افزایش هزینه کتاب، دولت و شهرداریها میتوانند با ایجاد پاتوقهای فرهنگی، کتابخانههای محلی و فضاهای عمومی مطالعه، نقش مؤثری در ترویج کتابخوانی ایفا کنند.
- تحولات در تهران چه تأثیری بر روند تولید، انتشار و توزیع کتاب داشته است؟ همچنین صنعت نشر تا چه اندازه بر تحولات فرهنگی و اجتماعی شهر اثرگذار بوده است؟
میان تحولات اجتماعی و سیاسی از یک سو و صنعت نشر از سوی دیگر، رابطهای دوسویه وجود دارد؛ رابطهای که میتوان آن را به دو آینه روبهروی هم تشبیه کرد. رویدادهای سیاسی و اجتماعی بر رونق یا رکود نشر اثر میگذارند و در مقابل، نشر نیز در شکلدهی به افکار عمومی و تحولات اجتماعی نقشآفرین است. در آستانه انقلاب مشروطه، افزایش آگاهی عمومی و گسترش مطالبات سیاسی موجب رشد روزنامهها و نشریات شد. انتشار تصاویر و مطالب مربوط به رهبران و فعالان مشروطه، استقبال مردم از مطبوعات را افزایش داد و شمارگان روزنامهها را زیاد کرد. همین روند را میتوان در دهه ۱۳۲۰ و پس از کنارهگیری رضاشاه نیز مشاهده کرد. فضای بازتر سیاسی و تحولات اجتماعی آن دوره موجب رونق مطبوعات و افزایش توجه مردم به روزنامهها شد. روزنامهنگارانی چون محمد مسعود در این دوره با نوشتههای پرمخاطب خود بر فضای عمومی جامعه تأثیر گذاشتند. در سالهای منتهی به انقلاب ۱۳۵۷ نیز بار دیگر شاهد افزایش چشمگیر تولید کتاب، روزنامه و مجله بودیم. هر زمان که جامعه درگیر تحولات مهم سیاسی و اجتماعی شده، صنعت نشر نیز رونق گرفته و به یکی از ابزارهای اصلی انتقال اندیشه و آگاهی تبدیل شده است.
- راستههای کتاب و کتابفروشی در تهران طی یک قرن گذشته بارها جابهجا شدهاند. این جابهجاییها بازتاب چه تغییراتی است؟
تغییر مکان کتابفروشیها و مراکز نشر را باید در چارچوب رشد و تحول مداوم شهر تهران تحلیل کرد. تهران شهری است که در طول دو قرن گذشته بهطور مستمر گسترش یافته و کاربری اراضی مختلف شهری در آن دگرگون شدهاند. برای مثال، سبزهمیدان در دورههای گذشته محلی برای عرضه محصولات کشاورزی و ترهبار حتی کشت سبزی و صیفی بود، اما با افزایش جمعیت و توسعه شهر، زمینهای کشاورزی به مناطق مسکونی و سپس تجاری تبدیل شدند و میدان ترهبار از سبزه میدان به میدان امینالسلطان دروازه شاه عبدالعظیم منتقل شد و امروز هم به بازار بلور تبدیل شده است. این تغییرات موجب شد اصناف مختلف نیز به تدریج جابهجا شوند. در حوزه کتاب نیز چنین روندی مشاهده میشود. کتابفروشان ابتدا در محدوده بازار، ناصرخسرو، باب همایون و ناصریه فعالیت میکردند. با گسترش شهر و تغییر الگوهای رفتوآمد، به تدریج به خیابان جمهوری و سپس به محدوده دانشگاه تهران و خیابان انقلاب منتقل شدند. استقرار دانشگاه تهران در این منطقه، آن را به مهمترین مرکز علمی و فرهنگی کشور تبدیل کرد و به همین دلیل کتابفروشان نیز این محدوده را به عنوان پایگاه جدید فعالیت انتخاب کردند.
پایان بخش نخست
نظر شما