یکشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۲:۳۰
خیام؛ از رباعی‌های منسوب تا دلهره وجودی انسان معاصر

چهارمحال و بختیاری - عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان با تأکید بر اینکه خیامِ تاریخی با «خیامی» که در حافظه فرهنگی ایرانیان شکل گرفته تفاوت دارد، گفت: آنچه امروز ما را به خیام پیوند می‌دهد، نه فقط رباعیات منسوب به او، بلکه پرسش‌های بنیادینی است که او درباره بودن، مرگ، انتخاب و معنای زندگی پیش روی انسان می‌گذارد؛ پرسش‌هایی که هنوز برای انسان معاصر زنده و اضطراب‌آفرین‌اند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در شهرکرد، مسعود آلگونه جونقانی، عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان، در آیین بزرگداشت حکیم عمر خیام و حکیم ابوالقاسم فردوسی در شهرکرد، با طرح بحثی تحلیلی درباره جایگاه تاریخی و فکری این حکیم نیشابوری، گفت: خیام برای ما تنها یک شخصیت تاریخی نیست، بلکه «خیامی» است که در ذهن و زیست فرهنگی ما خیمه زده و با تجربه زیسته نسل‌های مختلف پیوند خورده است.

وی با اشاره به اختلاف نظرهای گسترده درباره اصالت رباعیات منسوب به خیام افزود: در بهترین حالت، شمار رباعیاتی که می‌توان با اطمینان به خیام نسبت داد بسیار محدود است، اما در طول قرن‌ها، مجموعه‌ای گسترده از رباعیات به نام او گرد آمده که بخشی از آن‌ها محل تردید جدی پژوهشگران است.

به گفته وی، این مسئله نشان می‌دهد که با دو چهره از خیام روبه‌رو هستیم؛ خیامِ تاریخی و خیامی که در حافظه جمعی ایرانیان ساخته شده است.

این استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه معاصران خیام بیشتر او را به عنوان ریاضی‌دان، منجم و فیلسوف می‌شناختند تا شاعر، تصریح کرد: در منابع کهن، نشانی روشن از شهرت شاعری خیام دیده نمی‌شود و این موضوع، بحث درباره رباعیات منسوب به او را پیچیده‌تر می‌کند. با این حال، آنچه اهمیت دارد، صرفاً سندیت تاریخی رباعیات نیست، بلکه تأثیر فکری و عاطفی آن‌ها بر فرهنگ ایرانی است.

آلگونه جونقانی در ادامه با تحلیل مفهومی «دلهره وجودی» گفت: انسان در نگاه خیام در فاصله‌ای میان دو عدم ایستاده است؛ پیش از تولد و پس از مرگ. همین ایستادن میان بودن و نبودن، سرچشمه حیرت، اضطراب و انتخاب است. خیام از این منظر، زبان حیرت انسان است؛ انسانی که در برابر مرگ، بی‌ثباتی جهان و ناپایداری فرصت‌ها ناگزیر به انتخاب و مسئولیت می‌شود.

خیام؛ از رباعی‌های منسوب تا دلهره وجودی انسان معاصر

وی با اشاره به پیوند اندیشه خیام با مفاهیم فلسفی غرب، اظهار داشت: در تاریخ اندیشه، پس از بحران‌های بزرگ اجتماعی، نحله‌هایی مانند کلبی‌مسلکی، اپیکوریسم و رواقی‌گری پدید آمدند که هر یک تلاشی برای مواجهه با تلخی‌های جهان بودند.

به باور آلگونه، خیام نیز در سنت ایرانی، بازتابی از همین جست‌وجوی فلسفی برای معنا، لذت، تحمل و خردورزی است.

این پژوهشگر ادبیات با بیان اینکه فضای سیاسی و اجتماعی عصر خیام، فضای خردستیز و پرتنش بود، گفت: خیام در دوره‌ای می‌زیست که اندیشمند ناچار بود میان ورود به قدرت، سکوت یا پناه بردن به خلوت اندیشه یکی را برگزیند. او مسیر سوم را برگزید؛ یعنی خیمه‌زدن در سپهر تفکر، بی‌آنکه لزوماً وارد بازی قدرت شود.

آلگونه جونقانی در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به تجربه شخصی و انسانی خود از مواجهه با بیماری و مرگ، افزود: در لحظه‌های بحرانی زندگی، آنچه انسان را به عمق واقعیت وجودی‌اش می‌برد، نه شهرت، نه آثار علمی و نه حتی آرزوهای حرفه‌ای است، بلکه چهره فرزندان، پیوندهای خانوادگی و خاطرات ساده اما عمیق زندگی‌اند. این همان نقطه‌ای است که مفهوم «اگزیستانس» یا «قیام ظهوری» معنا پیدا می‌کند.

وی در پایان با قرائت رباعیاتی از خیام و اشاره به نگاه او به ناپایداری جهان، خاطرنشان کرد: خیام ما را به بیداری در لحظه فرا می‌خواند؛ به این که در میان دو هیچ، زندگی را آگاهانه، مسئولانه و با درک ارزش زمان تجربه کنیم.

شهرام فرجی، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی چهارمحال و بختیاری نیز در این آیین گفت: با پیگیری‌های صورت گرفته، مجوز فعالیت «خانه شاهنامه» از سوی انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ایران تنها برای دو استان خراسان رضوی (زادگاه فردوسی) و چهارمحال و بختیاری صادر شده است.

وی با اشاره به پیوند ناگسستنی مردم این استان با اشعار فردوسی افزود: شاهنامه در این مرز و بوم تنها یک کتاب نیست، بلکه با گوشت و پوست مردم عجین شده است؛ تا جایی که حتی گذشتگان ناخوانای ما، این حماسه را از بر بودند و آن را ضامن شجاعت و روحیه حماسی فرزندان خود می‌دانستند.

در ادامه این نشست، حمیدرضا رستمی اردستانی، پژوهشگر و دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران در سخنرانی خود با عنوان «شاهنامه و روزگار ما»، به لزوم بازخوانی علمی این اثر اشاره کرد و گفت: نگاه فردوسی به تاریخ ایران، صرفاً ستایشگرانه نیست، بلکه نگاهی «انتقادی» است. فردوسی با طرح پرسش «چگونه به اینجا رسیدیم؟»، ریشه‌های زوال یا شکوه تمدن را در چگونگی حکمرانی جست‌وجو می‌کند.

وی با هشدار نسبت به مصادره ایدئولوژیک شاهنامه توسط جریانات مختلف سیاسی، تصریح کرد: شاهنامه آیینه‌ای است که نگرش یک ملت را در طول هزاره‌ها نشان می‌دهد. فردوسی در این اثر، پهلوانان را نه در خدمت مطلق قدرت، بلکه در برابر تصمیمات نادرست پادشاهان قرار می‌دهد؛ چنان‌که مشهورترین داستان‌های او مانند رستم و سهراب یا رستم و اسفندیار، روایتگر تقابل پهلوان با خودکامگی است.

 این پژوهشگر ادبیات با تحلیل نمادین نبرد رستم و اسفندیار، اظهار داشت: رستم در شاهنامه نماد تفکر «پارتی» و حکومت‌های فدراتیو (غیرمتمرکز) است که در آن آزادی مذهب و حقوق حاکمان محلی محترم شمرده می‌شد. در مقابل، اسفندیار نماینده تفکر تمرکزگرای ساسانی است که به دنبال تحمیل دین رسمی و حذف کثرت‌گرایی است.

اردستانی با بیان اینکه فردوسی آگاهانه در کنار رستم (نماد آزادی و خرد) می‌ایستد، افزود: فردوسی محصول «عصر طلایی منطق» در ایران و معاصر بزرگانی چون ابن‌سینا و ابوریحان بیرونی است. او به ما می‌آموزد که «نژاد» بدون «خرد» فاقد ارزش است و حتی پادشاهانی چون جمشید را به دلیل تکبر و بیدادگری، «ناپاک» می‌خواند.

سپس رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی چهارمحال و بختیاری در این مراسم از پیشرفت ۹۵ درصدی خانه شاهنامه استان در روستای دستگرد چغاخور خبر داد و گفت: این مجموعه فرهنگی با نام «داراب افسر بختیاری» در فضایی زیبا و متناسب با شأن استان آماده شده و تا یک ماه آینده تجهیز و افتتاح خواهد شد.

یحیی رمضانی همچنین با تأکید بر ضرورت توزیع عادلانه امکانات فرهنگی در همه شهرستان‌های استان افزود: احیای مکان «پژمان بختیاری» نیز در دستور کار قرار گرفته و از خیرین و اهالی دشتک برای مشارکت در این زمینه دعوت می‌شود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها