سرویس دینواندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- رضا دستجردی: «مسئله مدرسه» بهقلم نعمتالله فاضلی از جمله آثار انتشارات هوش ناب است که چاپ هفتم آن در سال ۱۴۰۳ به بازار نشر آمد. کتاب که بر مسائل مختلف آموزشوپرورش در ایران متمرکز است، با رویکردی تاریخی، اجتماعی و فرهنگی، آنچه که امروز در کلاسهای درس و مدارس با آن مواجه هستیم را توضیح داده، تحلیل میکند. فاضلی در این کتاب لایههای مختلف نظام آموزشی را یکبهیک کنار میزند و به هریک از کنشگران آن بهطور جداگانه و در ارتباط با هم میپردازد.

کتاب در سه بخش، دانشآموزان، معلمان و مدیران آموزشی را خطاب قرار میدهد. نخست، تبیین میکند که طی چه فرایندهایی معلمان در موقعیت کنونی قرار گرفتهاند و در راه ایفای نقش خود به شیوهای اصیل و ارزشمند با چه موانع و چالشهایی مواجهاند و اینکه در نهایت چه راهی پیش رو دارند و چگونه میتوانند وجودشان را به معنای واقعی محقق کنند و در مسیر ایجاد تحول در زندگی خود و دانشآموزان و جامعه حرکت کنند. فاضلی همچنین با رویکرد تاریخی و فرهنگی، مسئلههای دانشآموزان را در نظام آموزشی بررسی میکند، و نهایتاً در خصوص سیاستگذاریهای آموزشی بحث میکند.
کتاب در پانزده فصل بههمراه یک موخره تدوین شده است. در اثر فاضلی، سرفصلهایی چون مرگ مدرسه یا مرگ سوژه، آموزش و مسئله شهروندی، مسئله معلمی، بههمراه موضوعاتی چون یاددهی و یادگیری در دوره بحران، معلمی بازاندیشانه، سفری به دنیای درون معلم، انشا و معلمی، فرار از مدرسه و نهایتاً مواردی از قبیل بحران بیسوادی در ایران، چرا باید باسواد شویم؟، سواد انتقادی، کدام پداگوژی؟، مسئله آموزش ابتدایی، بومشناسی و مسئله یادگیری، و نهایتاً مسئولیت ما چیست؟ به چشم میخورد. عنوان موخره کتاب نیز «آموزش چشم و معلمان آبروی جامعهاند» نام دارد.
«مسئله مدرسه» یکی از تحلیلهای متفاوت و تأثیرگذار درباره آموزشوپرورش در ایران معاصر است که میکوشد مدرسه را نه یک نهاد بدیهی و حلشده، بلکه یک «مسئله» اجتماعی، فرهنگی و تاریخی بنگرد. فاضلی با بهرهگیری از تجربههای میدانی، فهم انسانشناختی، مطالعههای تطبیقی و خوانش انتقادی نظام مدرسهای، سعی دارد نشان دهد که چرا مدرسه در ایران بهرغم سرمایهگذاریهای گسترده و حضور همهگیرش در زندگی مردم، همچنان درگیر بحرانهای ریشهدار است و از تحقق اهداف پایهای خود بازمانده است.
فاضلی در این کتاب مدرسه را صرفاً «ساختمان» یا «سیستم اداری» نمیداند، بلکه آن را مجموعهای پیچیده از روابط قدرت، سازوکارهای فرهنگی، شیوههای گفتمانی و تجربههای زیسته مینگرد، بههمین دلیل، «مسئله مدرسه» نه فقط نقد کارآمدی نظام آموزشی، بلکه بازاندیشی در معنای مدرسه و کارکردهای آن در جامعه ایرانی است. این انسانشناس بر این باور است که مدرسه ایرانی گرفتار نوعی «گسست» میان اهداف رسمی و تجربههای روزمره شده، درحالیکه مدرسه قرار است محلی برای رشد، خلاقیت، جامعهپذیری و یادگیری باشد. بهدیگر سخن، مدرسه در عمل اغلب به نهادی بدل شده که دانشآموز را در چارچوبهای سخت، امتحانمحور و حافظهمحور محدود میکند. او این وضعیت را نه محصول کمبود منابع، بلکه نتیجه «بازتولید فرهنگی» میداند که در آن، مجموعهای از هنجارها و ارزشها، مدرسه را به بازوی اجرایی یک نظم کهنه تبدیل کرده است.
در «مسئله مدرسه»، مدرسه در قالب مسئلهای چندلایه بدین قرار معرفی میشود؛ مسئله فرهنگی: مدرسه هنوز نتوانسته با سبک زندگی جدید و نیازهای جامعه در حال تغییر هماهنگ شود؛ مسئله اجتماعی: فاصله میان تجربه مدرسه و تجربه واقعی زندگی دانشآموزان روزبهروز بیشتر شده است؛ مسئله آموزشی: فقدان روشهای مبتنی بر یادگیری فعال، مشارکت، نقد و گفتوگو؛ مسئله ساختاری: تمرکز شدید، بوروکراسی گسترده و مقاومت ساختار در برابر تغییر. فاضلی با بهرهگیری از این مسائل، مدرسه را نه صرفاً یک نهاد ناکارآمد، بلکه نهادی بحرانزده با ریشههای تاریخی و فرهنگی پیچیده توصیف میکند.
مولف همچنین از تجربههای زیسته و مشاهدههای میدانی بهره میگیرد. فاضلی با زبانی شفاف و روایتی نزدیک به ادبیات انسانشناسی، نمونههای مختلفی از تجربه دانشآموزان، معلمان و حتی والدین را در متن میآورد و نشان میدهد که مدرسه چگونه در جزئیات زندگی روزمره حضور دارد. وی همچنین میکوشد تا پیوند میان مدرسه و جامعه را روشن کرده، نشان دهد که چگونه ارزشها، ترسها، امیدها و ساختارهای جامعه در مدرسه بازتاب مییابند و مدرسه چگونه در بازتولید یا تغییر آنها نقش دارد.
فاضلی به نقد گفتمان رسمی آموزش و نظام برنامهریزی درسی نیز پرداخته و معتقد است این گفتمان، دانش را در قالب بستههای استاندارد، قابل ارزیابی و ازپیشتعریفشده میبیند. بهباور وی، این گفتمان، مدرسه را از ماهیت خلاقانه و انسانیاش تهی کرده و آن را به سازمانی برای انضباط، کنترل و یکسانسازی تبدیل کرده است. از منظر مولف، تا زمانی که گفتمان آموزشی تغییر نکند و مدرسه بهعنوان فضای تجربهکردن، کشفکردن و زیستن دوباره تعریف نشود، هرگونه اصلاح ساختاری یا برنامهای سرنوشتی مشابه برنامههای گذشته خواهد داشت.
مولف بحث از آینده مدرسه در عصر دیجیتال و تغییرات اجتماعی را نیز از قلم نینداخته است. فاضلی در این خصوص، به این مهم میپردازد که مدرسه در شکل فعلی خود چگونه امکان رقابت با جهان دیجیتال را دارد، یا آیا مدرسه توانایی دارد کودکان را برای آیندهای نامعلوم آماده کند، نیز نسبت مدرسه با سوادهای جدید چیست؟ پاسخ فاضلی، بر ضرورت «بازتعریف مدرسه» استوار است که نه صرفاً مکان آموزش، بلکه محیطی برای زیست فرهنگی، کنشگری، خلاقیت و تعامل باشد.
کلام آخر آنکه به نظر میرسد فاضلی، در قالب گفتمانسازی، مسئله مدرسه را از سطح روزمره به سطح تحلیل اجتماعی و فرهنگی ارتقا داده است، همچنین اثر او با ایجاد زبانی مشترک، به خواننده کمک میکند تا درباره مدرسه با واژگان دقیقتر، عمیقتر و تحلیلیتر سخن بگوید. مولف همچنین نقد امیدبخش را در دستور کار قرار داده، بدین معنا که صرفاً ناقد نیست و ضمن باور به امکان تغییر، بر نقش جامعه در تحول مدرسه تأکید میکند. نهایتاً آنکه فهم تجربه زیسته در قالب روایتهای دقیق و انسانی از زندگی در مدرسه، کتاب را خواندنی و قابل لمس میکند.
«مسئله مدرسه» در ۲۹۶ صفحه بههمت انتشارات هوش ناب منتشر شده است.
نظر شما