سرویس دینواندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) الهام عبادتی: کتاب «تصورات رقیب از خاورمیانه» نوشته زکری لاکمن به ترجمه دامون افضلی که به تازگی از سوی نشر نی منتشر شده را باید بیش از آنکه صرفاً کتابی درباره شرقشناسی یا تاریخ خاورمیانه دانست، اثری درباره «شیوه دیدن» تلقی کرد؛ کتابی درباره اینکه غرب چگونه طی قرنها، خاورمیانه و اسلام را فهمیده، تصویر کرده، تحریف کرده و گاهی حتی از نو ساخته است. نویسنده این کتاب، زکری لاکمن، از چهرههای مهم مطالعات خاورمیانه در آمریکاست؛ پژوهشگری که بخش مهمی از فعالیت فکریاش را صرف نقد روایتهای تثبیتشده غربی از اسلام، شرق و جهان عرب کرده است. لاکمن در این کتاب تلاش میکند تاریخ شکلگیری این روایتها را بازسازی کند؛ اینکه «خاورمیانه» چگونه نه فقط یک منطقه جغرافیایی، بلکه یک تصور فرهنگی و سیاسی شد.

اهمیت کتاب دقیقاً در همین نقطه است. لاکمن فقط درباره شرقشناسی حرف نمیزند، بلکه میخواهد نشان دهد آنچه ما امروز «خاورمیانه» مینامیم، محصول قرنها جدال فکری، سیاسی و فرهنگی است. در نگاه او، تصویر غرب از اسلام و شرق، هرگز صرفاً نتیجه شناخت بیطرفانه نبوده؛ بلکه همواره با قدرت، استعمار، ترس، تخیل و منافع سیاسی گره خورده است. همین رویکرد، کتاب را در امتداد سنت انتقادیای قرار میدهد که پس از ادوارد سعید اهمیت فراوانی پیدا کرد.
البته «تصورات رقیب از خاورمیانه» را نباید صرفاً تکرار «شرقشناسی» سعید دانست. اگر سعید بیشتر بر نقد گفتمان شرقشناسانه و پیوند آن با استعمار تمرکز داشت، لاکمن پروژهای تاریخیتر و جزئیتر را دنبال میکند. او میخواهد نشان دهد این تصورات چگونه طی قرنها شکل گرفتند، تغییر کردند و بازتولید شدند. درواقع، کتاب نوعی تاریخ اندیشه درباره خاورمیانه است؛ از یونان باستان تا دانشگاههای آمریکایی معاصر.
مقدمه کتاب از همان ابتدا، تکلیف خواننده را روشن میکند. لاکمن تأکید میکند که این اثر برای متخصصان نوشته نشده، بلکه تلاشی مقدماتی برای دانشجویان و مخاطبان عمومی است تا بتوانند تاریخ مطالعات اسلامی و خاورمیانه در غرب را بهتر بفهمند. همین تأکید مهم است، چون نشان میدهد نویسنده نمیخواهد صرفاً وارد جدلهای آکادمیک محدود شود؛ او در پی آن است که نشان دهد چرا شیوه نگاه غرب به خاورمیانه هنوز هم بر سیاست و افکار عمومی اثر میگذارد.
در مقدمه، لاکمن با صداقتی جالب اعتراف میکند که بسیاری ممکن است با نگاه او مخالف باشند و حتی از کتاب ناخشنود شوند. این اعتراف، فضای کلی کتاب را توضیح میدهد: اثری که آشکارا موضع دارد و میخواهد با روایتهای مسلط درگیر شود. نویسنده همچنین توضیح میدهد که هدفش نوشتن مرور جامعی از همه آثار شرقشناسی نبوده، بلکه تلاش کرده با چارچوب تحلیلی متفاوتی به سراغ موضوع برود.
نکته مهم دیگر اشاره لاکمن به آثار و متفکرانی است که بر او تأثیر گذاشتهاند؛ از ماکسیم رودنسون تا تیئری هنتش و الکساندر لیون مکفی. این ارجاعات نشان میدهد که کتاب در دلِ یک سنت فکری گستردهتر قرار دارد؛ سنتی که تلاش میکند رابطه دانش و قدرت در مطالعات خاورمیانه را بررسی کند. اما جذابترین بخش کتاب شاید فصل اول آن باشد؛ فصلی با عنوان «در آغاز» که در ظاهر درباره یونان باستان و مسیحیت قرون وسطی است، اما در واقع درباره تولد مفهوم «غرب» حرف میزند. لاکمن در این فصل استدلال مهمی مطرح میکند: پیش از آنکه غرب بتواند «شرق» را تعریف کند، ابتدا باید خودش را بهعنوان «غرب» تصور میکرد.
او نشان میدهد که مسیحیان اروپایی در قرون وسطی، هنگام مواجهه با اسلام، از پیش مجموعهای از تصاویر، مفاهیم و دستهبندیها در اختیار داشتند که به کمک آنها جهان را میفهمیدند. بنابراین، تصویر غرب از اسلام ناگهان و از خلأ به وجود نیامد؛ بلکه بر بستر سنتهای قدیمیتر فکری و فرهنگی ساخته شد. برای توضیح این مسئله، لاکمن به یونان و روم باستان بازمیگردد و مفهوم «غرب» را کالبدشکافی میکند. او توضیح میدهد که آنچه بعدها «تمدن غربی» نام گرفت، در اصل مجموعهای ناهمگون از دولتشهرها، فرهنگها و مردمان بود و خود یونانیان هرگز تصور امروزی از «غرب» را نداشتند. این بخش از کتاب اهمیت زیادی دارد، چون نویسنده یکی از اسطورههای مهم تاریخنگاری غربی را زیر سؤال میبرد: این تصور که تمدن غربی از یونان باستان تا امروز، موجودیتی یکپارچه و پیوسته بوده است.
لاکمن در ادامه، نقد مهمتری را مطرح میکند: ایده «تمدنها» بهعنوان موجودیتهایی ثابت و دارای ذات تغییرناپذیر. او توضیح میدهد که بسیاری از روایتهای مدرن، تاریخ جهان را به شکل ظهور و سقوط تمدنهای مستقل روایت کردهاند؛ تمدنهایی با «روح» و «ذات» خاص خود. همین نگاه بعدها در نظریههایی مثل «برخورد تمدنها» هم دیده میشود؛ اینکه «غرب» و «اسلام» دو جهان اساساً متفاوتاند که از گذشته تا امروز در تقابل بودهاند.
نویسنده با دقت نشان میدهد که این تصویر تا چه اندازه ساختگی و تاریخی است. او یادآوری میکند که یونانیان باستان خودشان را «غربی» نمیدانستند و حتی فرهنگشان بهشدت تحت تأثیر مصر، بینالنهرین و فنیقیها بود. این بخش، یکی از مهمترین دستاوردهای کتاب است: فرو ریختن مرزهای خیالی میان شرق و غرب و نشان دادن اینکه فرهنگها همیشه در تعامل، وامگیری و دادوستد بودهاند.
جذابیت کار لاکمن در این است که او صرفاً به نقد ایدئولوژیک بسنده نمیکند، بلکه تاریخ مفاهیم را بررسی میکند. مثلاً وقتی از «اروپا» حرف میزند، توضیح میدهد که این واژه ابتدا ریشهای اسطورهای داشت و بعدها به تدریج به یک مفهوم جغرافیایی و تمدنی تبدیل شد. یا وقتی درباره دموکراسی آتن بحث میکند، هشدار میدهد که نباید مفاهیم امروزی را بر گذشته فرافکنی کنیم.
درواقع، یکی از ایدههای محوری کتاب همین است: تاریخ را نباید به شکل روایت خطی و ساده فهمید. آنچه امروز «غرب» یا «اسلام» مینامیم، طی قرنها بارها بازتعریف شده و معنایش تغییر کرده است. به همین دلیل، لاکمن با هرگونه نگاه ذاتگرایانه به تمدنها مخالفت میکند. او صریحاً میگوید نگاه به «غرب» و «اسلام» بهعنوان دو موجودیت ثابت و یکدست، در دهههای اخیر بهشدت مورد نقد قرار گرفته است.
این مسئله، کتاب را به زمانه امروز هم پیوند میدهد. «تصورات رقیب از خاورمیانه» فقط درباره گذشته نیست؛ درباره اکنون هم هست. در جهانی که هنوز رسانهها، سیاستمداران و حتی برخی دانشگاهها از کلیشههایی مثل «خشونت ذاتی اسلام» یا «عقبماندگی شرق» استفاده میکنند، لاکمن نشان میدهد این تصاویر چگونه ساخته شدهاند و چه تاریخ طولانیای پشت آنها قرار دارد.
همین ویژگی باعث شده کتاب در ایران نیز اهمیت پیدا کند. طی دو دهه اخیر، آثار مربوط به شرقشناسی و نقد روایتهای غربی از خاورمیانه، در فضای علوم انسانی ایران بسیار خوانده شدهاند. پس از ترجمه آثار ادوارد سعید، توجه به مسئله بازنمایی شرق در دانشگاهها و محافل فکری ایران افزایش یافت و کتاب لاکمن را میتوان ادامه همین جریان دانست؛ البته با رویکردی تاریخیتر و آموزشیتر.
از نظر سبک نگارش، کتاب نسبتاً روشن و آموزشی است. برخلاف برخی متون سنگین نظری، لاکمن تلاش کرده زبانش برای دانشجویان و مخاطبان غیرمتخصص هم قابل فهم باشد. همین ویژگی یکی از نقاط قوت کتاب است؛ بهخصوص برای خواننده فارسیزبان که ممکن است برای نخستین بار با مباحث شرقشناسی آشنا شود. با این حال یکی از نقدهایی که میتوان به آن وارد کرد، غلبه نگاه دانشگاهی آمریکایی بر تحلیلهاست. هرچند لاکمن تلاش میکند روایتهای غربی را نقد کند، اما چارچوب بحث همچنان عمدتاً درون سنت آکادمیک غربی باقی میماند. صدای خود خاورمیانه یا روایتهای بومی، گاهی در حاشیه میمانند و بیشتر موضوع مطالعهاند تا فاعل روایت.
از سوی دیگر، کتاب در برخی بخشها چنان درگیر تاریخ مفاهیم و روایتهای فکری میشود که از واقعیتهای عینی سیاسی و اجتماعی فاصله میگیرد. برای مثال، نقش استعمار اقتصادی یا مداخلات نظامی غرب در شکلگیری تصویر خاورمیانه، نسبت به مباحث فرهنگی و فکری کمتر برجسته میشود. با وجود این، «تصورات رقیب از خاورمیانه» کتاب مهمی است؛ چون به خواننده یادآوری میکند آنچه ما درباره «شرق» یا «غرب» بدیهی تصور میکنیم، در واقع محصول قرنها روایتسازی، قدرت و تخیل است. کتاب از ما میخواهد به مفاهیمی که هر روز به کار میبریم شک کنیم؛ به واژههایی مثل تمدن، غرب، شرق، اسلام و اروپا.
لاکمن نشان میدهد هیچ تصویری از خاورمیانه بیطرف نیست. هر تصویری، همزمان نوعی موضعگیری سیاسی و فرهنگی است. در جهانی که هنوز خاورمیانه اغلب از خلال جنگ، تروریسم و بحران دیده میشود، این کتاب یادآوری میکند که پیش از هر چیز، باید درباره خودِ نگاهمان به این منطقه پرسش کنیم؛ اینکه چه کسی روایت میکند، از چه زاویهای، و با چه هدفی.
نظر شما