سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، طاهره مهری- اوپک(سازمان کشورهای صادرکننده نفت) یکی از سازمانهای فرا ملی در جهان است که اعضای آن با اتکا به اقتصاد نفتی و تولید نفت خود به دنبال نقشآفرینی موثر و سودمند در بازارهای جهانی هستند؛ سازمانی که در دهههای اخیر با فراز و نشیبهای بسیاری همراه بوده و مشکلات عدیدهای برای رسیدن به همگرایی و وحدت رویه دارد. به دلیل اهمیت نفت در اقتصاد جهانی، این روزها که تنگه هرمز به عنوان گلوگاه دریایی حیاتی برای تجارت جهانی مورد توجه قرار گرفته است، برخی از اعضای اوپک موضع تازهای اتخاذ کردهاند که به این بهانه در این گزارش با نگاهی به کتاب «یادداشتهای فواد روحانی» تاریخچه اوپک را مرور میکنیم.

«سازمان کشورهای صادرکننده نفت / Organization of the Petroleum Exporting Countries» با عنوان اختصاری «اوپک / OPEC»، یک سازمان بین دولتی متشکل از کشورهای الجزایر، ایران، عراق، کویت، لیبی، نیجریه، قطر، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، اکوادور، آنگولا، ونزوئلا و کنگو است. مقر بینالمللی اوپک از بدو تأسیس در سال ۱۳۳۹ در شهر ژنو در کشور سوئیس بود و در سال ۱۳۴۴ به شهر وین در کشور اتریش انتقال یافت.
۱۲ سپتامبر ۱۹۶۰ کشورهای صادرکننده نفت با هدف محافظت از منافع خود با اقدام به تأسیس سازمان واحدی موافقت کردند که به اختصار «اوپک» نامیده شد. این توافق در پایان مذاکرات نمایندگان این کشورها در بغداد حاصل شد.
هدف اصلی این سازمان، آنچنان که در اساسنامه بیان شده، به این شرح است: «هماهنگی و یکپارچهسازی سیاستهای نفت کشورهای عضو و تعیین بهترین راه برای تأمین منافع جمعی یا فردی آنها، طراحی شیوههایی برای تضمین ثبات قیمت نفت در بازار نفت بینالمللی به منظور از بین بردن نوسانات مضر و غیر ضروری؛ عنایت و توجه ویژه به کشورهای تولیدکننده نفت و توجه خاص به ضرورت فراهم کردن درآمد ثابت برای کشورهای تولیدکننده نفت؛ تأمین نفت کشورهای مصرفکننده به صورت کارآمد، مقرون به صرفه و همیشگی؛ و بازده مناسب و منصفانه برای آنهایی که در صنعت نفت سرمایهگذاری میکنند.»
در دهههای اخیر افزایش کشورهای صادرکننده نفت که خارج از این سازمان قرار گرفتهاند رو به افزایش بوده و اوپک مجبور است که برای حفظ بهای نفت خام با آنها که در صدرشان روسیه قرار گرفته است کنار آید. با وجود این، دولتهای عضو اوپک که سران برخی از آنها وابستگیهای خارجی دارند با سایر اعضای این سازمان هماهنگی کامل ندارند.
این سازمان در راستای دفاع در مقابل سیاست استثماری شرکتهای بزرگ نفتی مشهور به «هفت خواهران» که به دلیل در اختیار داشتن تکنولوژی تولید نفت و تسلط بر شبکه حمل و نقل نفت خام، از افزایش قیمت نفت جلوگیری میکردند و ارزش آن را به صورت مصنوعی در بازار پایین نگه میداشتند، به پیشنهاد ونزوئلا در سال ۱۳۳۹ طی جلسهای در بغداد با حضور نمایندگان کشورهای ایران، عربستان، ونزوئلا، کویت و عراق تأسیس شد.
اوپک در دهه نخست عمر خویش سعی در تداوم بقا و در دهه دوم سعی در تأثیرگذاری بر بازار نفت و اعاده حقوق کشورهای تولیدکننده داشت. همچنین اوپک با افزایش وحدت نظر اعضایش، توانسته است تأثیرات مثبتی در جهت جلوگیری از سقوط ناگهانی و نیز افزایش انفجاری قیمت نفت داشته باشد.
زبان رسمی اوپک انگلیسی است، هرچند که زبان رسمی اکثر کشورهای عضو این سازمان عربی است و انگلیسی تنها در نیجریه زبان رسمی شمرده میشود. هفت عضو فعلی اوپک از میان کشورهای عرب هستند، زبان رسمی اکوادور و ونزوئلا اسپانیایی است، زبان رسمی آنگولا پرتغالی و زبان رسمی ایران فارسی است. حق عضویت در اوپک سالانه ۵ میلیون دلار است و تنها کشورهای صادرکننده نفت میتوانند عضو این سازمان باشند.
تشکیل سازمان اوپک در اوایل دهه ۱۹۶۰ سبب شد تا کشورهای صادرکننده نفت جهان سوم برای چندین دهه با اتکا به قدرت سازماندهی شده خود از نقش موثرتری نسبت به گذشته برخوردار شوند. با فروپاشی نظام دو قطبی جهانی و حذف فشارهای ناشی از این نظام و عدم استقرار نظامی جانشین، انتظار میرفت تا اعضای سازمان اوپک با اتکا به قدرت تولید نفت خود، برخورداری از ذخایر عمده انرژی جهان و نیاز روزافزون جوامع صنعتی و کشورهای در حال توسعه برای دستیابی به اصلیترین حامل انرژی جهان، به وزنههای سیاسی قابل توجهی در نظام بینالملل تبدیل شوند.

ونزوئلا اولین کشوری بود که با نزدیک شدن به ایران، عراق، کویت و عربستان سعودی در سال ۱۹۴۹ و ارائه این پیشنهاد که آنها به تبادل نظر بپردازند و برای برقراری روابط نزدیکتر و همیشگی بین خود راههای جدیدی کشف کنند، در راستای تأسیس سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) گام برداشت. در سپتامبر ۱۹۶۰، دولت عراق کشورهای ایران، کویت، عربستان سعودی، و ونزوئلا را به اجلاسی در بغداد دعوت کرد تا در مورد کاهش قیمت مواد خام تولید شده توسط کشورهای متبوع خود به مذاکره بپردازند. در نتیجه این مذاکرات، اوپک با هدف یکپارچهسازی و هماهنگ کردن سیاستهای ناظر بر نفت کشورهای عضو تأسیس شد. ایران، عراق، کویت، عربستان سعودی و ونزوئلا اعضای اولیه اوپک بودند.
دکتر فوأد روحانی از ایران اولین دبیرکل اوپک بود که بالاترین مرجع اجرایی اوپک به شمار میرفت و به مدت چهار سال این سمت را برعهده داشت.
کتاب «یادداشتهای فؤاد روحانی» با عنوان فرعی «ناگفتههایی درباره سیاست نفتی ایران در دهه پس از ملی شدن» به عنوان نخستین دبیرکل سازمان کشورهای صادرکننده نفت اوپک با کوشش غلامرضا تاجبخش و فرخ نجمآبادی از سوی نشر نی منتشر شد.
فراز و نشیب نفت با تکیه بر یادداشتهای دبیرکل ایرانی اوپک
این کتاب از ۲۰ فصل و سه پیوست تشکیل شده که عنوانهای برخی از این سرفصلها عبارتند از: «ایجاد سازمان کشورهای صادرکننده نفت و شکلگیری آن»، «قطعنامه سهگانه اوپک»، «کشورها در تلاش اجرای قطعنامهها و ایستادگی سرسختانه شرکتها»، «ادامه تلاش کشورهای عضو اوپک»، «مذاکرات فواد روحانی با شرکتهای نفتی»، «مذاکره کنسرسیوم روحانی در نیویورک در آبان ۱۳۴۲»، «ارزیابی پیشنهاد کنسرسیوم» و «تبادل نظرشاه با وزیر نفت عربستان سعودی».
سایر عناوین فصلها شامل موضوعهای زیر است: «جلسه مشورتی بیروت در آذر ۱۳۴۲»، «مذاکرات در پشت درهای بسته»، «ایران بر سر دو راهی»، «مذاکره رضا فلاح در لندن و نتایج آن»، «مواضع شرکتهای نفتی و دولتهای ذینفع در آستانه کنفرانس ریاض»، «جلسه تکمیلی کنفرانس پنجم اوپک در ریاض»، «مذاکرات هیات سه نفری اوپک با شرکتها»، «استعفای اسدالله علم و نخستوزیری حسنعلی منصور»، «جلسه مشورتی فروردین ۱۳۴۳ در ژنو»، «کنفرانس ششم اوپک در ژنو»، «گفتوگوهایی که به حذف قطعنامه۳۳ از دستور مذکرات اوپک انجامید»، «مذکرات ایران و کنسرسیوم برای تنظیم قرارداد الحاقی».
در پشت جلد کتاب آمده است: «اوپک در سال ۱۹۶۰ میلادی تاسیس شد و فؤاد روحانی در دومین کنفرانس(فوریه ۱۹۶۱) به دبیرکلی آن برگزیده شد. یادداشتهای او شامل مسائلی است که در فاصله چهارمین کنفرانس (خرداد ۱۳۴۱) و نشست مشورتی فروردین ۱۳۴۳ که هر دو در ژنو برگزار شد، اتفاق افتاد.»
سازمان اوپک؛ مقابله دستهجمعی با اقدامهای خودسرانه شرکتهای نفتی
ویراستار در مقدمه کتاب درباره چگونگی دستیابی به یادداشتهای فؤاد روحانی مینویسد: «اوراق شخصی روحانی در اوایل سال ۱۳۸۵ یعنی نزدیک به سه سال پس از درگذشت آن زندهیاد در یک کارتن سنگین وزن در آمریکا به دستم رسید.» (ص ۱۴)
«نوشتهها حاکی است که در نتیجه پیگیریهای مستمر دبیرکل که در سالهای اولیه از حمایت بیدریغ همه کشورهای عضو بهرهمند بود، شرکتهای نفتی پس از مدتی سرسختی، در وضعی قرار گرفتند که هیچ راهی جز آن نداشتند که در پاییز سال ۱۳۴۲(۱۹۶۳) با او بر سر میز مذاکره بنشینند.»(همان)
فصل نخست «ایجاد سازمان کشورهای صادرکننده نفت و شکلگیری آن» نام دارد که به چگونگی شکلگیری سازمان نفتی اوپک اشاره میکند. در این بخش میخوانیم: «بنا به دعوت طلعت شیبانی، وزیر نفت عراق، در روز ۱۴ سپتامبر ۱۹۶۰ (۲۳ شهریور۱۳۳۹) نمایندگانی از طرف چهار کشور عمده صادرکننده نفت، عربستان سعودی، ونزوئلا، کویت و ایران به بغداد رفتند و همراه با نمایندگان عراق برای بررسی نحوه مقابله دستهجمعی با اقدامهای خودسرانه شرکتهای نفتی دست به کار شدند و بدینترتیب سازمانی به نام «سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک)» موجودیت یافت.» (ص ۳۹)
«قطعنامههای سهگانه اوپک» عنوان فصل دوم است که بخشی از صفحات این فصل به انتقاد از برخی سیاستهای نفتی مصدق ارتباط دارد. در این باره آمده است: «ایرج امینی در کتاب «بر بال بحران» که درباره زندگی سیاسی پدرش دکتر علی امینی نگاشته نقل میکند که امینی در بازگشت دکتر محمد مصدق از سفر لاهه به دیدار او رفته و درباره مشکلات نفت و راهحلهای ممکن تبادل نظر کرده بودند. امینی به دکتر مصدق توصیه کرده بود بهتر است سعی کند خودش مساله نفت را حل کند. چون، بنا به گفته امینی در همین مذاکره با دکتر مصدق، «جانشین شما در حالت ضعف نمیتواند نتیجهای که شما میگیرید به دست آورد.» (ص ۵۸)

پیام شاه به سفیر آمریکا؛ ایران دنبال ماجراجویی در نفت نیست!
فصل سوم با عنوان «کشورها در تلاش اجرای قطعنامهها و ایستادگی سرسختانه شرکتها» به اقدامات کشورهای عضو اوپک میپردازد و مینویسد: «پس از تاسیس اوپک، شرکتهای بینالمللی نفتی که منافع خود را در خطر میدیدند در همه کشورهای عضو اوپک دست به اقداماتی مبنی بر «صلاح اندیشی» اما توام با تطمیع و تهدید و ارعاب زدند تا آنها را از ادامه شرکت در اوپک منصرف کنند. این اقدامات به ویژه متوجه ایران بود چون از یک طرف ایران بعد از ملی شدن نفت بین کشورهای تولیدکننده نفت اهمیت خاصی داشت و از طرف دیگر دبیر کل اوپک ایرانی بود.» (ص ۶۶)
فصل چهارم با عنوان «ادامه تلاش کشورهای عضو اوپک» در مقابل اقدامهای کشورهای صادرکننده نفت با اشاره به حضور دیپلماتهای آمریکایی آورده است: «سفیر ایالات متحده آمریکا در تهران، جولیوس هولمز، در گزارش ۷ فوریه ۱۹۶۳(۱۸بهمن ۱۳۴۱) به واشنگتن، از مذاکرهای پرده برمیدارد که شاه ایران در ۴ فوریه ۱۹۶۳ (۱۸ بهمن ۱۳۴۱) با او داشته و خطوط اصلی سیاست ایران در اوپک را به طور شفاف برای او تشریح کرده است. هولمز در این تلگراف مینویسد: «شاه میخواست مرا مطمئن سازد که ایران به دنبال ماجراجویی نیست، زیرا درس تلخ دوران مصدق را به خاطر دارد.» (ص ۸۱)
«مذکرات فواد روحانی با شرکتهای نفتی» در فصل پنجم تشریح شده، به طوری که در این رابطه میخوانیم: «شرکتهای نفتی پس از حدود یک سال مقاومت در برابر خواستههای عضو اوپک برای گفتوگو درباره اجرای قطعنامههای اوپک به رغم کوششهایی که با توسل به راهها و ترفندهای مختلف برای منصرف ساختن کشورها به کار بردند، سرانجام راه دیگری جز این ندیدند که درباره انکار موجودیت اوپک و بیاعتبار دانستن مصوبات آن کوتاه بیایند.» (ص ۹۹)

پیشبینی سفیر انگلیس از مذاکرات نفتی
فصل ششم «مذاکره کنسرسیوم و روحانی در نیویورک در آبان ۱۳۴۲» نام گرفته و با اشاره به حضور پیدا و پنهان دیپلماتهای انگلیسی آمده است: «سردنیس رایت که جزئیات مذاکره لندن و نیویورک را در تهران پیگیری میکرد به درستی پیشبینی کرده بود که مذاکرات با بنبست مواجه خواهد شد. او شکی نداشت که گزارش پایان مذاکرات روحانی به شاه و نخستوزیر منفی خواهد بود و یقینا عوارض نامطلوبی به بار خواهد آورد.» (ص ۱۱۷)
«ارزیابی پیشنهاد کنسرسیوم» نام فصل هفتم کتاب است که اشاره به گرایشهای انگلیسمآبانه اسدالله علم دارد که در این زمان نخستوزیری پهلوی دوم را به عهده دارد. از زبان دبیرکل اوپک درباره نگرانیهای علم از عملکرد اوپک میخوانیم: «روحانی درباره گزارش جریان مذکرات در دیدار با اسدالله علم نوشته است: «نتیجه مذکرات را به طور خلاصه برایش گفتم. گفت: خیلی نگران بودم که شما دیر به تهران برسید و میخواستم هم امروز تلگراف کنم که ژنو نمانید و بیایید چون سفیر انگلیس هر روز به من مراجعه میکند و میخواهیم بدانیم در کنفرانس ریاض چه بکنیم.» (ص ۱۲۷)
فصل هشتم به «تبادل نظرشاه با وزیر نفت عربستان سعودی» اختصاص دارد که باز هم به حضور زیرکانه سفیر انگلیس در میان مذاکرات نفتی اشاره میکند و مینویسد: «پیش از ورود یمانی به تهران، سردنیس رایت خبر سفر خود را به لندن گزارش کرده چنین نوشت: علم نخستوزیر از من خواسته بود امروز عصر به منزل او تلفن بزنم. منظور او از تماس با من این بود که میخواست از جریانات مطلع باشد و توجیه شود در مذاکرات دیرهنگامی که قرار است امشب با شاه و روحانی داشته باشد و درباره خطوط اساسی مذاکره با یمانی تصمیمگیری کند، او چه باید بگوید.» (ص ۱۳۹)
زنگ خطر اوپک برای شرکتهای نفتی به صدا درآمد
فصل نهم با عنوان «جلسه مشورتی بیروت در آذر ۱۳۴۲» به رویکرد اوپک و اخطار به شرکتهای نفتی پرداخته است. در این بخش میخوانیم: «بلافاصله پس از پایان گرفتن جلسه مشورتی اوپک در بیروت، مصوبات آن سریعا در صدر مهمترین اخبار عمده جهان قرار گرفت و زنگ خطر را در محافل نفتی جهان به صدا درآورد. دبیرکل اوپک پیام صریح و روشنی از جانب همه کشورهای عضو برای شرکتهای نفتی فرستاده بود. پیشنهاد شرکتها مردود شده و او دیگر مجاز نیست با شرکتها مذاکره کند.» (ص ۱۵۵)
«مذکرات در پشت درهای بسته» در فصل دهم مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. در این باره میخوانیم: «شاه با اسدالله علم هم عقیده نبود و به ماندن در سازمان اوپک و ادامه رهبری ایران در این سازمان دلبستگی داشت. نخستوزیر امید چندانی نداشت بتواند شاه را به آسانی به قبول راه حل مورد نظرش که در واقع مقدمهای برای اخلال در روابط با کشورهای عربی عضو اوپک و گسستن از آنها تلقی میشد، آماده سازد.» (ص ۱۶۸)
فصل یازدهم «ایران بر سر دو راهی» نام دارد که با اشاره به یاداشتهای منوچهر فرمانفرماییان آمده است: «کنفرانس ریاض که برای دوشنبه ۲/۱۰/۴۲ پیشبینی شده بود، نزدیک میشد چندان که جراید به آن اشاره کردند در این کنفرانس قرار بود که دولتهای صادرکننده نفت برای گرفتن حقوقی که اوپک به آن نرسیده بود، اقدام جدی موثری کرده و یک طرفه اقدام علیه شرکتهای نفتی بکنند.» (ص ۱۸۰)
گریه وطاری از سازش پنهانی ایران و عربستان با شرکتهای نفتی
«مذاکره رضا فلاح در لندن و نتایج آن» عنوان فصل دوازدهم کتاب است که به برخی فعالیتهای رضا فلاح درباره مذاکرات نفتی با لندن اشاره میکند و مینویسد: «اظهارات رضا فلاح پس از شرکت در جلسه اعضای کنسرسیوم در لندن به این قرار تشریح شده است: «گرچه شاه علاقهمند به عضویت در اوپک نیست اما خروج از اوپک برای او مقدور نیست، زیرا نگران است که اعراب او را متهم کنند که آلت دست امپریالیستها شده است.» (ص ۱۹۲)
عنوان فصل سیزدهم «مواضع شرکتهای نفتی و دولتهای ذینفع در آستانه کنفرانس ریاض» است که به نقش اوپک در تهدید امتیازهای نفتی در خاورمیانه پرداخته و آورده است: «شرکتهای نفتی دولتهای انگلستان و آمریکا در روزهای پایانی سال ۱۹۶۳ آشکارا نگران تصمیماتی بودند که در جلسه تکمیلی کنفرانس پنجم اوپک در ریاض علیه شرکتها گرفته شود. وزارتخانههای امور خارجه آمریکا و انگلیس برای مقابله احتمالی با این (وضع وخیم و خطرناک) و اقداماتی که در صورت ضرورت باید بهطور مشترک انجام گیرد، بهطور مرتب تبادل نظر میکردند.» (ص ۲۰۳)
فصل چهاردهم با عنوان «جلسه تکمیلی کنفرانس پنجم اوپک در ریاض» است و در آن دیدارِ بین وطاری و روحانی پیش از جلسه تکمیلی چنین توصیف شده است: «برخورد بسیار تاثرانگیزی داشتیم. او بعد از آنکه با آغوش باز پیش آمد، من لازم دیدم او را بیدرنگ از نظر دولت ایران مطلع کنم و گفتم ما ماموریت داریم نسبت به پیشنهاد شرکتها اظهار موافقت بکنیم. ایشان گفتند پس آن پیام شاه که در بیروت به ما ابلاغ کردید چه بود؟ و به شکل تعجبآوری به گریه افتاد و گفت نمیدانم چهطوری این مطلب را به دولتم اطلاع دهم.» (ص ۲۱۷)
رفت و آمدهای موشکافانه رضا فلاح به لندن
«مذاکرات هیات سه نفری اوپک با شرکتها» در فصل پانزدهم این کتاب گنجانده شده و به رفت و آمدهای رضا فلاح اشاره دارد. درباره ماموریت فلاح در لندن میخوانیم: «روحانی در یادداشت ۱۵ اسفند ۱۳۴۲ (۵مارس) به نقل از برادرش مسعود[روحانی] که در همان ایام از تهران به ژنو آمده بود، به اختصار نوشته است: «فلاح روز ۱۳ اسفند برای انجام ماموریت محرمانهای از جانب شاه به لندن و آمریکا رفته و شایع است سفر او احتمالا مربوط به کار اوپک است. بررسی اسناد بریتانیا صحت شایعه مزبور را مورد تائید قرار میدهد.» (ص ۲۲۸)
فصل شانزدهم «استعفای اسدالله علم و نخستوزیری حسنعلی منصور» نام دارد و در اینجا روحانی در برخی یادداشتهایش با انتقاد از رویکرد نفتی علم مینویسد: «پس از استعفای اسدالله علم از سمت نخستوزیری و بر روی کار آمدن حسنعلی منصور و قرار گرفتن امیرعباس هویدا به عنوان وزیر دارایی در کابینه، «بیاعتنایی آشکار علم در دوران نخستوزیریاش به سازمان اوپک و فعالیتهای دبیرکل آن (در شرایطی که او از پشتیبانی همه کشورهای عضو بهرهمند بود.) روحانی را به ویژه در چهار ماه تمدید ماموریت دچار بلاتکلیفی و آزردگی خاطر کرده بود.» (ص ۲۳۷)
عنوان فصل هفدهم «جلسه مشورتی فروردین ۱۳۴۳ در ژنو» است که در این فصل پس از رفتن علم و آمدن تیم منصور در صحنه سیاست، یادداشتهای روحانی نیم نگاهی به رویکرد علم در عرصه نفت دارد. در این باره میخوانیم: «از خواندن یادداشتهای فواد روحانی به خوبی استنباط میشود که چه روزهای سختی را در روزهای آخر خدمت در اوپک پشت سر گذاشته است. در حالی که هیچ یک از کشورهای عضو حاضر نبودند پیشنهادهای شرکتها را بپذیرند، ایران تصمیم گرفته بود پیشنهاد را بپذیرد و از دبیرکل هم انتظار داشت کشورهای عربستان سعودی، کویت و قطر را به پیروی از نظریه ایران متقاعد سازد.» (ص ۲۵۲)

خبر روزنامه الاهرام از تاسیس سازمان نفتی اعراب اواپک
«کنفرانس ششم اوپک در ژنو» نام فصل هجدهم است که در آن با اشاره به مقاله روزنامه الاهرام مصر میخوانیم: «حسنین هیکل سردبیر مقاله الاهرام چاپ قاهره در مقالهای نوشت زمینه تشکیل یک سازمان نفتی اعراب اواپک فراهم شده تا در صورت خروج ایران از اوپک سازمان مزبور جانشین آن شود.» (ص ۲۶۷)
فصل نوزدهم به «گفتوگوهایی که به حذف قطعنامه ۳۳ از دستور مذکرات اوپک انجامید» میپردازد که درباره مخالفت عراق و ونزوئلا در یکی از جلسههای اوپک آمده است: «در کنفرانس هفتم اوپک که از ۲۳ تا ۲۸ نوامبر ۱۹۶۴ (۲تا ۷ آذر ۱۳۴۳) در جاکارتا تشکیل شد، عراق، اندونزی و ونزوئلا بر مخالفت خود با پیشنهاد شرکتها همچنان پافشاری میکردند و تنشی شدید در جلسه احساس میشد.» (ص ۲۸۵)
عنوان فصل بیستم «مذکرات ایران و کنسرسیوم برای تنظیم قرارداد الحاقی» است که به ورود هویدا به عنوان وزیر دارایی اشاره میکند و مینویسد: «در شرفیابی روز بعد، ۱۰ دیماه(۳۱ دسامبر)، هویدا، رضا فلاح و فرخ نجمآبادی را برای ادای توضیحات به همراه برد. جلسه نیم ساعت بعد از ظهر در کاخ شهری تشکیل شد. شاه با قیافهای گرفته از هویدا نتیجه مذاکرات لندن را پرسش کرد. هویدا به تفصیل جریان مذاکرات و نظرات هر دو طرف را که چند بار تکرار کرده بودند، به عرض رسانید.» (ص ۲۹۹)
«یادداشتهای فواد روحانی» پژوهشی دست اول درباره تاریخ پرفراز و نشیب نفت در ایران است که برای علاقهمندان به تاریخ و بهخصوص تاریخ نفت خواندنی و قابل تامل است.
نظر شما