جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۴
زاینده‌رود در آینه میراث مکتوب؛ از جغرافیای تاریخی تا حافظه تمدنی اصفهان

اصفهان- در لایه‌های مختلف میراث مکتوب ایران، زاینده‌رود نه صرفاً یک عارضه طبیعی، بلکه بخشی از هویت تاریخی و تمدنی اصفهان است؛ عنصری که در متون جغرافیایی، سفرنامه‌ها و اسناد محلی حضوری مستمر دارد. همزمان با بازگشایی مجدد زاینده رود در اصفهان شعله وحدت‌پور، اصفهان‌پژوه به بررسی جایگاه این رودخانه در متون تاریخی و حافظه مکتوب شهر پرداخت.

سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کوروش دیباج: زاینده‌رود در تاریخ اصفهان تنها یک عارضه طبیعی یا منبع آب نبوده، بلکه در لایه‌های مختلف میراث مکتوب ایران به‌مثابه یک «عنصر تمدنی» حضور داشته است؛ عنصری که ردپای آن را می‌توان در سفرنامه‌های جغرافی‌دانان و سیاحان قرون میانه، در متون تاریخی دوره‌های اسلامی، در وقف‌نامه‌ها و اسناد تقسیم آب، و حتی در گزارش‌های تصویری و توصیفی جهانگردان اروپایی جست‌وجو کرد. بررسی این منابع نشان می‌دهد که زاینده‌رود در طول تاریخ، نه فقط در شکل‌گیری الگوی استقرار شهری و اقتصاد کشاورزی منطقه نقش داشته، بلکه به‌عنوان محور سازمان فضایی، بستر آیین‌های جمعی و حتی عامل شکل‌دهنده به سیمای اقلیمی و زیست‌محیطی شهر اصفهان عمل کرده است.

از همین رو، زاینده‌رود در حافظه تاریخی شهر، همزمان جایگاهی طبیعی، فرهنگی و اسنادی دارد و مطالعه آن بدون مراجعه به میراث مکتوب و روایت‌های تاریخی ممکن نیست.

در میان منابع مکتوب مرتبط با اصفهان، سفرنامه‌ها جایگاه ویژه‌ای دارند؛ زیرا بسیاری از تحولات کالبدی و اجتماعی این شهر در دوره‌های مختلف، نخستین‌بار از خلال گزارش‌های سیاحان و جغرافی‌نویسان ثبت شده است. از گزارش‌های جغرافیایی قرون نخستین اسلامی تا توصیف‌های دقیق جهانگردان دوره صفوی، زاینده‌رود به‌عنوان محور زندگی شهری، نظام مدیریت آب، ساختار باغ‌شهری اصفهان و حتی آیین‌های اجتماعی و جشن‌های عمومی بازتاب یافته است. این متون، در کنار اسناد محلی و روایت‌های تاریخی، امروز به یکی از مهم‌ترین منابع برای بازسازی تاریخ شهری اصفهان و فهم پیوند دیرپای مردم این شهر با رودخانه‌ای تبدیل شده‌اند که قرن‌ها شریان حیاتی منطقه به شمار می‌رفته است.

همزمانی هفته اسناد و میراث مکتوب با بازگشایی دوباره جریان آب در زاینده‌رود، فرصتی برای بازخوانی این پیشینه تاریخی و فرهنگی فراهم کرده است؛ فرصتی برای آنکه زاینده‌رود نه صرفاً به‌عنوان یک مسئله زیست‌محیطی معاصر، بلکه به‌مثابه بخشی از میراث تاریخی و مکتوب ایران مورد توجه قرار گیرد.

در همین چارچوب، خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در گفت‌وگویی با شعله وحدت‌پور، اصفهان‌پژوه و دکترای مرمت بناهای تاریخی، کوشیده است نسبت زاینده‌رود با میراث مکتوب، منابع تاریخی و حافظه فرهنگی شهر اصفهان را از منظر اسناد و متون تاریخی مورد بررسی قرار دهد.

زاینده‌رود در آینه میراث مکتوب؛ از جغرافیای تاریخی تا حافظه تمدنی اصفهان

در آغاز بفرمایید زاینده‌رود را از منظر میراث مکتوب و تاریخی چگونه تعریف می‌کنید و چه جایگاهی برای آن در تاریخ اصفهان قائل هستید؟

اگر بخواهم از بنیان سخن بگویم، زاینده‌رود را باید مهم‌ترین عنصر طبیعی جلگه اصفهان در بستر فلات مرکزی ایران دانست؛ فلاتی که بن‌مایه اقلیمی آن خشک و نیمه‌خشک است. در چنین اقلیمی، حضور رودخانه‌ای دائمی با دبی قابل‌توجه، نه‌فقط یک امکان زیستی، بلکه نوعی «معجزه جغرافیایی» به‌شمار می‌آید. این رودخانه در طول حیات تاریخی خود، تجربه زیستی، الگوی شهرنشینی، نظام معیشتی، سازمان فضایی و حتی فرهنگ عمومی شهر اصفهان را شکل داده و هدایت کرده است.

اهمیت زاینده‌رود را زمانی بهتر درمی‌یابیم که به منابع مکتوب مراجعه کنیم. بخش عمده شناخت ما از سازمان فضایی اصفهان در دوره‌های مختلف، متکی بر سفرنامه‌ها، کتب تاریخی، جغرافیایی و در دوره‌های متأخرتر، عکس‌های تاریخی است. این اسناد، نه‌تنها توصیف‌کننده سیمای کالبدی شهر هستند، بلکه شیوه تعامل مردم با رودخانه، نظام بهره‌برداری از آب، آیین‌ها و حتی مناسبات قدرت را نیز ثبت کرده‌اند. از این منظر، زاینده‌رود در میراث مکتوب ما حضوری پررنگ و چندلایه دارد.

زاینده‌رود در آینه میراث مکتوب؛ از جغرافیای تاریخی تا حافظه تمدنی اصفهان

اگر به دوره پیشاصفوی بازگردیم، تصویر زاینده‌رود در منابع چگونه ترسیم شده است؟

برای تحلیل دقیق‌تر، می‌توانیم سازمان فضایی اصفهان را در دو مقطع کلی بررسی کنیم: پیشاصفوی و صفوی. در دوره پیشاصفوی، گزارش‌هایی مانند آنچه ابن‌حوقل در قرن چهارم هجری قمری ارائه می‌کند، اهمیت ویژه‌ای دارند. او از دو سکونتگاه «جی» و «یهودیه» نام می‌برد و توضیح می‌دهد که این مراکز جمعیتی با فاصله‌ای قابل‌توجه، حدود چهار کیلومتر، از زاینده‌رود استقرار یافته بودند.

این فاصله تصادفی نیست. منابع نشان می‌دهند که توسعه شهری عمدتاً در شمال رودخانه متمرکز بوده که به عواملی چون شیب زمین، جنس خاک و شرایط مناسب‌تر استقرار بازمی‌گردد. فاصله میان سکونتگاه‌ها و رودخانه، با باغ‌ها، بیشه‌ها و اراضی کشاورزی پر می‌شد. زاینده‌رود با دبی مناسب خود، این اراضی را سیراب می‌کرد و در واقع شریان حیاتی نظام کشاورزی منطقه بود. بنابراین در این دوره، شهر با رودخانه فاصله دارد، اما معیشت شهر به‌طور کامل به آن وابسته است.

از سوی دیگر، رودخانه تأمین‌کننده نیروی محرکه آسیاب‌ها نیز بوده است. منابع تاریخی، از جمله متون جغرافیایی و بعدها سفرنامه‌های دوره صفوی و قاجار، به وجود آسیاب‌هایی در امتداد زاینده‌رود اشاره می‌کنند. شاردن نیز در توصیف خود، به انواع آسیاب‌های فعال در مسیر رودخانه پرداخته است. این آسیاب‌ها، علاوه بر کارکرد اقتصادی، بخشی از چشم‌انداز صنعتی شهر را شکل می‌دادند.

در چنین شرایطی که شهر از رودخانه فاصله داشت، تأمین آب شرب چگونه صورت می‌گرفت؟

این پرسش را ناصر خسرو در سفرنامه خود به‌خوبی پاسخ داده است. او در سال ۴۴۴ هجری قمری، هم‌زمان با دوره سلجوقی، از اصفهان دیدن می‌کند و آن را شهری بر هامون، با آب‌وهوایی خشک و چهار فصل توصیف می‌کند. نکته مهم در گزارش او، اشاره به منابع آب زیرزمینی است. او می‌نویسد که با حفر چاه در عمق حدود ۱۰ گز، به آبی سرد و گوارا دست می‌یابند.

این گزارش نشان می‌دهد که نفوذ آب زاینده‌رود در سفره‌های زیرزمینی، منبعی پایدار برای تأمین آب شرب فراهم کرده بود. بنابراین ساکنان شهر ترجیح می‌دادند در فاصله‌ای از رودخانه سکونت کنند و آب مورد نیاز خود را از طریق چاه‌ها و منابع زیرزمینی تأمین کنند، در حالی که آب سطحی رودخانه عمدتاً برای کشاورزی و باغداری استفاده می‌شد.

در این میان، شبکه «مادی‌ها» به‌عنوان یکی از کهن‌ترین نظام‌های مدیریت آب در ایران، نقشی کلیدی ایفا می‌کرد. این شبکه که ریشه در دوره‌های پیش از اسلام دارد، آب زاینده‌رود را به شاخه‌های متعدد تقسیم و در سطح شهر و اراضی پیرامونی توزیع می‌کرد. مادی‌ها نه‌تنها باغ‌ها و مزارع را سیراب می‌کردند، بلکه آب مورد نیاز بناهای عمومی، محلات، خانه‌ها و حتی فضاهای آیینی را تأمین می‌کردند.

نظام تقسیم آب در این ساختار چگونه مدیریت می‌شد؟

ما با یک نظام حقوقی و مدیریتی بسیار دقیق مواجه هستیم که تا دوره قاجار نیز استمرار داشت. مفهوم «حقابه» در این نظام اهمیت بنیادین دارد. هر محله، هر باغ و هر زمین کشاورزی، بر اساس موقعیت، جمعیت و نیاز خود، سهم مشخصی از آب داشت. این سهمیه‌ها در اسناد ثبت می‌شد و نسل به نسل منتقل می‌گردید.

این نظام مدیریت آب، علاوه بر کارکرد فنی، واجد بُعد حقوقی و اجتماعی نیز بود. نظم اجتماعی شهر تا حد زیادی به رعایت همین حقوق وابسته بود. در واقع، زاینده‌رود نه‌تنها یک پدیده طبیعی، بلکه محور یک نظام پیچیده حقوقی و اجتماعی محسوب می‌شد.

با انتقال پایتخت به اصفهان در دوره صفوی، چه تحولاتی در نسبت شهر و رودخانه رخ داد؟

دوره صفوی نقطه عطفی در تاریخ اصفهان است. هرچند در دوره‌های آل‌بویه و سلجوقی نیز اصفهان پایتخت بوده، اما مقیاس جمعیتی و سیاسی دوره صفوی قابل مقایسه با ادوار پیشین نیست. برخی منابع از جمعیتی بین ۷۰۰ هزار تا یک میلیون نفر سخن می‌گویند که جهشی کم‌سابقه در تاریخ شهرنشینی ایران است.

این افزایش جمعیت، همراه با تحولات سیاسی، اقتصادی و مذهبی، ساختار شهر را دگرگون کرد. انتقال ارامنه به جلفا، جابه‌جایی زرتشتیان، ایجاد محلات جدید مانند عباس‌آباد و توسعه محور چهارباغ، همگی نیازمند بازتعریف نظام آبرسانی بودند. در این دوره، دولت صفوی با حفظ محوریت زاینده‌رود، به ساماندهی مجدد شبکه مادی‌ها پرداخت تا بتواند پاسخگوی نیازهای جمعیت جدید باشد.

یکی از مهم‌ترین تحولات این دوره، گسترش شهر به سمت جنوب رودخانه است. اگر در دوره‌های پیشین، تمرکز عمدتاً در شمال بود، در دوره صفوی با ایجاد پل‌های متعدد، ارتباط میان شمال و جنوب تقویت شد و اصفهان از شهری در فاصله با رودخانه، به شهری رودخانه‌ای بدل گشت؛ شهری که زیرساخت‌های کالبدی و انسانی آن در پیوند مستقیم با رودخانه تعریف می‌شود.

پل‌ها در این میان چه نقشی ایفا کردند؟

پل‌ها صرفاً سازه‌های ارتباطی نبودند، بلکه عناصر چندکارکردی در ساختار شهری صفوی به‌شمار می‌رفتند. پیش از صفویه، پل شهرستان و پل مارنان وجود داشتند که ریشه‌هایی کهن‌تر داشتند. اما در دوره صفوی، با احداث پل‌هایی چون سی‌وسه‌پل، خواجو و پل جویی، مفهوم پل ارتقا یافت.

سی‌وسه‌پل، علاوه بر اتصال محور چهارباغ، فضایی برای تعامل اجتماعی و برگزاری آیین‌ها بود. پل خواجو، علاوه بر کارکرد ارتباطی، یک پل-سد محسوب می‌شد؛ با بستن دریچه‌های آن، سطح آب بالا می‌آمد و در محدوده سعادت‌آباد، امکان قایقرانی برای خاندان سلطنتی فراهم می‌شد. پل جویی نیز ارتباط بخش‌های سلطنتی شمال و جنوب را برقرار می‌کرد و کارکردی نیمه‌خصوصی داشت.

این تنوع کارکرد نشان می‌دهد که زاینده‌رود در دوره صفوی، به بستری برای بازنمایی قدرت، تفریح، آیین و زندگی روزمره بدل شده بود.

آیا می‌توان گفت زاینده‌رود در شکل‌گیری اقلیم شهری اصفهان نیز نقش داشته است؟

بی‌تردید. زاینده‌رود و شبکه مادی‌ها، کریدورهای تنفسی شهر بودند. عبور آب در میان باغ‌ها و نهرها، رطوبت نسبی هوا را افزایش می‌داد و اقلیم خشک منطقه را تلطیف می‌کرد. همین امر سبب شده بود که در اصفهان، برخلاف بسیاری از شهرهای کویری ایران، استفاده از بادگیر چندان رواج نداشته باشد.

اصفهان در دوره‌های مختلف، به‌عنوان باغ‌شهر شناخته می‌شد. ترکیب آب، پوشش گیاهی و جریان هوا، شرایطی ایجاد می‌کرد که سلامت عمومی شهروندان نیز تحت تأثیر قرار می‌گرفت. این بُعد زیست‌محیطی، در کنار ابعاد کالبدی و اجتماعی، بخشی از هویت تاریخی اصفهان را شکل داده است.

در حوزه میراث ناملموس، چه آیین‌ها و سنت‌هایی با زاینده‌رود پیوند خورده‌اند؟

سفرنامه‌ها و متون تاریخی، اطلاعات ارزشمندی درباره آیین‌های مرتبط با زاینده‌رود ارائه می‌دهند. یکی از این آیین‌ها، جشن آب‌پاشان یا آبریزان است که در ابتدای تابستان برگزار می‌شد. بنا بر گزارش‌هایی چون دلاواله، در این جشن، فارغ از موقعیت اجتماعی، مردم با لباس‌های یکسان گرد هم می‌آمدند و به یکدیگر آب می‌پاشیدند.

اسکندر بیگ ترکمان نیز به علاقه شاه عباس به این جشن اشاره می‌کند. روایت شده است که شاه گاه با پوششی ساده و بی‌تکلف در این مراسم شرکت می‌کرد و زنان از فراز پل‌ها نظاره‌گر بودند. جشن گل‌سرخی نیز از دیگر آیین‌هایی است که در کنار زاینده‌رود برگزار می‌شد؛ جشنی همراه با موسیقی، رقص و پرتاب گل که جلوه‌ای از همبستگی اجتماعی را به نمایش می‌گذاشت.

این آیین‌ها نشان می‌دهد که زاینده‌رود صرفاً یک منبع آب نبود، بلکه صحنه‌ای برای بروز و بازتولید فرهنگ جمعی شهر محسوب می‌شد.

زاینده‌رود در آینه میراث مکتوب؛ از جغرافیای تاریخی تا حافظه تمدنی اصفهان

در حوزه معیشت و صنایع دستی چه شواهدی در منابع وجود دارد؟

تا اواسط دوره پهلوی دوم، فعالیت‌هایی چون کتان‌شویی، قلمکارسازی و قالیشویی در حاشیه زاینده‌رود جریان داشت. ارنست هولستر در آثار خود، تصاویر و توصیف‌های دقیقی از این فعالیت‌ها ارائه کرده است. او از کارگرانی سخن می‌گوید که در تمام فصول، تا زانو در آب، به شست‌وشوی پارچه‌های کتان مشغول بودند و برای خشک‌کردن آن‌ها از سنگ‌های آسیاب استفاده می‌کردند.

همچنین کارگاه‌های قلمکاری در نزدیکی رودخانه فعال بودند و پارچه‌ها پس از چاپ، در آب زاینده‌رود شسته می‌شدند. در ایام نوروز و دیگر مناسبت‌ها نیز قالیشویی در کنار رودخانه رواج داشت. این فعالیت‌ها، نشان‌دهنده پیوند عمیق رودخانه با اقتصاد شهری و صنایع سنتی اصفهان است.

با توجه به این پیشینه، بازگشایی زاینده‌رود را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

بازگشایی زاینده‌رود، صرفاً یک رویداد زیست‌محیطی نیست، بلکه احیای بخشی از حافظه تاریخی و هویت فرهنگی اصفهان است. زاینده‌رود در اسناد، سفرنامه‌ها و متون تاریخی، حضوری مستمر دارد و هر بار که آب در بستر آن جاری می‌شود، این پیوند تاریخی و فرهنگی نیز احیا می‌شود.

برای ما که در حوزه اسناد و میراث مکتوب فعالیت می‌کنیم، زاینده‌رود یک متن زنده است؛ متنی که در طول قرون، سطر به سطر در سفرنامه‌ها، وقف‌نامه‌ها، اسناد حقابه و خاطرات مردمان این شهر ثبت شده است. بازخوانی این متن، نه‌تنها به فهم گذشته کمک می‌کند، بلکه می‌تواند راهنمایی برای سیاست‌گذاری‌های آینده در حوزه مدیریت آب و حفاظت از میراث فرهنگی باشد.

زاینده‌رود، شریان حیاتی اصفهان در تاریخ بوده و هست. فهم این شریان، بدون مراجعه به میراث مکتوب و اسناد تاریخی، ممکن نیست. امیدوارم این بازگشایی، زمینه‌ای برای توجه عمیق‌تر به این سرمایه تاریخی و فرهنگی فراهم آورد؛ سرمایه‌ای که پاسداشت آن، مسئولیتی مشترک برای جامعه علمی، مدیران شهری و شهروندان است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها