به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست نقد و بررسی کتاب «تحول در سایه سنت: سیاستهای آموزشی انجمن و شورای عالی معارف ۱۳۰۰-۱۳۱۷» در چارچوب سلسله برنامههای هفته اسناد ملی و میراث مکتوب، شنبه ۲۶ اردیبهشتماه ۱۴۰۵ با حضور پژوهشگران حوزه تاریخ آموزش و تاریخ فرهنگی در سالن پرهام ساختمان آرشیو ملی ایران برگزار شد.
در این نشست، شهرام یوسفیفر، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، و رحیم روحبخش، پژوهشگر مطالعات تاریخ آموزش و پرورش، به بررسی ابعاد مختلف این اثر پرداختند. دبیری علمی این برنامه را نیز صباح خسرویزاده، عضو هیئت علمی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، برعهده داشت.
شهرام یوسفیفر نیز در این نشست با اشاره به اهمیت موضوع کتاب گفت: «کتاب بدون تردید از جهات متفاوتی اهمیت دارد. نخست بحث انجمن معارف و دوم بحث شورای عالی معارف است. تاکنون باب بحث درباره این موضوع محدود بود، زیرا معمولاً در پایاننامهها فقط فصلی به آن اختصاص داده میشد و حتی در پژوهشهای مستقل نیز استقراء تام در اسناد صورت نمیگرفت و بحث در سطحی محدود باقی میماند.»
وی ادامه داد: «این کتاب عمدتاً به شورای عالی معارف اختصاص دارد و جای آن بسیار خالی بود، زیرا اطلاعات ما درباره شورا اندک است. اکنون متنی در اختیار داریم که تصویری از شورا در حوزه آموزش و پرورش و بخشی از مسائل عمومی فرهنگی در اختیار ما قرار میدهد و این یعنی یک گام مهم در مطالعات فرهنگی و آموزشی کشور برداشته شده است.»
یوسفیفر با اشاره به پیچیدگی ساختار و وظایف شورای عالی معارف اظهار کرد: «شورای عالی معارف به عنوان یک نهاد قانونگذار، مأموریتهای متنوعی داشته است؛ از مطبوعات تا حوزه آموزش، امور اداری و استخدامی، شهریه و بازرسی. فهم کلیت این نهاد و نسبت آن با سایر دستگاهها و نهادهای دخیل در این حوزه، کار دشواری است. اما خوشبختانه کار نویسنده بخشی از تاریخ شورای عالی معارف را برای ما روشن میکند.»
وی در ادامه با نقد رویکرد رایج در مطالعات آموزش و پرورش دوره پهلوی اول گفت: «تا امروز بیشتر مطالعات مربوط به آموزش و پرورش در دوره رضاشاه، مبتنی بر کتابهای درسی بوده است؛ در حالی که کتابهای درسی خود محصول سیاستگذاری هستند و آن سیاستگذاری در شورای عالی معارف انجام میشده است.»
عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با اشاره به زمینههای تاریخی شکلگیری این نهاد افزود: «شورای عالی معارف اصولاً یک سنتز است؛ نهادی برآمده از اقتضائات درونی جامعه. این نهاد حاصل تفکر مجرد چند فرد نیست، بلکه ریشههای آن به دوره پیش بازمیگردد. ما در دورهای سخن میگوییم که زمانه شکلگیری مدرنیزاسیون ایرانی است و جامعه مملو از تکاپوهایی است که میتوان آن را بازسازی نظام اجتماعی نامید.»
یوسفیفر در پایان تأکید کرد: «آنچه اکنون انجام شده، پلهای بسیار رفیع برای مطالعات شورای عالی معارف است، اما به دلیل گستردگی و پیچیدگی عملکرد این نهاد، تازه آغاز راه محسوب میشود. مهمترین و باصلاحیتترین فرد برای ادامه این مسیر آقای کناررودی است و امیدوارم فازهای بعدی این پژوهش نیز ادامه پیدا کند و تخصص ایشان راهگشای پژوهشگران این حوزه باشد.»
رحیم روحبخش در این نشست با اشاره به کمبود پژوهشها در حوزه تاریخ آموزش و پرورش ایران گفت: «تاریخ تحولات آموزش و پرورش در ایران همواره مورد غفلت قرار گرفته است. این موضوع درباره شورای عالی معارف به عنوان یکی از مهمترین ارکان آموزش و پرورش در ایران دوچندان است و تحقیقات زیادی درباره این موضوع انجام نگرفته است. این اثر به عنوان یک کار جدید در این حوزه، اتفاق مهمی محسوب میشود.»
وی افزود: «کتاب «تحول در سایه سنت» دارای ابعاد مثبت و مفیدی است که نشان میدهد نویسنده برای این کار منابع مختلف را مورد بازبینی قرار داده است.»
روحبخش یکی از مهمترین وجوه مثبت این اثر را پرداختن به انجمن معارف دانست و اظهار کرد: «نویسنده در این کتاب بهخوبی ابعاد مختلف انجمن معارف را مورد واکاوی قرار داده است. انجمن معارف از آن دست موضوعات تاریخی است که جسته و گریخته مورد توجه قرار گرفته است، اما در این کتاب بهخوبی میتوان این نگاه جامع را مشاهده کرد.»
وی در ادامه با نقد عنوان کتاب گفت: «عنوان کتاب «تحول در سایه سنت» به هیچ عنوان نمیتواند گویای محتوای کتاب و موضوعات مطرح شده در آن باشد. به همین جهت میتوان گفت این عنوان مناسبی برای این اثر نیست. مفهوم سنت امر گستردهای است که به این راحتی نمیتوان آن را در گفتار و نوشتهها به کار برد، چرا که همواره با ابهام همراه است. وقتی میگوییم تحول در سایه سنت، این پرسش مطرح میشود که کدام سنت؟ این سنت ناظر به کدام بخش از زندگی ما ایرانیهاست؟ واقعیت این است که نمیتوان بهراحتی این کلمات را به کار برد.»
قربانعلی کناررودی، نویسنده کتاب، در توضیح هدف و ساختار کتاب گفت: «دغدغه اصلی در این کتاب پرداختن به تاریخ سیاستگذاری در آموزش و پرورش بوده است. هر فصل این کتاب دارای فرضیههای خاص خود است که میتوان با محور قرار دادن هر فصل، متوجه فرضیه کتاب شد. این کتاب را میتوان در بطن یک پروژه گستردهتر که قرار است تا ۱۳۵۷ ادامه پیدا کند، فهم و بررسی کرد.»
وی درباره مفهوم سنت در عنوان کتاب توضیح داد: «اشاره به مفهوم سنت در این کتاب به معنای مفهوم دوگانه سنت و مدرنیته نیست، بلکه اشاره به سبک و سیاق تاریخی در یک دوران است. هر دوران تاریخی میتواند سنت خاص خود را داشته باشد که با تحول همراه است. تلاشهایی که در این دوران انجام گرفته تا سبک و سیاق نظام آموزشی تغییر کند، گویای روند تحول در این کتاب است.»
کناررودی با تأکید بر پیوستگی تاریخی انجمن معارف و شورای عالی معارف اظهار کرد: «در پرداختن به تاریخ آموزش و پرورش نمیتوان انجمن معارف را از شورای عالی معارف جدا دانست، چرا که شخصیتهایی که در انجمن معارف میبینیم، بعدها در شورای عالی معارف نیز حضور دارند و همان سیاستها را دنبال میکنند.»
وی افزود: «این اثر میتواند افقهای جدیدی برای محققان علاقهمند به این حوزه باز کند و آنان را با پرسشهای متفاوتی روبهرو سازد.»
در پایان این نشست، حاضران پرسشها و دیدگاههای خود را با نویسنده و منتقدان کتاب برنامه مطرح کردند.
نظر شما